تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۷۹۹۷۹

قطع روابط مغرب با ایران


‌ جاوید قربان اوغلی
در حالیکه غلامحسین الهام سخنگوی دولت، پیش ازظهر دیروز در نشست خبری خود با نمایندگان داخلی و خارجی اخبار منتشر شده مبنی بر قطع روابط دیپلماتیک مغرب با ایران را <صرفا تحریکات بدخواهانه علیه روابط برادرانه کشورهای اسلامی> خوانده و ضمن عدم تایید چنین تحولی در روابط دو کشور گفت: <نمی‌توانم گزارشات و صحبت‌های نقل شده در این خصوص را تایید کنم> و انجام چنین اقدامی از سوی مغرب را به دلیل آنکه <هیچگونه مشکلی در ارتباط با مسائل اعتقادی اسلامی بین ما وجود ندارد> بعید اعلام کرده بود، حسن قشقاوی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در گفتگو با خبرگزاری فارس با تایید این خبر گفت: وزارت امور خارجه و هماهنگی مغرب، در بیانیه‌ای که در ساعات پایانی پریشب منتشر کرد، با اشاره به احضار کاردار مغرب در تهران به وزارت امور خارجه ایران به دلیل موضع‌گیری پادشاه مغرب در حمایت از بحرین در جریان تنش ایجاد شده اخیر میان تهران و منامه، مدعی شد که ایران با رویکرد و رفتار غیرقابل قبول خود علیه مغرب باعث ایجاد تنش در روابط میان رباط و تهران شده است.‌
در روز دوم اسفند رئیس اداره شمال آفریقای وزارت خارجه کشورمان با احضار آقای محمد بوظریف کاردار مغرب در تهران <مراتب تعجب و نارضایتی دولت ایران از این مواضع را به کشور متبوع خود ابلاغ کرده و خواستار توضیحات لازم شده بود.> احضار دیپلمات مغربی به وزارت خارجه زمانی صورت گرفت که ملک محمد ششم پادشاه مغرب طی سخنانی در واکنش به تنش روابط بین ایران و بحرین که در پی اظهارات ناطق نوری صورت گرفت، <همبستگی پادشاه مغرب با دولت بحرین در مقابل تهدیدهای رژیم ایران> را اعلام کرده بود.‌
این دومین بار است که طی 30 سال گذشته، از زمان پیروزی انقلاب اسلامی روابط دو کشور با چنین بحرانی روبرو شده است. در پی تحولاتی که از پذیرش شاه مخلوع ایران توسط رژیم مغرب آغاز شده و واکنش شدید دولت نوپای ایران را در پی داشت، ایران از تصمیم سران کشورهای آفریقایی در شانزدهمین اجلاس سران آفریقا مبنی بر <شناسایی حق تعیین سرنوشت مردم صحرا و مراجعه به آراء عمومی حمایت کرد، دولت مغرب در واکنش به این تصمیم سیاسی ایران همه کارمندان سفارت خود از تهران را فرا خواند و متعاقب آن در یازدهم بهمن 1359 روابط سیاسی خود با تهران را بطور کامل قطع کرد. 11 سال پس از این رویداد در آذرماه 1370 در شرایطی که الجزایر همسایه پرقدرت مغرب و حامی اصلی صحرا در بحران سیاسی عمیقی فرو رفته بود، در پی دیدار نخست‌وزیر مغرب با رئیس جمهور وقت ایران در حاشیه اجلاس سران کنفرانس اسلامی در سنگال روابط دو کشور به حال عادی بازگشت و دو کشور توافق کردند که روابط خود را تا سطح سفیر ارتقاء دهند. ناگفته نماند که در کنار بحران همسایه شرقی مغرب (الجزایر) فاصله گرفتن ایران از صحرا که نهایتاً منجر به عدم پذیرش سفیر صحرا در تهران شد در تصمیم‌گیری مغرب برای اعاده روابط با ایران موثر بود. در حالیکه هیچ تحول مثبتی در روابط ایران با صحرا صورت نگرفته و این کشور فاقد سفیر در تهران است (امتیاز ایران به مغرب)، رژیم حاکم بر رباط به بهانه فراخوانی کاردارش در تهران به وزارت امور خارجه در اعتراض به سخنان مهمل پادشاه این کشور، روابط خود را با ایران قطع کرده است و جالبتر اینکه در حالیکه وزارت خارجه مغرب روز چهارشنبه گذشته سفیر کشورمان در رباط را به وزارت خارجه احضار کرده بود تا مراتب اعتراض خود را به احضار کاردار این کشور در تهران به اطلاع سفیر برساند و پریشب نیز با صدور بیانیه‌ای قطع روابط با ایران‌ را اعلام کرده بود، آقای الهام سخنگوی دولت همچنان معتقد است که <عده‌ای از روی بدخواهی در روابط برادرانه اسلامی که این روابط در فضای مثبت و رو به رشد و رو به اقتدار در منطقه و جهان است، این مسائل را مطرح می‌کنند و درصدد دامن زدن به مسائل فرقه‌ای و حاشیه‌ای برای تحت‌ شعاع قرار دادن وحدت در جهان اسلام هستند.>
اقدام پادشاهی مراکش در قطع رابطه سیاسی با ایران به هر دلیلی که صورت گرفته باشد، ضرورت بازنگری جدی در برنامه‌ریزی روابط خارجی کشورمان با جهان خارج است، موضوعی‌که به شدت نیازمند تفکر است. ناگفته پیداست که رژیم حاکم بر رباط بدلایل متعدده، حکومتی نیست که بتوان به آن اعتماد کرد.‌
ملک حسن دوم پادشاه متوفی مغرب، روابط ویژه‌ای با رژیم صهیونیستی داشت و اولین کشور اسلامی بود که حتی پیش از قرارداد کمپ دیوید روابط رسمی (ولی غیرعلنی) تحت پوشش دفتر بازرگانی با این رژیم برقرار کرده بود.
اقدام موجه دولت وقت ایران در فراخوانی سفیر خود در اعتراض به پذیرش شاه مخلوع ایران، قبل از آنکه نمایانگر اعتراض به یک <اقدام غیردوستانه در روابط بین دولتها> باشد، اعتراضی به مشی سیاسی رژیم حاکم بر رباط بود، رویکردی که علیرغم گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی ایران، همچنان ادامه داشته و رژیم مغرب و بخصوص خانواده سلطنتی، روابط ویژه خود با بازماندگان شاه مخلوع ایران را حفظ کرده و این کشور هر ساله پذیرای همسر شاه مخلوع و دیگر وابستگان به آن رژیم مخلوع است.‌
علیرغم شناسایی رسمی جمهوری دموکراتیک صحرا از سوی اتحادیه آفریقا و حضور رسمی نمایندگان این کشور در اجلاس‌های این اتحادیه، مشخص نیست چرا ایران علیرغم شناسایی رسمی این کشور در اوایل انقلاب، نتوانست این رابطه را مدیریت نموده و بدون هیچ دلیل موجهی، این کشور را بایکوت کرده و به نماینده سیاسی این کشور اجازه ورود به کشور را نداده است. اگر این کار به دلیل خطا در زمان شناسایی صورت گرفته بود، باید صادقانه اعلام می‌شد تا مردم نیز از آن آگاه گردند، ولی اگر تنها امتیازی به رژیم مغرب برای بهبود روابط با این رژیم بود، باید اذعان نمود که این اقدام با هر تحلیلی صورت گرفته باشد، خطای فاحشی در سیاستگذاری است و هیچ کشوری برگهای بازی خود را با کرشمه‌ای از سوی رقیب واگذار نمی‌کند.‌
از منظر راهبردی، قطع روابط مغرب با ایران می‌تواند نمایانگر تحولی در روابط اعراب میانه‌رو با ایران باشد، موضوعی که باید دستگاه سیاست خارجی نسبت به آن حساس بوده و کلیه تحرکات در این زمینه را مانیتور نماید. این تحول از زمان طرح مساله هلال شیعی توسط پادشاه اردن آغاز شده و مسائل عراق و لبنان بر آن دامن زد. کشورهای میانه‌رو عرب معمولا با اینگونه اقدامات، واکنش‌های ایران را مورد ارزیابی قرار می‌دهند تا نسبت به اقدامات بعدی خود تصمیم بگیرند و گرنه نمی‌توان پذیرفت در حالیکه بحرین خود با اعزام وزیر خارجه‌اش به تهران، پایان تشنج روابطش با ایران را اعلام کرد، رژیم حاکم بر مغرب به بهانه مواضع غیررسمی ایران در خصوص بحرین، روابط سیاسی خود را با ایران قطع نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات