رسول سنایىراد
پیشرفت علوم رفتارى و ابزار رسانه اى و تبلیغى موثر بر افکار عمومى، عقاید و گرایش هاى مردم و امکان تغییر در اذهان و اراده ها از یک سو و نگرانى از هزینه ها و تلفات ناشى از جنگ و براندازى نظامى، نوع جدیدى از تهدید مطرح شد که به «تهدید نرم» شهرت یافت.
تهدید نرم در پیوند با مفهوم قدرت نرم قابل فهم است که از آن به بعد سوم قدرت نیز یاد مى شود که مبتنى بر دستیابى بر قدرت از طریق فضاسازى و کنترل اذهان، افکار و اراده هاى عمومى مى باشدو این بعد قدرت به موازات بعد اول قدرت یعنى جنگ و رقابت مستقیم و بعد دوم قدرت یعنى رقابت و جنگ پنهان قرار مى گیرد که تا پیش از این انواع اصلى تهدید به حساب مى آمدند.
بر خلاف تهدید سخت، در تهدید نرم به جاى مرزهاى جغرافیایى و تمامیت ارضى یک کشور یا الگوهاى رفتارى، اندیشه ها و بنیان هاى فکر و اعتقادى یک ملت یا نظام سیاسى هدف قرار مى گیرد و با بهره گیرى از ابزار و شیوه هاى نرم افزارى در ابعاد سیاسى، فرهنگى و اقتصادى به نفوذ تخریب و سلطه اقدام نماید. به گونه اى که به تدریج از طریق استحاله فکرى، رفتارى در این حوزه ها و جایگزینى الگوهاى مورد نظر و پسند تهدیدگر، جامعه هدف را به پیروى و اطاعت از طریق تغییر و دگرگونى در عوامل تعیین کننده هویت ملى آن جامعه مى کشاند . به عبارتى خلاصه تر باورسوزى و باورسازى اصلى ترین هدف و اقدام تهدید گر یا مهاجم مى باشد که گرچه آرام، تدریجى و خالى از روش هاى فیزیکى است اما تاثیرات آن عمیق، ماهوى و کاملا موثر مى باشد که به دور از هزینه هاى سنگین تهدید سخت و برانگیختن مقاومت ناشى از درگیرى تهدیدگر با جامعه هدف، با تکیه بر ابزار تطبیقى، رسانه اى، احزاب، تشکل هاى صنفى و سازمان هاى مردم نهاد و بهره گیرى از شیوه اقناع و القا تسخیر سلطه را فراهم مى سازد.
آمریکایى ها در برخورد با مقاومت ناشى از بیدارى اسلامى در منطقه خاورمیانه و ناکامى و هزینه هاى سنگین اشغال نظامى دو کشور عراق و افغانستان و مایوس شدن از امکان عملیاتى نمودن تهدید نظامى علیه جمهورى اسلامى در برخورد با توان بازدارنده کشورمان و تجربه شکست صهیونیست ها در جنگ ۳۳ روزه در برابر حزب الله لبنان، از سال ۲۰۰۶ به بعد راهبرد منطقه اى خود را در منطقه خاورمیانه بر کاربرد قدرت نرم قرار داده اند. یکى از شیوه هاى اعمال این قدرت، قدرت هوشمند است که از زمان جنگ سرد در میان تئوریسین ها و استراتژیست هاى کاخ سفید رواج داشته است. در واقع قدرت هوشمند نوع خاصى از قدرت نرم است که به سمت قدرت سخت نیز متمایل است یا نوع توسعه یافته اى از قدرت نرم که امکان تلفیق با قدرت سخت را داشته و براى نیل به هدف یعنى وا داشتن به اطاعت راه اعمال خشونت را نیز باز گذاشته و در عین حال این جباریت را در پوششى از جذابیت از راه «نمایش حقانیت» مى توان نامید که خروجى آن همان سیاست یا راهبرد هویج و چماق مى باشد که بر رفتارى ترکیبى شامل فریب تبلیغى و ترس ترغیبى مى باشد.
در دوره جدید حاکمیت دموکرات ها در آمریکا که با شعار تغییر، قدرت را کسب نموده اند، چنین تهدیدى علیه کشورمان طراحى شده که در سخنرانى خانم کلینتون در میان نمایندگان کنگره به صراحت به آن اشاره نموده است. یعنى در عین مشخص بودن معناى قدرت هوشمند، وزیر خارجه آمریکا بر ضرورت به کارگیرى قدرت هوشمند علیه جمهورى اسلامى با هدف آنچه او جلوگیرى از دستیابى ایران به قدرت هسته اى نامیده اشاره رفته است. پیش از این نیز اوباما با وجود شعار ادعایى خویش به استفاده از چماق هاى سنگین تر و هویج هاى رنگین تر در برابر ایران اشاره کرده بود که در واقع معنى دیگرى از همین قدرت هوشمند بود.
اما آنچه در این میان نباید مورد غفلت قرار گیرد این است که در ترکیب دو قدرت سخت و نرم، آمریکایى ها نمى توانند با دست باز عمل کرده و سهم دلخواه و مورد نظر خویش را اعمال نمایند.چرا که به کارگیرى قدرت سخت علیه کشورمان مى تواند دردسرهاى جدى و هزینه هاى سنگین داشته باشد، اما استفاده از آن به عنوان مکمل و در راستاى جنگ روانى و ابزارى براى همان بخش دیگر یعنى قدرت نرم به حساب مى آید.
در نتیجه مقابله با آمریکایى ها و سیاست هاى متکى بر قدرت نرم آنان مستلزم آشنایى هرچه بیشتر با تهدید نرم و همچنین جنگ روانى مى باشد که مستلزم ورود تمامى نیروهاى مدافع انقلاب به عرصه شناسایى و معرفى این نوع تهدید و شیوه هاى مقابله با آن است.