یکسال پیش، دیمیترى مدودف وکیل مودبى که به آرامى صحبت مى کرد ریاست جمهورى را از مردى که کارمند پیشین کا.گ. ب بود تحویل گرفت. این درحالى بود که پوتین به آرامى به جایگاه نخست وزیرى نقل مکان کرد و این سوال را در ذهن ها به جا گذاشت که چگونه این دو دوست ورزشکار کشور را اداره خواهند کرد. (پوتین قهرمان جودو بود و مدودف وزنه بردارى موفق در دوران دانشجویى). سوالى که سال گذشته مطرح شد این بود که آیا مدودف از اینکه در سایه پوتین باقى بماند راضى خواهد ماند یا سعى مى کند روسیه را با دیدگاه هاى خود تغییر دهد؟ در غرب، این امید وجود داشت که او بتواند در این راه قدم بردارد. اما جاى تعجبى نیست که در این یکسال عدم توافق جدى بین این دو دیده نشد. از اینها گذشته، گروه مدودف- پوتین توانستند در سالى که در چارچوب استانداردهاى روسى نیز سال سختى به شمار مى رفت به صورت موثرى عمل کنند.
یکى از نظرسنجى هاى اخیر که در ماه فوریه توسط موسسه غیر دولتى لوادا انجام شد نشان مى دهد که تنها ۱۲ درصد از کسانى که در این نظرسنجى شرکت کرده اند بر این عقیده اند که مدودف در اداره کشور تاثیرگذار بوده است. این درحالى است که در نظرسنجى مشابهى که سال گذشته و پس از راهیابى مدودف به کاخ کرملین انجام شد این رقم ۲۳ درصد را نشان مى داد. ۳۴ درصد مردم بر این باورند که پوتین بیش از اندازه زمام امور را در دست گرفته است و این درحالى است که حدود ۵۰ درصد از شرکت کنندگان در این نظر سنجى بر این عقیده اند که مدودف به عنوان رئیس جمهور و پوتین به عنوان نخست وزیر به طور مساوى قدرت را تقسیم کرده اند. اکنون ۱۲ ماه گذشته است و امیدهاى بین المللى براى تغییر برخى سیاست هاى روسیه به وسیله مدودف به سرعت نقش برآب شده است. در این یک سال ابتدا جنگ روسیه با گرجستان در صحنه بین المللى ظاهر شد که حضور مدودف در این صحنه بسیار کمرنگ تر از پوتین بود. در این دوره این چهره پوتین بود که بر صفحه تلویزیون ها ظاهر مى شد و این پوتین بود که به مرزهاى اوستیاى جنوبى سفر کرد تا به نیروهاى روسى دستور خروج از اوستیا را بدهد.
از نقطه نظر اتحادیه اروپا، این مسأله کاملا مشخص بود. نیکولا سارکوزى، رئیس جمهور فرانسه که در آن دوره ریاست دوره اى اتحادیه اروپا را برعهده داشت به طور مستقیم با پوتین وارد مذاکره شد و این درحالى بود که مدودف در یک کنفرانس خبرى با خبرنگاران صحبت مى کرد. صحنه دوم به بحران گازى با کشور اوکراین تعلق داشت که این بار نیز پوتین بیش از پیش در صحنه حضور داشت و مدودف بیش از پیش سکوت کرده بود. همه شاهد مذاکره پوتین با اوکراین بودیم. دیدیم که چگونه کاغذها را با عصبانیت در دفتر خود پخش و پلا مى کند، وقتى انتقال گاز قطع مى شود لبخند مى زند و با نخست وزیر اوکراین مذاکره مى کند و به توافق مى رسد. در هر دوى این شرایط مدودف از اینکه روى صندلى ریاست جمهورى لم داده است، خوشحال به نظر مى رسید. به گزارش دیپلماسى ایران تنها بحران اقتصادى بود که موجب بروز برخى اختلاف ها میان این دو نفر شد. زمانى که مدودف به کاخ کرملین رسید، اقتصاد روسیه در وضعیت بسیار مطلوبى قرار داشت و تخمین زده مى شود که ذخیره مالى پوتین حدود ۵۰۰ میلیارد دلار بود. (سومین در جهان) که در سایه قیمت بالاى انرژى در سال هاى گذشته به دست آمده بود. در آن زمان این انتظار وجود داشت که رئیس جمهور بتواند این شرایط را به بهترین نحو ممکن نگه دارد و در توسعه آن تلاش کند. هرچند که واقعیت امروز، نشان مى دهد که وضعیت روسیه چندان هم بد نیست. روسیه توانست با بحران اقتصادى بین المللى و کاهش قیمت نفت به بهترین وجه ممکن کنار بیاید. رشد تولید داخلى روسیه در سال ،۲۰۰۸ هشت درصد افزایش پیدا کرد که این رقم در سال ۲۰۰۹ ، ۲ درصد کاهش نشان مى دهد. هرچند که پیش بینى مى شود ۱۰ میلیاردر بزرگ روسیه در سال گذشته حدود ۱۵۰ میلیارد دلار از دست داده اند. البته روسیه در بخش اقتصادى از ترفندهاى دیگرى نیز استفاده کرد. پوتین که هشت سال ریاست جمهورى خود را براى توسعه اوضاع اقتصادى صرف کرده بود اکنون با بروز بحران اقتصادى، به کمک کشورهاى همسایه خود شتافته است و با کمک هاى مالى و اعطاى وام سعى در ایجاد مکانیزمى براى رسیدن به اهداف سیاسى خود که همان نفوذ در کشورهاى همسایه است برسد.
این درحالى است که مدودف نیز سکوت خود را شکست و اعلام کرد که مقامات روسى براى مقابله با بحران اقتصادى سرعت خوبى ندارد. هر چند مخالفت هاى مدودف با پوتین از طرف جامعه روسیه به خوبى پذیرفتنى است، اما بعید به نظر مى رسد که پوتین در انتخاب خود اشتباه کرده باشد. بنابراین چه جهان بخواهد چه نخواهد باید این واقعیت را بپذیرد که ولادیمیر پوتین همچنان سکان کشتى روسى را در دست خواهد داشت.