علیرضا داوری، کارشناس ارشد مسائل استراژیک
ورود ایران به باشگاه انرژی اتمی و دستیابی به چرخه کامل سوخت امری مقدس و مبارک است و حمایت از ادامه آن وظیفه ملی است که هر گونه قصور در قبال آن قضاوت منفی آیندگان را به دنبال خواهد داشت. اعلام خبر خوش احمدی نژاد در خصوص توفیق جوانان دانشمند ایرانی در دستیابی به چرخه کامل سوخت هستهای و انجام مراحل غنی سازی اورانیوم و بومی شدن آن و دستیابی دانشمندان جوان ایرانی به این مرحله از تکنولوژی نشان میدهد باید برای پاسداری از این امر همگام با هم هر تاوانی را بپذیریم زیرا این تلاش وهمت متعلق به ایرانیان در تمام ادوار تاریخ است و امروز بهترین راه برای مخالفان توسعه و پیشرفت ایران این است که هر گونه تهدید و یا تبلیغات منفی و مسموم علیه ایران را در سیاستهای خود حذف نمایند و در عوض برنامه هستهای ایران را که به طور متعارف و تحت ان پی تی و پادمان در راستای اهداف صلح آمیز صورت میگیرد به رسمیت بشناسند و دنیا باید ایران هستهای را با آغوش گرم بپذیرد زیرا تعامل با ایران فرا رسیده است. متاسفانه و خواسته یا ناخواسته این امر منابع مختلف آمریکایی و اروپایی و غربی را به واکنش وادار مینماید و مطمئنا در روزهای آتی دامنه تبلیغات هستهای ایران بازار داغی را به دنبال خواهد داشت ولی اصل مطلب این است که ایران با وجود تهدیدها، هرگز از فعالیتهای هستهای خود دست نمیکشد و به نظر میرسد که اتحادیه اروپا و آمریکا نیز باید با در پیش گرفتن سیاستهایی در خصوص پرونده هستهای ایران در صدد پایان دادن به وضعیت موجود باشند. زیرا میدانند که در کوتاه مدت و دراز مدت هر اقدامی علیه ایران هراس انگیز است و عواقب بدی را برای منطقه در جهان به دنبال خواهد داشت. اما در نهایت غرب با تشکیل جلسهای در مورد برنامه هستهای ایران خواهان اعمال برخی از تحریمها برای کشورمان خواهد شد که این نیز درمدت زمان خاص برخورد عاقلانهای با این موضوع نیست.
منابع دولتی آمریکا با وجود اعلام برخی مواضع تند در برابر برنامه هستهای ایران در نشستهای مختلف خود، سخن از به کارگیری شیوههای دیپلماسی به میان میآورد، زیرا بر واقعیت ایران واقفند که مرحله بعدی هم برای آمریکا و دو هم پیمان آن در شورای امنیت یعنی انگلیس و فرانسه، تلاش در جهت صدور قطع نامهای است که ایران را به اعمال تحریمها تهدید میکند، اما تا زمانی که نتوان روسیه و چین را برای حمایت از تحریمها علیه ایران تحریک کرد، شانس موفقیت این قطع نامه هم پایین خواهد بود. در هر مورد آمریکا و هم پیمانان اروپایی آن احتمالا ائتلافی را ایجاد میکنند تا بر فشارهای خود بر ایران از خارج از سازمان ملل ادامه دهند. اما با وجود این فرضیه که اروپاییها میتوانند چنین تحریم هایی را اعمال کنند، ایران تقریبا و مطمئنا میتواند با این تحریمها، زندگی کند. باید بر این نکته توجه داشت که تحلیلگران و سیاستمداران آمریکایی و اروپایی هم از این مساله آگاهی کامل دارند که هر گونه اقدام علیه برنامه هستهای صلح آمیز ایران که حق مسلم این کشور نیز است، کارآیی ندارد و مردم ایران بسیار محکم و با اقتدار از این برنامهها حمایت میکنند. در همین حال و با توجه به این موفقیت به بن بست رسیدن و به قولی قفل شدن شورای امنیت در موضوع ایران نشان میدهد که بازی با ایران آن هم یک طرفه، یک بازی ساده و راحت و قاطع نیست، بنابراین بخشهای مهمی از تصمیم گیران در نظام سیاسی غرب در حال چیدن مهرههای خود بر اساس یک بازی فرسایشی طولانی با ایران هستند بنابراین ما نیز ضمن تاکید بر حق خود باید بازی را بر مبنای گفت و گو و مذاکره دنبال نماییم تا بار بازی فرسایشی غرب در مدت طولانی نتیجه دلخواه را ندهد.
از سوی دیگر بهترین کار برای شورای امنیت در خصوص مساله هستهای ایران این است که پرونده ایران را به آژانس برگردانند زیرا زمانی که تصویب بیانیه شورای امنیت درباره ایران سه هفته زمان برد ممکن است تصویب قطعنامهای سرسختانهتر که به تحریم علیه ایران امروز که متفاوت با گذشته است بپردازد، نیازمند چندین ماه زمان باشد. با توجه به وضعیت حساس منطقه، شورای امنیت باید تمام تدابیر احتیاط آمیز را برای تعامل با موضوع هستهای ایران به کار گیرد. مسایل حل نشده بسیاری در منطقه وجود دارد و دیگر این که نیازی نیست تا یک مساله بغرنج دیگری ایجاد شود و وضعیتی پیچیده به وجود آید به ویژه این که اگر آن کشور ایران با وسعتی بسیار بزرگ و جمعیتی فراوان باشد که همه چیز را مشکلتر خواهد کرد اعتمادسازی بیشتر از طریق اجازه دادن به بازرسان آژانس برای بازرسی از تاسیسات هستهای دیگر شیوهای است که ایران میتواند با استفاده از آن کشورهای غربی را در وضعیت دشواری قرار دهد چرا که آنان دیگر نمیتوانند بر اعمال فشار و تحریم پافشاری کنند و آمریکا بهانهای خود را در زمینه هستهای از دست خواهد داد. تنها راه حل قضیه پرونده هستهای ایران برای خروج از سکون عقب گرد اروپا و شورای امنیت به آژانس در قالب مذاکره، نظارت و اعتمادسازی در راستای صلح آمیز بودن فناوری هستهای ایران است، زیرا نه آمریکا قدرت انزوای دیپلماتیک ایران را دارد و نه جمهوری اسلامی ایران در جایگاه ضعف و ناتوانی است. بنابراین سخن گفتن از راههای تهدید تو خالی بیمعنا است و هیچ گونه امکانی برای اجرایی شدن آن وجود ندارد. بنابراین صلاحیت هر گونه اظهار نظر در زمینه برنامه هستهای ایران صرفا با آژانس است و ایران نیز نهایت حسن نظر و همکاری را تاکنون با آژانس بینالمللی انرژی اتمی داشته است تا هر گونه ابهام احتمالی در خصوص برنامههای خود را از طریق همکاری شفاف با آژانس و گفت و گو با اعضای آژانس برطرف نماید.
لذا در این مرحله هم راه ایران کماکان همکاری مفید و نزدیک با بخش بازرسی و اعضای آژانس در چارچوب پیمان ان پی تی و پادمان مربوطه باشد، غنی سازی حق ایران است و ایران میتواند با گفت و گو درباره گزینههای موجود آن را به شیوهای مثبت نهایی سازد. باید بر این نکته تاکید کنم که تبلیغات آمریکا در خصوص موضوع هستهای ایران، صرفا یک بهانه گیری سیاسی است، زیرا ایران تنها کشوری است که تاکنون آمریکا را به چالش کشیده است و سیاستهای خاورمیانهای ایران 180 درجه با آنچه آمریکا میخواهد تفاوت دارد. طبیعی است که آنها خواستار تاثیرگذاری سیاسی بر ایران و به دست آوردن مجدد منافعی هستند که احساس میکنند پس از انقلاب ایران، از دست دادهاند. آنها هنوز در جست و جوی راههایی برای تضمین منافع استراتژیک خود در منطقه و ایران هستند. مساله انرژی در این میان بسیار جدی است اگر به سخنرانی وضعیت اتحاد، بوش رییس جمهور ایالات متحده در جمع نمایندگان کنگره گوش کرده باشید، او به وضوح از نیاز آمریکا به در پیش گرفتن سیاست انرژی مستقل سخن گفت: در این میان عدم ارتباط مستقیم ایران و آمریکا، هم برای اروپا و هم برای روسیه و چین جذابیت داشته و آن ایجاد زمینه واسطهگری و ایفای نقش دیپلماتیک بوده که اوج آن، در حضور دو ساله سه کشور اروپایی، روسیه و چین در مذاکرات هستهای با ایران بود و هر چند دستاوردهای خوبی برای آنان داشت، برای ایران پیامد چندانی به جز از دست دادن زمان به همراه نداشت. به علاوه از آن جا که در پرونده هستهای ایران، از نگاه برخی، آمریکا طرف مقابل ایران به شمار میرود، هنوز مشخص نیست که اروپاییها در این واسطهگری دیپلماتیک دو ساله، آیا پیامهای ایران را صادقانه به طرف مقابل رساندهاند و یا آن که پیامهای ایران را مطابق منافع خود تحریف کردهاند؟
در این میان اگر قرار است گفت و گویی بین مسوولان کشور در خصوص مسایل هستهای با آمریکا صورت گیرد باید در سایه سه اصل حکمت، عزت و مصلحت در چارچوب منافع ملی و در شرایطی برابر صورت گیرد، راهی که هم حفظ کننده عزت، اقتدار، استقلال و هویت جمهوری اسلامی باشد و هم بیشترین منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی را برای کشورمان تضمین کند. به نظر میرسد دستیابی به چنین راهی، بررسی و فعالیت گسترده دیپلماتیک بیشتری را میطلبد باید عقل، خرد، انصاف، حق و مقررات بینالمللی را در این مساله مهم در نظر گرفت و با حفظ حقوق مسلم خود راه را برای مذاکره باز نمود.