مسائلی که بیشتر صاحبنظران و تحلیگران رسانههای غربی درباره خطر «تروریسم» مطرح میکنند بیشتر مخلوق ذهنیت آنان است تا واقعیت موجود. دو محقق انگلیسی در تحقیقی به بررسی موضوع «مبارزه آمریکا علیه تروریسم» پرداخته و ابعاد مختلف این موضوع را کند و کاو کردهاند.
از زمان اعلام این مبارزه توسط جرج بوش همکارانش در کاخ سفید، بسیاری از نهادهای مولد اندیشه یا کانون های تفکر که در زمینه مسایل امنیتی تحقیق می کنند و نیز رسانه های غربی به ترویج باورهای معینی درباره مشخصه های موج جدید تروریسم پرداختهاند.
«جانی برنت» از دانشگاه «لیدز» و «دیو وایت» از دانشگاه «استرلینگ» در مقاله ای در فصلنامه تحقیقات «جرایم، منازعات و رسانه ها» با عنوان «تروریسم جدید» به نقد این رویکرد پرداختهاند.
دو نویسنده در مقاله انتقادی خود با ارایه شواهد گوناگون نشان داده اند آنچه که بسیاری از صاحب نظران در تحلیلهای رسانه ای و یا در گزارش های رسمی دولت ها درباره خطر «تروریسم جدید» مطرح می کنند و می کوشند آن را به عنوان واقعیتی انکارناپذیر به افکار عمومی تحمیل نمایند، امری است که بیشتر مخلوق ذهنیت خود این افراد است.
به گفته این دو نویسنده، پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 مرزهای واقعیت و خیال در عرصه سیاست بین المللی تا حد زیادی مخدوش شده و این مسئله می تواند پیامدهای بسیار خطرناکی به همراه داشته باشد.
برنت و وایت مقاله خود را با گفتاری مشهور از «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع آمریکا آغاز کرده اند. رامسفلد در یک مصاحبه مطبوعاتی در سال 2003 که شهرت منفی زیادتری برای او آفرید؛ گفته بود که «مسائل مشخص و روشنی هستند که آنها را می شناسیم، چیزهایی هستند که می دانیم که می دانیم. همچنین می دانیم که چیزهای نامشخصی هستند که دانسته اند، یعنی می دانیم چیزهایی هستند که آنها را نمی شناسیم. اما در عین حال چیزهای نامشخصی وجود دارند که نامشخص هستند یعنی چیزهایی که نمی دانیم که نمیدانیم.»
به گفته برنت و وایت، زمانی که رامسفلد این اظهارنظر مشهور خود را درباره امور دانسته و نادانسته مطرح ساخت در سطح وسیعی با سخره و استهزاء رو به رو شد و شنوندگان آن را به عنوان یک نمونه دیگر از رجزخوانی های مسخره کاخ سفید تلقی کردند.
اما به اعتقاد دو پژوهشگر انگلیسی، عبارات به ظاهر مضحک رامسفلد نکته ای را درباره ذهنیت استراتژیست های نظامی آمریکا آشکار می سازد که تا کنون کمتر به آن توجه شده است.
به گفته این افراد، در نبردی که هم اکنون تحت عنوان «مبارزه علیه تروریسم» وجود دارد، دعاوی متعددی توسط کارمندان ارشد دوایر دولت آمریکا، سیاستمداران و متخصصان و کارشناسان درباره شبکه القاعده مطرح می شود. این دعاوی حاکی ازشکاف عمیقی است که میان تصور از «تروریست ها» و شناسایی آنان وجود دارد.
شبکه القاعده به عنوان یک ساختار ملموس که از موجودیت برخوردار است، تا کنون در هیچ چارچوب مشخص جای نگرفته است. در مقاله دو پژوهشگر انگلیسی اضافه شده است: این نکته بدیهی است آنچه که ما درباره شبکه القاعده می دانیم چندان زیاد نیست، اما این مسئله مانع از آن نشده که متخصصان در گوشه و کنار اظهارنظرهای فاضلانه درباره آن نکنند و حدس های خود را به عنوان «حقایق مسلم» به شنوندگان یا خوانندگان یا بینندگان تحویل ندهند.
براساس این مقاله، اگر یک چیز در این میانه مسلم و یقینی باشد، آن است که مفهوم «القاعده» ساخته شده تا درنظر عامه به منزله نماینده طبقه یا مجموعه جدیدی از اهریمن خویی و شرارت بین المللی معرفی شود. خلق مفهوم مزبور این امکان را فراهم می آورد تا هر نوع اقدام نظامی و یا تخصیص هر میزان بودجه برای انجام جنگ علیه تروریسم مشروع جلوه داده شود.
در این مقاله آمده است: «جفرسن» و «هالووی» در سال 1997 در مقاله ای «فرایند سیاسی خلق مفاهیم خاص برای مقاصد خاص» را با شیوایی هرچه تمام تر تحلیل کردهاند.
«جفرسن» و «هالووی» در تحلیل خود ضمن بررسی مسئله «برجسته شدن ترس افراد از اغیار و غیرخودی ها»، استدلال کردند: تلقی جامعه از جرایم ابزار سیاسی قدرتمندی را در اختیار سیاستمداران قرار می دهد تا نظم دلخواه خود را تحمیل کنند.
جفرسن و هالووی نشان دادند که برخلاف مفهوم «خطرات ناشناخته» ترس از جرایم از آن جهت قدرتمند هستند که مجرمان را به صورت نسبی ناتوان جلوه گر می سازد، یعنی آنان را در معرض آسیب پذیری در برابر اقدامات مؤثرنشان می دهند و به مجرمان برچسب «بیرونی بودن و غیر خودی بودن» می زند. بنابر این چنین القا می کند که می توان آنان را کنترل کرد.
به اعتقاد «برنت» و «وایت»، درباره تروریسم و مبارزه با ترور نیز دقیقاً همین فرآیند روی داده و دولت های غربی این مفهوم را به گونه ای شکل داده اند که بتوانند به شهروندان خود القا کنند، اقداماتی که برای کنترل و از بین بردن این خطر به کار می بندند، همگی موجه است. اگرچه به اعتقاد این افراد میان جنگ علیه جرایم و جنگ علیه ترور تفاوتهایی وجود دارد.
به عنوان مثال تروریست ها معمولاً شناخته شده و کنترل آنان به سادگی امکان پذیر نیست. در عین حال عرصه فعالیت آنان بین المللی است نه محلی.
با این حال به نظر دو نویسنده، دولت های غربی می کوشند تروریست ها را از نظر ایدئولوژیک قابل شناسایی جلوه دهند تا به این ترتیب القا کنند که کنترل فعالیت های آنان و در نهایت غلبه بر آنان امکان پذیر است.
«برنت» و «وایت» در تحقیق خود با ذکر موارد و شواهد متعدد نشان داده اند دولت های غربی به تدریج روایت کبیری در اطراف مفهوم «تروریسم بین المللی» به وجود آورده اند و با انباشتن این مفهوم با آموزه های ایدئولوژیک مورد نظر خود به شهروندان غربی همان نکته ای را القا کرده اند که رامسفلد در سخنرانی به ظاهر مضحک خود به گونه ای صریح و بی پرده به آن اشاره کرد. براساس این مقاله، آنچه رامسفلد می خواست بگوید: این بود که «تروریسم بین المللی «امر شناخته شده» ناشناخته ای است، تنها سیاستمداران و برنامه ریزان غربی توانایی مقابله با آن را دارند و از این جهت عامه مردم باید بی چون و چرا شیوه هایی را که از طرف این طراحان سیاسی و نظامی برای رویارویی با این خطر شناخته شده ناشناخته ارایه می شود تایید کنند.»
اما دو نویسنده انگلیسی تأکید می کنند که با وجود همه تبلیغات گسترده رسانه های غربی و همه برنامه ریزی های حساب شده محافل سیاسی و نظامی در مغرب زمین، هنوز این پدیده به اصطلاح «شناخته شده ناشناخته» بیش از آنکه شناخته شود، همچنان ناشناخته باقی مانده و خطر فجایع و آسیب هایی که قرار است از ناحیه آن متوجه جوامع شود، همچنان در هاله ای از ابهام به صورت تهدیدی دایمی برای عامه باقی مانده است.
براساس این مقاله، در این میان برخی امور را می توان با اطمینان گفت از جمله این امور آن است که برخی گروه های نخبه از رهگذر آنچه که مبارزه با تروریسم نامیده می شود، به منافع سیاسی و اجتماعی قابل توجهی دست یافتهاند.
در این مقاله تصریح شده است: نکته یقینی دیگر آن است که «مبارزه» دولت های غربی علیه تروریست ها همچنان با تکیه عمده به مفهوم «جنگ علیه ترور» که دایماً به خورد عامه داده می شود به پیش خواهد رفت، هرچند که خود این مفهوم بر مبانی سست و ضعیف برپا شده است.به اعتقاد «برنت» و «وایت»، در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگر محققان و دانشگاهیانی که خود را متعهد به مقابله با ریشه های تروریسم می دانند وظیفه دارند با بنیاد این تخصص های سست و ضعیف که این جنگ جامعه سوز علیه ترور را موجه می سازد، به مقابله برخیزند.