تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۶  ، 
کد خبر : ۸۰۱۱۸

راهکارهای تامین عدالت (بخش اول)

نویسنده: عبدالحکیم سلیمی چکیده: عدالت همان قانون عامی است که نظام آفرینش براساس آن حرکت می‌کند. جامعه انسانی نیز در روند حرکت تکاملی‌اش، ناگزیر از رعایت عدالت است. هرگونه افراط و تفریط در زندگی (فردی و اجتماعی) انسان، پیامدهای ناگوار و چه‌بسا سقوط را در پی دارد؛ به همین دلیل عدالت‌ورزی آرمان مقدس و ارزشمندی است که همواره اندیشه حکیمان را درگیر خود ساخته است. این اندیشه در نظام "امامت عدل" از تعریف و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این نظام، تدبیرها و سازوکارهایی اندیشیده شده تا مردم و حکومت را در پاسداری از عدالت فعال نگه‌دارد و روحیه مبارزه با ستمگری را تقویت کند. قانون صحیح، قانون‌گرایی، عدالت اخلاقی، شایسته سالاری، نظارت اجتماعی (امر به معروف و نهی از منکر)، پیوند استوار حکومت و مردم، زی مردمی داشتن حاکمان و مبارزه قاطع با ستمگران، راهکارهایی هستند که مردم و حکومت را در برپایی عدالت راهنمایی و یاری می‌کنند.به هر نسبتی که جامعه از این سازوکارها بهره‌مند باشد، به همان نسبت در اجرای عدالت توفیق خواهد داشت. در جامعه‌ای که به راهکارهای مزبور بی‌اعتنایی شود، تدریجا عدالت جای خود را به تبعیض م?‌دهد و نابسامانی‌های اجتماعی پدید می‌آید و ادامه این روند به سرنگونی نظام حاکم می‌انجامد که "الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظّلم". به گواهی تاریخ، آثار ستم بسیار سریع و فوری است. بحران‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نیز آشفتگی‌های روانی و اخلاقی نظام‌های سیاسی معاصر به خوبی نشانگر این حقیقت است. واژگان کلیدی: عدالت، نظارت، قانون، اخلاق، شایسته سالاری. مقدمه: عدالت، قانون حاکم بر جهان آفرینش است. نظام هستی بر محور عدل استوار است . در حوزه سیاست و اجتماع، دادورزی و اجرای عدالت باسابقه‌ترین آرمانی است که همواره دغدغه خاطر حکیمان و مصلحان اجتماعی بوده است. افلاطون کتاب جمهوریت را به منظور تبیین این اندیشه نوشت. او معتقد بود که مدینه فاضله زمانی شکل می‌گیرد که حاکم، مدینه خود را وقف عدالت کند و جامعه بر محور عدل سامان یابد .ارسطو در کتاب "سیاست" در جست‌وجوی روش‌های اجرای عدالت بود و سرانجام اجرای عدالت را معیار راستی ودرستی حکومت دانست .فارابی در "سیاست مدینه" بر این رویکرد تأکید کرد که وظیفه سیاستمدار مدینه، نظام‌مندساختن روابط اعضای جامعه بر اساس عدل است .

خواجه‌نص?رطوسی در "اخلاق ناصری" عدالت را مبنای حقوق دانسته و بر این باور است که عدالت زمینه‌ساز تعاون و تعاون شرط تکامل اجتماعی است .
ابن خلدون در "مقدمه"، کار ویژه دولت‌ها را مبارزه با ستم و تبعیض و پاسداری از عدالت اجتماعی برشمرده است .
ابن‌سینا در "شفا" هدف دین را تنظیم روابط اجتماعی براساس قانون عدل ترسیم می‌کند؛ بدین ترتیب تأکید بر اجرای عدالت به‌مثابه یک سنت سیاسی، همواره اندیشه حکیمان را به خود مشغول ساخته است.
این اندیشه در نظام توحید? اسلام که نظام "امامت عدل" است نه "امام عادل"، تبیین شفاف‌تری می‌یابد. عدل همانند توحید، در تمام مسائل اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی نظام تجلّی دارد.
در این نظام فقط قرارگرفتن حاکم عادل در رأس هرم قدرت کافی نیست؛ بلکه همه کارگزاران در هر رتبه‌ای از بالا تا پا?ین باید از ویژگی عدالت برخوردار باشند و مردم نیز در این نظام به اجرای عدالت مأموراند. به بیان دیگر، در نظام "امامت عدل"، اجرای عدالت وظیفه همگانی حکومت و مردم است. در انجام این وظیفه عام، مردم نیازمند هدایت حکومت و حکومت محتاج همکاری مردم است.
در رویکرد توحیدی نظام "امامت عدل"، همان‌گونه که پیامبران به اجرای عدالت مأموراند ، مردم نیز به تبع آنان موظفند که در راستای اقامه عدالت بکوشند . چه بسیار مردان الاهی بوده‌آند که دوشادوش پیامبران برای اقامه عدالت با ستمگران مبارزه کرده‌اند: "وکأین من نبیٍ قاتل معه ربیون کثیر... " .
بدین ترتیب دستیابی به عدالت نیازمند نهاد قانونی و مقتدر و نظم مبتنی بر مدیریت قوی و برخاسته از اصول و ارزش‌های وحیانی و عقلانی است؛ نهادی که با ستمگری و اجحاف مبارزه و وروحیه عدالتخواهی را در گستره جامعه بیدار و شکوفا کند.
چه راهکارهایی در نظام امامت عدل به‌منظور اجرای عدالت پیش‌بینی شده است؟ چه سازوکارهایی در این نظام تعبیه شده است تا حکومت و ملت را در پاسداری از عدالت یاری کند؟
اهتمام پژوهش حاضر بر آن است تا مهم‌ترین راهکارهای اجرای عدالت در نظام امامت عدل را تبیین کند.
تعریف عدالت
عدالت در نزد ارباب لغت به معنای مساوات است . چنان‌که شیخ طوسی(ره) نیز معتقد است: "العدالة فی اللّغة ان یکون الانسان متعادل الاحوال متساویاً" . ازنظر فلاسفه حقوق، مهم‌ترین تعریف عدالت این است: "العدالة اعطاء کل ذی حقٍ حقه" ؛ ?عن? عدالت، دادن حق به صاحب حق است. تعبیر: "العدل وضع کل شیءٍ فی موضعه" نیز به تعریف فوق نزدیک است؛ با این تفاوت که در تعریف اول معیار عدالت که همان "حق" باشد، با صراحت آمده است، ول? تعریف دوم از این جهت ابهام دارد.
علامه طباطبایی(ره) این دو را باهم جمع کرده است: "هی اعطاءُ کل ذی حق من القوی حقه وضعه فی موضعه الّذی ینبغی له "؛ عدالت این است که هر نیرویی به حق مسلم خود برسد و در جایی که شایسته است، قرار گیرد.
از امام علی(ع) پرسیدند که عدل برتر است یا بخشش؟ فرمود:
" العدل یضع الامور مواضعها والجود یخرجها من جهتها العدل سائس عام والجور عارض خاص فالعدل اشرفهما وافضلهما"
عدالت هرچیزی را در جای خودش می‌نهد، درحالی که بخشش آن را از جای خود خارج می‌سازد. عدالت تدبیر عمومی مردم است، درحالی‌که بخشش گروه خاصی را شامل است؛ پس عدالت شریف‌تر و برتر است.
1. قانون صحیح
نخستین گام در تأمین عدالت اجتماعی، وجود قانون صحیح و عادلانه است؛ قانونی که مصالح مادی و معنوی همه شهروندان را به طور یکسان تضمین کند و با اسرار وجودی انسان و اصول حاکم بر روابط اجتماعی بشر هماهنگ بوده و بتواند جامعه را به سوی هدف نهایی رهنمون گردد. وضع یا کشف چنین قانونی فقط از کسی یا کسانی انتظار می رود که از صلاحیت علمی و اخلاقی کافی برخوردار باشند.
روسو م?‌گو?د:
"برای کشف بهترین قانونی که به درد ملل بخورد، یک عقل کل لازم است که تمام شهوات انسانی را ببیند، ولی خود هیچ احساسی نکند، با طبیعت هیچ رابطه‌ای نداشته باشد، ولی کاملا آن را بشناسد، سعادت او مربوط به ما نباشد، ولی حاضر باشد به ما کمک کند و بالاخره به افتخاراتی اکتفا کند که به مرور زمان علنی می‌شود؛ یعنی در یک قرن خدمت کند و در قرن دیگر نتیجه بگیرد؛ بنابراین فقط خدا می‌تواند چنان‌که شاید و باید برای مردم قانون بیاورد ."
پیش از او افلاطون نیز گفت: "قانونگذار واقعی خداوند است. فرشتگان الاهی مأموریت دارند با وضع قانون نیکو و گسترش عدالت، ما را از انقلابات در امان نگه‌دارند و خوشبختی ما را تأمین کنند. واقعیت این است که در دولت ـ شهرهایی که انسان فناپذیر فرمان می‌راند، شهروندان نمی‌توانند از بلاها و بدی‌ها در امان باشند ."
از نظر عقلی، زندگی اجتماعی نیازمند قانون و عدالت است. قانون و عدالت وابسته به وجود کسی است که آن را وضع و اجرا کند. قانونگذار واقعی باید از شرایط ذ?ل برخوردار باشد :
الف. قانونگذار باید قبل از هرچیز یک انسان‌شناس کامل باشد و تمام اسرار وجودی، عواطف و خواسته‌های انسان و اصول حاکم برروابط اجتماعی بشر را بداند.
ب. قانونگذار باید علم کافی داشته باشد، بستر ایجاد و پرورش قانون و راه‌های رسیدن به کمال نهایی انسان را به خوبی بداند و آثار قانون را در زندگی اجتماعی بشر به نیکی ارزیابی کند؛ چراکه وضع قانون در زمان حال بدون توجه به بنیادهای آن در گذشته و آثار آن در آینده کافی نیست.
ج. قانونگذار باید از صلاحیت اخلاقی بهره‌مند باشد، مرتکب خطا و اشتباه نشود، در عین مهربانی و دلسوزی، قاطع و بااراده باشد تا مصالح جامعه را فدای خواسته‌های خود نکند.
د. قانونگذار صالح در وضع قانون، منافع شخصی خود را لحاظ نمی‌کند؛ چراکه منافع شخصی در هرحال در اندیشه و انگیزه او اثر می‌گذارد. اگر همت کند از تأثیر آگاهانه آن اجتناب کند از آثار ناخودآگاه آن امکان ندارد مصون بماند.
ه‍ . قانون باید عملی، شفاف و دارای ضمانت اجرا باشد؛ یعنی قانونگذار باید قانون را بر مبنای مصالح واقعی و نفس‌الامری وضع کند؛ ز?را قانون بدون پشتوانه نمی‌تواند به حال جامعه مفید باشد.
فقط در پرتو قانونی با این ویژگی‌ها است که همه استعدادهای فردی و اجتماعی شکوفا م?‌شود و از قوه به فعلیت می‌رسد و با کمترین ضایعاتی که طبیعت زندگی اجتماعی است، حداکثر بهره‌ به جامعه می‌رسد.
با عنایت به نقش قانون صحیح در تأمین عدالت اجتماعی، حقوقدانان مسلمان معتقدند که قانون باید از طریق وحی در اختیار بشر قرار گیرد.
"ابن سینا" حکیم بزرگ مسلمان معتقد است:
" روابط و معاملات به قانون محتاج است. قانون و عدالت وابسته به وجود شخصی است که قانون را وضع و عدالت را اجرا کند. وضع قانون را نمی‌توان به میل مردم گذاشت؛ زیرا در این صورت مردم با یکدیگر اختلاف خواهند کرد و از طرفی هم لازم است که مقنن انسان باشد و کسی که بتواند با مردم مواجه شود و بتواند آن‌ها را به احترام گذاردن به قانون و اجرای عدالت دعوت کند. اینک که نوع بشر برای تأمین وجود و بقای خویش محتاج به چنین شخصی است، برخداوند است که چنین شخصی را مبعوث کند تا برای همنوعان خود قانون بیاورد و عدالت را اجراء نماید ."
"فارابی" نیز در توصیف رئیس مدینه فاضله می‌نویسد:
"رئیس نخست، آن‌چنان کسی بود که مطلقا نیازمند رئیس دیگر نیست و همه علوم و معارف او را بالفعل حاصل شده باشد و هم او را نیروی ادراک امور و وقایع تدریجی الوجود باشد و هم نیروی ارشاد کامل داشته باشد و نیز نیروی قوی و کامل داشته باشد که به وسیله آن وظایف هرکسی را به درستی معین کند ... و آنان را به سوی نیل به سعادت سوق دهد. این قوا و احوال صرفا در ارباب طبایع عالیه یافت می‌شود و این همان انسانی است که باید گفت مورد وحی الاهی واقع شده است. این‌گونه افاضات همان وحی خدایی است و هرگاه عصری بیاید که چنین انسانی یافت نشود، باید همان سنت‌ها و قوانین و شرایعی که آن‌ها آورده‌اند، مورد عمل واقع شود ."
از نظر قرآن کریم، قانون شایسته قانون الاهی است و قانونگذاری حق خداوند است . غیر او چنین حقی ندارد ؛ مگر کسانی که صلاحیت علمی و اخلاقی آنها مورد تائید خداوند باشد. پیامبر و امامان معصوم نیز اجازه قانونگذاری دارند ؛ چون عمل و گفتار آنان نیز وحی الاهی است . اطاعت از آنان اطاعت از خداوند است . در عصر غیبت، حاکم اسلامی واجد شرایط صلاحیت قانونگذاری است. این امر نه‌تنها با ربوبیت تشریعی خداوند تنافی ندارد، بلکه حاکمیت آن‌ها از شئون ربوبیت الاهی است. این همه تأکید برای این است که میان عدالت و قانون صحیح، ارتباط بسیار عمیقی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای‌که قانون صحیح شرط نخست اقامه عدالت اجتماعی است. جامعه بشری زمانی به عدالت واقعی دست می‌یابد که قوانین را از طریق وحی دریافت کند.
تحلیل عقلی حقیقت فوق این است که خداوند، خالق جهان و انسان است و از تمام ابعاد و اسرار وجودی بشر آگاه است و ن?ز به اصول حاکم بر روابط اجتماعی بشر احاطه کامل دارد؛ خداوند عالم مطلق است، گذشته، حال و آینده زندگی بشر را می‌داند و قادر است آثار قوانین را در زندگی امروز و فردای جامعه به خوبی ارزیابی کند. او بی‌نیاز مطلق است، خطا و لغزش در او راه ندارد. خواسته‌های شخصی ندارد تا منافع جامعه را فدای آن کند. خداوند حکیم است، حکمت او اقتضا می‌کند که قانونش جنبه عملی داشته و جامعه را به سوی هدف نهایی هدایت کند.
بشر به دلایل "دانش محدود، حبّ ذات، در معرض خطا و نسیان قرار داشتن، نفع طلبی و..." در یک کلام به دلیل عدم صلاحیت علمی و اخلاقی نمی‌تواند قانون صحیح و عادلانه وضع کند.
بنابراین انتظار حاکمیت عدالت اجتماعی توسط قانون موضوعه بشری آن‌هم به طور کامل و فراگیر جای تأمل جدی دارد. منتسکیو م?‌گو?د:
"انسان موجودی محدود است و مانند تمام موجودات با شعور دیگر تحت تأثیر جهل و خطا است. معلومات ناقصی هم که دارد، گاهی از دست می‌دهد. انسان موجودی است حساس که دچار هزار هوس می‌گردد. چنین مخلوقی هرلحظه ممکن است خالق خود را هم فراموش کند و هر آن ممکن است دیگران را هم فراموش کند؛ به همین جهت است که خداوند به وسیله قوانین مذهبی، او را به طرف خود می‌خواند تا از یاد خدا غافل نشود ."
و در یک مقایسه میان قانون الاهی و بشری، امتیازات قانون الاهی را در این می‌داند که قانون الاهی تابع حوادث و اراده انسان نیست؛ درنتیجه از ثبات و دوام برخوردار است. قانون الاهی بهترین راه حل را ارائه می‌دهد، مردم به قانون الاهی اعتقاد دارند، ولی از قوانین بشری می‌ترسند .
از د?دگاه قرآن کریم، قانون جامع و کامل، شرط نخست اجرای عدالت تلقی شده است. "لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات وانزلنا معه الکتاب والمیزان لیقوم النّاس بالقسط... " ؛
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آن‌ها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق و قوانین‌عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدل کنند...
پیامبران الاهی با این تجهیزات کامل آمده‌اند تا زمینه برپایی عدالت اجتماعی را فراهم سازند. میزان یعنی چیزی که تمام اعمال انسان‌ها را می‌توان با آن سنجید و آن، احکام و قوانین الاهی یا آ?ین او به طور کلی است که معیار سنجش نیکی‌ها و بدی‌ها و ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها است .
بدین ترتیب، قانون بشری باید با قانون الاهی محک زده شود؛ چراکه قانون، زمانی عادلانه خواهد بود که با مصالح دنیا و آخرت انسان سازگار باشد. عقل بشر از وجود و عدم این سازگاری عاجز است؛ پس نمی‌تواند قانونی وضع کند که تضمین کننده عدالت باشد.
تعبیر "لیقوم النّاس بالقسط" از خودجوشی مردم سخن می‌گوید؛ یعنی هدف این است که مردم مجری عدالت باشند. پیامبران رسالت دارند که انقلاب فرهنگی و فکری ایجاد کنند و از عقل و منطق استمداد بجویند.
هرگاه مردم به این شناخت دست پ?دا کنند که قانون موجود می‌تواند مصالح مادی و معنوی آنان را تأمین کند و احساس کنند که قانون عادلانه است، در اجرای قانون پیشگام خواهند شد. هرنظام سیاسی که در صدد اقامه عدالت اجتماعی باشد، نخست باید این باور اجتماعی را ایجاد و تقویت کند که قانون موضوعه‌اش می‌تواند عدالت اجتماعی را تأمین نماید.
2. قانون‌گرایی
چنان‌که اشاره کردیم، رسالت قانون، تنظیم عادلانه روابط اجتماعی است. این رسالت آن‌گاه تحقق می‌یابد که قانون ضمن بهره‌مندی از جامعیت کامل، دارای ضمانت اجرا نیز باشد. قانون صحیح، شرط لازم برا? اقامه عدالت است، اما کافی نیست.
قانون هرچند عادلانه و برخاسته از علم و حکمت باشد، اگر خوب اجرا نشود، نمی‌تواند عدالت را در جامعه پیاده کند. اجرای قانون به مدیریتی توانا و شایسته نیاز دارد؛ به بیان دیگر، قانون صحیح و تأثیرگذار دارای دو رکن اساسی است: یکی منشأ حکمت داشتن، دیگری ضمانت اجرا که اگر به هرکدام از این دو رکن آسیب برسد، زندگی اجتماعی نابسامان گشته و عدالت خدشه‌دار می‌گردد.
نظام سیاسی که از مدیریت کارآمد برخوردار باشد و کارگزاران نظام بر اساس اصل قانون‌مداری و شایسته سالاری گزینش شوند و قانون گرا باشند و در پیاده کردن قانون بکوشد، عدالت اجتماعی ایجاد و تثبیت می‌شود و توسعه م?‌?ابد. برعکس، در نظامی که کارگزاران خود را فراقانونی دانسته و قانون را فقط برای دیگران لازم بدانند، درمورد خود و اطرافیان و بستگان خود قانون را برنتابند؛ در چنین جامعه‌ای نه تنها عدالت پا نمی‌گیرد، بلکه روحیه قانون‌گریزی، میدان‌دارای ستمگران، پایمالی ناتوانان و درنهایت تبعیض و بی‌عدالتی فراگیر می‌شود.
قانون گرایی از ویژگی‌های نظام قانونی و پاسخگو است. نظام اجتماعی مطلوب نظامی است که دو اصل عدالت و تعاون در آن تجلّی عینی ?ابد. اصل تعاون، زمینه‌ساز همزیستی مسالمت‌آمیز است و اصل عدالت، تکاثر و افزون‌طلبی‌ها را مهار می‌کند.
اجرای قانون صحیح از یک سو در رساندن جامعه به کمال و سعادت و شکوفایی استعدادها و بروز هویت واقعی یک جامعه سالم و تأمین نیازهای منطقی آن کمک می‌کند و از سوی دیگر بازدارنده است؛ به این معنا که قانون صحیح ضمن جلوگیری از فزون‌خواهی‌های فرا قانونی، برای تجاوزگران به حریم قانون، کیفر مناسب پیش‌بینی می‌کند.
بدین ترتیب قانون‌گرایی در نظام سیاسی عدالتخواه یک ضرورت عینی است تا همگان اعم از حکومت و ملت ضمن حرکت در قلمرو قانون از حرمت‌شکنی بپره?زند. به هر نسبتی که روحیه قانون گرایی در جامعه توسعه یابد، عدالت گسترش پیدا می‌کند؛ چنان‌که شیوع خصلت قانون گریزی زمینه‌ساز حاکمیت تبعیض و بی‌عدالتی است.
در نظام امامت عدل، قانون‌گرایی یک وظیفه دینی تلقی می‌شود و حقوق و تکالیف دولت و مردم در پرتو اصل رعایت قانون تعریف و تفسیر می‌گردد.
رسول گرامی اسلام(ص) در اجرای قانون بسیار جدّی و قاطع بوده است؛ به‌گونه‌ا? که وقت? از ماجرا? سرقت فاطمه مخزومیه آگاه شد، به وساطت اسامة بن زید مبنی بر گذشت از کیفر سارق گوش نکرد و فرمود: هلاکت و نابودی اقوام پیشین به این علت بوده که قانون خدا را درباره اشراف اجرا نمی‌کردند. سوگند به کسی که جانم در اختیار او است، اگر فاطمه دختر محمد چنین مرتکب شده بود، دستش را قطع می‌کردم .
امام علی(ع) ‌قانون گرایی را به عنوان ویژگی بنیادین نظام اسلامی مورد عمل قرار داده و اجرای عادلانه قانون را وظیفه حکومت می‌داند:
"وان نقیم امر الله فی قریب الناس وبعیدهم"
حاکم باید امر خدا را بر همه مردم، چه دور و چه نزدیک، اجرا کند.
حضرت در دوران خلافت خویش تلاش گسترده‌ای به منظور حاکمیت اصل قانون‌گرایی انجام داد. با صدور فرمان‌ها، عهدنامه‌ها و دستورالعمل‌های حکومتی، به کارگزاران حکومتی آموخت که قانون‌گرایی را جدّی بگیرند و با قانون‌شکنان در هرموقعیت و جایگاهی که باشند، برخورد قاطع داشته باشند؛ بو?ژه زمینه سوء استفاده خواص و نزدیکان هیأت حاکمه را از بین ببرند. به طورعام قانون گرایی یعنی رعایت عدالت و عدم تبعیض در میان مردم است؛چنان‌که امام علی(ع) به عمر بن خطاب فرمود:
"سه چیز است اگر آن را به خوبی حفظ کنی و عمل نمایی، تو را از امور دیگر بی‌نیاز می‌کند و اگر آن‌ها را ترک نمایی، چیزی غیر از آن تو را سودی نمی دهد.
عمر گفت: آن‌ها چیست ای ابوالحسن؟
امام فرمود: اجرای حدود الاهی نسبت‌به افراد دور و نزدیک و حکم برطبق کتاب خدا در خشنودی و غضب و تقسیم با عدالت در میان سیاه و سفید.
عمر گفت: به راستی مختصر گفتی و حق مطلب را ادا کردی."
امام علی(ع) صدای عدالت انسانی و الگوی نظام امامت عدل است. ا?شان قانون‌گرایی را در زندگی خود و اطرافیانش به طور جدی رعایت می‌کرد. به‌راستی کارگزاران نظام تا چه اندازه از روش و منش زندگانی حضرت درس گرفته‌اند؟ و این گفتار حضرت را نصب‌العین رفتار خویش قرار داده‌اند که فرمود:
"به خدا سوگند اگر که هفت اقلیم را با آن‌چه در زیر آسمان‌ها است به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از دهان مورچه‌ای ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد."
رفتار امام علی(ع) با برادرش عقیل ، نامه حضرت به عثمان‌بن‌حنیف فرماندار بصره و نامه ایشان به یکی دیگر از فرماندارانش به خوبی نشانگر اهمیت قانون گرایی و پره?ز از پدیده شوم قانون‌گریزی است؛ برا? نمونه آن‌جا که یکی از کارگزارانش را به دلیل سوء استفاده از بیت‌المال و قانون‌شکنی نکوهش می‌کند، چنین تأکید می‌کند:
" سوگند به خدا اگر حسن و حسین چنان می‌کردند که تو انجام دادی، از من روی خوش نمی‌دیدند و به آرزو نمی‌رسیدند تا آن که حق را از آنان بازپس گیرم و باطلی را که به ستم پدید آمده است، نابود سازم."
مدیریت سالم، مدیریتی است که هرگز از مدار قانون خارج نشود. اعمال چنین روشی نیازمند نظارت دقیق بر رفتار اطرافیان و کارگزاران حکومت است. قانون‌گرایی و اجرای عدالت فقط در نظام حق امکان‌پذیر است.
"لایقیم امر الله سبحانه الا من لا یصانع ولا یضارع ولا یتبع المطامع " فرمان خدا را برپا ندارد، جز آن کس که در اجرای حق مدارا نکند و سازشکار نباشد و پیرو آرزوها نگردد.
آری! آرزوی زندگانی آن‌چنانی، زمینه سازشکاری با نااهلان را فراهم می‌سازد و کارگزاران سازشکار برا? اجرای حق به تدریج در وادی تساهل قدم می‌گذارند که این روحیه در نهایت موجب می‌گردد تا حق پایمال و باطل میدان‌دار حاکمیت شود. نفوذ اطرافیان و آقازادگان آفتی است که اگر چاره‌اندیشی نشود، ممکن است خشم عمومی را به دنبال داشته باشد. اگر امر میان رضایت خواص و عامه مردم دایر باشد، از باب تقدم مصالح جمع بر فرد نیز باید مصالح عامه را پاس داشت.
گویا امام علی(ع) ناظر بر رفتار کارگزاران نظام امامت عدل در همه دوران است و هشدار می‌دهد:
" همانا زمامداران را خواص و نزدیکانی است که خودخواه و چپاولگرند و در معاملات انصاف ندارند، ریشه ستمکاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان و به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمین واگذار مکن و به گونه‌ای با آنان رفتار کن که قراردادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند، مانند آبیاری مزارع یا زراعت مشترک، که هزینه آن را بر دیگران تحمیل کند؛ در آن صورت سودش برای آنان و عیب و ننگش در دنیا و آخرت برای تو خواهد ماند.
حق را به صاحب حق، هرکس که باشد، دور یا نزدیک، بپرداز و در این کار شکیبا باش و این شکیبایی را به حساب خدا بگذار."
کارگزاران در نظام امامت عدل با?د قانون‌گرایی را از خود و اطرافیانشان شروع کنند. در جامعه‌ای که توده مردم احساس کنند هیأت حاکمه قانون‌مدار است، از رفتار آنان الهام می‌گیرند؛ به گونه‌ای که در اجرای قانون مشارکت همگانی پدید می‌آید و اجرای قانون صحیح ن?ز عدالت اجتماعی را تضمین می‌کند.
3. اخلاق
اخلاق همان اکسیری است که برای تمام افراد بشر در زندگی فردی و اجتماعی، بو?ژه برای کسانی که رسالت سنگین کشورداری را بر عهده دارند، لازم و ضروری است. در پرتو اخلاق عالی است که زندگی انسان‌ها حالت تعادل پیدا می‌کند. جامعه‌ای که عدالت را حقیقتی جدّی تلقّی کند و درباره عوامل تأمین کننده عدالت و موانع آن بیندیشد، قیام به عدالت کرده است؛ چراکه تفکر درباره آثار عدالت و پیامدهای ظلم، روحیه دادگری را شکوفا ساخته و مبارزه با بیدادگری را تقویت می‌کند.
در نظام امامت عدل، همان‌گونه که اخلاق از منابع قانونگذاری است و قانونگذار متأثر از اخلاق است، عدالت اخلاقی کارگزاران و عامه مردم مهم‌ترین پشتوانه عدالت اجتماعی است. در پرتو عدالت اخلاقی همه مردم بو?ژه فرمانروایان جامعه به سعه‌صدر و ظرفیت بزرگ روحی دست می‌یابند؛ به‌گونه‌ای‌که اعتدال در همه زمینه‌های زندگی اجتماعی تجلی پیدا می‌کند.
اطلاع رسانی مفید نسبت به آثار مثبت عدالت و رفتار عادلانه و برشمردن پیامدهای ناگوار و مخرّب ظلم و بی‌عدالتی، فطرت عدالتخواهی را در جامعه بیدار ساخته و زمینه دادگری را در جامعه فراهم می‌کند. شناخت عمیق دولت و ملت نسبت به دفاع از حقوق خود و اعتقاد به عدم تجاوز به حقوق دیگران، مهم‌ترین ضامن اجرای عدالت است. شه?د مطهر?(ره) م?‌گو?د:
" اگر می‌بینی بشریت امروز از عدالت گریزان است، هنوز به مرحله کمال نرسیده است. در نهاد بشر عدالت هست، اگر خوب تربیت شود، واقعا عدالت جمع را بر منفعت فرد خودش ترجیح می‌دهد. افرادی عادل و عدالتخواه بوده‌اند که برخلاف منافع فردی خودشان، عدالت هدف و آرزوی شان بوده است، بلکه خودشان را فدای عدالت کرده‌اند. بشر دوره‌های آینده هم چنین خواهد بود ."
اصولا یکی از رسالت‌های اصلی پیامبران الاهی، تعلیم و تربیت بشر و ایجاد انقلاب فکری و فرهنگی در توده مردم بوده است؛ انقلابی که در پرتو آن، روحیه عدالتخواهی شکوفا گردد؛ به گونه‌ای که خود مردم به اقامه عدالت بپردازند: لیقوم النّاس بالقسط . به هر نسبتی که اخلاق در جامعه پرورش یابد و انسان‌ها اخلاقی شوند، به همان نسبت روحیه پا?بندی به قانون و رعایت عدالت در جامعه شکوفا می‌گردد.
عدالتخواهی امری فطری و عقلانی است. وجدان هر انسانی ـ هرچند که خود ظالم باشد ـ حسن عدل و قبح ظلم را درک می‌کند. ظلم عامل رنج مظلوم و ظالم است. درباره مظلوم که بدیهی است؛ ول? نسبت به ظالم چون وجدان انسانی دارد و برخلاف مسیر تکاملی حیات قدم بر می‌دارد، رنج می‌برد .
عدالت اجرای حق است، این اقدام هرچند ارادی و اختیاری است، ولی حق ریشه در طبیعت وفطرت انسانی دارد.
امام علی(ع) در این زمینه بیان بسیار زیبایی دارد که می‌تواند الهام بخش نظام امامت عدل قرار گیرد. از دیدگاه حضرت، عدل یکی از پایه‌های ایمان است و خود عدل نیز پایه‌هایی دارد:
عدل بر چهار پایه استوار است:
الف) فکری ژرف اندیش (غایص الفهم)
ب) دانشی عمیق (غور العلم)
ج) داوری نیکو (زهرة الحکم)
د) استوار بودن در شکیبایی (رساخة الحلم)
کسی که درست اندیشه کند، به ژرفای دانش می‌رسد، کسی که به حقیقت دانش برسد، از چشمه زلال شریعت سیراب می‌گردد، کسی که شکیبا باشد، در کارش زیاده‌روی نکرده با نیکنامی در میان مردم زندگی خواهد کرد .
در این نگاه، شناخت عمیق و تفکر سالم، صبر و پایداری و داوری نیکو از عوامل مهم ایجاد و اجرای عدالت به شمار می‌رود. دو پایه نخست مربوط به تعلیم و دو پایه دیگر مربوط به تربیت است. در جامعه‌ای که تعلیم و تربیت رشد کند، اجرای عدالت نیز آسان تر و امکان‌پذیر می‌گردد.
تعلیم و تربیت کارگزاران نظام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ به‌همین سبب در اسلام و نظام امامت عدل، فرمانروایان جامعه باید از نظر علم و آگاهی در بالاترین سطح قرار داشته باشند.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
"من امّ قوما وفیهم من هو اعلم منه لم یزل امرهم الی السّفال الی یوم القیامة"
کسی که امامت و پیشوایی جماعتی را بر عهده گیرد، در حالی‌که در میان آنها آگاه تر از او وجود دارد، پیوسته کار آن‌ها رو به انحطاط می رود تا روز قیامت.
از ویژگی‌های بارز نظام امامت عدل، دغدغه‌ خدمت به مردم و اجرای عدالت است. این رسالت در حکومت نبوی چنان تجلی ?افته است که برای همیشه می‌تواند سرمشق کارگزاران حکومتی باشد.
سیره و منش پیامبر اسلام، کارگزارانش را چنان تعلیم و تربیت کرد که سوء استفاده از مقام و موقعیت، رشوه‌گیری، منفعت‌طلبی، ‌رانت‌خواری، ستم و تبعیض، تجاوز به حریم دیگران و گذر از حریم الاهی تلقی شده و ممنوع بود. چون آن بزرگواران این حقیقت را که حکومت امانت الاهی است، با تمام وجود درک و هضم کرده بودند و این آیه قرآن را همواره فرا روی خود می‌دیدند که:
" ان الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات الی اهلها واذا حکمتم بین النّاس أن تحکموا بالعدل..."
خداوند به شما دستور می‌دهد که امانت‌ها را به اهلش بسپارید و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، از روی عدالت داوری کنید....
مراد از امانت در آیه شریفه، "امامت" است .
آن‌چه از سیره‌ پیامبر اسلام و حکومت نبوی به یادگار مانده است، سرمایه ارزشمندی است که نه تنها برای بازگشت مسلمانان به خویشتن و اجرای عدالت اجتماعی، بلکه برای بشر گمگشته جهان معاصر سرنوشت‌ساز و تعیین کننده است.
در این فرصت به نمونه‌ای از کارگزاران حکومت نبوی اشاره می‌کنیم:
عبد الله بن رواحه که تازه مسلمان شده بود، مامور جمع‌آوری مالیات از اهالی خیبر گردید؛ وقتی به آن‌جا رفت، یهودیان خیبر مطابق سنت جاهلی در صدد تطمیع او برآمدند و رشوه‌ای عرضه داشتند تا عبدالله در ارزیابی محصولات کشاورزی، با آن‌ها همکاری کرده و کمتر گزارش کند. عبد الله ضمن امتناع از اخذ رشوه، این رفتار یهودیان خیبر را به شدت نکوهش کرد و گفت: هرچند شما اهالی خیبر در نزد من محبوبیتی ندارید، اما این موجب نمی‌شود که در اخذ مالیات بر شما ستم کنم، ضمنا حق عموم را هرگز به خاطر رشوه پایمال نخواهم کرد. رشوه‌ای که پیش‌کش کرده‌اید، حرام است و گرفتنش نیز حرام و ما حرامخوار نیستیم.
یهودیان خیبر که از رفتار عادلانه و بی‌سابقه‌ عبدالله شگفت زده شده بودند با شادمانی فریاد برآوردند که "این" شالوده استواری آسمان‌ها و زمین است .
آری! در جامعه‌ای که قرار است مردم به سوی عدل فراگیر هدایت شوند، کارگزاران و اداره‌کنندگان باید جامعه را بر محور عدل ریاست کنند. این امر در صورتی تحقق می‌یابد که فرمانروایان در تمام مقاطع عادل باشند، نه فقط به اجرای مقررات پایبند باشند؛ بلکه ایمان، تعهد و تقوای آنان در حد عالی باشد؛
چنان‌که امام علی(ع) بر این امر تأکید کرده، فرمود:
"فاصطف لولایة اعمالک الورع والعلم والسیاسة"
کارگزاران را از میان کسانی انتخاب کن که اهل علم، ورع و سیاست باشند.
ایمان به عدالت و احترام به رعایت حقوق همگان و خوف از آلودگی به ستم و تبعیض بزرگ‌ترین عامل اجرای عدالت است. در پرتو عدالت اخلاقی، همه مردم بو?ژه فرمانروایان جامعه به سعه‌‌صدر و ظرفیت بزرگ روحی دست می‌یابند؛ به‌گونه‌ای‌که اعتدال در زندگی اجتماعی نماد عینی پیدا می‌کند و دوستی‌ها و دشمنی‌ها آنان را از عدالت جدا نمی‌سازد. کسانی که تربیت‌یافته مکتب قرآن باشند، همواره این آیه شریفه را نصب‌العین رفتار خویش قرار می‌دهند:
" یا ایها الّذین کونوا قوامین لله شهداء بالقسط ولا یجرمنکم شنأن قومٍ علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی... "
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای خدا قیام کنید و از روی عدالت گواهی دهید، دشمنی با جمعیتی شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است...
امام علی(ع) که پرورش‌یافته مکتب قرآن است، خطاب به فرزندش می‌فرماید:
" اوصیک بتقوی الله و... و بالعدل علی الصدیق والعدوّ"
تو را توصیه می‌کنم به تقوا و ... و این که با دوست و دشمن با عدالت رفتار کنی.
حضرت در نهج البلاغه، انسان پرورش‌یافته قرآن را چنین توصیف می‌کند:
"پرهیزگار را می‌بینی که آرزویش نزدیک، لغزش‌هایش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم، کارش آسان، دینش حفظ شده، شهوتش در حرام مرده و خشمش فروخورده است. مردم به خیرش امیدوار و از آزارش در امانند ... در سختی‌ها آرام، درناگواری‌ها بردبار و در خوشی‌ها سپاسگزار است. به آن‌که دشمن دارد، ستم نکند و نسبت به آن‌که دوست دارد، به گناه آلوده نشود."
در نظام امامت عدل که عدالت اخلاقی ملاک و میزان رفتارها قرار می‌گیرد، عدالت در حال رضا و خشم رعایت می‌شود و حق‌طلبی و عدالتخواهی به صورت یک فرهنگ تبلور می‌یابد. فرمانروایان ن?ز همه مردم را عیال خداوند می‌بینند و اجرای عدالت را به عنوان یک قانون عام و ارزشمند تلق? م?‌کنند.
پیامبر اکرم(ص) این توفیق را ?افت که در پرتو تعالیم وحی، نظامی را پایه‌گذاری و کارگزارانی را تربیت کند که در سابقه و آینده نظیر ندارد:
" کارگزارانی خداترس و بلندنظر، آن ‌هم از مردمی وحشی و تبهکار، مردمی که به تاراج ملک و تملک زن و فرزند همدیگر شتافتند و به خاطر متاعی ناچیز خون هم می‌ریختند و در این راه جان و مالشان را به باد می‌دادند، در سایه تربیت اسلام چنین شدند که با همه قدرت، دستبرد به حقوق دیگران را، چه هم‌کیش و چه ناهم‌کیش، روا نمی‌شناختند. رویه تازه‌ای که محمد(ص) در اقتصاد و سیاست پیش گرفت و پیروانش را به تبعیت از آن فرا خوانده بود، چنان در آنان مؤثر افتاد که خوی و عادات دیرینه را به کلی ترک گفتند ."
به هرنسبت که کارگزاران نظام دچار گرایش حزبی و باندی که ریشه در هوای نفس دارد، شوند و برخوردهای دوگانه با مردم داشته باشند و عدالت عمومی را رعایت نکنند، به همان نسبت از حق و عدالت فاصله می‌گیرند و در اجرای عدالت ناکام خواهند ماند.
امام علی(ع) در نامه‌ای به اسود بن قطبه، فرماندار سپاه حلوان بر این واقعیت تأکید ورزیده، می‌نویسد:
" اگر رأی و اندیشه زمامدار دچار دگرگونی شود، او را بس?ار از اجرای عدالت باز می‌دارد؛ پس باید که کار مردم در آن‌چه حق است، نزد تو یکسان باشد؛ زیرا در ستمکاری بهایی برای عدالت یافت نمی‌شود ."
عدالت، شأنی ذاتی و نفسانی دارد و شأنی غیری و اجتماعی و حقیقت عدالت اجتماعی بازگشت به همان شأن ذاتی دارد. کسی که قوای درونی و افکارش حالت اعتدال ?ابد، قادر خواهد بود که در عرصه اجتماع عدالت را نهادینه سازد؛ در غیر این صورت به گفته شاعر:
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش
مرحوم نراقی معتقد است:
"حقیقت عدالت، مجرد تابع بودن جنبه‌های عملی به قوه عاقله است و مانند مدیریت و برتری و سیاست نیک از لوازم آن است ."
فقدان عدالت اخلاقی باعث می‌شود که عدالت اجتماعی نیز تحقق ن?ابد؛ بدین ترتیب، کسانی که از لحاظ نفسانی ساخته نشوند، در اقامه عدالت اجتماعی توفیقی نخواهد ?افت.
"هر فردی که قوای درونی‌اش به تعادل نرسیده باشد، قادر بر اجرای احکام عدالت در بین شریکانش نخواهد بود؛ زیرا آن‌که از اصلاح نفس خودش عاجز باشد، چگونه خواهد توانست امور دیگران را اصلاح کند؟ پس هرکه قوا و صفاتش تعادل یافته باشد و از افراط و تفریط دوری گزیده باشد و در جاده حق مستقر شده باشد، مستعد خواهد بود که این طریقه را بین فرزندان نوع خویش را طی کند. و او جانشین خدا در زمین است، و هرگاه به حکومت برسد، در میان مردم، و رهبری آنها برعهده او قرار گیرد، بلاد نورانیت می‌یابند، و امور بندگان اصلاح خواهد شد، و کشت زراعت‌ها و نسل افزایش خواهد یافت و برکت دهی آسمان و زمین ادامه خواهد داشت ... سلطان اگر عادل باشد، شریک طاعات صادره از مردم است و اگر جایر وستمگر باشد در گناه آنان شریک خواهد بود ."
4. شایسته‌سالاری
در نظام امامت عدل، شایسته سالاری به عنوان یک اصل مطرح است. گزینش‌ها بر مبنای ضوابط است نه روابط. نظامی که رسالتش اقامه عدالت است، تبعیض در واگذاری اختیارات را برنمی‌تابد. در جامعه‌ای که شایسته‌سالاری حاکم نباشد، عدالت قربانی می‌شود؛ زیرا از نظامی که خود بدون ملاک و معیاری روی‌کار آمده باشد، نمی‌توان انتظار اجرای عدالت داشت.
شایسته سالاری منشأ وحیانی دارد. خداوند علیم و حکیم پیامبرانش را از بهترین‌ها برگزیده است و آنان را با امکانات و تجهیزاتی مانند کتاب، میزان و آهن (ضامن اجرا) فرستاده تا انسان‌ها را به گونه‌ای تعلیم و تربیت کنند که به صورت خودجوش اقدام به برپایی عدالت کند.
هر پیامبری سرآمد روزگار خویش بوده است. ایمان، امانت، تعهد، صداقت، اخلاص، قاطعیت، نیکوکاری، محبت، خیرخواهی، شجاعت و توکل مطلق بر خداوند از ویژگی‌های عمومی پیامبران الاهی است .
در نظام امامت عدل، واگذاری اختیارات پس از ارزیابی صلاحیت انجام می‌گیرد. امام صادق(ع) می‌فرماید:
" ان الله عزّ وجلّ ادّب نبیّه فاحسن ادّبه فلما اکمل له الأدب، فقال: أنک لعلی خلق عظیم ثم فَرضَ الیه امر الدین والأمة لیسوس عباده فقال عزّ وجلّ: ما اَتاکم الرّسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا" وان رسول الله(ص) موفقا مؤیداً بروح القدس لا یزل ولا یخطیء فی شیء مما یسوس به الخلق فتأدب بآداب الله ."
همانا خداوند عزوجل پ?امبرش را ادب آموخت؛ پس ن?کو ادب آموخت و زمان?‌که ادب او را کامل کرد، فرمود: همانا تو خلق? بزرگ دار?. پس امر د?ن و امت را بر او واجب گردان?د تا به تدب?ر بندگانش بپردازد؛ پس فرمود: آن‌چه را رسول برا?تان آورد، بگ?ر?د و از آن‌چه بازداشت، بازمان?د و همانا رسول‌خدا(ص) توف?ق ?افته و تا??د شده به روح‌القدس است. دره?چ ?ک از امور? که خلق را به آن تدب?ر م?‌کند، نم?‌لغزد و خطا نم?‌کند؛ پس به آداب خدا مودب شو.
در قرآن کریم به مواردی برمی‌خوریم که به طور صریح به شایسته سالاری اشاره می‌کند:
الف) قصه طالوت و بنی اسرائیل
آن‌گاه که حضرت طالوت از سوی "اشموئیل" پیامبر به عنوان سرپرست حکومت بنی‌اسرائیل معرفی می‌شود، مردم بنی اسرائیل بر اقدام وی خورده گرفتند و طالوت را به‌سبب نداشتن مال و ثروت و عدم انتسابش به خانواده‌های سرشناس بنی اسرائیل، شایسته این منصب ندانستند. پیامبرشان به آن‌ها گفت: او دارای دو ویژگی است: فزونی علم و توانایی (قدرت جسمی)، خداوند به خاطر این دو (علم و قدرت) او را برگزیده است .
ب) داستان حضرت یوسف
در این داستان به دو ویژگی مدیران و کارگزاران ارشد حکومت مانند وزارت دارایی اشاره می‌کند.
حضرت یوسف (به پادشاه مصر) گفت: "مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار بده که نگه‌دارنده و آگاهم." یعنی هم در حفاظت بیت‌المال کوشا هستم و هم در مصرف آن کاملا نظارت می کنم.
ج) داستان موسی و شعیب
در این قصه، از زبان دختران شعیب، به دو صفت کارکنان شایسته اشاره شده است: یکی از دختران شعیب گفت: ای پدر! او را (حضرت موسی) استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی را که می‌توانی استخدام کنی، آن کسی است که "قوی" و "امین" باشد .
به این ترتیب، علم و دانایی، قدرت و توانایی، امانت و درستکاری را در تمام سطوح از رئیس حکومت، وزرا و کارمندان جزء ـ با تفاوت مراتب ـ شرط می‌کند.
در آیات دیگری نیز به رعایت اصل شایستگی اشاره می‌کند: پرهیز از پیروی هوای نفس ، همکاری نکردن با نادانان و اسرافکاران ، دوری گزیدن از دروغگویان ، عدم اعتماد به گمراهان و کافران ، و ارتباط نداشتن با عیبجویان و مانعان خیر و گنهکاران متجاوز از صفاتی است که در گزینش کارگزاران نظام باید مورد اهتمام قرار گیرد.
آری! در نظام امامت عدل، مردم که ولی نعمت دولتمردان و کارگزارانند، به طور طبیعی انتظار دارند که از لحاظ قانونی، امکانات و فرصت‌ها برای همگان به طور عادلانه فراهم گردد. این مهم فقط به‌دست شایستگانی محقق خواهد شد که با علم و دانایی به آثار مطلوب عدالت و پیامدهای ناگوار و مخرّب تبعیض و بی‌عدالتی ب?ند?شند و با تمام توان در راستای اقامه عدالت بکوشند.
در نظامی که کار به کاردان سپرده شود، تعهد و تخصص در واگذاری مسئولیت‌ها اعتبار شود و کارگزاران و کارمندان حکومت بر اساس شایستگی و نه وابستگی‌های حزبی، طایفه‌ای و قومی انتخاب شوند، امید به اجرای عدالت در جامعه جوانه می‌زند و بر اثر تقویت مستمر به تدریج استحکام ?افته و فراگیر می‌شود، تا آن‌جا که عدالت باوران را به شگفتی وا می‌دارد .
پیامبر اکرم(ص) که الگوی حسنه است، شایسته سالاری را در واگذاری مسئولیت‌ها و تفویض اختیارات کاملا رعایت می‌کرد و افرادی را بر تصدی مناصب برمی‌گزید که الگوی عملی عدالت بودند.
بدون شک، اصل واگذاری اختیارات اقتضا می‌کند که اختیار باید به کسی تفویض شود که توانایی رسیدن به اهداف مورد نظر را دارا باشد؛ چنان‌که مقتضای مطلق بودن مسئولیت، تطابق آن با اختیارات است.
گزینش عبدالله بن جحش به عنوان اولین امیر سپاه اسلام و اسامه بن زید، جوان بیست ساله، به سمت فرمانده لشکر عازم جهاد و ... بر مبنای شایسته سالاری بوده است؛ چنان‌که حضرت ضمن تأکید بر این‌که انتخاب آن‌ها از روی شایستگی بوده، همه را به اطاعت آنان فراخوانده است.
پیامبر همواره کار را به افراد با کفایت می‌سپرد؛ برای نمونه در عملیات خیبر پس از آن‌که دیگران نتوانستند خیبرگشایی کنند، فرمود: فردا پرچم را به کسی می‌سپارم که:
"کرّار غیر فرّار یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله لا ینصرف حتی یفتح الله علی یده"
کسی که بسیار حمله کننده است و هرگز فرار نمی‌کند، خدا و پیامبرش را دوست می‌دارد، خدا و پیامبرش او را دوست دارد، باز نمی‌گردد تا خدا به دستان توانای او فتح نماید .
آن‌گاه که معاذ بن جبل را به یمن فرستاد، درباره خصوصیات او به ملک حمیر نوشت:
"کسی را به سوی تو فرستاده‌ام که صلاحیت دارد و مورد اعتماد من است، دیندار است و علم و تخصص دارد؛ یعنی کارشناس است."
وقتی "عتاب بن اسید" را به عنوان فرماندار مکه انتخاب کرد، فرمود:
"ای عتاب! می‌دانی چرا تو را برای این مقام برگزیدم؟ و بر کدام قوم فرمانروا کردم؟ تو را به عنوان فرمانروای اهل حرم خدا و ساکنان مکه برگزیدم، اگر در میان مسلمانان کسی را شایسته تر از تو می‌یافتم، او را انتخاب می‌کردم."
"عتاب" شخص? ساده‌زیست، بردبار و خردمند بود، دربرابر مؤمنان متواضع و دربرابر مفسدان بسیار قاطع و سختگیر بود. پیامبر با این انتخاب ثابت کرد که دست?اب? به مقام و منصب فقط بر اثر لیاقت و شایستگی است .
براساس شواهد تاریخی و روایی، عتاب با عدل و انصاف عمل کرد، احکام خدا را جاری ساخت و مطابق اختیارات تفویض شده رفتار کرد .
پیامبر گرامی اسلام بر اساس توصیه قرآن کریم مبنی بر این‌که امانت‌ها را به اهلش بسپارید ، ‌به اصل شایسته‌سالاری عنایت ویژه داشته است.
امام علی(ع) به طور شفاف این اصل را مورد تأکید قرار داده است:
"ایها النّاس! انّ احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه واعلمهم بامر الله فیه"
ای مردم! سزاوارترین اشخاص به خلافت، آن کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر و در آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد .
امام(ع) در این خطابه ارزشمند برای مردم چنین استدلال می‌کند که انتخاب او به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر بر مبنای شایستگی بوده است. رعایت این اصل در دوران خلافت آن حضرت تجلّی ویژه ?افت و با صدور فرمان‌های متعدد به کارگزارانش، اصل شایسته‌سالاری را مورد تأکید قرار داد.
در فرمانش به مالک اشتر چنین توصیه می‌کند:
" در کار عاملان و کارگزاران خود بیندیش و آنان را پس از آزمایش به کار بگمار و هرگز به میل خود و بی‌مشورت دیگران آنان را به کارهای مختلف وادار نکن؛ زیرا این نوعی ستمگری و خیانت است ."
"در امر قضاوت، برترین فرد را انتخاب کن: کسانی که مراجعه فراوان، آن‌ها را به ستوه نیاورد برخورد مخالفان با یکدیگر او را خشمناک نسازد، در اشتباهاتش پافشاری نکند، بازگشت به حق پس از آگاهی، برای او دشوار نباشد، طمع را از دل ریشه‌کن کند، ستایش فراوان او را فریب ندهد و چرب زبانی او را منحرف نسازد که چنین کسانی بسیار اندکند ."
"در بخش نظامی، با خانواده‌های ریشه‌دار، دارای سوابق نیکو و درخشان که دلاور و بخشنده و بلندنظرند، روابط برقرار کن. برای فرماندهی سپاه کسی را برگزین که خیرخواهی او برای خدا و پیامبر و امام تو بیشتر، دامن او پاک‌تر و شکیبایی او برتر باشد، دیر به خشم می‌آید و عذر پذیرتر است، بر ناتوان رحمت آورد و با قدرتمندان با قدرت برخورد کند، درشتی او را به تجاوز نکشاند و ناتوانی او را از حرکت باز ندارد ."
امام علی(ع) پس از توصیه به رعایت اصل شایسته‌سالاری در همه عرصه‌های حکومتی، تأکید می‌کند:
" ای مالک! در دستوراتی که دادم نیک بنگر که همانا این دین در دست بدکاران اسیر گشته بود که با نام دین به هواپرستی پرداخت و دنیای خود را به دست می‌آورند ."
این توصیه نه تنها برای مالک، بلکه برای همه کارگزاران نظام در همه زمان‌ها است. شایسته‌سالاری، سلامتی و بقای نظام را تضمین می‌کند. عدم رعایت این اصل زمینه سقوط نظام را فراهم می‌سازد؛ چراکه چنین اقدامی خیانت در امانت است. خیانت از گناهانی است که بسیار سریع دامنگیر خائن می‌گردد.
پیامبر اکرم(ص) زمانی که "عتاب" را به فرمانداری مکه منصوب کرد، ضمن بیان این مسئولیت خطیر و شایستگی عتاب برای تصدی آن، اصلی را مورد تأکید قرار داد که بسیار سازنده و هشدار دهنده است، ا?شان فرمود:
" اذا ضعیت الأمانة انتظر الساعة، قیل یا رسول الله وما اضاعتها؟ قال: ‌اذا وسد الأمر الی غیر اهله"
اگر امانت را ضایع کردی، منتظر ساعت(قیامت) باش؛ عرض شد یا رسول الله، ضایع کردن امانت چیست؟ فرمود: سپردن کار به غیر اهلش .
آری سپردن کار به کسی که شایستگی تصدی آن را ندارد، نظام سیاسی و تمدن اجتماعی را سرانجام به تباهی می‌کشد؛ همچن?ن فرمود:
" من امّ قوما وفیهم من هو اعلم منه لم یزل امرهم الی السّفال الی یوم القیامة"
کسی که امامت و پیشوایی جمعیتی را برعهده گیرد، درحالی‌که در میان آن‌ها آگاه‌تر از او وجود دارد، پیوسته کار آن‌ها رو به انحطاط می‌رود تا روز قیامت .
امام صادق(ع) فرمود:
"من دعی النّاس الی نفسه وفیهم من هو اعلم منه فهو مبدع ضالّ"
کسی که مردم را به خویشتن دعوت کند، درحالی‌که در میان آن‌ها آگاه‌تر از او وجود دارد، او بدعتگذار گمراه است .
از دیدگاه امام علی(ع) نیز عدم رعایت شایستگی در واگذاری مسئولیت‌ها، از عوامل سقوط نظام تلقی شده است:
"یستدل علی ادبار الدول باریع: تضییع الاصول، والتمسک بالغرور وتقدیم الأراذل وتأخییر الأفاضل"
چهار چیز نشانه فروپاشی دولت‌ها است: نادیده گرفتن اصول و ارزش‌ها، تمسک به غرور، تقدیم فرومایگان و تأخیر شایستگان.          ادامه دارد ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات