ج) سکوت اعتراضآمیز
تئوری سکوت که به موجب ضعف سازمان ادوار از حضور در میادین رادیکال ناشی شد حاصل برخوردهایی بود که نظام، نسبت به تحرکات این سازمان به عمل آورد و لذا نوعی سکوت بعد از بحران بود که توسط احمد زیدآبادی به «سکوت اعتراض آمیز» نام گذاری شد.
طبق بیان گذشته به جهت جلوگیری از پرداخت هزینه های بیشتر، زیدآبادی دانشجویان را به نوعی سکوت اعتراض آمیز دعوت کرد.
اما گفتنی است که این تئوری نیز پیش از این توسط عزت الله سحابی به صراحت بیان گردیده بود؛ وی با مشاهده وضعیت موجود جامعه چنین اظهار می دارد: «در دوره فعلی باید با مقابله سیاسی و با چراغ خاموش حرکت کرد. البته هیچ گاه نباید موضع اعتراضی و انتقادی را کنار گذاشت. باید با نقدهای مستدل و منطقی اوضاع را بررسی کرد.»38
این مطلب کاملا گویای این است که تئوری «سکوت اعتراض آمیز» با دو مؤلفه «سکوت» و «اعتراض» دقیقا منطبق بر «حرکت با چراغ خاموش، آن هم با موضع اعتراضی و انتقادی» می باشد.
د) توجه به حوزه عمومی و توده مردم
پس از نقد اصلاحات از بالا به پایین و نفی حضور در ارکان قدرت، سازمان ادوار نوک پیکان توجه خود را توده مردم و تقویت حوزه عمومی قرار داد و این مسئله را مقدمه ای برای تحقق دموکراسی عنوان کرد. در این مسیر آنچه به عنوان حربه ای در دست آن ها قرار گرفت توجه به مسئله معیشت و مسائل رفاهی جامعه بود که می تواند وسیله جلب اعتماد توده مردم قرار گیرد.
عزت الله سحابی در دیدار با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم، موضع خود را در این زمینه چنین ابراز می دارد: «گروه های منتقد داخلی باید به سوی شکل گیری یک ائتلاف ملی حرکت کنند و همچنین در میان توده های مردم نفوذ یابند و نفوذ در قشر دانشگاهی و روشنفکر به تنهایی کافی نیست و این نقصی است که در انقلاب 57 هم در میان گروه های سیاسی وجود داشت و آن عدم وجود پایگاه در طبقات مختلف اجتماع است.»39
تقی رحمانی، فعال ملی- مذهبی نیز در تجمع اعتراض آمیز دفتر تحکیم در دانشگاه تهران در این خصوص می گوید: «جامعه ما به تعامل و گفتگو بین تشکل های دانشجویی و مردم نیاز دارد و طبقه متوسط و احزاب، ضعیف تر از آن هستند که به تنهایی به دموکراسی برسند.»40
وی همچنین در تاریخ 2/5/86 در دیدار با اعضاء دفتر تحکیم می گوید: «جنبش دانشجویی ضمن انباشت تجارب گذشته می تواند هدف خود را معطوف تقویت حوزه عمومی نماید. از آنجا که جنبش دانشجویی ابزار و امکانات ندارد؛ لذا به تبع آن امکان خطا کردن نیز ندارد. بنابراین باید روش مواجهه و ابزار خود را در راستای تقویت حوزه عمومی تغییر داده و تناسب بین روش ها و اهداف مبارزه سیاسی پیدا کند و به نوع جدیدی از مبارزه سیاسی برسد و به بازی های سیاسی حاکمیت تن ندهد.»41
هـ) همبستگی نیروهای اصلاحطلب
راهکار کوتاه مدت سازمان اداوار در مقطع دوری از قدرت و جلب اعتماد مردم، ایجاد وحدت و یکپارچگی میان احزاب منتقد نظام و اپوزیسیون است. که تحقق این مهم را از طریق تأکید بر اشتراکات حداقلی و عدم توجه به اختلافات می داند. راهکاری که سازمان ادوار تحت عنوان «گفتگوی میان احزاب» پیشنهاد می کند مبتنی بر همین اصول است. و این وحدت احزاب را در جهت بازخوانی دوره اصلاحات و رسیدن به یک استراتژی واحد می داند.
گفتنی است که این نظریه، نوعی رویکرد تاکتیکی جهت عبور از دوران گذار است؛ یعنی ضمن تأکید بر اختلاف و بقاء انتقادات وارده بر اصلاحاتچیان، همبستگی و اتحاد را از عوامل ضروری جهت نیل به اهداف خود می دانند به بیان دیگر قائل به وحدت در عین کثرت می باشند.
سخنگوی سازمان ادوار در سمیناری که توسط جبهه ملی در دانشگاه مریلند برگزار شده، بدین شرح به بیان مواضع سازمان در این زمینه می پردازد: «مهم ترین شکاف و نزاع سیاسی در جامعه ایران شکاف دموکراسی- آمریت است، به همین جهت همه نیروهای دموکراسی خواه و مسالمت جو، متحد بالقوه یکدیگر هستند. برای بالفعل شدن این اتحاد باید سطح مداری سیاسی مان را گسترش دهیم و خط شکنی های کهنه تاریخ را فراموش کنیم ]...[ همبستگی پروژه ای دستوری نیست بلکه پروسه ای است نیازمند حضور فعال و تعامل گسترده همه گروه های دموکراسی خواه، در عین حال این نکته را نیز نمی بایست از نظر دور داشت که پیش نیاز مشارکت گروه ها در تحقق جبهه (همبستگی دموکراتیک) برقراری دیالوگ هدفمند و چندجانبه آنها در چارچوب گفتگویی صریح و صادقانه هست ]...[ مادامی که نیروهای حامل دموکراسی و عامل گذار تن به گفتگو ندهند از همبستگی و همگامی خبری نخواهد بود، چرا که هم کلامی مقدمه همگامی است.»42
ای کاش فعالان سازمان ادوار در تولید؟! دیدگاه های خود اندکی نوآوری و ابتکار نیز به خرج می دادند. البته از آنجا که، آنها باید پایبندی خود را به منابع تئوریک و فکری خود ثابت کنند، از آن سازمان انتظار «تولید» تئوری نمی رود اما ای کاش قدمی برمی داشتند تا حداقل بتوان عمل آنها را «باز تولید» نامید، نه اینکه تکرار کامل حرف های دیگران باشد.
جالب است بدانید که نظریه «گفتگوی میان احزاب به جهت همبستگی»، پیش از این توسط ابراهیم یزدی مطرح شده بود، وی طی مقاله ای که در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده بر لزوم گفتگو میان احزاب و گروه های سیاسی- اجتماعی، تأکید ورزیده و خاطرنشان می کند: «باید پذیرفت که میان مواضع و اولویت های احزاب و گروه های سیاسی- اجتماعی سه ناحیه یا سه گروه از مسائل قابل بررسی و تمیز از یکدیگر هستند. گروه اول مسائل یا موضوعاتی هستند که ویژه هر گروهی است، و توافقی یا تعارضی با ویژگی های گروه های دیگر ندارد. دوم اینکه در میان هر دو یا چند گروه موضوعات و مسائلی وجود دارند که متفاوت و متعارض هم هستند و وجه اختلاف آنها را بیان می کند ]...[ و سوم موضوعات مشترک می باشند. در گفتگو میان احزاب و گروه ها، تعریف و فهم درست با فهم نیکوی موضوعات دسته دوم و سوم اهمیت بسیار دارد هدف گفتگو باید روشن کردن و طبقه بندی موضوعات مشترک و غیرمشترک باشد. و از این رهگذر راه برای توجه و تمرکز برای موضوعات مشترک و همکاری پیرامون آنها باز می شود.»43