احمد زیدآبادی
بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود به عنوان یک چهره راست افراطی سیاسی شهرت پیدا کرده است، اما او نه فقط خود را؛ راست افراطی نمیداند بلکه حتی راست هم نمیداند! آقای نتانیاهو راست میانه یا معتدل را بیشتر برای خود میپسندد. اگر از نقطهنظر نوع آرایش گرایشهای مختلف سیاسی در اسرائیل، به نتانیاهو بنگریم، به سختی میتوان او را راست افراطی نامید اما راست میانه هم زیبنده او نیست. نتانیاهو در واقع یک چهره راستگراست و به نحوی بین راست افراطی و میانه قرار گرفته است. افراطیترین گرایش سیاسی راست در اسرائیل در حال حاضر گروه اتحاد ملی است که در سالهای اخیر با گروه ملی ـ مذهبی ترکیب شده است. این گروه خواهان پرداخت غرامت به فلسطینیهای ساکن کرانه باختری رود اردن و تشویق آنها به مهاجرت از این سرزمین است، به طوری که راه برای تشکیل «اسرائیل بزرگ» (از رود اردن تا دریای مدیترانه) فراهم شود. نتانیاهو اما چنین هدفی را دنبال نمیکند. او از تشکیل یک حاکمیت فلسطینی در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن یا به عبارتی از راهحل دو کشوری برای بحران خاورمیانه حمایت میکند، اما آنچه او را از رهبران حزب کادیما جدا میکند، حدود و ثغور کشور فلسطینی است که قرار است روزی بر نقشه جغرافیا ظاهر شود.
رهبران کادیما که پیش از این، اغلبشان اعضای حزب لیکود بودهاند، هر چند که هنوز طرح نهایی خود را برای کشور فلسطینی اعلام نکردهاند اما از اظهارات آنها میتوان دریافت که علاوه بر نوار غزه با پس دادن حدود 95 درصد کرانه باختری و تعدادی از محلههای عربنشین بیتالمقدس شرقی به فلسطینیها موافقند. نتانیاهو نیز با واگذاری بخش مهمی از کرانه باختری به فلسطینیها موافق است، هرچند که وی تاکنون حاضر نشده وسعت سرزمینی را که قرار است در ازای صلح با اعراب به فلسطینیها واگذار کند، تعیین کند. با این حال، با اندکی تسامح میتوان گفت که نتانیاهو نیز با پس دادن حدود 90 درصد کرانه باختری به فلسطینیها موافقت خواهد کرد، اما آنچه او را سرسختتر از رهبران کادیما نشان میدهد، اصرار او بر عدم واگذاری هر قطعهای از بیتالمقدس به دولت فلسطینی است. از این رو، موضع نتانیاهو در برابر کشور فلسطینی متفاوت از حزب اتحاد ملی است و بدین جهت، با مقیاس اسرائیلیها راست افراطی به شمار نمیرود. با این همه، آنچه درباره شخص نتانیاهو میتوان گفت، لزوما درباره حزب لیکود مصداق ندارد.
حزب لیکود در حال حاضر دارای دو گرایش متفاوت است که بخشی از آن مانند نتانیاهو میاندیشد اما بخشی دیگر موضعی همانند حزب اتحاد ملی دارد. در انتخابات داخلی حزب لیکود که پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی اسرائیل و به منظور تعیین نمایندگان این حزب برای ورود به مجلس برگزار شد، تا نفر بیستم فهرست انتخاباتی، همفکران نتانیاهو رای آوردند اما از نفر بیستم تا سیام حامیان موشه فیگلین که از رقبای سرسخت نتانیاهو در حزب لیکود محسوب میشود، انتخاب شدند. فیگلین همانند رهبران حزب اتحاد ملی، خواهان تشکیل اسرائیل بزرگ و مخالف واگذاری هر قطعهای از خاک کرانه باختری به فلسطینیهاست. از این جهت، مشکل نتانیاهو برای تشکیل دولت وحدت ملی، فقط دیگر احزاب اسرائیلی نیستند، بلکه او در صورت تشکیل چنین دولتی، برای از سرگیری مذاکرات صلح با فلسطینیها با شورش جناج فیگلین در داخل حزب لیکود نیز روبهرو خواهد شد. جناح فیگلین که 7 کرسی نمایندگی حزب لیکود در مجلس اسرائیل را تصاحب کرده است، البته در موقعیتی نیست که بتواند هرگونه تصمیم استراتژیک حزب لیکود را خنثی کند، اما در حدی هست که برای حفظ امیال خود، شورشی علیه نتانیاهو در داخل حزب به را اندازد. به هر حال، در صورت توفیق نتانیاهو برای تشکیل دولتی فراگیر که امری بعید به نظر میرسد، او برای پیشبرد مذاکرات صلح با فلسطینیها با شورش حامیان موشه فیگلین روبهرو خواهد شد. نتانیاهو برای فرو نشاندن این شورش احتمالاً راهی جز اخراج آنها از لیکود نخواهد داشت و فیگلین نیز احتمالاً جز جدایی از حزب لیکود راهی پیش روی خود نخواهد دید.
با اخراج یا جدایی جناح موشه فیگلین از حزب لیکود، این حزب نیز قاعدتاً به همان ارهی خواهد رفت که کادیما رفته است، اما آیا بحران خاورمیانه آنقدر ظرفیت دارد که تا زمانی نامشخص منتظر تغییر جهت حزب لیکود بماند؟