تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۸۰۸۳۴

بحران اخلاقی، جنگی بزرگتر از تروریسم


سرویس ترجمه: در پی دستگیری یک مقام امنیت ملی آمریکا به نام برایان جی. دویل 55 ساله در محل اقامت خود در مریلند، به اتهام استفاده از کامپیوتر و فریب دادن یک کودک، روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور طی گزارشی مشروح به افشای زوایای پنهان بحران اخلاقی حاکم بر جامعه آمریکا و پیامدهای آن پرداخته و از آن به عنوان جنگی بزرگتر از تروریسم یاد کرده است.
در این رابطه، کریستین ساینس مانیتور به نقل از CBS گزارش می کند که به تازگی بزرگترین شبکه اینترنتی سوء استفاده جنسی از کودکان در آمریکا از هم فروپاشید و 27 نفر از این شبکه مهم، مجرم شناخته شدند.
به گفته مسؤولان فدرال آمریکا، عوامل اینگونه سوء استفاده ها از طریق اتاقهای گفت و گوی اینترنتی، تصاویر زنده آزار و اذیت جنسی کودکان را به همراه هزاران تصویر جنسی کودکان از طریق اینترنت معامله می کردند. کوچکترین کودکی که تصاویر و فیلمهای ویدئویی ذکر شده از آن تهیه شده، هجده ماهه بوده است. آلبرتوگونزالس، دادستان کل آمریکا ضمن تأیید این گزارش که نتیجه تحقیقات ده ماهه آنان بوده است، اظهار داشت که این رفتارهای جنسی در اتاقهای گفت و گوی اینترنتی صورت پذیرفته و تصاویر مربوط به آن، بدترین شکل قابل تصور استفاده جنسی از کودکان در دنیاست.
وی افزود: حدود 13 تن از مجرمان اینگونه اقدامات، اعم از تولید کنندگان، توزیع کنندگان و دریافت کنندگان تصاویر از 9 ایالت بزرگ آمریکا یعنی آریزونا، فلوریدا، هاوایی، الینویز، میشیگان، نوادا، نیویورک، کارولینای شمالی و تنسی بوده اند. چهارده نفر دیگر هم در استرالیا، کانادا و انگلیس در این رابطه دستگیر شده اند.
گونزالس پرونده تصاویر جنسی اینترنتی کودکان را در صدر پرونده های دستگاه قضایی آمریکا قرار داده است به ویژه که وزارت دادگستری آمریکا طی گزارشی در مقایسه 5 سال نخست دولت بوش و کلینتون به این نتیجه رسیده است که از سال 2001 تا 2005، 910 پرونده قضایی مربوط به افرادی بوده است که زنان و کودکان را وادار به کار روسپیگری کرده اند که این آمار در 5 سال نخست دولت بوش افزایش دو برابری داشته است. جولی مایرز، مشاور سازمان امنیت ملی آمریکا گفته که این بدترین پرونده ای است که تا به حال دیده است.
کریستین ساینس مانیتور در گزارش خود نیز خبر از افزایش 62 درصدی خشونت، تجاوز جنسی به 400 هزار کودک و 94 هزار زن در آمریکا داده است. گزارش سالانه سازمانهای بین المللی حقوق بشر به ویژه پس از 11 سپتامبر 2001 حاکی از نقض گسترده حقوق بشر توسط آمریکا در داخل و خارج است.
طبق گزارش کریستین ساینس مانیتور و براساس آمار منابع رسمی منتشر شده در سالهای 2003 و 2004، آمار مذکور نیز هر لحظه در حال افزایش است. مخصوصاً از سالهای پس از جنگ دوم جهانی عملکرد آمریکا در برخورد با حقوق بین الملل براساس انتخاب بوده و آن دسته از کنوانسیونها و معاهدات بین المللی امضاء شده که صرفاً منافع واشنگتن را تضمین کرده اند.
دولتمردان آمریکایی در سالهای اخیر به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 به نام مبارزه با تروریسم نه تنها خود به نقض آشکار حقوق بشر در داخل و خارج کشور آمریکا پرداخته اند بلکه چشمهای خود را بر روی سوء استفاده های جنسی از کودکان و زنان در داخل آمریکا و حتی در سرزمینهای اشغالی فلسطین از بیش از 50 سال پیش تاکنون بسته اند و در پاره ای موارد نیز آن را قانونی کرده اند.
یکی از پیشگامان جنبش فمنیستی آمریکا به نام کاترین مک کینون با انتقاد شدید از قانونی کردن صنعت پورنوگرافی و تجاوز شدید این صنعت به حقوق زنان و کودکان، آنان را قربانیان جنگی بزرگتر از تروریسم دانسته است.
وی در کتاب جدید خود به نام "آیا زنان و کودکان انسان هستند؟" نوشته است: هنوز زنان بیش از آن که همچون انسان با آنها رفتار شود، به مثابه اسباب و اشیاء با آنان رفتار می شود.
او می گوید: حقیقت دوران فعلی ما این است که قانون تجاوز و تعدی در واقع از متجاوزان به کودکان و زنان حمایت قانونی می کند و براساس دیدگاهی تنظیم شده که در جهت تضمین امنیت کیفری اغلب سوء استفاده های جنسی است.
خانم مک کینون، که یکی از چهره های فمنیستی و یک حقوقدان متعصب و چهره علمی به شمار می رود، موضوع بهره گیری و سوء استفاده از حربه قانون برای کاهش سوء استفاده ها و آزار و اذیتهای جنسی را مطرح کرده است.
وی می نویسد: اگر زنان و کودکان را انسان می دانیم، پس چگونه است که همچون بار محموله، با کشتی و یا کانتینر از آمریکا به سایر نقاط جهان و نیز از تایلند و فیلیپین به داخل آمریکا انتقال داده می شوند؟ اگر آنان را انسان فرض کرده باشیم آیا امکان داشت که به عنوان برده های جنسی به آنان نگاه شود؟
او می گوید: بر این باورم که قوانین در این زمینه با سکسی ترین نوع فرضیات نوشته شده اند. در قانون ایالات متحده آمریکا آورده اند که ممکن است زنان از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی در سطح یکسانی با مردان نباشند، اما در لحظه مراودات جنسی با هم برابرند. لذا بر این اساس می بینیم که در جامعه کنونی ما پورنوگرافی بر عقاید افراد درباره داستان تجاوز در آمریکا تأثیر گذاشته است. مثلاً، اگر زنی بگوید من در ارتباط جنسی توافق نکرده بودم، مردم نمی دانند که او چه می گوید: چرا که او به هر حال در این کار توافق کرده است. همچنین وقتی بگوید ترجیح می داده به خانه برگردد و در این اقدام دخالت نداشته باشد، می گویند او همجنس باز است و باید به تجربه درست و مناسبی از یک رابطه درست جنسی دست پیدا کند.
او در ادامه می نویسد: باید گفت عوامل باندهای مافیای تجارت زنان و کودکان و سوء استفاده جنسی از آنان، به کارهای خود حتی از درون زندان هم ادامه می دهند. لذا از وقتی که من "کاترین مک کینون" تلاش خود را برای مدت یک ربع قرن جهت محدود کردن اشاعه تصاویر و نوشته های پورنو آغاز کرده ام صنعت کثیف آن به تجارتی بزرگتر در داخل و خارج آمریکا تبدیل شده و حدس زدن درباره مقیاس درست این فعالیتها را بسیار سخت کرده است زیرا بخش وسیعی از آن تحت اداره جرایم سازمان یافته است و میزان سودآوری این نوع تجارت بالغ بر 30 میلیارد دلار برآورده شده که تولید محصولات جنسی این بخش، حتی از هالیوود هم بیشتر است.
او در کتابش آورده در سال 2005 مجله تجاری اخبار فیلمهای ویدئویی بزرگسالان اعلام کرد که صنعت پورنو در آمریکا سود چند ده میلیارد دلاری داشته است و تولید کنندگان محصولات جنسی به کمک رسانه و سیستمهای قانونی رشد پیدا کرده اند. بنابراین برای ساخته شدن این گونه محصولات، حقوق تعداد بیشتری از زنان و کودکان نادیده گرفته شده و به خاطر اشاعه این محصولات مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.
وی نوشته است: تعداد زنانی که هر ساله در آمریکا به دست مردان به قتل رسیده و یا شکنجه جنسی می شوند بیش از تعداد افرادی است که در اثر حمله 11 سپتامبر کشته شده اند.
در این میان قاچاق زنان و کودکان از داخل و خارج آمریکا سالانه ششصد تا هشتصد هزار قربانی را در بر می گیرد. مسؤولان فدرال می گویند که از این تعداد افراد 17500 تا 19500 نفر در داخل آمریکا، جایی که هزاران تشکل از بردگی مدرن، هدف درهم و برهمی را برای مبارزان با این پدیده ایجاد کرده است، از خانه های عمومی سانفرانسیسکو، کاباره های نیوجرسی، کمپهای بردگی کارگران در فلوریدا و کارگاههای کوچک در نیو همپ شاپر می باشند. قربانیان این فاجعه انسانی، هراس دارند و به شما نمی گویند که چه اتفاقی برایشان افتاده است.
پیترفرانسیس، بنیانگذار مجله "جمعیت شناسی آمریکا" می گوید که بحران اخلاقی و گسست خانواده، به مفهوم مرسوم آن، حتی زندگی مجردی را در آمریکا گسترش داده است و نیز جایگزین زندگیهایی شده که در آن والدین در کنار بچه ها زندگی می کنند. بنابر آمار اعلام شده از سوی اداره سرشماری آمریکا، شایعترین نوع زندگی در آمریکا، زندگی مجردی و تنها می باشد به طوری که از سال 1990 تا 2000 نشان می دهد این تغییر، پیچیدگی روزافزون زندگی آمریکایی ها را نیز افزایش داده است. از سال 2000، زندگی خانوادگی در جایگاه بعدی قرار گرفت. زیرا تعداد زندگیهای مجردی به 35 میلیون رسیده بود و جایگاه اول را به خود اختصاص داد و زندگی زناشویی بدون بچه نیز با یک آمار 30 میلیونی در سال 2000 در جایگاه سوم قرار گرفت. این در حالی است که طبق آمار سپتامبر 2005 از 105 میلیون خانواده آمریکایی، 7/57 میلیون خانواده تنها از یک نسل برخوردار بوده اند یعنی کسانی که با تنها زندگی کردن تلاش دارند تا از بحران اخلاقی و نبود معنویات در آرامش بسر برند.
صندوق دفاع از کودکان آمریکا اعلام کرد: تعداد کودکان آمریکایی که در فقر زندگی می کنند از مرز 14 میلیون نفر گذشته است. براساس این گزارش، بیمه خدمات درمانی کودکان در آمریکا از سال 2000 تاکنون کاهش قابل توجهی یافته است. به طوری که در حال حاضر بیش از 9 میلیون کودک آمریکایی تحت پوشش هیچ نوع بیمه ای نیستند. در سال 2004، از هر ده کودک آمریکایی، چهار کودک در خانواده هایی زندگی می کنند که هر دو والدین آنها بیکار بودند و نیز از هر ده کودک، هفت کودک که تنها یکی از والدین آنها به کار مشغول است در زیر خط فقر زندگی می کنند. در حالی که اکثر کشورهای صنعتی در حال کاستن از شمار کودکان فقیر هستند، آمریکا درست در مسیر عکس عمل می کند. خط فقر در آمریکا بالغ بر 7000 دلار می باشد. اکنون، جامعه آمریکا نیز با بحران اخلاقی لاینحلی مواجه است که حتی مقامات امنیتی این کشور چون برایان جی. دویل 55 ساله را نیز در برگرفته است. حال چگونه می توان با چنین بحرانی مبارزه نمود و به نتایج مطلوب نیز دست یافت؟
کریستین ساینس مانیتور می نویسد: وقتی برای مبارزه با تروریسم تسامح و سهل انگاری می نمایند و با وجود تمام هشدارهایی که درباره وقوع حادثه 11 سپتامبر از سوی مقامات ضد تروریستی داده شد کمتر توجهی به آن نگردید، اکنون نیز گویی دولتهای آمریکا به ویژه دولت بوش عمدآً به بحران اخلاقی دامن می زنند تا مردم را از مسایل اصلی جامعه دور نگهدارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات