تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۸  ، 
کد خبر : ۷۹۹۵۸

آمریکا و روسیه؛ آغازى دوباره یا تداوم گذشته؟


شعیب بهمن
هیلارى کلینتون وزیر خارجه آمریکا در دیدار با سرگئى لاوروف وزیر خارجه روسیه در ژنو، سعى کرد با اهداى هدیه اى عجیب، سرفصل نوینى در روابط دو کشور آغاز کند. کلینتون در دیدار با لاوروف و در حضور ده ها خبرنگار، جعبه اى سبز رنگ که روبانى سبز نیز به دور آن بسته شده بود را به وزیر خارجه روسیه اهدا کرد. این جعبه سبز رنگ که هدیه ویژه و نمادین هیلارى کلینتون به لاوروف محسوب مى شد، متشکل از یک دگمه ساده بود که بر روى آن به دو زبان روسى و انگلیسى عبارت آغاز دوباره (Reset) به چشم مى خورد. قرار بود که کلینتون و لاوروف در اقدامى نمادین با هدف تاکید بر آغاز دوباره روابط دوستانه آمریکا و روسیه، این دگمه را فشار دهند. کلمه آغاز دوباره نیز در اصل از سخنرانى جوزف بایدن معاون باراک اوباما به عاریه گرفته شده بود که پیش از این بر گذار از دوران پرتنش روابط مسکو و واشنگتن در دوران زمامدارى جورج بوش تاکید کرده بود و از قصد آمریکا مبنى بر حرکت به سوى آغازى دوباره در روابط دو کشور سخن گفته بود.
در این بین فارغ از اشتباه عجیب و استثنایى دستگاه عریض و طویل وزارت خارجه آمریکا در یافتن معادل درست براى عبارت آغاز دوباره به زبان روسى و ترجمه آن به کلمه بیش از ظرفیت پر کردن (peregruzka)، باید با نگاهى واقع بینانه به روابط طرفین نگریست. به خصوص که به نظر مى رسد در این روابط مشکلات و معضلات لاینحلى نیز وجود داشته باشد که هرگونه آغاز مجدد را ناممکن مى سازد. در واقع همانگونه که لاوروف در کنفرانس خبرى به همراه همتاى آمریکایى خود، به شوخى اذعان داشت، دو کشور نخست باید به این توافق دست یابند که چگونه کلمه آغاز دوباره را به روسى و انگلیسى هجى نمایند. به هر روى به نظر مى رسد مهمترین دلیل آغاز روند نوین در سیاست خارجى آمریکا در قبال روسیه، به روابط مسکو و واشنگتن در دوران زمامدارى هشت ساله جورج بوش بر کاخ سفید باز گردد که طى آن روابط طرفین تا حد زیادى خدشه دار شده بود. نقطه اوج چالش ها در روابط دو کشور به طرح سپر دفاع موشکى و جنگ روسیه در گرجستان مربوط مى شود که روابط دو کشور را به تیرگى کشاند. از این رو دولت اوباما از زمان به دست گیرى قدرت، همواره از آغاز روابط تازه با روسیه سخن گفته بود.
به طور کلى در حال حاضر طیف گسترده و متنوعى از مسائل مهم و سرنوشت ساز در روابط آمریکا و روسیه وجود دارد که از جمله آنها مى توان به نبرد علیه گسترش سلاح هاى هسته اى، مبارزه با تروریسم، طرح سامانه دفاع موشکى، فعالیت هاى هسته اى ایران، مسئله به رسمیت شناختن استقلال اوستیاى جنوبى و آبخازیا، مناقشه روسیه و اوکراین در خصوص انرژى، مسئله استقلال کوزوو، طرح گسترش ناتو به شرق و عضویت اقمار سابق اتحاد جماهیر شوروى در این پیمان نظامى امنیتى، مسئله صلح خاورمیانه، فروش تسلیحات روسى به کشورهاى معارض با آمریکا، برچیده شدن پایگاه هاى هوایى آمریکا در منطقه آسیاى مرکزى و مسائل مربوط به افغانستان اشاره نمود.
از این رو با توجه به مسائل فوق از یک سو و همچنین سابقه تاریخى روابط دو کشور پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، مى توان چنین اذعان داشت که تغییر جدى و مهمى در روابط مسکو و واشنگتن صورت نخواهد گرفت. به خصوص که از یک سو همچنان روسیه سعى مى کند در قامت یک بازیگر مستقل بین المللى و به عنوان قدرت منطقه اى، نقش مهمى در تحولات جهانى به ویژه در مناطق اروپاى شرقى، آسیاى مرکزى، قفقاز و خاور میانه ایفا نماید و از سوى دیگر ایالات متحده آمریکا نیز خواهان تداوم روندهاى یکجانبه گرایانه در جهان است. به همین سبب نیز در شرایطى که روسیه همواره خواستار تعدیل یک جانبه گرایى ایالات متحده بوده و حتى در مواقع گوناگون نیز از همراهى کامل با واشنگتن سر باز زده و براى تثبیت هژمونى آمریکا در سطوح منطقه اى و جهانى به ایجاد مانع پرداخته است، به نظر مى رسد روابط آینده دو کشور بیش از آنکه دستخوش تغییر و تحول گردد، درگیر تداوم روندهاى پیشین خواهد بود. این روند که طى سال هاى گذشته با توجه به رشد سریع اقتصادى و بازسازى وجهه بین المللى روسیه در دوران زمامدارى ولادیمیر پوتین تشدید شده است، روسیه را ترغیب مى نماید که ضمن گسترش روابط با اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا و همچنین ایفاى نقش موثرتر در معادلات جهانى، از نظر استراتژیکى نیز مستقل عمل کند. چنانکه پیش از این نیز روسیه مخالفت خود را با حمله یک جانبه آمریکا به عراق و تداوم همکارى هاى تسلیحاتى و هسته اى با ایران نشان داده است. در طرف مقابل نیز ایالات متحده آمریکا سعى دارد با تاکید بر مسائلى نظیر سپر دفاع موشکى و عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو، به نوعى در برابر سیاست هاى بلند پروازانه روسیه ایستادگى نماید، چرا که انعقاد قرارداد سپر دفاع موشکى و یا پذیرش هر یک از کشورهاى حوزه نفوذ روسیه در پیمان آتلانتیک شمالى، به منزله تلاش براى ضربه زدن به مسکو در جایگاه ابرقدرت جهانى و منزوى کردن این کشور در منطقه به شمار مى آید. در واقع آمریکا سعى خواهد کرد با استفاده از ابزار فوق، روابط خود با مسکو را کنترل نماید.
بر این اساس مى توان چنین متصور شد که در آینده نزدیک، تعداد مناقشات میان روسیه و آمریکا افزایش یابد. به خصوص که از یک سو روسیه به نوعى اعتماد به نفس در دوران پوتین دست یافته و خود را بازیگرى مهم در عرصه روابط بین الملل مى داند و از سوى دیگر آمریکا نیز داعیه هژمونى بر جهان دارد. در نتیجه به نظر مى رسد با وجود سخن گفتن از آغازى دوباره در روابط دو کشور، با توجه به وجود اختلافات شدید سیاسى میان مقامات کرملین و کاخ سفید، روابط کارى طرفین با همان ماهیت پیشین و البته در چارچوبى نوین ادامه یابد؛ چارچوبى که به احتمال زیاد موجب پى گیرى سیاست هاى مستقل تر و چالش برانگیزتر از سوى روسیه در قبال یکجانبه گرایى هاى ایالات متحده خواهد شد. در این چارچوب اگر چه اختلاف بنیادین ایدئولوژیک (همانند دوران جنگ سرد) میان دو کشور وجود ندارد، اما هیچ از یک بازیگران فوق توان نادیده انگاشتن دیگرى را نیز ندارند.
از این رو رقابت براى دستیابى به منافع بیشتر و گسترش حوزه نفوذ همچنان بر جاى خود باقى مانده است؛ رقابتى که با فراز و نشیب هاى گوناگونى دست به گریبان است و در میان درجه اى از همکارى هاى تاکتیکى تا منازعات محدود در نوسان مى باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات