تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۸  ، 
کد خبر : ۷۹۸۴۵

عادی شدن یک پرونده


علی خرم نماینده/ سابق ایران در سازمان ملل
موضوع نیروگاه هسته‌ای بوشهر در سال 1382 ـ 1381 یک موضوع جنجال‌برانگیز بود. به این خاطر که در آن موقع سطح تکنولوژیک هسته‌ای ایران تصور می‌شد که حداکثر در حد نیروگاه بوشهر است. به همین خاطر بود که آمریکا جهان را علیه نیروگاه بوشهر بسیج کرده بود اما بعد از 1383 به این طرف آمریکا متوجه شد موضوع اصلی، بوشهر نیست بلکه فعالیت هسته‌ای در چارچوب تولید و راه‌اندازی سانتریفیوژها و UCF اصفهان است. به این خاطر که از لحاظ تکنولوژیک، تاسیسات نطنز یا اصفهان در سطح بالاتری از نیروگاه بوشهر است بوشهر صرفاً تاسیساتی است که مثل یک کارخانه صنعتی کار می‌کند اما در اصفهان، نطنز یا اراک آن علم و تکنولوژی است که توسعه پیدا می‌کند. از این نظر چون نگرانی آمریکایی‌ها از اصفهان و نطنز و اراک بیشتر است آنها دیگر موضوع نیروگاه هسته‌ای را از مجموعه حساسیت‌های خود خارج کردند. از طرف دیگر موضوع روسیه بود چون تامین‌کننده نیروگاه بوشهر، روسیه بود آمریکایی‌ها برای اینکه بتوانند نظر روسیه را در زمینه پرونده هسته‌ای ایران جلب کنند قبول کردند که فروش و تجهیز نیروگاه هسته‌ای بوشهر را از دستور کار تبلیغاتی خود خارج کنند چرا که در غیر این صورت روسیه دلخور می‌شد و با آمریکایی‌ها در موضوع هسته‌ای همکاری نمی‌کرد. نتیجه اینکه نیروگاه هسته‌ای‌ بوشهر هیچ دلیلی برای نگرانی آمریکایی‌ها یا دیگران ندارد.
افزون بر این که نیروگاه بوشهر کاملاً تحت نظارت آژانس است در یک چنین حالتی آژانس اعتبار خود را زیر سوال نمی‌برد. پس مواظب نیروگاه است تا هم درست کار کند و هم استفاده‌های غیرمعمول از آن نشود. پرونده هسته‌ای ایران تقریباً جدا از نیروگاه بوشهر است. وقتی «پرونده هسته‌ای ایران» می‌گوییم تمام موضوعات دیگر هم دخیل می‌شود چون پرونده مربوط به توسعه علم می‌شود و به مواردی دسترسی می‌یابد که می‌تواند کاربرد دوگانه داشته باشد. در مورد این پرونده در این 6 سال همه نوعی زورآزمایی انجام شده است. در پایان دولت بوش و آمریکا به این نتیجه رسید که ابزارهای دیگر کارساز نیست جز اینکه به نوعی بتوانند با ایران تفاهم کنند. تحریم‌ها نقش چماق دارند و امتیازهای اقتصادی و غیره هم نقش هویج دارند تا اینکه ایران را قانع به تعطیلی موضوع هسته‌ای کنند اما این سیاست چماق و هویج بعد از 6 سال دیگر کارایی ندارد زیرا چماق را در حداکثر توان به کار بردند و آن تهدید به حمله نظامی بود. پس زور در پرونده هسته‌ای ایران منتفی است اما هویج آن هم همان امتیازات معمول است که همه کشورها استفاده می‌کنند و ایران به عنوان ما به ازا قبول نکرد. پس این راه‌حل هم به بن‌بست رسیده اما تفاهم تنها راه است. در عین حال تحریم‌ها همچنان می‌تواند ایران را مورد آزاد قرار دهد. این اهرم غرب است اما از سوی ایران هم هر چقدر آنها کش بدهند ایران در قسمت تکنولوژی هسته‌ای بیشتر پیشرفت می‌کند و امکان مصالحه برای ایران کمتر دیده می‌شود. این هم به ضرر غرب و هم به ضرر ایران است.
در این میان موضع اسرائیل نیز کاملاً معلوم است. ما و اسرائیل بعد از انقلاب رابطه‌ای خصمانه داشتیم. تمام اهمیت اسرائیل به اثبات برتری خود در منطقه است. اگر قرار باشد ایران به تکنولوژی هسته‌ای تسلط پیدا کند. این به معنای مناقشه در برتری منطقه‌ای اسرائیل است. پس اسرائیل تلاش می‌کند ایران فاقد هرگونه برتری شود لذا در دوره بوش آمریکا و اسرائیل همگام بودند اما در دوره اوباما آمریکا از یکسو مشکلات داخلی و خارجی دارد از سوی دیگر در پرونده هسته‌ای ایران به این نتیجه رسیدند که تنها راه، تفاهم و گفت‌و‌گو است. پس آمریکا نمی‌تواند دنباله‌روی اسرائیل باشد. این دو در دوره اوباما دو راه جدا طی می‌کنند اما اسرائیل آنقدر قدرت دارد که سیاست خارجی آمریکا را تحت‌الشعاع قرار دهد، از طرف دیگر موضع اروپایی‌ها نیز در این زمینه حائز اهمیت است. اروپا در گذشته با سیاست آمریکا یعنی استفاده از مخالف بود. اروپا می‌گفت اگر بیش از حد از چماق استفاده کنید ایران با عجله به آن سو می‌رود اما حالا می‌ترسند که اوباما زیادی لیبرال‌منش شود یعنی اروپا می‌خواهد تحریم‌ها آنقدر تشدید پیدا کند که ایران توان ادامه کار هسته‌ای نداشته باشد. پس اروپا از نگاه امنیت ملی خود نمی‌خواهد ایران به تکنولوژی هسته‌ای مسلط شود اما از سوی دیگر نیز نمی‌خواهد آمریکا بیش از حد فشار آورد تا سرعت تسلط ایران بر تکنولوژی هسته‌ای افزایش یابد. پس اروپایی‌ها میان دو «نه» قرار دارند. اروپا می‌خواهد اوباما را به سمت سخت‌تر کردن تحریم‌ها بکشاند اما در دوره بوش مشکل اروپا تهدید نظامی ایران از سوی آمریکا بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات