به گزارش خبرگزاری فارس، در حاشیه این امواح و تصاویر نگرشهای نسبتا جدیدی درباره رژیم صهیونیستی، جنبش مقاومت اسلامی - حماس، طرحهای خاورمیانهای آمریکا، دولتهای عربی و تشکیلات خود گردان به وجود آمده است و از این رو رخدادهای این ده روز غزه از اهمیت محوری برخوردار میباشد و میتوان موارد زیر را استنتاج کرد.
محوریت غزه در محافل خبری و سیاسی جهان یک پیروزی بزرگ سیاسی برای مردم فلسطین و بخصوص جنبش اسلامی حماس به حساب میآید چرا که پس از استقرار دولت حماس در غزه سیاست آمریکا، رژیم صهیونیستی و بازوان منطقهای آنان بر انزوا و حذف حماس و آرمان فلسطینی بود. اینک در سایه تشدید جنایات رژیم صهیونیستی علیه ساکنان منطقه کوچک غزه، حل مشکلات مردم غزه به یک خواسته جهانی تبدیل گردیده است به گونهای که طرفهای مخالف حماس نمیتوانند گارد بسته خود در مقابل تودههای محروم فلسطینی که بصورت متراکم در این قطعه 360 کیلومتر مربعی سکونت دارند را حفظ نمایند. باز شدن گذرگاه رفح، ارسال محدود مواد سوختی، دارویی، غذایی و برق از طریق دو گذرگاه شرقی (سرزمینهای اشغالی 1948) ، صدور بیانیه اتحادیه عرب علیه تشدید فشارهای صهیونیستها نسبت به مردم غزه و اعتراض محمود عباس به مقامات صهیونیستی برای قطع محدودیتها علیه ساکنان غزه، نمونههایی از تغییر مواضع به نفع ساکنان غزه و دولت حاکم بر آن میباشد. بنابراین تردیدی وجود ندارد که در کارزار عملیات روانی حماس و مقامات تلاویو پیروزی از آن مردم فلسطینی و جنبش انقلابی حماس میباشد.
رخدادهای غزه نشان داد، میان آمریکاییها و صهیونیستها در خصوص مواجهه با موضوع فلسطین وحدت استراتژی و یگانگی تاکتیک وجود ندارد. پیش از این در جریان جنگ 33 روزه تابستان سال گذشته (نبرد تموز) شکاف میان اهداف اسرائیلی و آمریکایی نمودار شده بود به گونهای که در هفته اول سران رژیم صهیونیستی خواهان توقف جنگ بودند و با تکیه بر تجربه سالهای 1361 تا 1379 - زمان اشغال لبنان - بر بینتیجه بودن آن تاکید داشتند ولی آمریکاییها آنان را وادار به مقاومت کرده و وعده پیروزی می دادند.
در ماجرای غزه نیز رژیم صهیونیستی مقابله نظامی با حماس را خطرناک و بینتیجه ارزیابی میکند ولی آمریکاییها آن را لازم میدانند.
واقعیت این است که رژیم صهیونیستی شرایط بازسازی پس از جنگ 33 روزه را طی میکند و از نظر داخلی هم در شرایط ضعیفی قرار دارد از این رو درگیر شدن در یک نبرد فرسایشی را برای خود "عملیات با ریسک بالا" ارزیابی میکند. این در حالی است که مقامات کنونی آمریکا بازگرداندن اوضاع فلسطینی به قبل از پیروزی انتخاباتی حماس در آذرماه سال 84 تا پیش از فرارسیدن تابستان آینده را بسیار ضروری میدانند. آمریکاییها تسلط دولت حماس بر غزه را نماد شکست در ماجرای فلسطینی ارزیابی میکنند. در حالی که اسرائیلیهای «بنیادگرا» به تثبیت داخلی دولت خود میاندیشند و تحریک حماس و مردم فلسطینی را به نفع خود ارزیابی نمیکنند.
میتوانیم از سویی ایدههای سران بعضی از دول عربی، آمریکاییها و حماس در این مواجهه و رویارویی را نزاع «تغییر معادله» بنامیم. تردیدی وجود ندارد که در کنار آمریکا، دولتهای عربی و محمود عباس خواستار تغییر معادله به سود خود و به زیان حماس هستند. بر همین اساس در طول ماههای گذشته از ژوئن 2006 - هر نوع کمک به ساکنان غزه را به انحلال دولت اسماعیل هنیه و تسلیم غزه منوط کردهاند و هرگونه تماس با حماس را پیش از تمکین این جنبش تعلیق کردهاند.
ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی و ملک عبدالله پادشاه اردن تا همین چند روز پیش از هرگونه کمکی به ساکنان غزه طفره رفته و مسئولیت بروز فاجعه انسانی در این سرزمین را متوجه حماس و دولت آن میدانستند.
از سوی دیگر در کشاکش نزاع جاری در منطقه غزه که از حملات هوایی رژیم صهیونیستی آغاز گردید و به بسته شدن گذرگاهها در جنوب، شرق و شمال باریکه غزه و محاصره دریای این منطقه منتهی گردید، حماس در صدد برآمد تا حلقه محاصره را بشکند و شرایط را دگرگون کند. نحوه اداره امور مردم در غزه طی یکی - دو هفته اخیر گویای این واقعیت بود که حماس مشکل داخلی ندارد و میتواند مواضع خود را حفظ کرده و حتی بر آن پافشاری کند این در حالی است که دولتهای عربستان و مصر نتوانستند در برابر امواجی که در کشورهایشان به نفع حماس برخاسته بود، مقاومت کنند و ناچار به قبول حدی از نرمش به مواضع خود شدند. در همان حال در مقایسه میان دو جنبش حماس و فتح این فتحی ها بودند که خود را به مواضع حماس نزدیک کردند و به اعمال فشار روی رژیم صهیونیستی برای کاهش تضییقات علیه ساکنان غزه روی آوردند. بنابراین در نزاع "تغییر معادله" حماس موفقیتهای قابل توجهی داشت و این از بلوغ سیاسی حماس و موقع شناسی آن خبر میداد.
نکته مهمی که در لابه لای مواضع سران رژیم صهیونیستی قابل توجه بود تغییر معادله امنیتی میان دو طرف فلسطینی و اسراییلی بود. اسراییل که خود را صاحب چهارمین ارتش جهان و دارای برتری نظامی در خاورمیانه معرفی می کرد و به تبلیغ آن میپرداخت، حذف موجودیت فلسطین و هر گروه فلسطینی را در دستور کار خود داشت. با روی کار آمدن جنبش سازش ناپذیر حماس در منطقه غزه، اسراییلی ها به انکار حماس و دولت آن روی آوردند. در کشاکش بحران ده روز اخیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد که حمله به غزه و محاصره آن را به شرطی که پرتاب موشکها علیه شهرکهای یهودی در مناطق شرقی و شمالی غزه متوقف شود، به پایان میرساند. در واقع در اواسط بحران جاری، اسرائیلی از انکار حماس به توقف پرتاب موشکهای حماس رسیدند. این یک موفقیت بزرگ برای حماس به حساس میآید چرا که از این پس میتواند از موشکها به مثابه «سلاح بازدارنده» بهره جوید و امنیت نسبی غزه و سایر بخشهای فلسطین نشین _ از جمله در کرانه باختری و بیتالمقدس شرقی_ را تامین نماید.
نکته مهم دیگری که وجود دارد تقویت همگرایی عربی اسلامی و نیز تقویت همگرایی عربی- اسلامی و نیز تقویت همگرایی میان منطقه غزه و کرانه باختری است. پیش از ماجرای اخیر غزه جهان عرب به دو بخش همگرا با طرح های بین المللی در خصوص فلسطین و همگرا با مردم فلسطین تقسیم شده بودند که این تقسیم بندی هنوز هم وجود دارد و طبعا تداوم نیز می یابد. در شرایط کنونی موضع آن دسته از دولت های عربی نظیر عربستان و اردن که بر انکار موجودیت حماس به عنوان دولت تأکید داشتند تضعیف شده و موضع معدودی از دولت های عربی نظیر سوریه که در نقطه مقابل طرحهای بین المللی در مورد فلسطین بودند تقویت گردیده است. گرایشات اخیر مقامات مصری از جمله نشانه های تقویت موضع همگرایی عربی به نفع مردم فلسطین می باشد.
از سوی دیگر بحران غزه سبب پیوستگی روانی و سیاسی و عاطفی مردم فلسطین در دو بخش غزه و کرانه باختری گردید. محور صهیونیستی در منطقه تلاش می کرد تا در کنار وجود دو دولت فلسطینی، دولت هنیه در غزه و دولت فیاض در کرانه باختری از وجود گرایشات متفاوت سیاسی میان شهروندان فلسطینی در دو بخش غزه و کرانه خبر می دادند. تظاهرات سیاسی فلسطینی ها در رام الله، الخلیل، بیت المقدس شرقی و جنین در دفاع از ساکنان غزه از یک سو و نزدیک شدن مواضع شخصیت های سیاسی فلسطینی در دو بخش مورد اشاره از تقویت همگرایی درونی فلسطینی حکایت می کند.
چشم انداز تحولات غزه
آنچه در غزه می گذرد با آنچه در خصوص فلسطین می گذرد تطابق کامل دارد از این رو در تحلیل آینده تحولات منطقه کوچک غزه باید نگاهی به تحولات فلسطینی داشت. فلسطین امروز در کشاکش طرحهای مختلف بین المللی منطقه رود اردن قرار دارد. تا آنجا که به مسائل بین المللی برمیگردد آمریکایی ها بازسازی اقتدار رژیم صهیونیستی و حل مشکلات کنونی آن را در دستور کار قرار داده اند از این رو وجود یک دولت معارض با موجودیت رژیم تل آویو را به چالش می کشد بر همین اساس باید گفت به موازات گسترش دخالت آمریکا در موضوع فلسطین دشواریهای زندگی در غزه و بقیه بخش های فلسطین تدوام می یابد. اما تا آنجا که تحولات فلسطینی به دولت های عربی منطقه بر می گردد وقایع غزه و نقش متفاوت مصر و عربستان در آن نشان داد که حماس می تواند روی همراهی دولت های دیگری در حوزه عربی حساب باز کند.
تحولات غزه تا آنجا که به درون سرزمینهای اشغالی و آزاد فلسطین برمیگردد بیانگر بهبود نسبی وضعیت حماس در آینده و تقویت موضع دولت اسماعیل هنیه می باشد. اگرچه محمود عباس هم اینک نیز مذاکره باحماس را به بازگشت غزه به پیش از خروج نیروهای او از غزه منوط کرده است ولی حقایق موجود از ناچار شدن عباس به مذاکره مستقیم با حماس حکایت می کند. عباس می داند که بدون غزه و با وجود دولت هنیه مذاکرات او با طرف های بین المللی و منطقه ای به عنوان مسئول ارشد فلسطین از مشروعیت و مقبولیت لازم برخودار نیست.
در این بین رژیم صهیونیستی این تجربه را بدست آورد که اعمال فشار انسانی بر حماس و شوراندن ساکنان غزه پاسخ نمی دهد و تنگ کردن محاصره و حتی تلفیق محاصره اقتصادی با عملیات نظامی نتایج لازم را برای اسراییل در پی ندارد.