تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۰۷  ، 
کد خبر : ۸۰۰۱۲

زنان و حقوق از یادرفته


جمیله کدیور
<زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند.> این جمله را به کرات شنیده ایم؛ جمله ای که به مضمون مشترک همه نطق ها و نوشته های مرتبط با زنان تبدیل شده است و از فرط تکرار و بعضا بی ارتباط بودن مقدمه و نتیجه ای که از این گفته حاصل می شود، به جمله ای بی محتوا تبدیل شده است. اینکه چرا این نیمه پنهان جامعه کمتر به چشم می آید و در عمل، در محاق فراموشی قرار می گیرد، واقعیتی است که نیاز به واکاوی جدی دارد. این نیمه پنهان، البته در موقعیت هایی در معرض توجه قرار می گیرد؛ ازجمله در روز زن (اعم از ملی، دینی یا بین المللی.) موقعیت دیگری که خصوصا در سال های اخیر به زنان توجه خاص می شود، ایام انتخابات است. به جز این دو مقطع، اکثرا، زنان در حاشیه اند؛ نه دیده می شوند و نه صدایشان شنیده می شود. به رغم اینکه در کشورهای مختلف دنیا با اعمال مکانیسم هایی، سعی شده این نیمه پنهان در حاشیه را برای کسب تجربه و حضور در متن، وارد صحنه کنند؛ در کشور ما هنوز در بر همان پاشنه سابق می چرخد و دور باطل همچنان ادامه دارد. برای توجیه میزان اندک حضور و مشارکت زنان، آنچنان نقش طبیعی آنان پررنگ شده، که گویی فقط زن ایرانی برخوردار از این وضع بیولوژیک و طبیعی است! و فقط زن ایرانی دغدغه خانواده و تربیت فرزندان خود را دارد. از دید دولتمردان کشورمان، زنان به خاطر بی تجربه بودن مجال مشارکت و حضور در حوزه های مختلف پیدا نمی کنند و به خاطر زن بودن امکان کسب بسیاری از مشاغل برایشان ایجاد نمی شود و در یک کلام کوتاه و گویا واگذاری مسوولیت به زنان ریسک است؛ هم برای دهنده مسوولیت و هم برای پذیرنده آن.آمارها تاسف برانگیز است. در کشوری که آمار دختران و زنان، به لحاظ سواد و تحصیلات عالیه در حد شاخص های جهانی است و از بسیاری از کشورهای جهان و منطقه جلوتر است، درصد اشتغال زنان حدود 13 درصد، مدیریت زنان 3 درصد، نمایندگی زنان در مجلس زیر 3 درصد، مطبوعات زنانه اش حدود 3-2 درصد و میزان فضایی که مطبوعات به اخبارش تخصیص می دهند، حدود 3 درصد است.
بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2008، در میان 130 کشور جهان، رتبه قدرت سیاسی زنان ایران 128، رتبه زنان در مجلس 120 و رتبه زنان در جایگاه های وزارتی 126 اعلام شده است.
در گزارش سال 2008 مجمع جهانی اقتصاد با عنوان شاخص فاصله جنسیتی که وضعیت تفاوت جنسیتی در 130 کشور جهان را نشان می دهد، ایران رتبه 116 را دارد. بر اساس این گزارش، میزان درآمد سالانه مردان شاغل دو برابر و نیم زنان بوده است. نماینده ایران در برنامه توسعه سازمان ملل هم اعلام کرده که زنان ایرانی کمترین نرخ مشارکت و درآمد را در جهان دارند. حال با توجه به قانون اساسی که در مواد مختلف بر تساوی و رفع تبعیضات ناروا در مواد مختلف اشاره کرده و به رغم نبود منع قانونی در زمینه اشتغال و مشارکت سیاسی، چه شده که این نیمه اجتماع، بهره ای حداقلی از تمام منابع قدرت، اعم از سیاسی، اقتصادی و رسانه ای دارد؟
چه اتفاقی افتاده که به رغم پیشرفت های علمی، زنان نتوانسته اند سهم خود را و حق بدیهی خود را در سایر عرصه ها کسب کنند؟
به نظر می آید زمان تعارفات سیاسی به سر آمده است. زنان باید صراحتا سهم و حق خود را از دولتمردان متناسب با شایستگی ها و نه فقط بر اساس جمعیت پنجاه درصدی خود بخواهند. هرچند همیشه می توان این خواسته ها را بیان کرد، ولی در مناسبت های مختلف همچون روزهایی که به نام زنان در عرصه ملی (تولد حضرت زهرا) و بین المللی (روز جهانی زن) نام نهاده شده، همچنین ایام انتخابات بهترین زمان ها برای بیان خواسته ها و شنیده شدن صدای متحد زنان در حق خواهی شان است؛ حقی که سالیان سال از آنها دریغ شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات