تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۷۹۹۳۳

به نام اعراب، به کام اسرائیل!


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
اجلاس « شرم الشیخ » در مصر اگرچه ظاهرا یک گردهمائی بین المللی برای بازسازی غزه بود ولی در میدان عمل به فرصتی برای عضوگیری علیه ایران تبدیل شد.
شاهزاده « سعودالفیصل » وزیر خارجه مادام العمر عربستان در جریان گشایش نشست عادی وزیر خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب در قاهره ضمن اصرار به وجود پدیده ای به نام « چالش ایران » ! از اعراب خواست که علیه ایران متحد شده و وارد عمل شوند. وی آشتی اعراب و حل مسئله فلسطین را مشروط به تحکیم مواضع اعراب علیه ایران دانست و ادعا کرد این پدیده باصطلاح چالش ایران امنیت عربی را خدشه دار می کند و در عین حال ایران را به دخالت در عراق لبنان و فلسطین متهم کرد. وی موضوع فعالیتهای هسته ای ایران را چالش برانگیز خواند و امنیت خلیج فارس را نیز از مسائل مورد اختلاف با ایران معرفی کرد.
تقریبا بطور همزمان و در واقع به عنوان پاسخی عملی به این دعوت شرم آور وزیر خارجه عربستان اجلاس دیگری در « شرم الشیخ » با محوریت و هدایت آمریکا درباره ایران تشکیل گردید که « نشست 6 +3 +1 » نام گرفته است . این اجلاس شامل 6 عضو شورای باصطلاح همکاری خلیج فارس مصر اردن و عراق با رهبریت آمریکا بوده و هدف آن دامن زدن به « ایران هراسی » و تدارک امکانات منطقه در جهت منافع آمریکا و اسرائیل با اولویت به فراموشی سپردن « خطر اسرائیل » و معرفی ایران به عنوان یک خطر جدی برای کشورهای منطقه است .
اگرچه « هوشیار زیباری » وزیر خارجه عراق در این زمینه ادعا کرده است گویا نشست 6 +3 +1 یک تشکل ضدایرانی نیست ولی جای این پرسش وجود دارد که اگر این تشکل می خواست ضدایرانی باشد چه چیز دیگری بر این فهرست کاری اضافه می کرد ! البته « زیباری » در ادامه اظهاراتش بدون آنکه بخواهد علت اصلی شکل گیری این تجمع ضدایرانی را « لو » داده و می گوید آمریکا مایلست عملا با ایران وارد مذاکره شود. بدین ترتیب کاملا قابل درک و پیش بینی است که واشنگتن برای تدارک مقدمات مذاکره با ایران درصدد است نوعی فضای کینه توزانه را علیه ایران در منطقه سازماندهی کند و این جوسازیهای بیشرمانه علیه ایران در واقع به منزله « آتش تهیه » در جنگ سیاسی تبلیغاتی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود و دنیای عرب را به ابزارهای بی اراده و کارپذیری تبدیل می کند که از واشنگتن دستور می گیرند و به ساز خانم کلینتون می رقصند.
البته این مسئله تازگی ندارد و اصرار آمریکا برای ایجاد خصومت علیه ایران سیاستی کهنه و ناکارآمد است که بی اعتباری آن دهها سال است به مقامات سابق و اسبق آمریکا ثابت شده است . طبعا اگر آقای اوباما سعی دارد همان تجربه های شکست خورده را عینا تکرار کند و همان راههای بدفرجام گذشته را بپیماید نتایجی بهتر از دستاوردهای شوم اسلاف خود عایدش نخواهد شد.
ظاهرا قرار بود اوباما زمینه هائی برای اجرای سیاست های جدید فراهم کند تا باعث تغییر در دیپلماسی ناکام آمریکا شود ولی باز هم در صدد تکرار همان سیاستهای گذشته در قالب جدید است . اگر اینگونه باشد امیدی برای پایان دادن به نفرت ملتها علیه آمریکا نیست و کشتی به گل نشسته سیاست خارجی آمریکا همچنان در موقعیت کنونی باقی خواهد ماند. البته تا آنجا که به مقامات واشنگتن مربوط می شود آنها سعی دارند مسائل خود را به گونه ای طرح کنند تا به « مسئله و مشکل دیگران » تبدیل شود و از امکانات دیگران برای حل مشکلات خود سواستفاده کنند لکن مسئله اینست که حتی آمریکا هم در این مقوله مجری سیاستهای اسرائیل است و بنا به خواست صهیونیستها سعی دارد به « ایران هراسی » در منطقه دامن بزند. ولی به هرحال دامن زدن به « ایران هراسی » در منطقه برای آمریکا منافع سیاسی ـ اقتصادی نیز بهمراه دارد و مهمتر از همه آنکه کشورهای عرب سعی خواهند کرد که خریدهای نظامی باز هم بیشتری را انجام دهند و در این وانفسای ناشی از بحران اقتصادی جهان دلارهای نفتی کشورهای تولیدکننده نفت را به جیب کمپانیهای اسلحه سازی آمریکا سرازیر کنند.
اما جای تعجب است که چگونه دنیای عرب حاضر شده است به ابزار سیاست های ضدایرانی واشنگتن تبدیل شود و چرا دولت ریاض که در تبلیغات رسانه ای خود سعی دارد از هر فرصتی برای هوشمند و آگاه جلوه دادن خود بهره گیری کند اینگونه دنیای عرب را آلت فعل بی اراده و ذلت پذیر آمریکا ساخته است؟
با اینهمه لازمست هوشیاری بیشتری را به خرج دهیم تا در پشت تبلیغات ظاهری علیه ایران واقعیت های عینی و ملموس در سطح دنیای عرب و دنیای اسلام را بهتر دریابیم و استعدادهای خود را برای شناسائی ردپای صهیونیستها و حامیان ماورا کاری آنها به کار بگیریم .
در واقع همه چیز به فجایع غزه و جنگ 22 روزه ای باز می گردد که صهیونیستها در خلال آن سعی داشتند ریشه های مقاومت اسلامی در غزه را بسوزانند. ارتجاع عرب در آن ماجرا نه تنها همدست بلکه حامی اسرائیل بود و مقامات ارشد رژیم صهیونیستی بارها اعتراف کردند که این جنگ را به درخواست مصر و عربستان آغاز کرده اند و آل سعود حتی هزینه های جنگ علیه مردم غزه را نیز پیشاپیش تقبل کرده است . اکنون رژیم کمپ دیویدی قاهره و آل سعود برای سرپوش گذاشتن بر آن خیانت بزرگ خود نه تنها در اجلاس نمایشی شرم الشیخ سعی کردند خود را دوست مردم غزه معرفی کنند و برای باصطلاح بازسازی غزه اعلام همبستگی و همراهی کنند که حتی برای انحراف افکار عمومی دنیای عرب و دنیای اسلام از فجایع غزه می خواهند اسرائیل را تبرئه و خطر محسوس و ملموس اسرائیل را تعمدا به فراموشی بسپارند و « خطر موهوم ایران » را جایگزین آن کنند . حال آنکه ارتجاع عرب در جنگ 8 ساله عراق علیه ایران تجربه کرد که هیچکس از دشمنی با ایران اسلامی سود نکرد و از سرمایه گذاری علیه ایران بهره ای نبرد.
هم در آن ماجرا و هم در ماجرای غزه و هم در حوادثی که آینده آبستن آنست و با اجلاس شرم الشیخ در واقع کلید خورده است همه چیز به نام اعراب تمام خواهد شد ولی اوضاع به کام اسرائیل است . البته صهیونیستها هم از جنایت و کشتار و نسل کشی در غزه سودی نبردند و از شرارتهای آینده نیز بهره ای نصیبشان نخواهد شد اما این ملتهای مسلمان و بویژه ملتهای عرب هستند که با آگاهی از عمق فجایع دیروز و امروز و با کسب اطمینان در مورد خیانت آشکار دربارهای بی افتخار عرب لازمست به وظایف تعطیل ناپذیر خود عمل کنند و با کسانی که آب به آسیاب دشمنان اسلام و دشمنان اعراب می ریزند تکلیف خود را یکسره نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات