تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۳  ، 
کد خبر : ۸۰۰۸۷

رویارویی تندروها با میانه‌روی هاشمی


صادق زیباکلام
در هفته های اخیر همچون چند سال گذشته شاهد آن هستیم که برخی روزنامه ها و خبرگزاری ها نسبت به شخصیت ها و چهره های سیاسی مطالبی را مطرح می کنند که بیشتر نزدیک به نوع مطالب تخریبی است تا یک فعالیت معمول رسانه یی و ژورنالیستی. در این میان آقای هاشمی رفسنجانی از جمله شخصیت هایی است که با وجود آنکه نامزد انتخابات سال آینده نیست در معرض تخریب قرار گرفته است. در این ارتباط باید گفت رویارویی با آقای هاشمی یکی از اهداف و برنامه های جریان راست افراطی و تندرو بوده است. این موضوع راهبرد تازه یی نیست چنان که در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری هم شاهد چنین رفتاری از سوی تندروهای اصولگرا بودیم. به دنبال آن نیز و پس از پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری همواره شاهد حملات منظم و تخریب های پی در پی نسبت به آقای هاشمی بودیم. طرفه آنکه در برخی موارد هجمه به شخصیت های بزرگ نظام از سوی مسوولان دولت نهم صورت می گیرد که همین مساله را در روزنامه های دولتی هم شاهدیم. به گمان من فهم علت و چرایی بغض و کینه جریانات تندرو نسبت به آقای هاشمی چندان پیچیده نیست. برای پی بردن به ریشه ها و دلایل این امر باید به جهان بینی و نحوه رفتار سیاسی آقای هاشمی و تاثیر گذاری وی رجوع کرد. به عنوان نمونه می توانیم سفر آقای هاشمی به عراق را مد نظر قرار دهیم. به رغم آنکه سفر ایشان به عراق رویداد مهمی بود و آقای هاشمی ملاقات های تاثیرگذاری را در عراق انجام دادند اما این سفر از سوی جناح مقابل کم اهمیت جلوه داده شد. آقای هاشمی ملاقات های متعددی با علما و مراجع بزرگ عراق از جمله آیت الله سیستانی در نجف، آیت الله حکیم، نوری المالکی و جلال طالبانی صورت داد که این امر نشان دهنده تحکیم روابط میان ایران و عراق است. در این حال، این موضوع را نمی توان یک پیروزی شخصی برای آقای هاشمی عنوان کرد چه آنکه این موقعیت و رویکرد مثبت در روابط دو کشور موفقیتی برای نظام محسوب می شود. علاوه بر این می توان گفت این موفقیت در زمانی صورت می گیرد که کشورهای عربی علیه جمهوری اسلامی موضع گیری های منفی انجام می دهند و حتی از نگاه خصمانه یی در برابر ایران صف آرایی می کنند. اگر تنها رفتار امارات و بحرین را بررسی کنیم چنین موضوعی را شاهدیم که باید قطع رابطه مراکش با ایران را بر آن علاوه کرد. در این حال جریانات وابسته اصولگرایان تندرو در برهه یی که وزارت امور خارجه در بهبود روابط نتوانسته چندان موفق عمل کند به جای تقدیر از آقای هاشمی سعی دارند نتایج این سفر را بی اهمیت جلوه دهند. هنگامی که آقای هاشمی در این فضا توانسته گام های مثبتی را در جهت بهبود روابط با کشورهای عربی و از جمله عراق بردارد که این به نفع دیپلماسی جمهوری اسلامی است سخنگوی دولت در برابر این پرسش که چرا 150 نفر در این سفر با آقای هاشمی بودند و هزینه اینها برعهده چه کسی بوده است، اظهار بی اطلاعی می کند.
وی در پاسخ به این پرسش می گوید شاید این هزینه ها از منبع مالی شخصی تامین شده است. نکته جالب و قابل توجه آن است که در زمینه سفرهای استانی که صرفاً تبلیغاتی است از منابع این سفرها صحبتی به میان نمی آید. حال آنکه در سفرهای استانی میلیاردها تومان هزینه می شود. این در شرایطی است که سفر عراق در جهت منافع ملی ایران صورت گرفت اما تلاش می شود دستاوردهای این سفر تقلیل داده شود در حالی که سفر به کشورهایی که هیچ دستاوردی در جهت منافع ملی کشور ندارد جزء افتخارات دولت نهم عنوان می شود. بنابراین بخشی از تخریب هایی که علیه آقای هاشمی صورت می گیرد ناشی از موفقیت های ایشان است که در کنار آن باید جهان بینی و نوع کنش و تعاملات سیاسی آقای هاشمی را هم در نظر گرفت. آقای هاشمی یک رجل واقع گرا و پراگماتیست است. ایشان هیچ گاه حاضر نیستند مصالح و منافع نظام را فدای برخی تبلیغات جناحی کنند. آقای هاشمی در طول حیات سیاسی شان نشان داده اند همواره در دفاع از آرمان ها و اهداف انقلاب و امام ایستاده اند و حاضر نبوده اند برای خوشایند برخی جریانات سیاسی از این اهداف صرف نظر کنند. به این ترتیب یکی از مشکلات و ریشه های مناقشه را باید در این موضوع جست وجو کرد. نکته بعدی اما موضع آقای هاشمی رفسنجانی در قبال برخی بی تدبیری ها و ضعف مدیریت ها است. آقای هاشمی ظرف چند سال گذشته به هیچ روی به گونه یی سخن نگفته اند که خوشایند اصولگرایان رادیکال باشد. ایشان در صحبت هایشان از ضعف و نواقص موجود مدیریتی سخن گفته اند. البته این تنها آقای هاشمی نیست که در برابر ضعف ها و سوءمدیریت ها سکوت کرده اند در حقیقت صف گسترده یی از دوستان و یاران آقای احمدی نژاد در میان اصولگرایان نیز منتقد عملکرد ایشان به خصوص نحوه مدیریت و سیاست های اقتصادی دولت هستند. انتقاداتی که افرادی همچون احمد توکلی، محمد خوش چهره، علی لاریجانی، حدادعادل، الیاس نادران، ناطق نوری و بخش هایی از جامعه روحانیت مبارز و موتلفه علیه سیاست های آقای احمد ی نژاد وارد می کنند شاهدی بر این مدعاست. در مورد انتقاداتی که از سوی این افراد و جریاناتی که به نوعی منتسب به اصولگرایی هستند چه می توان گفت؟ آیا می شود گفت اینها دوم خردادی اند، اصلاح طلب یا لیبرال اند؟ آیا اینان با محمود احمدی نژاد در تقابل سیاسی هستند؟ واقعیت آن است که بسیاری از منتقدان جدی دولت نهم از درون جبهه اصولگرایان برخاسته اند. اساساً مساله تنها آقایان هاشمی یا کروبی، خاتمی و مهندس موسوی یا مبارزات انتخاباتی نیست. لذا نمی توان گفت دیدگاه های آقای هاشمی را صرفاً در ذیل موضع گیری های سیاسی و رقابتی دانست بلکه این انتقادات عمدتاً از منظر دفاع منافع و مصالح است. در اینجا باید این توضیح داده شود که مشکل آقای هاشمی تنها با جریانات تندرو اصولگرا نبوده است. اگر مقداری به عقب برگردیم می بینیم ایشان با رادیکال های چپ نیز مشکل داشته اند. بنابراین به طور کلی می توان گفت اساساً آقای هاشمی با تندروی و گروه های رادیکال مشکل دارد. در میانه دوم دهه 70 شاهد بودیم با آنکه آقای هاشمی عملاً در قدرت نبود و مسوولیت ایشان صرفاً محدود به مجمع تشخیص مصلحت نظام و سمت نظارتی می شد، بخش رادیکال اصلاح طلبان وی را مورد انتقاد قرار می دادند. مانند این مساله را در میان راست های افراطی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 84 نیز شاهد بودیم که تا به امروز هم ادامه پیدا کرده است. بنابراین باید علت تخریب های صورت گرفته علیه آقای هاشمی را در دیدگاه های ایشان جست وجو کرد. اعتدال، میانه روی و عقلانیت در دیدگاه های ایشان نقش اساسی را ایفا می کنند و به این صورت رادیکال های راست و چپ همواره با وی مشکل پیدا می کنند. اگر به تاریخ معاصر نگاهی بیندازیم شاهدیم که در سه دهه گذشته همواره جریانات افراطی در مقاطع مختلف به رویارویی با آقای هاشمی پرداخته اند. اگر به برهه زمانی دهه 60 برگردیم و نگاهی به ادبیات سازمان منافقین بیندازیم نیز به این نتیجه می رسیم که طرفداران مسعود رجوی هم با آقای هاشمی مشکل پیدا کرده اند و بیشترین حملات را به ایشان داشتند. به طور کلی دلایل تخریب هایی که علیه آقای هاشمی صورت می گیرد را می توان ذیل سه عنوان دانست؛ اول آنکه عقلانیت و میانه روی شخصیتی همچون آقای هاشمی موجب می شود به طور طبیعی جریانات رادیکال و تندرو با ایشان در تعارض قرار گیرند. علت دیگر اما مربوط می شود به انتقادات ایشان از ضعف های مدیریتی دولت نهم که موجب می شود آنان که تحمل انتقاد را ندارند با آقای هاشمی در تقابل قرار گیرند. همچنین در برهه فعلی و در فاصله چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری بالا گرفتن رقابت های انتخاباتی را نیز می توان بر این دلایل اضافه کرد. در این مقوله آنچه موجب می شود تندروهای جریان اصولگرا موجی از حملات رسانه یی را علیه آقای هاشمی ترتیب دهند نزدیکی ایشان به جبهه اصلاح طلبی است چه آنکه اگر انتخابات سال آینده را رقابت میان محمود احمدی نژاد از یک سو و مجموعه اصلاح طلبان از سوی دیگر - صرف نظر از آنکه چه کسی نامزد نهایی این جریانی باشد - بدانیم، واضح است که آقای هاشمی به اصلاح طلبان نزدیک تر است. بنابراین دور تازه تخریب به مساله انتخابات و رقابت های انتخاباتی مربوط می شود. اگر آقای هاشمی رفسنجانی به جای انتقاد و خرده گیری از دولت نهم مطالبی را در جهت تایید و تصدیق اقدامات این دولت بر زبان می آورد مطمئناً نه تنها مورد هجمه تبلیغاتی قرار نمی گرفت بلکه طرفداران دولت به جای زیر سوال بردن سفر ایشان به عراق یا فعالیت های دیگر ایشان را جزء افتخارات کشور عنوان می کردند و به تعریف و تمجید از آن می پرداختند. به این ترتیب باید گفت موضع انتقادی آقای هاشمی نسبت به ضعف مدیریت این دوره موجب شده ایشان مورد تخریب راست افراطی قرار گیرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات