محمدحسین باقی
حزب الدعوه اسلامی حزبی شیعی با رویکرد میانه روانه از اسلام است که در سال 1957 در شهر نجف تاسیس شد. اولین گردهمایی این حزب با حضور رهبران آن همچون محمدصالح الدیب، سیدمرتضی عسکری، عبدالصهیب دخیلی، سیدمحمدمهدی حکیم، سیدمحمدباقر حکیم، محمد صدیق القاموسی و سیدطالب الرفاعی تشکیل شد. «بولتن اطلاعاتی خاورمیانه» مینویسد که ریشه این حزب به سال 1920 باز میگردد یعنی زمان یکه مرجعیت شیعه علیه بریتانیاییها با پا خاست و چهرههای مذهبی در جنوب عراق گروهی به نام «جماعت العلما» را تاسیس کردند تا در برابر نیروهای انگلیسی به صورت سازمانیافته عمل کنند. با محدودیتهایی که از سوی دولت بر سر فعالیت این حزب به وجود آمد «حزب الدعوه به صورت سازمانی زیرزمینی اجازه فعالیت یافت» تا اینکه در سال 1957 رسما ابراز وجود کرد. در واقع میتوان گفت حزب الدعوه در طول حیات خود پنج دوره یا مرحله را از سر گذراند. دوره اول، در سایت رسمی حزب آمده است که با کودتای عبدالکریم قاسم در سال 1958 دورهای از بسط فعالیت و توسعه حزب الدعوه شکل گرفت. دوره قاسم دورهای بود که سرکوبگری کمتری علیه این حزب اعمال میشد و لذا آزادی عمل بیشتری در فعالیت به او اعطا شد. پس از اینکه در سال 1963 عبدالسلام عارف در مسند قدرت نشست آزادی احزاب سیاس را محدودتر کرد. این در حالی است که «بولتن اطلاعاتی خاورمیانه» در همین رابطه میگوید عارف از روابط خوبی با نهادهای مذهبی شیعه برخوردار بود چرا که او هم به براندازی قاسم کمک کرده بود. با مرگ او در سال 1966، برادرش عبدالرحمن به تمام احزاب از جمله حزب بعث اجازه فعالیت آزادانه داد.
در این دوره الدعوه دوباره فعالیتهای سازماندهی شده خود را آغاز کرد و به طور مثال توانست تظاهرات 4 هزار نفری دانشجویان را به راه اندازد. در هر حال، به تعبیر بولتن اطلاعات خاورمیانه «عصر طلایی» فعالیت الدعوه در سال 1968 با قدرتگیری حزب بعث به پایان رسید. در دوره دوم، این دوره با قدرتگیری حزب در بعث در سال 1968 آغاز میشود که دورهای که به «عصر وحشت» برای حزب نامبردار شد چرا که در این برهه فشار سختی علیه حزب و رهبران آن وارد آمد. در سال 1970 ارتش، تنها مجله سعی «رسالت الاسلام» متعلق به حزب را بست و بسیاری دیگر از نهادها و موسسات مذهبی (به ویژه موسسات مربوط به الدعوه) را تعطیل کرد.
رژیم بعث که از فعالیت احزاب شیعی بیم داشت در سال 1970 اقدام به دستگیری و زندان بسیاری از اعضای حزب کرده و در واکنش خدمت سربازی را برای حوزویان نیز الزامی کرد. در سال 1973 سازماندهنده تظاهرات دانشآموزی در کربلا یعنی صهیب دخیلی زیر شکنجه جان خود را از دست داد. در سالهای 1974 ـ 75 نیروهای امنیتی حدود 75 نفر از اعضای الدعوه را دستگیر و برخی از سوی دادگاه انقلاب حزب بعث به مرگ محوم شدند. در سال 1975 دولت مراسم عزاداری امام حسین از نجف به کربلا را به دلایل امنیتی لغو کرد. در سال 1977 دول به طور کلی مراسم سالیانه عاشورا را لغو کرد.
در هر حال این دوره، دوره سکون، سرکوب و عصر وحشت برای حزب بود. دوره سوم، با تاثیرپذیری از انقلاب ایران، سران حزب به این باور رسیدند که همانگونه که رژیم شاه ایران ساقط شد آنها هم میتواند رژیم خودکامه عراق را سرنگون سازند. لذا سلسلهای از عملیاتهای براندازانه و مسلحانه (داخلی و خارجی) علیه رژیم آغاز شد. در عرصه داخلی عملیاتهای ترور حزب از جولای 1982 به قصد کشتن صدام آغاز که منجر به درگیری خشونتبار میان محافظان صدام با آنها گردید. ماه بعد (آگوست) حزب الدعوه به وزارت برنامهریزی حمله کرد. در نوامبر 1983 به وزارت دفاع و دفتر فرماندهی استخبارات در منطقه منصور در بغداد یورش برد. در آوریل 1987 به خودروی حامل صدام در موصل حمله کردند که منجر به کشته شدن تنی چند از محافظان صدام شد. در دسامبر 1996 نیز اعضای الدعوه قصد ترور عدی فرزند صدام را داشتند. بر همین اساس بود که رژیم صدام بسیاری از رهبران ارشد حزب را از سال 1982 ـ 1984 اعدام کرد که ضربه سهمگینی بر پیکره الدعوه بود. این حملت زمینهساز تبعید برخی رهبران الدعوه به خارج از کشور شد که عمدتا ایران پایگاه آنها بود.
دوره چهارم، «بولتن اطلاعاتی خاورمیانه» میآورد که بخشی از بدنه الدعوه از دهه 1980 به تدریج به سوی فعالیتهای سیاسی روی آورد. بر همین اساس به «جبهه دموکراتیک ملی» (NDF) مستقر در دمشق که در 28 نوامبر 1980 شکل گرفت پیوست. این حزب به رغم اینکه دفتری در تهران داشت اما در دمشق و برخی پایتختهای اروپایی و نیز برخی کشورهای عربی شعبه با دفتر داشت. در سال 1982 شورای عالی انقلاب اسلامی عراق (در حال حاضر شورای عالی اسلامی عراق) از دل الدعوه از سوی آیتالله محمدباقر حکیمزاده شد. این در حایل است که به رغم اینکه این دو حزب در حال حاضر نزدیکیهای بسیاری دارند اما در عین حال دارای رویکردهای متفاوت هستند. بدین معنا که الدعوه معتقد به ولایت امت (مردم) است در حالی که شورای عالی با الهام از برقراری ارزشها اصول اسلامیف آگاهی سیاسی، مبارزه با کمونیسم و ایجاد یک دولت اسلامی در عراق بود و (هست). دوره پنجم، آغاز حمله آمریکا به عراق در سال 2003، سقوط صدام حسین، بازگشت رهبران الدعوه به عراق و آغاز ثبات و فعالیت سیاسی حزب در صحنه عراق جدید بود.
جدول زمانی فشرده فعالیتهای الدعوه:
1957 سال تاسیس حزب الدعوه
1958 کودتای قاسم و اعمال محدودیت کمتر برای فعالیت حزب
1966 حکومت عبدالرحمن عارف و آزادی بیشتر
1968 کودتای حزب بعث و آغاز دوران وحشت در عراق و به اغما رفتن احزاب سیاسی و زیرزمینی شدن فعالیتهای سیاسی. در این دوره حزب نیز به ترور رهبران حزب بعث از جمله صدام مبادرت ورزیدند. به گونهای که 7 بار قصد ترور صدام را داشتند.
1974 دادگاه انقلاب حزب بعث 75 نفر از اعضای حزب بعث را به مرگ محکوم کرد
1979 و با انقلاب ایران شاخه نظامی الدعوه به نام پدر تاسیس شد. با آغاز جنگ ایران و عراق رهبران تبعیدی الدعوه و سایر مخالفان دولت عراق نیز به جرگه مبارزان علیه رژیم صدام پیوستند.
1980 فعالیت الدعوه ممنوع و عضویت در آن مجازات مرگ به همراه داشت. در ماه مارس همین سال 90 نفر از اعضای الدعوه اعدام شدند.
9 آوریل 1980 محمدباقر صدر و خواهرش بنتالهدی به شهادت رسیدند.
1987 الدعوه به خودروی صدا حمله بردند
1996 حمله به جان عدی فرزند صدام
2003 آغاز حمله آمریکا به عراق، سقوط صدام و بازگشت رهبران تبعیدی به عراق جدید. این دوره حزب الدعوه به همراه شورای عالی اسلامی عراق بزرگترین احزاب شیعی بودند که در این کشور در قدرت حضور یافتند
ژانویه 2005 در انتخابات، ابراهیم الجعفری از حزب الدعوه به عنوان نخستوزیر برگزیده شد. در واقع دوران پس از صدام دوران همکاری و ثبات در فعالیت الدعوه و همکاری با آمریکا و نیروهای ائتلاف جهت برقراری امنیت در عراق است.
در سال 2006 نوری المالکی از حزب الدعوه نخستوزیری برگزیده شد که تاکنون در مستند قدرت است.
حزب الدعوه به همراه سایر رهبران کرد و شیعه عراق در دوران پسا صدام همواره در پی برقراری نوعی توازن میان روابط کشورش با آمریکا ـ ایران بود. بر همین اساس بود که مالکی به همراه رهبران کرد چهار دور مذاکره میان ایران ـ آمریکا برگزار کرد تا ثبات در عراق تامین شود. وی در عین حال به دلیل حملات لفظی ایران ـ آمریکا بارها اعلام کرده که اجازه نخواهد داد خاک کشورش برای حمله به سایر کشورها مورد استفاده قرار گیرد. در ماه جاری میلادی (فوریه 2009) نیز حزب الدعوه پیروز انتخابات استانی شد.
سازمان و تشکیلات حزب الدعوه
سازوکار داخلی حزب به شکلی کاملا دموکراتیک است. این حزب از دو بخش تشکیل شده که هر بخش خود متشکل از قسمتهایی چند است.
1ـ کمیته اجرایی ملی (NEC): که عالیترین بخش حزب است و متشکل از 15 عضو است که د کنفرانس دوسالانه حزب برگزیده میشود. مسئولیت های آن: ترسیم سیاستهای کلی، رهبری حزب، برگزاری کنفرانسهای ملی دوسالانه، و مدیریت سازمان داخلی حزب.
2ـ سازمان ملی: این سازمان متشکل از 6 دفتر است: الف) دفتر سیاسی: بخش اصلی حزب است و مسئول برنامهریزی، اجرا و اعلام مواضع سیاسی حزب و سیاستها میشود. (ب) دفتر مالی: وظیفه جمعآوری اعانه و دخل و خرج هزینههای حزب را دارد (ج) دفتر مطبوعاتی: مسئول بیان دیدگاههای حزب و نظارت بر روزنامههای حزب و شبکه تلویزیونی آن است 0د) دفتر روابط عمومی: مسئول روابط عمویم حزب است (و) دفتر سازماندهی و همکاری: که وظیفه هماهنگی و تنظیم کارهای مربوط به سازماندهی استانی را برعهده دارد (ن) دفتر سازمان برونمرزی: که در زمینه ارتباطات خارجی حزب فعال است.
اصول و باورهای حزب
حزب الدعوه اسلامی دارای اصول دهگانهای است که به ترتیب شامل:
1ـ حزبی برای همه عراقیها: در این بند، حزب خود را متعهد به برآورده ساختن آرزوهای عراقیها فارغ از تفاوتهای قومی و مذهبی کرده است.
2ـ مذهب، میانةروی و پیشرفت: اعتقاد به اینکه مذهب موجب برابری و صلح در جامعه است که البته در دوره صدام از سوی گروهی اندک به سخره گرفته شده و دیدگاههای افراطی حاکم شده بود.
3ـ دموکراسی: از آنجا که اعضای حزب خود طعم تبعید و ستم مبارزه را چشیدهاند لذا معنای دموکراسی را به خوبی میفهمند. بر همین اساس است که در این بند به «ولایت امت» شهید محمدباقر صدر اشاره شده و خود را به «فرآیند تاریخی دموکراتیزاسیون» متعهد ساخته و باور دارد که این دموکراسی اولین دموکراسی در دنیای غرب است.
4ـ جامعه مدنی: اعتقاد به اینکه وجود نهادها و سازمانهای غیردولتی و مردمی پایههای جامعه مدنی و دموکراسی در عراق را استوارتر میسازد.
5ـ حقوق شهروندان و تضمین حقوق اساسی آنها: تضمین حقوق اساسی ملت همانگونه که در قانون اساسی ذکر شده است، یعنی: برابری در برابر قانون، حق حیات، امنیت و آزادی، آزادی فکر و انجمن، آزادی تحصیل، کار و بهداشت و...
6ـ دولت و جامعه: اعتقاد به اینکه دولت مسئول تامین امینت و رفاه شهروندان، رعایت ارزشها وایجاد آزادی و محیط دموکراتیک است تا بتوان پیشرفت و توسعه را تضمین کرد.
7ـ فرصت برابر برای همه: چنانکه در ماده 16 قانون اساسی عراق ذکر آن رفته است.
8ـ خانواده و توسعه: اعتقاد به اینکه خانواده رکن اساسی واحد جامعه و نقطه محوری آن است و اسلام بر اهمیت نقش خانوادههای سالم در جامعه تاکید میورزد.
9ـ نقش زنان: اعتقاد به اینکه زنان به صورت برابر میتوانند در حیات سیاسی و اجتماعی جامعه و بازسازی کشور مشارکت داشته باشند. حتی میتوانند مشاغل اجرایی، قانونگذارانه و قضایی نیز داشته باشند.
نگاهی به انتخابات شوراهای استانی عراق
زمانی که طرح امنیتی در ژانویه 2007 در عراق اجرا شد کسی تصور نمیکرد که دو سال بعد (در فوریه 2009) عراق بتواند انتخابات شوراهای استانی خود را در کمال امنیت برگزار کند. واشنگتنپست مینویسد در این انتخابات 2/17 میلیون واجد شرایط بیش از 15 میلیون در انتخابات نامنویسی کردند. براساس آمار سازمان ملل بیش از 14400 نامزد انتخاباتی برای رقابت بر سر 440 کرسی در 14 استان (غیر از کرکوک و سه استان در کردستان عراق) در این انتخابات شرکت داشتند. گروه بینالمللی بحران در گزارش ژانویه 2009 خود نتیجه گرفت که نارضایتی از عملکرد گذشته در تغییر رویکرد برخی نامزدها کاملا عیان بود. در این انتخابات بیش از 300 حزب با رویکردهای دموکراتیکف لیبرال، ناسیونالیستی و غیره حضورداشتند و هر یک بخت خود را به آزمون گذراند. واشنگتنپست در مقایسه میان انتخابات شوراهای استانی در سال 2005 با انتخابات 2009 مینویسد: «در سال 2005 سیستم رایگیری بسیار بسته بود و مردم مجبور بودند به جای فرد به حزب رای دهند اما در سال 2009 به مدد امنیت بیشتر و تکثر دموکراتیک انتخابات بسیار باز بوده و سیستم به کار گرفته شده همچون سیستم رقابتی اروپای غربی بود». در هر حال، این انتخابات دستکم منجر به طرح سه دیدگاه شده است:
1ـ نیویورکتایمز معتقد است که عراقیها خواهان یک دولت باثبات قوی هستند اما در عین حال نمیخواهند قدرت در دست یک حزب متمرکز شود. لذا این انتخابات میتواند منجر با باز شدن دست نوری مالکی (رئیس حزب الدعوه) شود.
در همین رابطه به نقل از یکی از نمایندگان پارلمان که عضو الدعوه نیز هست میگوید: «ما در پی قدرت تکنفره نیستیم یا حاشیهنشین کردن دیگران نیستیم بلکه نسبت به سایر باز عمل میکنیم... چرا که معتقد به هیچ شکلی از دیکتاتوری نیستیم». از سوی دیگر جابر حبیب استاد علوم سیاسی دانشگاه بغداد میگوید: «پیام مالکی ملی و گسترده بود... بدینمعنا که در سخنرانی خود او به جای پیامهای مذهبی و طایفهای بر بازسازی عراق و امنیت دولت متمرکز بود». جالب اینجاست که مالکی در بصره و بغداد بیشترین رای را کسب کرد یعنی جایی که سال گذشته اقدام به سرکوب و متوقف ساختن فعالیت شبهنظامیان شیعی کرده بود.
2ـ دیدگاه دوم از سوی وال استریت ژورنال مطرح شده است که برگزاری انتخابات را نماد اقتدار دولت عراق و نشان دادن ظرفیت نیروهای امنیتی و البته مشروعیت آن در عراق دانست. پلیس ملی عراق، پلیس محلی، نیروهای ارتش عراق مسئول امنیت فیزیکی انتخابات بودند. هر چند احتمال انجام حملات انتحاری میرفت اما هیچگونه گزارشی در این رابطه منتشر نشد به گونهای که زنان همراه با فرزندان خود وارد حوزه رایگیری میشدند.
این گزارش با اشاره به توان نیروهای امنیتی عراق میآورد که برای اولین بار ارتش آمریکا نیروهای خود را پیش از انتخابات عراق افزایش نداد.
3ـ سومین دیدگاه نیز از سوی جان بولتون سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل مطرح شد که برگزاری انتخابات صلحآمیز در عراق را پیروزی دولت این کشور و دولت آمریکا دانست و ایران را بازنده انتخابات عراق دانسته: اول، حضور گسترده سنیها چرا که به باور او آنها به این واقعیت پی بردند که تحریم انتخابات همچون سال 2005 تنها آنها را بازنده خواهد کرد و در عوض حضور گستردهشان میتواند ترکیب پارلمان عراق را به طور اساسی دگرگون سازد. دوم، با این انتخابات دست ایران از تحولات عراق کوتاه شد. از این پس رهبران عراق باید تصمیمم بگیرند که آیا دستور گرفتن از تهران جذابتر است یا نمایندگی ملت خود را داشتن. به رغم این انتخابات اما خشونت های فرقهای در عراق پایان نخواهد گرفت و رویاهای تهران نیز پایان نخواهد گرفت.
در هر حال، به رغم این ادعاها، این اولین انتخابات در عراق بود که به صورت کاملا دموکراتیک برگزار و به تایید ناظران سازمان ملل نیز رسید و به تعبیر آسیاتایمز «تولدی مجدد برای نوری مالکی بود».