تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۸۰۸۳۳
همزیستی مسالمت‌آمیز از دیدگاه آموزه های اسلام و پیامبر اعظم(ص)

اسلام خاستگاه تفاهم و مدارا

محمدحسن قدردان قراملکی اشاره: آنچه می خوانید با اشاره به ارتباط "پلورالیسم و نسبی گرایی" و مسأله "تساهل"، به نمونه هایی از احکام اسلام و تعالیم قرآن و سنت دال بر مدارا و گذشت و سعه صدر اسلامی اشاره می کند که بدون پذیرش نسبی گرائی و شکاکیت و لیبرالیسم، متضمن حد اعلای انسانیت و حقوق بشر می باشد از قبیل : "اجباری نبودن پذیرش اسلام"، "طرح گفت و گوی منطقی و آرام با ادیان دیگر"، "نفی استثمار و اطاعت بندگان"، "دعوت به مدارا با کافران غیر حربی" و... برخی مد عیان و داعیان غربی پلورالیسم مانند "جان هیک" بر این پندارند که لازمه "انحصارگرایی دینی"، عدم مدارا و نفی زندگی مسالمت آمیز با پیروان ادیان دیگر است. برخی از مترجمان و نویسندگان بومی نیز سخن از ناسازگاری یا تقیید اصل مدارا و تسامح با اصل "انحصار صراط مستقیم به اسلام" رانده اند. نگاهی به کتاب و سنت، بطلان توهم فوق را آشکار می سازد. از باب نمونه به برخی آموزه های اسلامی در این خصوص اشاره می کنیم:

1- اجباری نبودن پذیرش اسلام
یکی ازخاستگاههای خشونت و تهدید کننده زندگی مسالمت آمیز پیروان ادیان مختلف در یک جامعه، تئوری "اجبار در انتخاب دین" است. یک جامعه ممکن است از پیروان ادیان مختلف (حق و باطل) ترکیب یافته باشد. الزام و اجبار همه گروهها به یک آیین می تواند همزیستی را با تهدید مواجه کند، چنان که تاریخ بعضی از این گونه رفتار را در خود ضبط کرده است.
آیین مقدس اسلام هر چند همه مردم و فرقه های مختلف را به سوی خود دعوت می نماید و عدم پذیرش آن را - از سر عناد و انکار - مساوی با عذاب در سرای دیگر (قیامت) می داند؛ لکن حساب دنیا و آخرت مردم را از یکدیگر تفکیک می کند. به این معنی که قرآن در وهله نخست همه مردم را به پذیرفتن اسلام فرا می خواند و پیغمبر(ص) نیز آخرین وسع و جهد خود را در این راه مبذول داشتند و حتی دست به جهاد برای رفع موانع دعوت نیز زدند، با این وجود مردم را به انتخاب اسلام، مجبور نمی کند. گرچه یادآور می شود که عدم پذیرش اسلام اگر در این دنیا مجازات و کیفری درپی ندارد، اما در آخرت، انسانها مسؤول اعمال خودشان خواهند بود و کیفر خواهند شد.
خداوند در آیاتی از قرآن کریم، اکراه و اجبار در پذیرفتن اسلام را نفی می کند:
"لا اِکراهَ فی الدینِ قَد تَبَین الرُّشدِ مِنَ الَغی."1
همچنین در آیه ای دیگر می گوید: "ما راه را به او (انسان) دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس".2
خداوند در این دو آیه نخست به غایت اصلی خود از خلقت یعنی هدایت مردم بر صراط مستقیم تأکید می کند و به دنبال آن یادآور می شود که هدایت فوق اجبار بردار نیست، هر کس آزاد و مختار است که در این دنیا یکی از دو گزینه (ایمان و کفر) را برگزیند.
" پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده ای، تو سلطه گر بر آنان نیستی که (برایمان) مجبورشان کنی"3
آیه فوق، شأن و وظیفه پیغمبر را تبلیغ و رساندن پیام الهی بر مردم توصیف می کند و خاطرنشان می کند که ایمان مردم می باید آزادانه و از روی بصیرت و برهان باشد و توسل به نیروهای قهریه مفید نخواهد افتاد.
آموزه فوق، روش همه انبیاء الهی نیز بوده است. چنان که حضرت نوح(ع) خطاب به قوم خود می فرماید:
"من چگونه می توانم شما را ملزم به آیین خود نمایم، در حالی که قلبهایتان از آن اکراه دارد."
استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می گوید:
"یک سلسله آیات در قرآن داریم که در آن تصریح می کند که دین باید با دعوت درست بشود نه با اجبار".4
2- گفت و گوی منطقی با ادیان دیگر
یکی از خاستگاههای تفاهم و تسامح و همزیستی گروهها و مکاتب مختلف در یک جامعه، گشودن دریچه گفت و گو و مذاکره منطقی است. آیین مقدس اسلام از بدو تولد خویش به این نکته توجه داشته است و از پیامبر خویش می خواهد بنیان تبلیغ و معرفی دین خود را بر اصل گفت وگو و منطق بنا نهد. اهمیت و جایگاه گفت وگو در قرآن به قدری داری ارج و منزلت است که کاربرد واژه گفت وگو (قول و مشتقات آن) بعد از لفظ جلال "ا..."، رتبه اول را حائز است.
قرآن کریم از پیامبر می خواهد که بنیان تبلیغ و معرفی دین خود را چه در مواجهه با مخالفان و چه در مواجهه با مسلمانان بر اصل گفت وگو و منطق و حکمت و جدال احسن قرار دهد.
"ای اهل کتاب جز به روشی که از همه نیکوتر است مجادله نکنید."5
این آیه شریفه استراتژی تبلیغ و دعوت اسلام را اتکای به "برهان"، "موعظه" و "جدال احسن" معرفی می کند و به پیامبر اسلام یادآور می شود حتی در گفت و گو و مجادله پیروان ادیان دیگر مبادا از "جدال احسن"، تعد ی نماید. مفسران در تبیین "جدال احسن" به گفت وگو براساس رفاقت و نرمی و دوری از تندگویی و طعن و اهانت اشاره می کنند.
شهید مطهری آیات فوق را دلیل دیگر بر نفی اکراه در انتخاب دین در اسلام ذکر می کند.
البته قصد اسلام از گشودن باب گفت وگو با ادیان دیگر، اظهار و اثبات براهین حقانیت خویش است تا بدین سان پیروان ادیان دیگر با بصیرت و برهان گام به صراط مستقیم نهند، اما اسلام از روش مشهور "یا همه یا هیچ" حمایت نمی کند و بر این اعتقاد نیست که در صورت عدم بازدهی مطلوب دیالوگ باب گفت وگو بسته و به شیوه های دیگر باید توسل جست، بلکه حتی در صورت عدم حصول نتیجه مقصود قرآن کریم همچنان بر استمرار گفت وگوی ادیان تأکید ورزیده درصدد تحصیل نتایج دیگر است. چنان که از پیامبر(ص) می خواهد که در گفت و گوی خود با اهل کتاب به پیوند مذهبی مسلمانان با اهل کتاب در کلیات ایمانی مانند اصل توحید، و ایمان مسلمانان به کتاب آسمانی آنان تصریح کند تا بستر تفاهم و مدارای پیروان دو دین هموار گردد.
"و (به اهل کتاب) بگویید ما به تمام آن چه از سوی خدا بر ما و شما نازل شد ایمان آورده ایم و معبود ما و شما یکی است و ما در برابر او تسلیم هستیم."6
خداوند متعال در آیه دیگر ضمن دعوت اهل کتاب به الهیات مشترک، آنان را از آلودن گوهر ادیان آسمانی (توحید) به آفت شرک بر حذر می دارد.
"بگو ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم."7
آیه فوق از اهل کتاب می خواهد در زیر چتر واحد و مشترک آسمانی یعنی اصل توحید جمع شده و به همزیستی خود با مسلمانان ادامه دهند.
3- نفی استثمار و نهی اطاعت و بندگی طاغوت
یکی از مؤ لفه های جامعه مطلوب و مدینه فاضله و به اصطلاح امروزی جامعه مدنی، برابری حقوق افراد جامعه و عدم بندگی انسانهای ضعیف در برابر انسانهای قوی و متمول است و به بیانی باید سفره استثمار فردی یا حکومتی از جامعه انسانی رخت بندد و به جای آن بستر آزادگی و برابری حقوق تمامی انسانها گسترده شود. قرآن کریم نیز از این نکته ظریف غافل نمانده ، ولی این که یک پیامبر الهی با قوه قهریه مردم را به اطاعت خود فرا خواند، به شدت برخورد کرده است. آیاتی از قرآن اهداف پیامبران را آزادی مردم از بندگی طاغوتیان زمان ذکر می کند.
"برای هیچ بشری سزاوارتر نیست که خداوند کتاب آسمانی و حکم و نبوت به او بدهد سپس او به مردم بگوید غیر از خدا، مرا پرستش کنید"8
خداوند از وظایف پیامبر اسلام را، رهایی مردم از زنجیر استعمار طبقه خاص معرفی می کند و اهل کتاب را از تکبر و روحیه نژادپرستی و استثمار یکدیگر بر حذر می دارد.
"بگو ای اهل کتاب بعضی از ما بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه به اربابی و خدایی نپذیرند."9
حضرت علی(ع) نیز هدف بعثت پیامبر اسلام(ص) را آزادی مردم از استثمار و عبادت بندگان به سوی پروردگار ذکر می کند.
4- مدارا با کافران:
شاید این توهم پیش آید که همزیستی اسلام با مخالفان اختصاص به پیروان کتابهای آسمانی و عمدتاً یهودیت و مسیحیت (اهل کتاب) دارد، اما اسلام همزیستی با کافران و مشرکان را برنمی تابد و موضع قرآن با آنان موضع مقابله و عدم مدارا است. لکن ضعف توهم فوق نیز از تأمل در مجموع آیات ناظر به چگونگی مواجهه با کفار آشکار می شود.
تأمل در مجموع آیات جهاد و مقابله با کفار و مشرکان ما را به این نکته رهنمون می سازد که جهاد با کفار به دلیل مقابله آنان با اسلام و مسلمانان است و اگر کفار به صرف اعتقاد کفر یا شرک خود باقی بمانند و دست به شیطنت و ستیز با مسلمانان نزنند، قرآن نه تنها دستوری به مقابله و جهاد با آنان نمی دهد که پیغمبر اسلام را به مدارا و صلح نیز فرا می خواند:
"و اگر تمایل به صلح نشان دهند تو نیز از در صلح در آی و بر خدا توکل کن که او شنوا و داناست."10
قرآن کریم علاوه بر صلح و سفارش زندگی مسالمت آمیز با کفار، مسلمانان را به نوعی به نیکوکاری و احسان و اجرای عدالت در حق آنان توصیه می کند.
"خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارشان بیرون نراندند نهی نمی کند، چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد"11
خداوند در این آیه شریفه ملاک و موضوع مقابله و عدم مدارا با کفار را صرف عقیده شان ذکر نمی کند، بلکه ملاک، قتال کفار با مسلمانان و آزار و اذیت آنان است. از این رو آیه امر به احسان و نیکوکاری در حق کفار می دهد که با جبهه اسلام در حال ستیز و مقابله نباشند.
همچنین در آیه ای دیگر می خوانیم: "با آنها (کفار) مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکی ها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان"12
این آیه یکی از بنیادی ترین دستورهای اخلاقی اجتماعی برای مدارا و همزیستی به شمار می رود. خداوند در این آیه درباره کفاری که به حضرت محمد(ص) ایمان نمی آوردند و بعضاً موجبات اذیت و آزار جسمی و روحی آن حضرت را فراهم می آوردند، دستور گذشت و عفو (چشم پوشی از بدی ها و انتقام و گزینش راه اعتدال) را صادر می کند. شاید این توهم پیش آید که آیه فوق و عفو پیامبر اسلام (ص) اختصاص به دوران ضعف و عدم قدرت آن حضرت داشت، لکن عفو عمومی آن حضرت در جریان فتح مکه تمامی کفار و مشرکانی را که یک عمر اسباب آزار و اذیت و تبعید و طرح قتل حضرت را فراهم آورده بودند، سستی این توهم را نمایان می کند.
سیره پیامبر
الف - مساوات مردم:
حضرت محمد(ص) با الهام از آیات قرآن، در برابر مخالفان و منکران دین، رفتار بسیار خوش و عاطفه آمیزی داشت. حضرت همه مردم را فرزندان آدم و خاک و مخلوق خداوند وصف می کند که با تأمل در این نکته نه تنها تساوی مردم استفاده می شود، بلکه می توان از آن خویشاوندی جوهری انسانها در اصل آفرینش و انتساب به یک خداوند را استنتاج کرد که آن زمینه عطوفت و محبت قلبی و روحی انسانها به یکدیگر می شود که مبنای اساسی برای اصل مدارات اسلامی است.
"ایها الناس ان ربکم واحدٌ و ان ابائکم واحدٌ کلکم من آدم و آدم من تراب".
(ای مردم همانا خدای شما یکتاست و پدرانتان نیز یکی است همه شما از آدم و آدم نیز از خاک است.13
حضرت ملاک احترام و تکریم الهی را نفس انسانیت و خیر رسانی به دیگران توصیف می کند.
"مردم همه مخلوق و عیال خداوندند [یعنی هیچ فرق و امتیازی بر یکدیگر ندارند] و محبوب ترین آنها نزد خداوند، کسی است که خیر و نفع او برای سایرین بیشتر باشد."14
ب - دفاع از اقلیت‌های مذهبی:
پیامبر(ص) بارها مسلمانان را به رفتار خوش و انصاف در حق غیرمسلمانان سفارش کرده و فرمودند:
"کسی که در حق "معاهد"- یعنی اهل کتابی که بین او و اسلام پیمانی بسته شده است - ظلم و ستمی روا دارد، من در روز قیامت حامی آن اهل کتاب، علیه مسلمان ظالم خواهم بود."
ج - نهی مسلمان از رنجانیدن ذمی
در بعضی از روایات آمده پیامبر(ص) هرگونه آزار رسانیدن به اهل کتاب را مساوی دشمنی با خویش تلقی کرده اعلام می کند که در قیامت برای دفاع از مظلوم برخواهد خاست.
"من أذی ذمیاً فانا خصمه و من کنتٌ خصمه خصمته یوم القیامة".15
د- اولین منشور آزادی عقیده
یکی از افتخارات بزرگ اسلام انعقاد قراردادهای رسمی صلح جویانه با مخالفان و منکران خود است. پیامبر اسلام(ص) در دوران حکومتش عهدنامه های مختلفی با منکران خود منعقد نمودند که به موجب مفاد این عهدنامه ها حکومت اسلامی در مقابل دریافت مالیات ویژه از اهل کتاب خود را ملتزم به رعایت حقوق سیاسی و اجتماعی و امنیت اقلیت های مذهبی می کرد. اولین آنها قرار داد صلح با یهودیان در مدینه است که بنا به نظر پروفسور "هوستون اسمیت" این قرارداد در حقیقت اولین منشور و فرمان آزادی عقیده در تاریخ بشریت است.
مواد تبصره های این معاهده، بسیار مترقی و قرنها جلوتر از زمان خود است.
یکی دیگر از این معاهده ها قرارداد پیامبر(ص) با مسیحیان نجران است که به موجب آن محمد(ص) پیامبر خدا ملتزم می شود که جان و مال و اراضی و عقاید و معابد مسیحیان از هرگونه گزندی مصون خواهد ماند، و هیچ گونه تحمیل و یا تحقیری به آنان روا نشود. و نیز اراضی آنان به وسیله لشکریان اشغال نخواهد گردید و مادامی که اهالی نجران بدین پیمان وفادار بمانند، هیچ نیرویی متعرض آنان نخواهد بود.
سیره امام علی(ع)
تاریخ زندگانی امام علی(ع) به خاطر وجود فراز و نشیب های فراوان و رویارویی ها با انواع مخالفان چه در زمان برکنار بودن از حکومت و چه در عصر حکومت، قواعد مواجهه با مخالفان را به ما می آموزد، بویژه رعایت اهم و مهم در مناسبات و مواضع است که آن بزرگوار به صیانت از نهال اسلام، از حقوق خود در موضوع خلافت چشم پوشید، و بالاتر از آن، به همکاری با خلیفه اهتمام ورزید. این در حالی بود که توقع می رفت آن امام بزرگوار به عنوان مخالف سیاسی به گوشه ای رفته و به قهر و مانع تراشی روی آرند. سیره نورانی آن حضرت برای کسانی که در حکومت اسلامی در اقلیت قرار دارند و یا احیاناً خود را ذی حق می دانند، درس عبرت و آیینه ای است که در آن روحیه همکاری و همراهی با حکومت به صورت شفاف به تصویر کشیده شده است.
الف - عشق و محبت به تمامی مردم:
حضرت علی(ع) در دستورالعمل اجرایی به مالک اشتر، وی را علاوه بر رعایت اصل قانون و حقوق مردم و عدالت، به محبت و عطوفت قلبی به همه مردم اعم از مسلمان و کافر سفارش می کند:
"ای مالک قلبت را از رحمت و محبت و لطف به مردم آکنده کن و مبادا چون گرگ فرصت طلبانه حقوق آنان را پایمال سازی. زیرا مردم دو گروه هستند: یا مسلمان و برادر دینی تو اند و یا غیرمسلمان [اهل کتاب یا کافر] که در آفرینش مانند تو اند".16
ب - احترام به حقوق اقلیت‌ها:
احترام به قوانین و مقررات ادیان دیگر و به رسمیت شناختن آن یکی دیگر از اصول حقوقی اسلام است.
"اگر من به داوری و قضاوت بنشینم، درباره پیروان تورات به حکم تورات و بین پیروان انجیل به انجیل و بین پیروان زبور به زبور و بین پیروان قرآن کریم به قرآن کریم عمل خواهم نمود."
نمونه ای از توجه خاص آن حضرت به حقوق اقلیت ها:
شهر انبار یکی از مناطق تحت حکومت امام علی(ع) بود که مردم آن مسلمان و یهودی بودند. جمعی از لشکریان معاویه به آن دستبرد زدند و زیورآلات برخی از زنان، از جمله یک زن یهودی را به یغما بردند. حضرت از شنیدن این خبر چنان اندوهناک شد که فرمود:
"اگر مسلمانی از شنیدن خبر غارت یک زن یهودی که تحت حمایت حکومت اسلامی است، بمیرد، پیش من نه تنها سزاوار ملامت نیست، که شایسته تکریم و اجر، است".17
حتی در این باره امام خمینی(ره) معمار و بانی حکومت اسلامی نیز بارها در گفتار و مصاحبه های مختلف خود به رعایت و محترم شمردن حقوق اقلیتها تأکید می نمود. ایشان در جایی می فرماید: در این همین اقلیت مذهبی است که وقتی یک زن یهودی ذمی را خلخالش را می برند حضرت امیر می گوید اگر انسان بمیرد این ارزش دارد که آدم بمیرد، یک هم چنین حکومت اسلامی می آید اقلیتهای مذهبی را چه بکند."18
د - پرداخت مستمری به از کار افتادگان اهل کتاب:
روایت شده است که امام علی(ع) در راه به پیرمرد فقیری برخورد. حضرت درباره وضع او از یارانش پرسید: گفتند: او مسیحی است. امام (ع) با خشم و تندی فرمودند:
"شما در ایام جوانی از او استفاده کردید [یعنی او نیز مانند سایران در ایام جوانی خود به این سرزمین خدمت نموده است] تا این که به پیری و ناتوانی رسیده است، آیا سزاوار است که او را به حال خود واگذارید؟"
همان جا حضرت دستور دادند از بیت المال به او معاش و حقوق پرداخت نمایند.
ه - مدارا در برابر خوارج:
خوارج گروهی از لشکریان حضرت علی(ع) در جنگ صفین بودند که در مسأله "حکمیت" از قرارگاه آن حضرت خارج شدند، و در جایی دیگر برای خود قرارگاهی تشکیل دادند. اینان تا جایی پیش رفتند که حضرت علی(ع) را تکفیر کردند، و به مخالفت ورزی و تبلیغات علیه آن حضرت پرداختند؛ گاه با حضور در مسجد و عدم اقتدا به ایشان، علناً به حضرت اهانت می کردند. به همین مقدار نیز بسنده نمی کردند گاه در اثنای نماز به دادن شعارهای تند و بعضاً ناسزاگویی دست می زدند. با این حال حضرت با آنها مدارا می نمود و دست به هیچ گونه عکس العمل تندی نمی زد و یاران خود را نیز دعوت به سکوت و آرامش می کرد و بر کشتگان آنان نیز نماز می گزارد. حتی به آنان اجازه حضور در مسجد را می داد و حقوق آنان را از بیت المال پرداخت می نمود.
و- سنت مناظره:
مناظرات ائمه شیعه با مخالفان و کافران در حالی که حکومت و قدرت در دست مسلمانان بود، گواه دیگری بر مدارای اسلامی است که تاریخ موارد بسیاری از آن را ثبت کرده است.
اعترافات متفکران غربی:
اما در آنچه در باب مدارا در قرآن و در کلام پیامبر(ص) و امام علی(ع) و دیگر ائمه معصومین اعلام شد، اظهارات متفکران و اندیشمندان غربی و اعتراف آنان به فضایل اسلام نیز قابل بیان می باشد که به برخی از آنها می پردازیم:
1- ویل دورانت:
"اسلام طی پنج قرن از سال 81 تا 975 (-700 1200م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، تصفیه اخلاق و رفتار، سطح زندگانی، وضع قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی، ادبیات، دانش علم طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود".19
"و در جایی دیگر می گوید:" محمد(ص) نسبت به پیروان دین مسیح خوش بین است و خواستار ارتباطی دوستانه بین آنها و پیروان خویش است. حتی پس از برخوردی که با پیروان دین یهود داشت، با اهل کتاب که همانا یهودیان و مسیحیان بودند، راه مدارا پیش گرفت."20
2- گوستاولوبون:
"زور شمشیر، موجب پیشرفت قرآن نگشت، زیرا رسم اعراب [مسلمان] این بود که هر کجا را که فتح می کردند، مردم آن جا را در دین خود آزاد می گذاردند. این که مردم مسیحی از دین خود دست بر می داشتند و به دین اسلام می گرویدند و زبان عرب را بر زبان مادری خود برمی گزیدند، بدان جهت بود که عدل و دادی که از آن عربهای فاتح می دیدند، مانندش را از زمامداران پیشین خود ندیده بودند."21
3- میشو:
"هنگامی که مسلمانان (در زمانه خلیفه دوم) بیت المقدس را فتح کردند، هیچ گونه آزاری به مسیحیان نرساندند. ولی برعکس هنگامی که نصاری این شهر را گرفتند، با کمال بی رحمی مسلمانان را قتل عام کردند و یهود نیز وقتی به آنجا آمدند بی باکانه همه را سوزاندند... باید اقرار کنم که این سازش و احترام متقابل به ادیان را که نشانه رحم و مروت انسانی است، ملت های مسیحی مذهب از مسلمانان یاد گرفته اند."22
4- هانری دی کاستری:
این نویسنده فرانسوی، بقای نسل یهود را معلول مدارای دول اسلامی با آنان می داند:
"اگر از جنس یهودی تا به حال کسی در این جهان به جای مانده است، بر اثر همان دولتهای اسلامی بود که در قرون وسطی آنان را از دست مسیحیان نجات دادند... "23
6- آدام متز:
"کلیساها و صومعه ها در دوران حکومت اسلامی چنان راحت بودند که گویی خارج از حکومت اسلامی به سر می برند و به نظر می رسید بخشی از سرزمینی دیگر هستند که این خود موجب می شد چنان فضایی از تسامح برقرار گردد که اروپا در سده های میانه با آن آشنایی نداشتند."24
از این دست اعترافات، بیش از این است که در این مقال بگنجد ولی برای آشنایی بیشتر، خوانندگان را به مطالعه کتابهای تاریخی و اجتماعی نویسندگان منصف غربی و غیرمسلمان در این زمینه ها دعوت می کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات