به گزارش فارس، با این که روزهای گذشته شاهد حملات بیرحمانه این رژیم علیه مردم بیگناه فلسطین بوده اما بعضی از منابع خبری جهان انتظار دارند تا شاهد موج جدید و بی سابقهای از این حملات از سوی رژیم صهیونیستی باشند که به طور شفاف عدم کامیابی بوش در منطقه را گوشزد می کند. مخالفت آشکار دولت عربستانسعودی با عادیسازی روابط با رژیمصهیونیستی، اعتراض مردم کویت و بحرین در استقبال از بوش و عدم دیدار وی از قطر و حذف آن از برنامه سفر منطقهای، موافقت سران کشورهای عربی برای حضور در اجلاس سران عرب در سوریه که ماه مارس آینده برگزار می شود و اعلام آمادگی مقامات ارشد کویت و مصر برای سفر به تهران را میتوان از جمله موارد عدم کامیابیهای کاخ سفید در تحقق اهدافی دانست که انتظار می رفت با این سفر بوش به خاورمیانه به منصه ظهور برسد. جمهوریخواهان آمریکا در صدد بودند تا با توجه به نتایج خوب این سفر به مواضع سیاسی خود هم از بعد داخلی و هم از بعد بینالمللی مجددا سر و سامان بخشند که محقق نشد، چرا که بوش و همفکران سیاسیاش نتوانستند از سویی کشورهای عربی را از لحاظ سیاسی در مقابل ایران قرار دهند و از سوی دیگر علیرغم شرکت سران بعضی از کشورهای عرب در نشست آناپولیس و اتخاذ بعضی خط مشیهای واحد، نتوانستند این کشورها را با مواضع رژیم صهیونیستی و سیاستهای خود همراه سازند. در این موقعیت بعضی از کارشناسان امر معتقدند که واشنگتن برای پاسخ گفتن به سردی در استقبال اعراب از سیاستهای کاخ سفید و بی اعتنایی آنها به مواظعشان، به ابزاری نیاز دارد تا بوسیله آن بتواند سران عرب را وادار به گفتگو و همسویی با خود نماید. شاهد این واقعیت جنایات نظامیان رژیم صهیونیستی در نوار غزه است که این امر با بحرانی کردن فضای فلسطین و حتی منطقه، به نوعی کشورهای منطقه را مجاب سازد تا برای خاموش کردن شعله های آتش اختلاف و جنگ به آمریکا رو بیندازند تا چنانچه این این امر محقق شد کاخسفید بتواند در ازای کنترل ظاهری اسرائیل، برنامههایش را با توسل به پیششرطهایی که مطرح خواهد کرد به پیش ببرد. بوش که کوشید تا در این سفر منطقهای به اهداف از قبل پیشبینی شده اش دست یابد که نتوانست آنها را به تحقق برساند و این در صورتی بود که در واقع حضورش در خاور میانه باعث شد تا نارضایتی عمومی در منطقه بالا گیرد که یکی از نمودهای آشکار آن بازتاب احساسات ضدآمریکایی مردم،خصوصا در غزه و به تبع آن اوج گرفتن موج حملات رژیم صهیونیستی علیه آنها در نوار غزه بود. بوش در فضایی که سران عرب برایش رقم زدنند به سختی توانست گام بردارد و این احساس سرد، احساسی که از رفتار مردم عرب با او به وی دست داد تا روزهای اخیر را با عصبانیت سپری نماید، تا حدودی به نومحافظهکاران آمریکا نیز سرایت کرد که نتیجه سفر بوش را موفقیتآمیز ندانستند. در شرایط کنونی برخی عقیده دارند که روند فضای سیاسی منطقه در روزهای آینده به سمت ماجراجوییهای بیشتر رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیها سوق پیدا کند که دلیل آن حمایت بیشازپیش آمریکا از این رژیم در برابر نیاز شدید مقامات ارشد سیاسی آمریکا خصوصا جمهوریخواهان به حمایتهای لابی صهیونیستی در انتخابات آتی ریاستجمهوری آمریکا است. از سوی دیگر آنها میاندیشند از آنجاییکه هرگونه موضعگیری آمریکا در برابر کشورهای منطقه برای واشنگتن و سردمداران کاخسفید چه از لحاظ انسانی و چه از لحاظ مالی تا حدودی پرهزینه خواهد بود، شاید بتوان این مسئولیت را به نحوی غیر مستقیم به رژیم صهیونیستی واگذار کرد. ازسوی دیگر مقامهای صهیونیستی که سال 2007 را برای خود سال آرامش و بازسازی میدانستند با توجه به نوع ساختار فکری این رژیم و نیز با در نظر گرفتن تهدیدات داخلی و خارجی و مشکلاتروزانه آن، دولتمردان این رژیم سال بسیار پرتنش و سختی را پیشرو خواهند داشت. همچنین اولمرت که توانسته بود سال 2007 را با کنارگذاشتن وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک به راحتی از فشارهای فزاینده سیاسی ـ مردمی بعد از جنگ 2006 بگریزد، پیش بینی می شود که سال 2008 سال پر تلاطمی برای او باشد.