نشریه تایم در گزارشی تحلیلی به روابط ایران و آمریکا پرداخته و با تاکید بر نامنسجم بودن سیاست واشنگتن در قبال تهران نوشت: آنچه آمریکا به آن نیازمند است یک سیاست مداوم و عاقلانه در قبال ایران است. هیچ بخشی از باتلاق عراق را نمیتوان بدون دخالت ایران حل کرد. برای این منظور باید دامنه ابزار سیاست خود را افزایش دهیم. این به این مفهوم است که از یادآوری بیدلیل این مساله که گزینه نظامی همچنان "روی میز" قرار دارد خودداری کنیم؛ روابط فرهنگی با مردم ایران را افزایش دهیم؛ و از مذاکرات سیاسی در سطوح بالا (چیزی که دولت بوش تاکنون از انجام آن خودداری کرده است) استفاده کنیم.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نشریه تایم در این گزارش تحلیلی با اشاره به جنجالسازیهای مقامات آمریکایی درباره ماجرای گشتزنی قایقهای ایران در آبهای تنگه هرمز نوشت: اوایل ماه میلادی جاری نیروی دریایی آمریکا گزارش داد که پنج قایق ایرانی به یک ناو آمریکایی در تنگه هرمز نزدیک شده و از طریق رادیو تهدید کردند "شما منفجر خواهید شد". جورج بوش، رییس جمهور آمریکا نیز بلافاصله هشدار داد که "در دفاع از آنچه به ما تعلق دارد همه گزینهها روی میز قرار دارند". برای یک لحظه صحنه برای درگیری آماده شده بود. اما یک مشکل وجود داشت: مقامات پنتاگون متوجه شدند که پیام ضبط شده مشکوک است و مجبور شدند بلافاصله از ادعاهای اولیه خود مبنی بر اینکه نیروهای دریایی ایرانی این تهدید را بیان کردند عقبنشینی کنند.
در ادامه این گزارش تحلیلی آمده است که این اتفاق "نشاندهنده بیانسجامی سیاست ما در قبال ایران است. دولت بوش سعی دارد با ادعای قریب الوقوع بودن یک خطر خشم بینالمللی را برانگیزد و وقتی بیاعتبار بودن آن ادعا ثابت میشود جامعه بینالمللی چشمان خود را به سوی سقف میگردانند. به نظرتان آشنا میرسد؟ ماجرای قایقهای تندرو شباهت نگران کنندهای به ادعاهای دولت (آمریکا) درباره وضعیت پیشرفته برنامه هستهیی ایران دارد، ادعاهایی که در ماه دسامبر به دنبال انتشار برآورد اطلاعات جاسوسی ملی آمریکا رد شد.
این نشریه آمریکایی در ادامه نوشت: حتی از دیدگاه نزدیکترین متحدان ما نیز سیاست آمریکا در قبال ایران حکم جهش از یک بحران خیالی به بحران خیالی بعدی را دارد. آنچه آمریکا به آن نیازمند است یک سیاست مداوم و عاقلانه در قبال ایران است، سیاستی که پاسخگوی منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا باشد، از حمایت بینالمللی برخوردار باشد و بتواند در برابر شنهای روان خاور میانه مقاومت کند.
در ادامه این گزارش تحلیلی میخوانیم: چنین سیاستی چگونه خواهد بود؟ برای پاسخ به این سوال واشنگتن باید ابتدا درک کند که سیاستهای ما چگونه جمهوری اسلامی ایران را قدرتمندتر کرده است. دولت آمریکا علیرغم محکوم کردن نفوذ ایران در عراق میلیاردها دلار را خرج تقویت و استحکام دولتی (در عراق) کرده است که سران آن دستورات خود را از تهران میگیرند. علاوه بر آن حذف صدام و طالبان و نیز کاهش نفوذ آمریکا در منطقه موجب وجود خلا شده است که ایران از آن برای افزایش نفوذ خود بهرهبرده است.
به گزارش ایسنا، این نشریه در ادامه نوشت: استراتژی اخیر بوش در تلاش برای تحدید نفوذ ایران شامل فروش تسلیحات به کشورهای سنی منطقه همچون عربستان و سایر کشورهای حاشیه خلیجفارس بود. این استراتژی بر اساس این حکم جنگ سرد قرار دارد که اگر کشوری "عوضی" است تا زمانی که طرفدار ماست باید از آن حمایت کرد. این استراتژی کارآمد نیست. واشنگتن دقیقا بر همین اساس در دهه 1980 از اسامه بن لادن و صدام حمایت کرد، اما پس از حادثه 11 سپتامبر بوش خود تایید کرد که حمایت از دشمنان دشمنان ما باعث تبدیل آنها به دوستان ما نمیشود، بلکه به تشدید افراط گرایی کمک میکند. علاوه بر آن امروزه کشورهای عرب تنها با یک خریدار مواجه نیستند. آنها در حالی که از نزدیک شدن بیش از حد به واشنگتن خودداری میکنند با روسیه، چین، هند و سایر کشورهایی که برای جلب دوستی آنها با یکدیگر رقابت میکنند، سر و کار دارند.
در ادامه این گزارش تحلیلی آمده است: یک سیاست جدید در قبال ایران باید با این مبنا آغاز شود که هر کشوری که در پس مشکلی باشد می تواند در پس یک راه حل نیز باشد. هیچ بخشی از باتلاق عراق را نمیتوان بدون دخالت ایران حل کرد. شانس واشنگتن در تعدیل نفوذ ایران در عراق، افغانستان، اراضی فلسطین و لبنان بیشتر از متوقف کردن آن است.
در ادامه این گزارش تحلیلی آمده است: برای این منظور باید دامنه ابزار سیاست خود را افزایش دهیم. این به این مفهوم است که از یادآوری بیدلیل این مساله که گزینه نظامی همچنان "روی میز" قرار دارد خودداری کنیم؛ روابط فرهنگی با مردم ایران را افزایش دهیم؛ و از مذاکرات سیاسی در سطوح بالا (چیزی که دولت بوش تاکنون از انجام آن خودداری کرده است) استفاده کنیم. درست است که تلاشهای قبلی برای ایجاد تعامل نتایج اندکی داشته است. اما آنچه مذاکرات میتوانند به دست آورند کاهش شدت دیدگاهها نسبت به مغرور بودن آمریکا و یادآوری ضرورت جلب همکاری ایران در مسایل مربوط به منافع مشترک به جامعه بینالمللی است.
این نشریه در پایان این گزارش تحلیلی نوشت: برقراری تعامل با ایران تضمین کننده بهبود روابط تهران و واشنگتن یا ایجاد ثبات در منطقه نیست. اما عدم برقراری تعامل به مفهوم تشدید این مساله است. هرچه تردید ما در تجدید نظر در سیاستمان در قبال ایران بیشتر طول بکشد احتمال وقوع بحران بعدی به شکل یک درگیری کامل افزایش خواهد یافت.