کچوئیان
<لوئیس مورینو اوکامپو> دادستان آرژانتینی تبار دیوان بینالمللی کیفری، در تاریخ 24 تیرماه 1387، عمر حسن احمد البشیر رئیس جمهور سودان1 را متهم به ارتکاب جنایات بینالمللی در منطقه آشوبزده دارفور نمود و بر طبق ماده 58 اساسنامه رم نیز از شعبه رسیدگی مقدماتی دیوان درخواست صدور حکم بازداشت وی را کرد. در پی این درخواست، روز چهارشنبه 14 اسفندماه 1387 سه قاضی شعبه یک مقدماتی دیوان بینالمللی کیفری، حکم دستگیری عمرالبشیر رئیس جمهور سودان1 را صادر کرد. عمرالبشیر اولین رئیسجمهور در قدرت است که از سوی دیوان مزبور محکوم به ارتکاب جنایات بینالمللی میشود. حمایت فوری و معنیدار آمریکا و سایر کشورهای غربی و همپیمان آنان از صدور حکم مذکور، کاملاً سیاسیبودن این موضوع را آشکار ساخت.
نظام کنونی حاکم بر سودان، نظامی ایدئولوژیک است. این کشور همچنین از حامیان جنبشهای آزادیبخش و مخالف سیاستهای حاکم بر نظام بینالملل و بویژه غرب در منطقه آفریقا و خاورمیانه است. این مسئله خود در تلاش غرب و کشورهای متحد آن برای بحرانی کردن این کشور تأثیر جدی گذاشته است. اراده حاکم بر عرصه سیاست بینالملل تلاش دارد با تضعیف و بیثبات کردن سودان که جایگاهی مهم در قاره آفریقا و جهان اسلام دارد، زمینه گسترش اسلامگرایی در منطقه و جهان را از میان برده و با تحریک اختلافات قومی و تهدید تمامیت ارضی و ادعا نسبت به ذخایر این کشور، مانع از این امر شود.
جمهوری سودان با مساحت بیش از دو میلیون و پانصد هزار کیلومتر مربع، دهمین کشور دنیا و بزرگترین کشور قاره آفریقا است و جمعیتی بالغ بر 35 میلیون نفر دارد. به لحاظ مذهبی، مردم سودان 70 درصد مسلمان، 25 درصد پیرو مذاهب محلی و 5درصد مسیحی میباشند و از لحاظ گروههای قومی 52 درصد سیاهپوست، 39درصد عرب و مابقی را دیگر اقوام و خارجیان شامل میشوند.
به لحاظ سیاسی، تحولات تاریخی این کشور به چهار دوره تقسیم میشود: حاکمیت عثمانیها، استعمار انگلیس، حاکمیت مشترک انگلیس و مصر و دوره پس از استقلال. سودان در اول ژانویه سال 1956 میلادی از حاکمیت مشترک انگلیس و مصر بر این کشور، استقلال یافت. در حال حاضر سودان در 45 سازمان منطقهای و بینالمللی عضویت دارد و به همین لحاظ از اهمیت زیادی در صحنه سیاسی و دیپلماسی جهان برخوردار میباشد.
منطقه دارفور(Darfur) که در غرب سودان واقع شده، یک پنجم کل مساحت این کشور را شامل و نزدیک به 5 میلیون نفر جمعیت دارد. اکثر مردم این منطقه مسلمان میباشند. مناقشه در منطقه دارفور که نزدیک به 100 قبیله در آنجا زندکی میکنند از سال 2002 میلادی تاکنون بیش از 300 هزار کشته و 5/2 میلیون نفر بیخانمان و آواره از خود بجای گذارده است. شدت درگیریها در این منطقه که با تحریک کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ روز به روز وسعت بیشتری مییافت زمینه ورود و مداخله سایر کشورها و سازمانهای منطقهای و بینالمللی اعم از رسمی و غیردولتی را به بحران دارفور فراهم آورد. مداخله هدفمند برخی کشورها بویژه آمریکا و انگلیس در این بحران و کشاندن موضوع بحران دارفور به شورای امنیت و صدور 26 قطعنامه که برخی از آنان تحت فصل هفتم منشور ملل متحد بود و سپس ارجاع وضعیت دارفور به دیوان بینالمللی کیفری به عنوان نخستین دادگاه دائمی کیفری بینالمللی با صلاحیت تعقیب و رسیدگی به جرایم افراد و اشخاص حقیقی و متهم نمودن برخی از مقامات سودانی از جمله حسن احمد عمر البشیر رئیس جمهور کنونی سودان به نقض شدید حقوق بشردوستانه، این بحران را وارد مرحله جدید و حساسی کرد.
اختلافات استراتژیک آمریکا با سودان در مسائل مهم منطقهای و بینالمللی از جمله مخالفت رئیسجمهوری سودان با تحولات خاورمیانه یکی از اختلافات عمده میان غرب و سودان است.
همواره این سؤال مطرح بوده است که چرا شورای امنیت و دیوان بینالمللی کیفری درخصوص جنایات گسترده بینالمللی و رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی فلسطین نه تنها سکوت معنیدار اختیار کرده بلکه مانع از هرگونه حرکت و ابتکار از سوی دیگران در جهت اعاده صلح و امنیت و اجرای عدالت میشوند؟!
صدور 26 قطعنامه از سوی شورای امنیت به پیشنهاد کشورهای غربی و بویژه از سوی آمریکا و انگلیس و نحوه آراء کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل به قطعنامههای صادره از سوی شورای مذکور، اظهارات مقامات سیاسی کشورهای مختلف بویژه مقامات دولتهای غربی، طرح چهار مادهای دولت فرانسه و تأکید وزیر خارجه فرانسه مبنی بر اینکه میبایستی راهکارهای سیاسی برای پایان دادن به بحران دارفور پیشنهاد کرد و اقدامات دادستان دیوان بینالمللی کیفری، مبین آن است که بحران دارفور دارای ابعاد و انگیزههای سیاسی است.
بررسیها نشان میدهد که یکی از علل ایجاد و گسترش این بحران و کشاندن آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد و سپس ارجاع آن به دیوان بینالمللی کیفری بمنظور مقابله با سیاستهای منطقهای و بینالمللی دولت سودان و در جهت تغییر رفتار سیاسی (تغییر رژیم) آن کشور صورت گرفته است.
ایالات متحده آمریکا که پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد و در چارچوب سیاست راهبردی خویش در قبال قاره آفریقا به تلاشهایش برای نفوذ بیشتر در این قاره افزوده است، تسلط بر ذخایر نفتی و گازی آفریقا از جمله اولویتهای راهبردیاش در این قاره است. ذخایر نفتی سودان بالغ بر دو میلیارد بشکه تخمین زده میشود. از طرف دیگر، تقسیم کشورهای بزرگ همچون سودان و تبدیل آنها به مناطق فدرالی دموکراتیک، از جمله اهداف راهبردی آمریکا در جهان، بویژه در کشورهای اسلامی است. بحران دارفور همچنین نشان میدهد که راهبرد جدید آمریکا و همپیمانان غربی آن به ویژه پس از دوران جنگ سرد، در جهت قطعه قطعه کردن کشورهای غیرهمسو با آنها و محدودکردن حاکمیتهای ملی کشورها از طریق بهرهگیری از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، حقوقی و نظامی و نیز ایجاد ساز و کارهای جدید منطقهای و بینالمللی است. در این راستا دولتهای مستقل نیز به علت عدم همراهی خود با سیاستهای کنونی نظام بینالملل، همواره در معرض فشار، اتهام، تحریم، تهدید و تجزیه هستند. از این رو ضروری است که کشورهای مستقل جهان سوم بویژه کشورهای اسلامی؛ انسجام، همبستگی و تلاش مشترکی را برای ایجاد مناسبات و نظامهای جدید سیاسی، اقتصادی، حقوقی و بینالمللی به عمل آورده و حضوری فعال، هوشمندانه و هدفمند در سازمانهای منطقهای و بینالمللی به منظور ایجاد تحول در رویههای موجود بینالمللی براساس معیارها و ارزشهای الهی و انسانی داشته باشند.
اجرای حکم دستگیری رئیسجمهوری که بر سر کار است، میتواند منجر به ایجاد رویهای خطرناک در عرصه بینالمللی شود، لذا مقابله کشورهای مستقل جهان با این بدعت خطرناک، امری اجتنابناپذیر است.