5. نظارت اجتماعی
نظارت اجتماعی از مهمترین و کارآمدترین راهکارهای اجرای عدالت است. در نظام امامت عدل، اصل امر به معروف و نهی از منکر در عرصههای سیاسی و اجتماعی، جایگاه ویژهای دارد. حکومت موظف است که زمینههای نظارت اجتماعی یا امر به معروف و نهی از منکر را فراهم سازد تا شهروندان بتوانند این وظیفه اسلامی و ملی را بدون دغدغه و نگرانی انجام دهند. هرحکومتی که هوای خدمت دارد، باید جایگاه نظارت اجتماعی را به طور شایسته تعریف کند؛ چراکه امر به معروف و نهی از منکر از احکام ضروری اسلام است که نه فقط در نصوص دینی مورد تأکید قرار گرفته، بلکه بر مبانی عقلی نیز استوار است.
به دیگر بیان، در زندگی اجتماعی هرضرر فردی امکان دارد که به صورت زیان اجتماعی درآید؛ به همین دلیل عقل و منطق به هر فردی از اعضای جامعه اجازه میدهد که در راستای تأمین عدالت اجتماعی و پاک نگهداشتن جامعه از نارواییها، ستمها و تبعیضها بکوشند.
امر به معروف و نهی از منکر ضامن اجرای عدالت فردی و اجتماعی و در حکم روح و جان آن است. اگر نظارت اجتماعی تعطیل شود، تمام قوانین و اصول اخلاقی اعتبار و کارآمدی خود را از دست میدهد.
فراهم سازی زمینه نظارت اجتماعی منشأ وحیانی دارد. قرآن کریم مسلمانان را به ترویج ارزشها و توصیه به حق ، شنیدن آراء و پیروی از بهترین آنها ، شور و مشورت در امور اجتماعی و امر به هنجارها و نهی از ناهنجاریها ، فرا خوانده است. این فراخوانی عمومیت دارد، هیچ کس حتی فرمانروایان و کارگزاران نظام بینیاز از این توصیهها نیستند.
پیامبر اکرم(ص) در باره جایگاه و اهمیت نظارت اجتماعی فرموده است:
"من امر بالمعروف ونهی عن المنکر فهو خلیفة الله فی ارضه وخلیفة رسوله وخلیفة کتابه "
کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خدا، پیامبر و کتاب الاهی است.
از این حدیث نبوی استفاده میشود که فریضه بزرگ نظارت اجتماعی یک برنامه الاهی است که بعثت پیامبران و نزول کتابهای آسمانی جزئی از این برنامه است؛ یعنی همه اقدامات در راستای حاکمیت خوبیها و نابودی بدیها است. اجرای عدالت مصداق بارز خوبیها و ستم و تبعیض مصداق آشکار بدیها است.
در حدیث دیگری چنین هشدار میدهد: باید امر به معروف و نهی از منکر کنید (وظیفه نظارت اجتماعی را جدّی بگیرید) وگرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلط میکند که نه به پیران احترام میگذارد و نه به خردسالان رحم میکند، نیکان و صالحان شما دعا میکنند ولی مستجاب نمیشود و از خداوند یاری طلب میکنند، اما خداوند به آنها کمک نمیکند؛ حتی اگر توبه کنند، خدا از گناه آنان در نمیگذرد .
امام باقر(ع)، نظارت اجتماعی را ضامن اجرای عدالت و سامان یابی زندگی اجتماعی میداند. در نظام امامت عدل، همه امور باید از طریق تعاون و مشارکت عمومی اداره و نظارت شود. ایشان در فرمایشی گهربار چنین بیان میکند:
" أن الأمر بالمعروف والنّهی عن المنکر فریضة عظیمة تقام به الفرایض وتأمن المذاهب وتحلّ المکاسب وتردّ المظالم وتعمر الأرض وینتصف من الاعداء ویستقیم الأمر "
امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الاهی است که ضامن اقامه سایر فرایض است. با اعمال نظارت اجتماعی، امنیت راهها تأمین میشود، کسب و کار مردم حلال میشود، حقوق افراد تأمین میگردد، زمینها آباد میشود، از ظالمان انتقام گیری میشود و درنهایت همه امور بر اثر نظارت سامان مییابد.
آری! نظارت اجتماعی آثار و برکاتی دارد که اگر خردمندانه اعمال شود، ظلم و بیعدالتی از جامعه ریشهکن می شود و زندگی عادلانه سر و سامان مییابد.
نظارت اجتماعی دو مرحله دارد: یکی مرحله فردی که وظیفه عموم مردم است؛ به این معنا که در نظام امامت عدل همه آحاد مردم نسبت به رفتار اطرافیان و حتی کارگزاران نظام مسئولند. عمل به این وظیفه، هرچند شعاع محدودی دارد، اما مانع گسترش روحیه بزهکاری و رفتارهای ستمگرانه میشود و جامعه فارغ از ارعاب و تهدید به حیات تکاملی خود ادامه میدهد.
قرآن کریم داشتن روحیه نظارت را دلیل برتری یک جامعه دانسته است:
" کنتم خیر امة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر وتؤمنون بالله ... "
شما بهترین امت هستید؛ چراکه امر به معروف و نهی از منکر میکنید و به خدا ایمان دارید.
تقدم نظارت برایمان در آیه شریفه بیانگر این حقیقت است که نظارت ضامن اجرای ایمان و زمینهساز گسترش آن است. در عرصه سیاسی، نظارت ضامن اجرای قانون است و اجرای صحیح قانون زمینه توسعه عدالت اجتماعی را فراهم میسازد.
دیگری، مرحله گروهی که شعاع عملکرد آن وسیعتر و از وظایف حکومت است.
قرآن کریم میفرماید:
" ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر اولئک هم المفلحون "
باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.
این دو شکل از نظارت اجتماعی (فردی و گروهی) از شاهکارهای نظام امامت عدل است که در نظام حقوقی اسلام پیشبینی شده است که از یک سو مردم را بهگونهای تربیت میکند که همواره میداندار فعالیتهای سیاسی و اجتماعی باشند و از سوی دیگر، مسأله تقسیم کار در نهاد حکومت اسلامی و لزوم تشکیل گروه نظارت بر اوضاع اجتماعی و رفتار کارگزاران حکومتی را تعریف میکند.
در نظام امامت عدل، هیچ مقامی فرا قانونی و بی نیاز از نظارت نیست؛ تا آنجا که امام عدالت، از مردم چنین استمداد میجوید:
" شما یاران حق و برادران دینی من میباشید، در روز جنگ چون سپر محافظ، دورکننده ضربتها و در خلوتها محرم اسرار من هستید. با کمک شما پشتکنندگان به حق را میکوبم و به ره میآورم و فرمانبرداری استقبال کنندگان را امیدوارم؛ پس مرا با خیرخواهی خالصانه و سالم از هرگونه شک و تردید یاری کنید."
امام خمینی(ره) نظارت را حق عمومی دانسته، میفرماید:
"همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور، اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن!"
حضرت آیت الله خامنهای با اعتقاد به نقش نظارت در اقامه عدالت میفرماید:
"من عرض میکنم هیچ کس فوق نظارت نیست، خود رهبری هم فوق نظارت نیست؛ چه برسد به دستگاههای مرتبط با رهبری؛ بنابراین همه باید نظارت شوند. نظارت بر آن کسانی که حکومت میکنند، چون حکومت به طور طبیعی به معنای تجمع قدرت و ثروت است؛ یعنی بیت المال و اقتدار اجتماعی و اقتدار سیاسی در دست بخشی از حکام است. برای اینکه امانت به خرج دهند و سوء استفاده نکنند و نفسشان طغیان نکند، یک کار واجب و لازمی است و باید هم باشد ."
اگر مردم از سرخیرخواهی نظارت کنند و محاسن و معایب امور را به یکدیگر و کارگزاران نظام گوشزد نمایند و هیچ کس خود را مصون از خطا نداند و پذیرای حق باشد، دلها به یکدیگر پیوند م?خورد و روحیه تعاون و همیاری شکوفا میشود و عزت و کرامت اجتماعی تأمین میگردد.
در جامعهای که نظارت اجتماعی کمرنگ شود و مردم در انجام این وظیفه خطیر کوتاهی کنند، یا دولت نظارت بر رفتار عمال و کارگزارانش را جدی نگیرد، عزت و کرامت عمومی خدشهدار میگردد.
مرحوم نراقی(ره) پیامد ناگوار مداهنه در امر به معروف و نهی از منکر را چنین بیان میکند:
" سستی در کار بررسی و سازش، از مهلکاتی است که فساد و ضررش به عالم و به توده مردم سرایت خواهد کرد، چگونهی اگر بساط امر به معروف و نهی از منکر جمع شود، دیانت خوار و نابود میشود، نبوت تعطیل میگردد، سستی عمومیت مییابد، گمراهی فراگیر، جهالت و نادانی شایع و احکام دین ضایع میگردد؛ همچنین آثار شریعت خداوند کهنه خواهد شد و بندگان هلاک خواهند گشت و بلاد نابود میشوند و به خراج خواهند رفت "
اگر نظارت اجتماعی به عنوان وظیفه همگانی در جامعه اجرا شود، همه امور سامان مییابد.
به همین جهت میبینیم در هردورهای که این سنت (امر به معروف و نهی از منکر و تنبیه خطا کاران) احیا شد، بدون اینکه از ملامت کسی ترسیده شود، توسط علمای متکفل آن و از ناحیه نیک بختان آمرین به معروف و سعی کنندگان در اجرا و امضای آنها، مردم به انواع اطاعتها و خیرها روی آوردهاند و برکتهای آسمان و زمین به روی آنها گسترده شده است .
6. پیوند استوار حکومت و ملت
در نظام امامت عدل، حکومت و ملت نقش تعیین کنندهای در اجرای عدالت دارند. به همان نسبتی که کارگزاران نظام موظفند در برپایی عدالت بکوشند، مردم نیز رسالتی دارند. اقامه عدالت نیازمند تعاون و همیاری جدی حکومت و مردم است.
همانگونهکه رسالت دولت فراهمسازی زمینه نظارت اجتماعی است، ایجاد فضای مناسب فرهنگی به منظور اقامه عدالت نیز وظیفه دولتمردان است. کارگزاران نظام امامت عدل باید به گونهای زمینهسازی کنند که مردم به صورت خودجوش در برپایی عدالت بکوشند؛ یعنی با ایجاد تحول مثبت فرهنگی روحیه عدالتجویی را در آحاد مردم شکوفا سازند؛ چنانکه رسالت پیامبران الاهی نیز چنین بوده است: لیقوم الناس بالقسط شرط نخست همیاری حکومت و ملت، پیوند استوار آن دو است. این ارتباط به دو صورت تجلی مییابد:
یکی رابطه حکومت با توده مردم و دیگری ارتباط حکومت با نخبگان و دانایان قوم. به هر نسبتی که این دو رابطه قوی و دوستانه باشد، مشارکت و اندیشه جمعی قویتر تبلور مییابد. مشارکت مردم بویژه نخبگان، ضریب احتمال خطا و انحراف از مسیر عدالت را پایین میآورد؛ چراکه آنان واقعیتهای اجتماعی نظیر ضعفها، کاستیها و تبعیضهای موجود نظام را بهتر تشخیص میدهند. اگر فضای باز سیاسی فراهم گردد و مردم و فرزانگان ملت با جرأت و بدون دغدغه و نگرانی نظارت فنّی بر عملکردهای نظام داشته باشند و رفتارهای نظام را مورد نقد و انتقاد دلسوزانه قرار دهند، از نصیحت و خیرخواهی دریغ نمی کنند؛ درنتیجه زاویه انحراف نظام از مسیر عدالت کاهش مییابد. امام علی (ع) فرمود:
"من استقبل وجوه الارآء عرف مواقع الخطا"
کسی که از افکار و آراء گوناگون استقبال کند، صحیح را از خطا خوب میشناسد.
به همین دلیل امام علی(ع) به مالک اشتر فرماندار مصر چنین توصیه میکند:
"با دانشمندان فراوان گفت و گو کن و با حکیمان فراوان سخن در میان نه، درباره آنچه شهرهایت را استوار دارد."
البته به این نکته باید توجه کرد که هرنظر و اندیشهای را نمیتوان به عنوان راهکار سازنده پذیرفت؛ چراکه ممکن است صاحبان اندیشهای بدون تأمل یا بهتبع خواستههای نفس نظرهایی ارائه دهند که با مصالح نظام سازگاری نداشته باشد؛ چنانکه امام علی (ع) میفرماید: "اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع "
چه بسیار اندیشههایی که قربانی آرزوها است.
نظر اندیشمندان از دو حال خارج نیست: اگر برخاسته از عقل و فطرت باشد، درمان است و اگر ناشی از هوا و هوس باشد، بیماری جان است؛ چنانکه امام علی (ع) فرمود:
"انّ کلام الحکماء اذا کان صوابا کان دواءً واذا کان خطاءً کان داءً "
گفتار حکیمان اگر صحیح باشد، درمان واگر نادرست باشد، بیماری جان است.
داشتن ارتباط مستقیم با مردم و ایجاد فضای گفت و شنود دوستانه و فراهم ساختن فرصت سازمان یافته برای گفت و گو با اندیشمندان جامعه، زمینه نقد و انتقاد و نظارت عمومی را فراهم میسازد. چنین سیاستی نه فقط برای اصلاح رفتار کارگزاران و اجرای عدالت اجتماعی نقش راهبردی دارد که شرط بقا و ماندگاری نظام سیاسی نیز هست؛ چراکه در پرتو این سیاست، وفاق عمومی تجلی عینی می یابد. نظامی که متکی به آراء مردم باشد، قوی و شکست ناپذیر خواهد بود.
فاصله میان حکومت و مردم سبب میشود که کارگزاران حکومتی دچار غفلت شوند، بسیاری از واقعیتهای اجتماعی بر آنان پوشیده بماند و یا به صورت غیرواقعی گزارش شود؛ درنتیجه فکر و اندیشه کارگزاران نظام در مداری بسته و پیش ساخته جریان یابد. نخستین پیامد فاصله گرفتن حکومت از مردم، محرومیت حکومت از نعمت افکار عمومی و عقل جمعی است که در اداره جامعه به شدت نیازمند آن است.
در نظام امامت عدل، زمینه برای گفت و شنود و انتقاد سازنده و مثبت همواره فراهم است.
پیامبر گرامی اسلام، چنان سیاستی را برگزید که مردم با خیال آسوده دربرابر خلیفه سخن میگفتند:
"خلیفه میپرسد، آیا من پادشاهم یا خلیفه؟
مسلمان در جواب میگوید: اگر یک درهم کمتر و بیشتر در غیرمورد خرج کنی، پادشاه هستی وگرنه خلیفه."
امام علی(ع) در جایگاه خلیفه پیامبر، همواره بر این سیاست خردمندانه عنایت داشت که مردم را در عرصههای سیاسی ـ اجتماعی نظام امامت عدل، فعال و خلاق نگه دارد و پاسخگو بودن کارگزاران حکومت را به عنوان یک ضرورت گوشزد کند.
پس بخشی از اوقات خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند تا شخصا به امور آنان رسیدگی کنی و در مجلس عمومی با آنان بنشین و دربرابر خدایی که تو را آفریده است، فروتن باش و سربازان و نگهبانان خود را از سر راه آنان دور کن تا سخنگوی آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفت و گو کند.
من از رسول خدا(ص) بارها شنیدم که میفرمود: "ملتی که حق ناتوانان را از زورمندان، بی اضطراب و بهانهای باز نستاند، رستگار نخواهد شد."
پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را به خود هموار کن و تندخویی و خودبزرگبینی را از خود دور ساز تا خدا درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید و تو را پاداش اطاعت ببخشاید ... کار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد .
سیره عالی پیامبر اکرم و امام علی(ع) و دیگر یاران و اصحاب، امواج انقلاب اسلامی را نخست در جامعه عرب و سپس در جهان گسترش داد. این رستاخیز بزرگ اسلامی دلهای همه عدالت جویان جهان را تسخیر کرد. هنوز که هنوز است صدای رسای محمد و علی بر دیواره اعصار و قرون میخورد و فریاد عدالت و ظلم ستیزی را به جهانیان آموزش میدهد.
در این زمینه به داستان سوده همدانی اشاره میکنیم:
سوده دختر عماره همدانی پس از شهادت امام علی(ع) از ستم کارگزاران معاویه بخصوص "بسربن ارطات" که در قلمرو حکومتش ظلم و بیعدالتی را به نهایت رسانده بود، به معاویه شکایت برد و تهدید کرد اگر "بسربن ارطات" را عزل نکند، مردم قیام خواهند کرد.
معاویه او را نکوهش کرد و گفت: با قوم و عشیرهات مرا تهدید میکنی؟ تو را باز میگردانم تا "بسر" تو را کیفر کند.
سوده پس از لحظهای سکوت اشعاری را در وصف ایمان، عدل و روح بلند امام علی(ع) خواند و سپس با معاویه حکایت ملاقاتش با امام علی را بازگو کرد. سوده گفت: روزی از کارهای خلاف کارگزارش، به حضرت شکایتی بردم، امام علی گریه کرد و از اعمال ناروای کارگزارش برائت جست؛ سپس بر قطعه پوستی دستور برکناری او را نوشت و به من داد.
معاویه پس از شنیدن سخنان سوده درباره رفتار مردم دوستانه امام علی(ع)، دستور داد آنگونه که سوده میخواهد، نامهای بنویسند.
سپس گفت: آری! علیبنابی طالب شما را این گونه بار آورده است که دربرابر زمامداران، بیپروا سخن بگویید .
آری! ارتباط سالم حکومت با مردم، عامل عدالت و مبارزه با ستم و تبعیض است. فاصله گرفتن حکومت از مردم و سراپرده نشینی کارگزاران، فضای بیاعتمادی را فراهم میسازد که پیامد بیاعتمادی مردم نسبتبه حکومت، گسترش تدریجی روحیه بیتفاوتی است. در جامعهای بیتفاوت، حق و باطل جایگزین یکدیگر میشود و در چنین نظامی سخن از عدالتخواهی و ظلمستیزی خوشایند مردم نیست تا برای اقامه آن بکوشند و امام علی(ع) چه زیبا فرمود:
"هیچگاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار که پنهان بودن رهبران، نمونهای از تنگخویی و کم اطلاعی در امور جامعه میباشد. نهان شدن از مردم، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است باز میدارد؛ پس کار بزرگ، کوچک و کار کوچک، بزرگ جلوه میکند. زیبا، زشت و زشت، زیبا مینماید و باطل به لباس حق در میآید. همانا زمامدار، آنچه را که مردم از او پوشیده دارند، نمیداند و حق را نیز نشانهای نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود ."
در نظام امامت عدل، پیوند استوار حکومت و مردم بیانگر حقوق و تکالیفی است که اگر به خوبی اجرا شود، یعنی هم حکومت و هم مردم در ایفای حق و انجام تکلیف خود وفادار باشند، آثار و پیامدهایش بسیار مثبت و سازنده است.
عزت یافتن حق، پدیداری راههای دین، پایداری سنت پیامبر(ص)، اصلاح جامعه، امیدواری به بقای حکومت، ناامیدی دشمنان نظام و حاکمیت عدالت، از آنجمله است .
برعکس، فاصله میان حکومت و ملت به گونهای که کارگزاران حکومت نسبتبه مردم و مردم نسبتبه نظام بیاعتنایی پیشه کنند و به وظایف خود چنانکه شایسته و بایسته است عمل نکنند، آثار ویرانگری دارد: تفرقه و اختلاف، نیرنگ بازی در دین، فراموش شدن سنّت، تعطیلی احکام دین، حاکمیت هوا و هوس، گسترش بیماریهای روانی، بیاعتنایی به حق، رواج یافتن باطل، ذلیل شدن نیکان، عزیز شدن بدکاران و در یک کلام پدیداری نشانههای ستم از جمله این آثار است .
7. زی مردمی داشتن کارگزاران نظام
ارتباط حکومت و مردم در روش و منش حاکمان تأثیرگذار است و موجب میگردد که آنان زی مردمی پیدا کنند. همسانزیستی آنان با مردم بخصوص اقشار محروم، اعتماد و همبستگی ملی را تقویت میکند. تفاوت فاحش سطح زندگانی کارگزاران با سطح زندگی عامه مردم، مدیریت جامعه را با بحران مواجه ساخته و سرانجام از کارآمدی ساقط میسازد.
روحیه طبقاتی داشتن همواره مشکل اساسی جوامع بشری بوده است. در جامعهای که اقلیتی حاکم زندگی مرفه داشته باشند و در ناز و نعمت غرق باشند، اما اکثریت مردم از ابتدایی ترین و ساده ترین وسایل و امکانات زندگی محروم باشند، چنین اجتماعی هرگز روی امنیت را نخواهد دید و ظلم و ستم و استکبار بر آن چیره خواهد شد.
بر این اساس، پیامبران الاهی که رسالت هدایت مردم برای اقامه عدالت اجتماعی را بر عهده داشتهاند، همواره بسان توده مردم زندگی کردهاند؛ گویا اراده خداوند بر این تعلق گرفته که آنان در عمل، مردم را به راه راست هدایت و عدالت را از خود و اطرافیان خود شروع کنند.
آری! کسانی که رسالت اقامه عدالت را بر عهده دارند، باید ساده زیست باشند و همانند اکثریت مردم زندگی کنند تا عزم ملی برای اقامه عدل در جامعه پدیدار گردد. به بیان کوتاه، کارگزاران نظام امامت عدل باید از جنس مردم باشند؛ هرچند مرفهان بیدرد و افزونطلبان بیدرک چنین سیاستی را برنمیتابند و بر کارگزاران که از جنس مردم باشند، خرده میگیرند. چنانکه ثروتمندان و زورگویان معاصر پیامبرانالاهی، نوعا چنین منطقی داشتهاند که برگزیدن رهبران دینی را از میان محرومان و پابرهنگان بر نمیتابیدند و ایراد میگرفتند که چرا پیامبر از میان ثروتمندان و صاحبان قدرت برگزیده نشده است ؟
دربرابر این منطق، خداوند به پیامبر توصیه میکند که: " به مردم بگو من فقط بشری هستم مثل شما" ؛ یعنی من از جنس مردم هستم و میخواهم زی مردمی داشته باشم.
در قرآن کریم حشر و نشر با محرومان به پیامبر توصیه شده است:
" واصبر نفسک مع الّذین یدعون ربّهم بالغداوة والعشی یریدون وجهه ولا تعد عیناک عنهم ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هویه وکان امره فرطا "
با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر میخوانند و تنها رضای او را میطلبند و هرگز به خاطر دنیا چشمان خود را از آنها بر مگیر و از کسانی که قلب شان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن؛ همانها که از هوای نفس پیروی کردند و کارهای شان افراطی است.
در جامعه جاهلی عرب همانند دیگر جوامع اشرافی، فاصله سطح زندگی حاکمیت اشراف با توده مردم فرق داشته است. در جامعه عرب آنروز این وضع به شدت حاکم بود، تا آنجا که گاه بر پیامبر اسلام خرده میگرفتند که چرا پابرهنگانی همانند سلمان و ابوذر گرد او را گرفتهاند.
در شأن نزول آیه شریفه نوشتهاند که جمعی از ثروتمندان مستکبر و اشراف از خودراضی عرب به محضر پیامبر رسیدند و گفتند: اگر اطرافیان تو (ابوذر، حبّاب و ...) نباشند و آنها را از خود دور سازی، ما نزد تو خواهیم آمد و در مجلست خواهیم نشست؛ مادام که اینها دور تو جمع باشند، جای ما نیست؛ چون چنین مجلسی شایسته اشراف و آقازادهها نیست.
در این زمان آیه مبارکه نازل شد و خداوند به پیامبر توصیه کرد که هرگز تسلیم خواستههای اشراف از خودراضی نشود.
پیامبر فرمود:
" سپاس خدایی را که به من فرمان داد تا با شما نشست و برخاست داشته باشم؛ زندگی و مرگ با شما خوش است."
این باور که پیامبر (ص) همانند دیگران است و باید مانند آنان زندگی کند، در دوران حکومتش در یثرب به بار نشست.
امام خمینی (ره) میفرماید:
"پیغمبر وارد شد به یک آدم درجه سهای و اشخاصی که دورش جمع شده بودند، یک اشخاص فقیر و بی بضاعتی و خودش هم یک منزل و اطاق (نه مثل این اطاق) یک اطاقی با ساقه خرما و ... "
ابن هشام، زندگی ساده و مردمی پیامبر را مفصل تشریح و تبیین کرده است .
پیامبر (ص) فرمود:
"اجلس کما تجلس العبید "
مانند بنده مینشینم.
رسول خدا همانند بنده مینشست و غذا میخورد و باور داشت که بنده است.
این روش حکیمانه و مردمی، بسیار سریع دلها را شیفته خود ساخت. مردم دور پیامبر را گرفتند، یثرب مرکز مسلمانان شد، حکومت اسلامی تأسیس کردند که قوام آن عدالت اجتماعی بود و مردم در حکومت نقش داشتند و به تدریج فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی مسلمانان گسترش یافت .
پیامبر از مردمان وحشی و جاهل آنروز، کارگزارانی خداترس و بلندهمت تربیت کرد. رویه تازهای که محمد(ص) در اقتصاد و سیاست پیش گرفته بود، چنان مؤثر افتاد که آنان خوی و عادت دیرینه شان را به کلی ترک گفتند .
رویه موفقیت آمیز پیامبر در خدمترسانی موجب گردید تا خداوند او را به عنوان الگوی حسنه معرفی کند .
پس از پیامبر، سیره و منش امام عدالت، تابلوی درخشانی فراروی نظام امامت عدل است. امام علی(ع) الگوی ساده زیستی است و همواره بر ساده زیستی کارگزاران نظام امامت عدل تأکید میورزید.
آنگاه که مطلع گشت که عثمان بن حنیف فرماندار بصره (در سال 36 هجری) در دعوت یکی از سرمایهداران شرکت کرده است، به او نامهای به این مضمون نوشت:
پس از یاد خدا و درود، ای پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردی از سرمایهداران بصره تو را به مهمانی خویش فراخوانده و تو به سرعت به سوی آن شتافتی، خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند ... گمان نمیکردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده وثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شدهاند، اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره میخوری؟
آگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی میکند و از نور دانشش روشنی میگیرد. آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است. بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید؛ اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید ... من نفس خود را با پرهیزکاری میپرورانم تا درروز قیامت که هراسناک ترین روزها است، در امان و در لغزشگاههای آن ثابت قدم باشد .
ساده زیستی امام علی(ع) از روی ناتوانی نبوده، او میتوانست از نعمتهای دنیا به هر گونهای که میخواست، بهره ببرد؛ اما حضرت به جامعهای میاندیشید که همه از نعمتهای دنیا یکسان بهرهمند باشند. او میخواست در زندگی با مردم شریک باشد.
من اگر بخواهم میتوانم از عسل پاک و از مغز گندم و از بافتههای ابریشم، برای خود غذا و لباس فراهم آورم؛ اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم، درحالی که در "حجاز" یا "یمامه" کسی باشد که به قرص نانی نرسد یا هرگز شکمی سیر نخورد. یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد.
آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخیهای روزگار با مردم شریک نباشم؟ و در سختیهای زندگی الگوی آنان نگردم ؟
آری! علی و رسول خدا چونان روشنایی یک چراغند یا چون آرنج به یک بازو پیوستهاند. آنان تجلی حقیقت و اسوه عدالت هستند و باید به گونهای زندگی کنند که نسلهای آینده با تمسک به سیره آنان، اسلام محمدی را از اسلام وارونه و سازگار با اشرافیت و بیاعتنا به طبقه محروم بازشناسند.
اگر امام علی(ع) شریک آلام و رنجهای مردم نبود، نمیتوانست صدای عدالت انسانی باشد. در نظام امامت عدل، مردم ولی نعمت کارگزاران هستند و رابطه حاکمان با مردم کاملا عاطفی و انسانی است.
شهید مطهری(ره) میگوید: "قلب زمامدار باید نسبت به ملت کانون مهر و محبت باشد و قدرت و زور کافی نیست. با قدرت و زور میتوان مردم را گوسفندوار راند، ولی نمیتوان نیروهای نهفته آنان را بیدار کرد و به کار انداخت. نه تنها قدرت و زور کافی نیست، عدالت هم اگر خشک اجرا شود کافی نیست؛ بلکه زمامدار همچون پدری مهربان باید قلبا مردم را دوست بدارد و نسبت به آنان مهر بورزد و هم باید دارای شخصیتی جاذبهدار و ارادتآفرین باشد تا بتواند اراده و همت آنان و نیروهای عظیم انسانی آنان را به پیش برد و در راه هدف مقدس خود به خدمت بگیرد ."
نظام امامت عدل، اشرافیت کارگزاران را برنمیتابد، داستان شریح قاضی دراینباره بسیار عبرت آمیز است. او در زمان تصدی پست قضاوت، خانهای به قیمت 80 دینار خرید، امام علی به خاطر این اقدام شریح به شدت او را نکوهش کرد که چرا در جایگاه قضاوت نظام اسلامی، خانهای آنچنانی خریده است؟
"ای شریح! اگر هنگام خرید خانه نزد من آمده بودی، برای تو سندی مینوشتم که دیگر برای خرید آن، به درهمی یا بیشتر، رغبت نمیکردی. آن سند را چنین مینوشتم: این خانهای است که بندهای ذلیل آن را از مردهای آماده کوچ خریده، خانهای از سرای غرور که در محله نابود شوندگان و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، حدود این خانه به چهار سمت منتهی میگردد:
یک سوی آن به آفتها و بلاها، سوی دوم آن به مصیبتها، سوی سوم به هوا و هوسهای سست کننده و سوی چهارم آن به شیطان گمراه کننده ختم میشود و درِخانه به روی شیطان گشوده است.
این خانه را فریب خرده آزمند، از کسی که به زودی از جهان رخت برمیبندد، به مبلغی که او را از عزت و قناعت خارج و به خواری و دنیاپرستی کشانده، خریداری کرده است.
هرگونه نقصی در این معامله باشد، بر عهده پروردگاری است که اجساد پادشاهان را پوسانده و جان جبّاران را گرفته و سلطنت فرعونها چون "کسرا" و "قیصر" و "تبَّع" و "حمیر" را نابود کرده است ."
این نامه فقط برای قاضی شریح نیست، بلکه برای همه کارگزاران نظامهای دینی است. در نظامی که قاضی شریحها از بیت المال برای خود هزینه کنند و هیچگونه نظارت و حسابرسی در کار نباشد، انتظار اجرای عدالت امری بیهود است.
امام علی(ع) در نامههای متعددی که به کارگزاران نظام علوی نوشته، بر این حقیقت تأکید ورزیده که حکومت امانت است؛ پس مواظب باشید از موقعیت فراهم آمده سوء استفاده نکنید و زندگیتان ارتباط تان صبغه مردمی داشته باشد .
امام خمینی(ره) بنیانگذار نظام امامت عدل، به کارگزاران نظام توصیه کرد که باید به حکومت نبوی و علوی اقتدا کنند و چگونه زیستن را از آن بزرگواران یاد بگیرند تا در راستای اقامه عدالت توفیق یابند.
"آن طرز حکومت اسلام، طرز حکومت آدم سازی است، شما خود، رؤسای اسلام را باید ملاحظه کنید، مثل پیغمبر اکرم که رئیس اسلام است، امیرالمؤمنین که پس از او رئیس اسلام بود، شما خود آنها را ببینید که وضعشان چه جوری بوده است، دیکتاتوری بوده است؟ پیغمبری که با مردم دیگر وقتی مینشست، معلوم نبود آقا کدام است و نوکر کدام است ـ و عرض بکنم ـ که اصحاب کدام است و خود پیغمبر کدام است؟ پیغمبری که با مردم همان طور مینشست، جلسه بندهها و فقرا بود، در زندگیش زندگی فقرا بود و بیت المال، مال مردم بود و هیچ تصرفی نمیکردند، مثل یکی از فقرا زندگی میکرد ."
8. مبارزه با ستمگران
بدون شک درهرجامعهای افراد زورمند و از خودراضی وجود دارند که عدالت را برنمیتابند و تلاشهای عدالتخواهانه را مزاحم منافع و بهرهوری شخصی خود میدانند؛ بنابراین همواره میکوشند که با لطایفالحیل، سلطه ستمگرانه خود را بر مردم حفظ کنند. به همین دلیل در نظام امامت عدل، همانگونهکه قیام دایمی و همهجانبه برای عدالت یک رسالت است، مبارزه مستمر و فراگیر با عوامل و زمینههای ستم نیز به عنوان یک وظیفه عمومی مطرح است؛ چراکه با وجود عوامل ستم و حاکمیت ظالمانه، دستیابی به عدالت امکان پذیر نیست.
جامعهای که عدالت را حقیقتی جدی تلقی کرده، درباره عوامل تأمین کننده عدالت و موانع برقراری آن بیندیشند و نتا?ج اندیشههایش را برای بهره برداری عرضه کند، قیام به عدالت کرده است.
تفکر درباره آثار عدالت و پیامدهای ظلم نوعی قیام برای عدالت است؛ چنانکه اندیشه درباره حیات، نماد برتری از حیات است.
در جامعهای که روحیه بیتفاوتی و سهلانگاری حاکم شود و مردم و کارگزاران نظام دربرابر تبعیض و بیعدالتیها واکنش نشان ندهند، تدریجا عدالت جایش را به بیعدالتی میدهد.
توصیه قرآن کریم این است:
"... وتعاونوا علی البرّ والتقوی ولا تعاونوا علی الإثم والعدوان... "
... و (همواره) در راه نیکی و پرهیزکاری باهم تعاون کنید و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری نکنید...
براساس این توصیه ارزشمند، همانگونه که مشارکت در نیکی ممدوح است، همکاری در بدی نیز مذموم است و هرگونه تعاون در اهداف باطل و اعمال ظالمانه ممنوع است.
اگر به این توصیه قرآنی - که شامل همه مسائل حقوقی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی میگردد- عمل شود و حکومت و ملت بدون در نظرداشتن مناسبات شخصی، خویشاوندی، نژادی و ... با کسانی که در راستای اقامه عدالت گام برمیدارند، همکاری کنند و از همکاری با افراد ستمگر درهرمقام و موقعیتی که باشند، خودداری کنند، زمینه اجرای عدالت فراهم میشود.
یاری نکردن ظالم، خود نوعی مبارزه با ستم و ستمگری است. اگر افراد جامعه آن را جدّی بگیرند، روحیه تعدی و تجاوز و استثمار از جهان ریشهکن میشود.
رهبران عادل نظام امامت عدل کوشیدهاند که مردم را از یاری دادن به ستمگران بازدارند و بر این امر تأکید ورزیدهاند که ستمکاران و یاری دهندگان آنان سرنوشت یکسان دارند. رسول اکرم (ص) فرمودند:
"اذا کان یوم القیامة نادی منادٍ این الظّلمة؟ واعوان الظلمة؟ واشباه الظّلمة؟ حتی من برءً لهم قلما ولاق لهم دواتا، قال: فیجتمعون فی تابوتٍ من حدیدٍ ثم یرمی بهم فی جهنّم ."
هنگامی که روز قیامت برپا شود، منادی ندا در میدهد: کجایند ستمکاران و کجایند یاوران آنها و کسانی که خود را شبیه آنها ساختهاند؟ حتی کسانی که برای آنها قلمی تراشیدهاند یا دواتی را لیقه کردهاند، همه آنها را در تابوتی از آهن قرار میدهند، سپس در میان جهنّم پرتاپ میشوند.
در حدیث دیگری فرمود: "کسی که به سوی ستمگری برود تا او را یاری کند، در صورتیکه میداند او ظالم است، از اسلام خارج شده است ."
صورت دیگر مبارزه با ستمگری، بیاعتنایی به ظالمان و عدم اعتماد به آنان است:
"ولا ترکنوا الی الّذین ظلموا فتمسکم النّار "
بر ستمگران تکیه نکنید که موجب میشود آتش شما را فرو گیرد.
آیه شریفه مهمترین برنامه اجتماعی، سیاسی، نظامی و عقیدتی را بیان میکند. اعتماد به ظالمان مفاسد فراوانی در پی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
الف) تکیه بر ستمگران باعث تقویت آنها و موجب گسترش ظلم اجتماعی است.
ب) اعتماد به ظالمان تأثیر فکری و فرهنگی دارد؛ چراکه به تدریج زشتی ستمگری را از بین میبرد و ظلم و بیعدالتی توسعه مییابد.
در یک کلام، سرانجام اعتماد به ظالمان، اسارت اجتماعی است.
در جامعهای که مردم و کارگزاران نظام، فعال و بیدار باشند، فریب توطئههای ستمگران را نخورند و به آنها تکیه و اعتماد نکنند؛ درنتیجه فرعونها، قارونها و نمرودها به جود نمیآیند تا بر جامعه حاکم شوند.
بدین ترتیب عدالتخواهان در عین تکیه بر عقل و منطق و اخلاق، وظیفه دارند دربرابر گردنکشان و ستمگران بایستند و با آنان پیکار کنند تا فتنه و ظلم از زمین ریشهکن شود و چه فتنهای بدتر از ظلم و تجاوز به حقوق دیگران؟
آیات متعددی در قرآن کریم ستمکاران را محروم از بخشایش خداوندی معرفی میکند و آیات دیگری، ظلم و ستمگری را عامل سقوط تمدنها و متلاشی شدن جوامع میداند . اگر با ستمگری مبارزه جدی نشود، دو گروه مترفین (غوطه وران در عیش و اسراف در اموال) و ملأ (اشراف و اغنیای کامجو) که در امتداد تاریخ همواره در مسیر "خود محوری" حرکت کرده و خود را غایت و دیگران را وسیله تلقی کردهاند، به حاکمیت ننگین خود ادامه خواهند داد که قرآن کریم با بیان کوبنده، این ستمکاران تاریخ را مورد نکوهش قرار داده است ؛ چراکه خودکامگی آنان به تیرهروزی بینوایان جامعه میانجامد.
از لحاظ تاریخی، این دو گروه موانع جدی دربرابر قیامهای عدالتخواهانه بوده و هستند. پیامبران الاهی نیز همواره با این دو گروه از خودراضی پیکار خستگیناپذیر داشتهاند. مبارزات حضرت ابراهیم، موسی، عیسی، نوح، هود، صالح، شعیب و محمد (ص)، خاتم النبیین، الهامبخش نظام امامت عدل است.
در قرآن کریم، حدود 290 آیه ناظر به پیکار با ستم و ستمکاری و دفاع از ستمدیدگی است . آیا بر پیروان قرآن لازم نیست که با روح?ه طبقاتی مبارزه کنند؟
تشریع قانون جهاد در اسلام، طرح جامع مبارزه با ستمگری و دفاع از ستمدیدگی است. جهاد برای محو کفر و شرک و بتپرستی، جهاد در راستای دفاع از مظلومین، جهاد برای خاموش کردن فتنهها و ... همه حاکی از این حقیقت است که مبارزه پیگیر و خستگیناپذیر، از مهمترین راهکارهای تأمین عدالت و احقاق حق میباشد.
اصولاً مبارزه با موانع تکامل، یک قانون عام در جهان آفرینش است. همه موجودات زنده اعم از حیوانات و نباتات برای رسیدن به هدف میکوشند و با موانع تکامل مبارزه جدّی دارند. این قانون در عالم انسانها از اهمیت ویژهای برخوردار است. جامعهای که افراد آن همواره در حال "مبارزه" و "مراقبت" به سر میبرند، زنده و سعادتمند است؛ برعکس، جامعهای که افراد آن در فکر هوسرانی و تأمین منافع شخصیاند، دیر یا زود از بین میرود و این نابودی نیز بهدست خود آنان فراهم میشود .
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
" اغزوا تورثوا ابنائکم مجداً"
مبارزه کنید تا مجد وعظمت را برای فرزندانتان به میراث بگذارید.
همچن?ن هشدار م?دهد:
" فمن ترک الجهاد البسه الله ذلاّ وفقراً فی معیشته ومحقا فی دینه "
آن کس که جهاد را ترک کند، خدا بر اندام او لباس ذلت میپوشاند و فقر و احتیاج بر زندگی و تاریکی بر دین او سایه شوم میافکند.
در این رویکرد، جهاد فقط به معنای جنگ مسلحانه نیست، بلکه هر نوع تلاش و پیکاری را که برای تحقق عدالت و احقاق حق انجام گیرد، شامل میشود. به این ترتیب، جهاد علاوه بر نبردهای دفاعی و گاهی تهاجمی، مبارزات علمی، منطقی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را نیز دربرمیگیرد؛ یعنی در همه عرصهها باید با ستم و بیعدالتی به مبارزه برخاست.
امام نظام امامت عدل، مبارزه با ستمگران را بسیار جدّی مطرح کرد. در سال 35 هجری در روز دوم خلافتش، دربرابر ظلم و بیعدالتی چنین اعلام موضع کرد:
" والله لو وجدته قد تزوج به النساء وملک به الاماء لرددته فان فی العدل سعة ومن ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق "
به خدا سوگند بیت المال به تاراج رفته را هر کجا بیابم، به صاحبان اصلی آن باز میگردانم؛ گرچه با آن ازدواج کرده یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا در عدالت، گشایش برای عموم است. آن کس که عدالت برای او گران آید، تحمل ستم برای او سختتر است.
حضرت در این اقدام عادلانه بسیار جدی بود و دستور داد اموال بیت المال را نزد هرکس بیابند، هرچه سریعتر برگردانند. مبارزه قاطع با ستمگران و تلاش پیگیر در اجرای عدالت، نیازمند قاطعیت و تحمل دشواریها است. ممکن است افزون طلبان عافیت اندیش، از مجریان عدالت فاصله بگیرند و چهبسا اقدام به کارشکنی کنند؛ به همین دلیل بعضی یاران امام علی(ع) از حضرت درخواست میکردند که در اجرای عدالت، شدت عمل بهخرج ندهد.
اما در نظام علوی، عدالت شاهبیت سرور حکومت است و تساهل در اجرای عدالت ممنوع است.
امام پس از سرکوب شورش نهروان در سال 38 هجری، در کوفه خطبهای ایراد فرمود که در فرازی از آن چنین تأکید ورزید:
" الذّلیل عندی عزیز حتی آخذ الحق له، والقوی عندی ضعیف حتی آخذ الحق منه ."
خوارترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را بازگردانم و نیرومند در نزد من ناتوان است تا حق را از او باز ستانم.
حضرت طی نامهای به "زیاد بن ابیه" جانشین فرماندار بصره نسبت به خیانت به بیتالمال چنین هشدار میدهد:
همانا به راستی، به خدا سوگند میخورم اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردهای، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده و در هزینه عیال درمانده و خوار و سرگردان شوی .