تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۳  ، 
کد خبر : ۷۹۹۵۲
تضاد طولانى فتح و حماس پایان مى‌پذیرد

فرصت تاریخى براى فلسطینى‌ها


محمد بخشنده
جناح هاى فلسطینى و در رأس آنها دو جبهه فتح و حماس پس از کشمکش طولانى پاى اولین پیمان آشتى را در قاهره امضا کردند. قرار است ثمره اصلى این پیمان علاوه بر زدودن اختلاف ها و کدورت ها، در سیماى یک دولت وحدت ملى هویدا شود. این دولت طبق توافق مى بایست اواخر ماه مارس تشکیل شود.
شاید براى کسانى که تا ۱۰ روز پیش شاهد کشمکش دو جریان فتح و حماس در اشکال مختلف بودند چنین توافقى ، امرى غیر منتظره باشد. بالاخص با تجربه تلخى که از نقض توافقات پیشین دو جناح فتح و حماس در ذهن ها وجود دارد این دغدغه نسبت به پیمان تازه فلسطینیان در قاهره باقى است که مبادا این بار نیز وصلت سیاسى آنها به یک جدایى خونین مانند جولاى ۲۰۰۷ منجر شود. زیرا تلفات دوره جدایى غزه از رام الله یا فتح از حماس آن قدر بود که حتى بسیارى از فلسطینى ها به این باور رسیدند که استقلال آنها کم هزینه تر از اتحادشان هست.
با این حال ناظران حاضر در قاهره بر این باورند که پیمان آشتى ۲۶ فوریه قاهره از هر نظر متفاوت از توافق شکست خورده فوریه ۲۰۰۶مکه یا جلسه آشتى صنعا و داکار در ۲۰۰۸ است. همین تفاوت ها ناظران حاضر در اجلاس قاهره را به آینده این پیمان خوشبین ساخته است.
اولین تفاوت پیمان قاهره این است که برخلاف پیمان صلح عربستان که فقط میان فتح و حماس جارى شد این بار ۱۳ گروه فلسطینى پیمان صلح را امضا کردند و این نکته نشان از فراگیرى این توافق و تضمینى براى اجراى آن است. پیمان قاهره بر ۶ محور مهم استوار است که این ۶ محور عصاره خواسته هاى دو جناح درگیر فلسطینى است: ایجاد ساختار دولت جدید فلسطینى ، تعیین زمان برگزارى انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان و پارلمانى ،بازسازى ساختار دستگاه هاى امنیتى و تجدید ساختار سازمان آزادیبخش فلسطین، توقف حملات سیاسى و تبلیغاتى متقابل بین جنبش هاى فتح و حماس و آزادى بازداشت شدگان.
علاوه بر این در این پیمان سعى شده همه موارد مورد اختلاف میان گروه هاى فلسطینى بویژه دو جریان فتح و حماس بر طرف شود به طور مثال براى جلو گیرى از اختلاف بر سر تقسیم مناصب دولت ائتلافى یا تعیین حدود و اختیارات ریاست محمود عباس که از عوامل سقوط پیمان مکه بود، این بار سعى شده در پیمان قاهره سازو کار هاى اطمینان بخش پیش بینى شود. یکى از این سازو کارها که به نظر مى آید از اجلاس صلح لبنان در دوحه الگوبردارى شده تعیین کمیته هاى پنجگانه براى نظارت بر اجراى بندهاى مختلف این پیمان است.
عوامل دگرگونى در نگاه جناح‌هاى فلسطینى
شاید مهم ترین تفاوت نشست آشتى قاهره با اجلاس هاى پیشین این باشد که همه الگوهاى گذشته تفاهم فلسطینیان براساس میانجیگرى یکى از دولت هاى عربى صورت مى گرفت. به این ترتیب که یکى از پادشاهان و لیدرهاى عربى با تکیه بر نفوذ و اعتبار خویش طرفین را پاى میز مذاکره مى نشاند و دلیل ابتر ماندن این نوع میانجیگرى ها و مصالحه جویى ها نیز همین بود که آن مقام میانجى چندان به لوازم و واقعیات اختلاف طرف هاى فلسطینى اعتنا نمى کرد و اغلب با روش کدخدامنشى به امتیازات ناشى از میانجیگرى در منازعات خانگى فلسطینیان چشم داشت. اما به نظر مى آید در اجلاس قاهره بیش از آنکه نقش میزبان یعنى مصرى ها و فرد میانجى - عمر سلیمان رئیس استخبارات مصر- مورد توجه باشد « زمینه ها و عوامل محیطى و درون فلسطینى» تعیین کننده است.
درک و تحلیل تازه آنها از شرایط سیاسى سرزمین هاى اشغالى و معادلات سیاسى خاورمیانه باعث اتخاذ این تصمیم هاى تاریخى شد.
در حال حاضر هر کدام از گروه هاى شرکت کننده در نشست آشتى قاهره تفسیرهاى خاصى از پدیده دولت وحدت ملى دارند اما بدون شک سرمنشأ این حادثه به شرایطى برمى گردد که جنگ ۲۲ روزه آن را رقم زده است ‎/ رویدادى که بسیارى از معادلات سیاسى را در داخل و خارج سرزمین هاى اشغالى دگرگون کرد. این جنگ با تغییر دادن موازنه قدرت سیاسى نه تنها نگاه کادر رهبرى جنبش فتح بلکه نگاه طیف وسیعى از رهبران خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داد.
از این نظر مى توان نشست آشتى فلسطینیان در قاهره را نماد یک تغییر رویکرد به حساب آورد. تا قبل از این اجلاس «رویکرد غالب» در خاورمیانه عربى بر تقابل طیف جناح محافظه کار عرب با جناح انقلابى و به تبع آن صف بندى طیف سازشگراى فلسطینى با گروه هاى مقاومت استوار بود. این رویکرد برگرفته از سیاست رسمى واشنگتن و تل آویو بود.
اما جنگ غزه و نتایج سیاسى حاصل از آن این رویکرد را دستخوش تغییر جدى ساخت.
از بطن این جنگ چند نتیجه مهم حاصل شد که همه این نتایج و پیامدها در تغییر نگاه کادر رهبرى فتح نسبت به همگرایى با حریف خویش مؤثر واقع شد: نتیجه اول این بود که این نبرد خونین که با حضور همه قواى نظامى اسرائیل انجام شد فرضیه انحلال و انهدام جنبش و دولت حماس را براى همیشه باطل کرد. علاوه بر این ۲۲ روز مقاومت مردم غزه زیر باران بمب و موشک دلیل قاطعى شد بر پیوند مردم غزه با آرمان هاى مقاومت اسلامى. این نکته نه فقط براى محمود عباس که براى همه سران عرب شگفت آور بود که چشم انداز جنگى که با هدف حذف حماس کلید خورد دست آخر به تثبیت این جنبش بینجامد. البته خود حماس نیز در پایان جنگ تلاش کرد تا همه طرف هاى عربى حتى آن گروه از اعراب را در ثمرات این پیروزى سهیم سازد و یکى از تدابیر رهبران مقاومت اسلامى که در ذهنیت اعراب مؤثر واقع شد این بود که اعلام کرد که کدورت ها و بى مهرى ها را فراموش مى کند و به جاى انتقام گیرى و تلافى جویى از طرف هاى عربى فقط به تثبیت جبهه ضد صهیونیستى و ساختن غزه اندیشید.
دومین پیامد جنگ، شکست گروه طراحان نبرد ۲۲ روزه و در رأس آنها محور حزب کار و کادیما( به ریاست ایهود باراک و تزیپى لیونى) در انتخابات ۱۰ فوریه اسرائیل بود. این انتخابات علاوه بر آنکه طیف راستگرایان اسرائیل به ریاست حزب لیکود ( تحت رهبرى بنیامین نتانیاهو) را به قدرت بازگرداند پروژه مذاکرات سازش را براى مدتى نامعلوم متوقف ساخت. پیدا است که وقتى پروژه مذاکره اسرائیلى عربى به بن بست مى انجامد تنها جایگزین و بدیل آن پروژه مذاکره عربى فلسطینى یا فلسطینى - فلسطینى است.
لذا امروز اعراب منطقه از آن جمله محمود عباس از آنچه پس از انتخابات کنیست رخ داده به عنوان بدترین گزینه یاد مى کنند و اولویت و ضرورت اول مقابله با این وضعیت خطرناک را در اتحاد گروه هاى فلسطینى مى بینند. جبهه عربى امروز احساس مى کند که آرایش سیاسى حکومت تل آویو یک آرایش جنگى است و نسل جدید زمامداران این رژیم در تضعیف اعراب از همدیگر سبقت مى جوید. البته این نکته را سران عرب پیش از انتخابات کنیست و در جریان جنگ ددمنشانه غزه دریافتند که گروه حاکمان تل آویو براى استراتژى جنگى خویش جهت از میان بردن جمعیت و جامعه فلسطینى و عربى هیچ قانون و ضابطه اى را قائل نیستند.
اما در این انعطاف و نرمش یکباره کادر رهبرى فتح نسبت به حریفش در غزه عامل سومى دخیل است و آن تغییر رویکرد جهان خارج بویژه غرب نسبت به حماس است. ابومازن و دستیارانش این واقعیت را لمس کرده اند که پس از جنگ غزه، جامعه جهانى، اصل تغییر موازنه قدرت را پذیرفته و بر این اساس دور تازه اى از مناسبات دیپلماتیک در حال شکل گیرى است که در آن نگاه ها از سمت رام الله ( مرکزیت تشکیلات خود گردان ) به سوى غزه ( مرکزیت مقاومت اسلامى) در حال تغییر است. در این شرایط عاقلانه ترین تصمیم براى دولتمردان رام الله این بود که با ترک خصومت دو ساله با واقعیت «برترى حماس» کنار بیایند والا تداوم سیاست متعصبانه و لجاجت آمیز گذشته ممکن بود جناح فتح را در تنگناى شدیدترى قرار دهد ‎/ اگر تا قبل از جنگ ۳۳ روزه معدودى از دولت هاى منطقه، حماس را یک واقعیت سیاسى خوانده و طالب آشتى محمود عباس با این گروه مى شدند اکنون همه طرف هاى اروپایى و امریکایى نسبت به برترى این جنبش و ظرفیت آن در هر دو بعد مدیریت پروژه رهبرى سیاسى و نظامى فلسطین اذعان دارند. بر این بخش از معضلات ابومازن باید نارضایتى شدید افکارعمومى فلسطین نسبت به عملکرد او در جریان جنگ غزه و سکوت آن در برابرنابودى زنان و کودکان غزه را افزود تا حدى که شمار کثیرى از ساکنان رام الله در ۲۲ روز جنگ با تحصن ها و تظاهرات پى در پى حیات سیاسى ابومازن را به مخاطره انداختند.
موانع آشکار و پنهان پیمان قاهره
پیمان صلح قاهره گرچه گامى مهم در واقعگرایى جبهه عربى و عبور جناح هاى فلسطینى از نزاع هاى خانمانسوز است اما مهمتر از تصویب این پیمان رویارویى طرف هاى حاضر در اجلاس قاهره با چالش ها و موانع آشکار و پنهان این توافقنامه است. بخشى از این موانع جنبه درون فلسطینى دارند به این صورت که طرفین پیمان باید براى رفع بدبینى و برچیدن دیوار خصومتى که میان دو طیف فلسطینى که سمبل آن جدایى رام الله از غزه است تلاش کنند، در این راستا گروه ناظران و ضمانت کنندگان این پیمان رسالتى دشوار بر دوش دارند. هر کدام از توافق ۵ گانه؛ ایجاد ساختار دولت جدید فلسطینى، برگزارى انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان و پارلمانى، بازسازى ساختار دستگاه هاى امنیتى و تجدید ساختار سازمان آزادیبخش فلسطین، توقف حملات سیاسى و آزادى زندانیان، از پیچیدگى خاصى برخوردار است و در مرحله اجرا به طور طبیعى با مشکلاتى روبه رو مى شود که در آن فرهنگ تسامح، اصل احترام متقابل و اعتماد دوسویه بسیار تعیین کننده است. نباید از نظر دورداشت که این پیمان در بحث مهم بازسازى ساختار ساف و نیز حضور دو جبهه انقلابى حماس و جهاد اسلامى را در سازمانى که نگرش و ایدئولوژى متفاوتى بر آن حاکم است، امر سهل و ساده اى نیست. این پروژه ادغام جزو سخت ترین کارها است که فقط در سایه انعطاف جدى و عقلانیت بالاى سران دو جناح امکان پذیر است. با این حال چنان که در جریان شکست پیمان مکه دیده شد اولین چالش ها از سوى مخالفان بیرونى و به طور خاص تل آویو آغاز خواهد شد که همانند گذشته فتح و شخص ابومازن را در دوراهى همکارى با حماس یا اسرائیل قرار خواهد داد. موضع اسرائیل از مهمترین چالش هاى پیش روى موفقیت این گفت وگوهاست که بدون شک عبور از آن به اراده سران رام الله بستگى دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات