حمزه واقعی
تحول در طبیعت می باید به تحول و تکامل در اندیشه، رفتار و نگاه ما به زندگی و هستی منجر شود و همان گونه که طبیعت دچار پویایی، نشاط، بالندگی، سرزندگی، طراوت و زیبایی می شود، ما نیز در رفتارها و قلمروهای مختلف زندگی- اعم از مسایل فردی، خانوادگی، مناسبات اجتماعی، مسایل کاری و ... به نوسازی و بهسازی نیازمندیم.
این نوشوندگی در سال جاری، که با تدبیر و نگاه حکیمانه مقام معظم رهبری با نام پیامبر اعظم (ص) مزین گشته است، حاوی معانی بسیار ژرف و عمیقی برای ما می تواند باشد؛ پیامبری که لحظه به لحظه در حال نو شدن، بهسازی و تکمیل و تکامل جامعه انسانی بود. پیامبری که تمامی گفتار، سیره، منش، شخصیت و رفتارش مظهر زیبایی، فضیلت مداری، اخلاق، مدارا، متانت، پایداری، تدبیر، انصاف و عدل بود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب: "پیامبر اعظم مجموعه تکامل یافته فضایل همه انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ و درخشانترین کهکشان عالم وجود است که هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و کرامت را در خود جای داده است و از طرف دیگر علم توأم با اخلاق، حکومت همراه با حکمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتنی، روزآمدی توأم با دوراندیشی و صداقت با مردم در عین پیچیدگی سیاسی، از جمله ویژگیهای پیامبر عظیم الشأن است."
از این رو، سال 85 را باید سال امید، پویایی، نوسازی در همه عرصه ها، شور و نشاط علمی و اجتماعی، ترویج آزاد اندیشی و تولید علم، همبستگی جهان اسلام، همگرایی ملی، همدلی اجتماعی، پایداری و استقامت، اراده و عزم عمومی برای رسیدن به قله های افتخار در همه زمینه ها، و سال کرامت مندی، فضیلت مداری و نگاه و رفتار پیامبرانه نام نهاد.
نکته بسیار مهمی که در بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جوار بارگاه مطهر رضوی عنوان شد، تأکید بر جامعه و تمدن مورد نظر پیامبر(ص) بود که به نظر می رسد در این زمینه باید با تلاشی ویژه از سوی نخبگان، سیاستگذاران، مدیران اجرایی و همه دولتمردان و نیز محققان و صاحب نظران عرصه های مختلف به عمل آید. واقعیت این است که جهان اسلام با فترت و تأخیر تمدنی مواجه شده و آموزه های پیامبر در عرصه های مختلف به طور جدی و راهگشا باز تولید نشده است. از این رو، باید علل این تأخیر تمدنی شناسایی گردد و ساز و کارهای خیزش تمدنی و مؤلفه های جامعه ای مبتنی بر نگاه پیامبرانه با دقت استقصاء شوند و در گام بعدی با اراده و عزمی قاطع، اقدامهای عملی به عمل آید.
از سوی دیگر، رفتار، گفتار و سیره پیامبر(ص) قابلیت تبدیل به همه عرصه های زندگی را داراست. مجموعه آموزه های پیامبر(ص) به گونه ای است که پیروان تمامی ادیان، بویژه ادیان ابراهیمی می توانند آن را به عنوان منشور وفاق برگزینند؛ چرا که آموزه های پیامبر عظیم الشأن، وجه تکمیل شده و تکامل یافته پیامبران پیشین است و از همین رو ایشان را "خاتم المرسلین" و "اشرف الأنبیا" لقب داده اند.
این مهم بر عهده عالمان، دین پژوهان و صاحب نظران حوزه های علوم انسانی و اسلامی است که مفاهیم و آموزه های پیامبر(ص) را به زبانی قابل فهم برای انسان امروز تبدیل نمایند و راهکارهای انتقال این مفاهیم ارجمند را به حوزه هنجاری جامعه، فراهم نمایند.
مسأله دیگر اینکه در فضای کنونی جهان که سرشار از خشونت، آشوب، اتهام، جنگ و سوء تفاهم است، بشر امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند نگاهی است که با عبور از سطح ساده یاب مسایل و عقل خود بنیاد و خود محور، نگاهها را به سمت معانی عمیق تر و مفاهیم ژرف تری رهنمون شود. در این میان، اندیشه های الهی پیامبر اکرم(ص) می تواند چاره ساز و راهگشا باشد. میراث پیامبر(ص) می تواند دریچه هایی نو و چشم اندازهایی بدیع را مقابل روی مشتاقان و حقیقت خواهان بگشاید و جهان گرفتار آمده در کمند خود محوری را به سمت مسایل ژرف تری رهنمون شود.
از ملاحظات بسیار مهم در سال پیامبر اعظم(ص) آن است که اندیشمندان و نظریه پردازان حوزه های مختلف با اشراف عالمان و دین پژوهان و با تشکیل گروههای علمی، دپارتمانهای مطالعاتی، هم آیی های علمی و ... باب نظریه پردازی در عرصه زندگی، سیره، اندیشه و رفتار پیامبر عظیم الشأن(ص) را بگشایند.
در این میان، مهمترین نکته، روش شناسی ورود به این عرصه است. بحث روش شناسی بسیار مهم و خطیر است. مهمترین خلأ و نقصی که در عرصه فرهنگ و معارف پیامبر(ص) و اهل بیت علیهم السلام احساس می شود، مقوله روش شناسی و نحوه ورود به سیره و اندیشه آن بزرگواران است که این نقیصه در سال جاری باید با اهتمام دانشوران ترمیم شود.
به نظر می رسد در گام نخست عده ای از دین پژوهان مسلط به مباحث میان رشته ای باید نسبت به تدوین سیره پیامبر(ص) متناسب با نیاز جامعه، اقدام نمایند.
امید می بریم رفتار رسانه ای ما نیزدر عرصه های مختلف اعم از خبر، تحلیل، گزارش، نقد و نگاشته ها به گونه ای باشد که به توسعه و تعمیق جامعه پیامبرپسند کمک نماید.