تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۸۰۲۳۷

هولوکاست دروغ مقدس غرب


علی نورایی‌یگانه

تاریخ بشر جنگ‌ها، نسل‌کشی‌ها و جنایات بسیاری را به خود دیده است؛ اما یک حادثه تاریخی است که به عنوان یک حریم ممنوعه محسوب می‌گردد؛ و به هیچ محققی اجازه پژوهش در مستندات، اظهارنظر و بیان حقایق تاریخی پیرامون آن داده شده است و با تمام توان با آن برخوردار می‌شود؛ آن هم از سوی کشورهایی که خود را مهد و سمبل آزادی می‌دانند. این قضیه مربوط به کشته‌های جنگ جهانی دوم است؛ البته به چند صد هزار از پنجاه میلیون کشته این جنگ و تنها کشته و مرده‌های یهودی!

البته ظلم و جنایت به هر دلیلی بر هر قوم، ملت و گروهی روا داشته شود، امری مذموم و ناپسند است. اما ناپسندتر از آن، تحریف واقعیات تاریخی، افسانه‌پردازی و بزرگ‌نمایی جنایات بشری در جهت بهره‌برداری سیاسی و اعمال ظلم و جنایت بر علیه سایر ملت‌های بی‌گناه به بهانه آن می‌باشد. در این ماجرا آنچه سوال‌برانگیز بوده و آزاداندیشان جهان را به تامل وامی‌دارد؛ حساسیت خاص صهیونیسم جهانی و سردمداران غربی در برابر این قضیه است؛ در اروپا با آزادی تمام وجود خدا انکار می‌شود، توهین به پیامبران بزرگ الهی و مقدسات مذهبی، مصداق آزادی بیان است، اما اگر کسی درباره ابعاد افسانه خود ساخته رنج یهودیان در جنگ جهانی دوم موسوم به "هولوکاست" تحقیق و تفحص کند، مجرم بوده و به زندان خواهد رفت! یا حداقل با بدترین نوع برخوردها و اهانت‌های قرون وسطایی مواجه خواهد شد.

واقعیت این است که "افسانه هولوکاست با فلسفه وجودی دولت اسرائیل و منافع حیاتی صهیونیسم بین‌الملل و دولت‌های غربی ارتباطی ناگسستنی دارد" و از این رو حریم ممنوعه غرب محسوب می‌شود.

تعریف هولوکاست

هولوکاست (Holocaust) به معنای "سوزاندن چیزی با آتش است که به طور کامل از میان برود." واژه‌ای است یونانی که از دو واژه "Holos" به معنی همه و "Kaustos" به معنی سوزاندن و نابود کردن، ترکیب شده است و بطور کلی در لغت به معنای همه‌سوزی است.

اما برخی از زبان‌شناسان این واژه را برگرفته از جنایات یهودیان در یمن باستان می‌دانند که به تدریج و در گذر ایام مفهوم عام‌تری یافته و به سوزاندن زنده‌زنده انسان‌ها اطلاق می‌شود.

نظریه هولوکاست

هولوکاست به نظریه‌ای اطلاق می‌شود که ادعا می‌شود "6 میلیون" یهودی در طول جنگ جهانی دوم در اثر اعمالی از قبیل اعدام در اتاق‌های گاز و سوزانده شدن در کوره‌های آدم‌سوزی اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌های آلمانی کشته شده‌اند. به اعتقاد برخی از مدعیان هولوکاست، نازی‌های آلمانی از پوست یهودیان برای ساختن چراغ‌های نفتی و از اجساد آنان برای ساختن صابون استفاده می‌کردند.

اما آنچه بدیهی است این است که این دشمنی هیتلر با یهودیان که قطعا کاهی بیش نبوده و صهیونیزم بین‌الملل امروزی از آن کوهی ساخته است تا به گسترش منافع سیاسی و اشغالگری خود در فلسطین و خاورمیانه بپردازد به دلیل دشمنی شخصی خود و عداوت قلبی که از برخی یهودیان داشته، بوده است و این دشمنی به علت ظلمی بوده که یک یا چند یهودی به خاندان و نزدیکان وی به عمل آورده بودند اما قطعا این حادثه علل دیگری داشته و برخی برای کسب منافع، به بزرگنمایی آن پرداخته‌اند.

اما این قضیه با استفاده از شیوه‌های مختلف هنری، ادبی، فیلم، داستان، شعر و از طریق روزنامه‌ها، نشریات، رادیو، تلویزیون، اینترنت و از همه مهمتر سینما و صنعت عظیم فیلم‌سازی هالیوود (Holly wood) در جهان و به خصوص کشورهای غربی با هجمی بسیار وسیع تبلیغ می‌شود؛ هالیوود با بهره‌گیری از سلاطین سینمای آمریکا و غرب، در فیلم‌هایی چون: استیون‌اسپیلبرگ، رومن‌یولانسگی، فدریکوفلینی، فهرست بشندلر، پیانیست، زندگی زیباست و منطقه خاکستری سعی کرده است به جهانیان گوشزد کند که آنها نباید به خود اجازه دهند تا این "دروغ مقدس" را فراموش کنند.

ممنوعیت تحقیق درباره هولوکاست

براساس قانونی که پیش‌نویس آن در اوایل دهه 1980 میلادی توسط تعدادی از اعضای آژانس بین‌المللی صهیونیسم، تحت سرپرستی "رنه‌ساموئل سپرات" ـ خاخام فرانسوی ـ تهیه و در سال 1990 میلادی در فرانسه به تصویب رسید؛ هرگونه تردید درباره کشتار مورد ادعای یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاق‌های گاز و حتی کمترین تردید در تعداد 6 میلیون یهودی کشته شده، جرم محسوب می‌شود! براساس قانونی کشوری چون فرانسه که خود را مهد آزادی و حکومت قانون می‌شمارد و در حالی که متاسفانه در بسیاری از کشورها از جمله کشور خودمان استفاده از قوانین فرانسوی را در تهیه قوانین اساسی خود به عنوان منبع قوانین مایه مباهات و استحکام شمرده می‌شود، هرکس از این قانون به اصطلاح هولوکاست تخطی کند و در سه موضوع فوق‌الذکر حتی تردید کند به یک ماه تا یک سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانک فرانسه جریمه محکوم خواهد شد.

از دیدگاه بسیاری از جمله پروفسور روبرت‌فوریسون (نویسنده کتاب معروف اتاق‌های گاز در جنگ جهانی دوم واقعیت یا افسانه؟) تهیه و تصویب چنین قانونی در فرانسه ناشی از القائات و اعمال فشار اسرائیل است.

بعدها با فشار آمریکا، انگلیس، فرانسه و آژانس صهیونیسم بین‌الملل، این قانون در اکثر کشورهای اروپایی نیز به تصویب رسید. به طوری که امروزه هرگونه تردید درباره هولوکاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقی می‌شود! تاکنون نیز اندیشمندان و محققان زیادی تنها به خاطر نتایج تحقیقاتی خود و آشکار نمودن حقایق و واقعیات تاریخی که در این زمینه وجود دارد؛ مورد ترور یا آزار و اذیت، ضرب و شتم، تحمل زندان، اخراج از دانشگاه و از دست دادن کرسی تدریس و اهانت‌های متعدد قرار گرفته‌اند و حتی برخی از آنها زندگی مخفیانه‌ای دارند تا از گزند جوخه ترور مخفی صهیونیسم بین‌الملل در امان بمانند.

جرج‌بوش (رئیس‌جمهور آمریکا) قانون آنتی‌سمیتیزم (قانون ضدنفرت از یهودیان و صهیونیست‌ها) را برای به اصطلاح کنترل این جریان در جهان امضا کرد. هدف از قانون ضد یهودی‌ستیزی دولت بوش این است که تمام انتقادها علیه رژیم اشغالگر اسرائیل را به سکوت کشانده و ددمنشی‌ها و دروغ‌های این رژیم را از بین ببرد.

سرانجام با تلاش رژیم اشغالگر صهیونیستی این افسانه جنبه‌ای جهانی به خود گرفت و مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قطعنامه‌ای دروغین همانند قطعنامه‌هایی که درباره به اصطلاح دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای و اتمی کشتار جمعی، صادر می‌کند، روز 27 ژانویه هر سال را به عنوان روز یادبود هولوکاست نامگذاری کرد. (این روز، روز آزادسازی اردوگاه اسرای جنگی در جنگ جهانی دوم به نام اردوگاه اسرای جنگی در جنگ جهانی دوم به نام اردوگاه آشویتس در لهستان توسط ارتش سرخ روسیه از چنگ آلمانی‌ها نازیسم است).

در بیانیه شورای امنیت سازمان ملل نیز که در واکنش به بیانات اخیر رئیس‌جمهور کشورمان صادر شده، آمده است: "اعضای شورای امنیت، اظهارات مربوط به اسرائیل و انکار هولوکاست را که به دکتر احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران نسبت داده شده است، محکوم می‌کنند و اعضای شورای امنیت حمایت کامل خود را از بیانیه هشتم دسامبر دبیر کل که هرگونه تکذیب هولوکاست را به عنوان یک واقعه تاریخی نمی‌پذیرد، اعلام نموده و از تمامی کشورهای عضو این سازمان می‌خواهد به ملت‌هایشان درباره هولوکاست آموزش‌های لازم را بدهند!"

انگیزه‌های طرح هولوکاست

اما در ورای طرح و تبلیغ افسانه دروغین هولوکاست دو طرف عمده از آن سود می‌برند:

الف: صهیونیست‌ها که انگیزه‌های آنان از ابعاد سیاسی، اقتصادی و روانی قابل بررسی است.

انگیزه‌های سیاسی صهیونیسم:

از دیدگاه صهیونیست‌ها برپایی دولت اشغالگر قدس نتیجه منطقی ظلم بر یهودیان در هولوکاست است و به این دلیل که یهودیان در جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازیسم در کوره‌های خیالی آدم‌سوزی، سوزانده شده‌اند، خود را مستحق برپایی یک دولت می‌دانند؛ آنهم در گوشه دیگری از جهان و با غصب سرزمین‌ ملتی که هیچ‌گونه دخالتی در جنایت واقعی یا ساخته و پرداخته آنان نداشته است.
چرا در فلسطین؟

آرزوی بزرگ بزرگ صهیونیست‌ها تسلط و حاکمیت بر تمام جهان است! پروتکل‌های رهبران صهیونیست‌ها که از سوی متفکران و عالمان یهود برای نابودی ادیان مسیحیت و اسلام، تنظیم گردید و جنایات و اقدامات تروریستی آنان در فلسطین، برج‌های دوقلو، آمیبیای آرژانتین، عراق، شرق آسیا و... از بدو شکل‌گیری این رژیم در سال 1946 تاکنون، مبین این واقعیت است.

در آرمان صهیونیست‌ها، فلسطین سرزمینی است که قدس را در خود جای داده و تصاحب این سرزمین موفقیتی بزرگ برای آنان محسوب می‌شود. منطقه‌ای مابین رود نیل در مصر تا رود فرات در عراق و به عبارتی دیگر کل خاورمیانه از استراتژیک و حساس‌ترین نقاط جهان است که به دلیل اهمیت ژئوپولیتیکی ویژه، ذخائر عمده انرژی جهان و زادگاه تمدن‌های بزرگی چون اسلام، مسیحیت، یهودیت، محور سیاست جهان می‌باشد.

سازمان صهیونیسم بین‌الملل در شرایط جنگ جهانی، اولین مرحله از طرح تسلط بر جهان را کلید زد؛ این سازمان بهترین نیرنگ را در این دید که از هرج و مرج به وجود آمده در جنگ جهانی استفاده کند و با مظلوم‌نمایی هر چه تمام‌تر، چنین جلوه دهد که جهان مسیحیت به آنها حمله کرده و تعداد زیادی از آنان را کشته است و آنها مجبورند تا در نقطه‌ای از جهان تجمع کرده و حکومت تشکیل دهند و کجا بهتر از خاورمیانه و آن هم فلسطین؟ سیاستی که نه براساس اجبار بلکه کاملا مورد خواست، اصرار و مطابق اهداف آنان بود. هاینتس هوهنه، روزنامه‌نگار آلمانی نیز در تایید این نظر می‌گوید:

"صهیونیست‌ها استقرار فاشیسم در آلمان را نه به مثابه یک مصیبت ملی بلکه به عنوان فرصتی تاریخی و بی‌مانند در وصول به هدف‌های صهیونیستی خویش می‌دیدند".

2ـ انگیزه‌های اقتصادی صهیونیسم:

صهیونیست‌ها با طرح ماجرای دعاوی حقوقی در مجامع بین‌المللی علیه کشورهایی چون آلمان، اطریش، لهستان، سوئیس و... تاکنون میلیاردها دلار خسارت از این کشورها گرفته‌اند. به عنوان نمونه آلمان ملزم شده است از سال 1952 تا 2002 میلادی به روش‌های مختلف به بازماندگان ماجرای دروغین قتل عام گسترده یهودیان، غرامت بپردازد. براساس این توافق‌ها، دولت این کشور زیر فشارهای باج‌خواهانه صهیونیست‌ها مجبور شد، موافقت خود را با اعطای سالانه 50 میلیون مارک تا سال 2002 به رژیم صهیونیستی اعلام نماید.

این غرامت‌ها آنقدر مهم و مورد نیاز دولت صهیونیستی بود که اهمیت آن برای سران صهیونیستی را می‌توان در بیانات دو تن از سران صهیونیست دریافت. هنگامی که "بن‌گوریون" خطاب به "گلدمن" (صهیونیست مجری اصلی طرح غرامت از آلمان) می‌گوید: "تو و من این سعادت را داشته‌ایم که دو معجزه را تجربه کنیم، ایجاد دولت اسرائیل و امضای توافقنامه کسب غرامت از آلمان، من مسئول اولی بودم و تو مسئول دومی". در جایی دیگر، گلدمن می‌گوید: "هدف از این افسانه‌سازی‌ها و دروغ‌پردازی‌ها صرفا گرفتن غرامت برای قربانیان جنگ نبود. بلکه هدف از آن تهیه بودجه مالی لازم جهت پایه‌ریزی حکومتی بود که کوچکترین حقی در این رابطه نداشت، زیرا زمانی که این جنایات انجام شد، چنین دولتی وجود خارجی نداشت، اما از این مساله برای فراهم آوردن تسلیحات لازم برای جنایات جدید بهره گرفت.

کشورهای دیگر اروپایی نیز متعهد شدند به بازماندگان یهودیان، کانون‌های متولی یهودیان و صندوق ملی یهود، غرامت بپردازند. هم اکنون، هنوز هم آلمان به پرداخت خسارت مشغول است و تاکنون بیش از صد میلیارد مارک خسارت پرداخت کرده است و این قرارداد تا سال 2030 تمدید شده است. می‌توان گفت این مساله دیگر از حالت پرداخت خسارت خارج شده و جدای از حالت اجبار برای دولت آلمان به نوعی کمک مالی داوطلبانه به آلمان به بقای رژیم اشغالگر صهیونیستی تبدیل شده است.

"فین‌کلستین نورمن" در کتاب صنعت هولوکاست می‌گوید: صهیونیست‌ها هولوکاست را صنعتی برای درآمدزایی میلیاردی خود می‌دانند.

امروزه هولوکاست به باب درآمدی بسیار قوی و "مرغ تخم طلایی" برای سازمان یهودی تبدیل شده و سودهای هنگفتی را برایشان به ارمغان می‌آورد. به تعبیر نورمن‌ فینکلشتان ـ استاد دانشگاه نیویورک ـ هولوکاست، به بزرگترین دزد تاریخ بشریت تبدیل شده است.

3ـ انگیزه‌های جنگ روانی صهیونیسم:

سوء‌استفاده از گرایش‌های فطری بشر به حمایت از مظلوم، رساترین تعبیری است که می‌توان آن را در محور همه فعالیت‌های جنبش صهیونیسم در قرن 20 میلادی دانست، مفهومی که در ایجاد دولت نامشروع صهیونیستی در فلسطین و تحکیم پایه‌های آن بسیار موثر بوده و با تمسک به این شیوه تاکنون توانسته است بر تمامی جنایت‌ها، قانون‌شکنی‌ها و افزون‌طلبی‌های خود در سراسر جهان سرپوش گذارد.

"پل‌فرام"، مدیر انجمن کانادایی آزادی بیان می‌گوید: "من با نظر رئیس‌جمهور ایران آقای احمدی‌نژاد موافقم و معتقدم اشتباه است که فلسطینیان، تاوان گناه اروپایی‌ها را بپردازند و کشور و سرزمین خود را از دست بدهند. من همچنین بر این باورم که داستان دروغین هولوکاست برای این که به اروپاییان و ساکنان آمریکای شمالی این حس داده شود که گناهکارند، ایجاد شده است. افسانه هولوکاست به یهودیان اجازه می‌دهد تا میلیاردها دلار از آلمان و دیگر کشورها غرامت بگیرند. هولوکاست همچنین اذهان مردم آمریکای شمالی و اروپا را برای سرپوش گذاشتن بر ددمنشی‌ها و خشونت‌های اسرائیل علیه مردم مظلوم فلسطین آماده نگاه می‌دارد."

وی در پاسخ به این پرسش که چرا "تجدیدنظرطلبان" از گفتگو درباره هولوکاست منع شده‌اند و چرا با کسانی که در این باره اظهارنظر می‌کنند، مانند مرتدین برخود می‌شود، اظهار می‌دارد: "هولوکاست مصونیت مهمی را برای اسرائیل فراهم می‌آورد به طوری که راه انتقاد از آن را سد کرده است و به یهودیان اجازه می‌دهد هرگونه رفتاری را که بخواهند در بسیاری از کشورهای غربی و سایر کشورها انجام دهند.

همچنین طرح این موضوع به یهودیان در کشورهای غربی اجازه می‌دهد در حالی که خودشان را به عنوان یک اقلیت به تصویر می‌کشند، سلطه کامل را بر رسانه‌ها و اقتصاد اعمال کنند. زیر سوال بردن هولوکاست مزایا و موضع قدرتمند صهیونیست‌ها را که در بسیاری از کشورهای غربی از آن برخوردارند، قطع خواهد کرد، بنابراین هرکس که در این باره بحث کند و یا ابعادی از داستان هولوکاست را زیر سوال ببرد باید ساکت شود".

امروزه نتیجه بزرگ‌نمایی کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم را در سرزمین‌های اشغالی مشاهده می‌کنیم که به خاطر ظلم و ستمی که ادعا می‌کنند در جنگ جهانی دوم در اروپا آن هم توسط هم کشیشانشان بر آنها رفته، بزرگترین بی‌رحمی‌ها و خون‌ریزی‌ها را توجیه کرده و مرتکب می‌شوند. به گونه‌ای که فقط در جنگ اول اعراب و اسرائیل که به جنگ 1948 معروف شده است، بیش از 500 شهر و روستا، با نظارت آمریکا و اروپا با خاک یکسان شد و بیش از چند میلیون نفر از فلسطینی‌ها در مدت کوتاهی قتل و عام یا آواره شدند.

تحلیل مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری در تحلیل جامع و شیوایی از نحوه شگردهای تبلیغاتی صهیونیست‌ها و اهدافی که آنان را از مظلوم‌نمایی یهود و طرح کوره‌های آدم‌سوزی دنبال می‌کنند، می‌فرمایند: "صهیونیست‌ها از ابتدای کار، یک شگرد تبلیغاتی را انتخاب کردند که عبارت است از مظلوم‌نمایی. برای مظلوم‌نمایی، داستان‌ها و افسانه‌های فراوانی جعل کردند؛ خبرهایی ساخته شده و تلاش‌های بی‌وقفه‌ای انجام گرفت. این‌ها مساله نگرانی روانی یهودیان را مطرح کردند و گفتند که چون یهودی‌ها در طول قرن‌های متمادی زیر فشار بودند، از لحاظ روانی دچار نگرانی‌اند و به امنیت روانی احتیاج دارند. صهیونیست‌ها در مذاکرات خود با سران کشورهای غربی و بعدها در گفتگو با کشورهای اسلامی و عربی مساله امنیت روانی را مطرح کردند و گفتند ما به امنیت روانی احتیاج داریم و باید امنیت روانی ما تامین شود. هر اقدامی بخواهد انجام شود، اگر به سودشان نباشد، به بهانه امنیت روانی، می‌توانند آن را خنثی کنند.

شما وقتی سرزمینی را از دست می‌دهید، می‌دانید چه چیزی را از دست داده‌اید؛ اما وقتی می‌خواهید خواسته اسرائیل را در مورد امنیت روانی برآورده کنید، نمی‌دانید تا کجا باید امتیاز بدهید. این امتیازدهی، پایانی ندارد؛ مرتب باید امتیاز داد. تجربه اروپا در این باره، عبرت‌آموز است. دولت اروپا 150 میلیارد مارک به عنوان خسارت به یهودی‌ها داد؛ اما باج‌خواهی و خسارت‌گیری یهودیان از آلمان هنوز تمام نشده است؛ هنوز هم خسارت طلبکارند و باید به آنها داده شود!

آنچه یهودی‌ها با آلمان کردند، کم و بیش با برخی کشورهای اروپایی مثل اتریش، سوئیس، فرانسه و حتی تا چند سال قبل با واتیکان انجام دادند؛ همه باید خسارت بدهند، این خسارت هیچ‌گاه تمام‌شدنی نیست! همه سیاستمداران، خبرنگاران، روشنفکران، کارگزاران و نخبگان غرب باید در مقابل بنای یادبود کوره آدم‌سوزی سر تعظیم فرود بیاورند؛ یعنی همه، داستانی را که اصل صحت آن معلوم نیست، مورد تاکید قرار دهند و خود را بدهکار آن داستان قلمداد کنند؛ این‌ها روش‌هایی است که صهیونیست و یهود در تبلیغ دارند و همه معطوف به اصل مظلوم‌نمایی آنان است."

ب‌ـ انگیزه‌های غرب در طرح و تبلیغ هولوکاست

هر چند در یک بررسی سطحی به نظر می‌رسد کشورهای غربی به دلایل پیش گفته، در مقابل صهیونیسم متضرر شده‌اند اما واقعیت این است که کشورهای غربی علی‌رغم پذیرش برخی هزینه‌ها در طرح افسانه هولوکاست با یک تیر چند هدف را نشانه رفته‌اند:

از یک سو از دست یهودیان که همواره در طول تاریخ به دلایل اعتقادی و رفتاری خاص که داشته‌اند، جمعیتی بیگانه و دردسرساز بوده‌اند و مردم و مقامات غرب نگاهی بدبینانه همراه با نوعی حس بی‌اعتمادی به این جمعیت داشته‌اند راحت می‌شدند.

از سویی دیگر با تشکیل دولت اسرائیل منافع جهانی خود یعنی سلطه بر سراسر جهان را تعقیب می‌کردند.

تخلیه حداکثری جماعت یهود از درون سرزمین‌های خود و تجمع آنها در یک مکان مشخص.

تمرکزدهی به یهود در محل اتصال سه قاره اروپا، آفریقا و آسیا و استقرار اسرائیل در قلب خاورمیانه برای ایجاد یک پایگاه دیدبانی بر منافع غرب در خاورمیانه.

ایجاد منطقه امنیتی غرب در قلب مناطق اسلامی برای نظارت و دیدبانی بر منافع امنیتی غرب از درون منطقه.

نقد دلایل موافقان افسانه هولوکاست

علی‌رغم تمام تدابیر، امکانات و حجم عظیم تبلیغات جهانی به کار گرفته شده برای اثبات این افسانه، تاکنون ده‌ها مورخ برجسته اروپایی و صدها استاد بلند آوازه و متخصص شناخته شده، با بررسی استاد تاریخی و با ارائه اسنادی که هیچ صاحب نظری نمی‌تواند در صحت آنها کمترین تردیدی روا دارد. به روشی کاملا علمی اثبات کرده‌اند که ماجرای هولوکاست و کوره‌های آدم‌سوزی، اتاق‌های گاز، قتل عام 6 میلیون یهودی و هر آنچه صهیونیست‌ها در این باره ادعا می‌کنند، دروغی محض و داستانی ساختگی است که واقعیت آن یقینا با اسناد موجود زیر سوال رفته و مدارک و شواهد ادعای یهودیان بدون اعتبار و ابطال‌پذیر است.

افرادی چون "مارک‌وبر"، "روبرت‌فوریسون"، "فردریک‌توبن"، "روژه‌گارودی"، "دیویدایزوینگ"، "آرمان‌امادروس"، "داریوژ راتایژاک"، "ارنست زوندل"، "فریدلیوشتر"، "ارنو.ج.مایر"، "گرمار رودلف"، "موریس‌باردش"، "پل‌رازینه"، "پل‌فرام ر"، "دوکالینز"، و... که عمدتا به "تجدیدنظرطلبان" مشهور می‌باشند.

"یهودی‌کشی" یا "یهودی‌ستیزی نازی‌ها" مدافعان هولوکاست، دشمنی شخصی هیتلر و تفکر نژادپرستانه او و خصومت‌ نازی‌ها علیه یهودیان را به عنوان پیشینه و خاستگاه قلع و قمع و کشتار "6 میلیون یهودی" مطرح می کنند.

اما واقعیت این است که نازی‌ها و بخصوص هیتلر، تحت تاثیر عقاید بشدت افراطی "جوزف ‌آرتور دوگوبینو" ‌و "استوارت چمبرلین"، معتقد بودند که نژاد آریایی، نژاد برتر است.

سیاستمداران آلمانی با الهام از نظریه‌پردازی این دو فرد، نظریه‌ای پی‌ریزی کردند که به "نظریه آلمانی ملت" معروف شد. اساس این نظریه بر یکی بودن ملت و نژاد است و می‌گوید، نژادها بنیان و اساس ملت می‌باشند. این عقاید مستمسک مناسبی جهت یهودی‌ستیزی در آلمان فراهم نمود. بررسی واقعیات تاریخی نشان می‌دهد که خود یهودیان نقش بسیار مهمی در ایجاد بستر و زمینه‌های یهودی‌ستیزی در آلمان و سایر کشورهای اروپایی داشته‌اند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات