تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۷  ، 
کد خبر : ۸۰۸۵۲

انتخابی به وسعت یک راه


مهدی محمدی
ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در واقع قرار بود از دردسرهای غرب برای مهار ایران هسته ای بکاهد و بر دردسرهای ایران به عنوان کشوری که مسیر قدرتمندشدن را انتخاب کرده، بیفزاید. حالا علی الظاهر کار کمی معکوس شده است. شورای امنیت نه آنچنان که غربی ها انتظار داشتند ایران را ترسانده و نه توانسته بر سر راه آن مانعی جدی به وجود بیاورد. تنها اتفاقی که افتاده این است که 6-5 قدرت -به خیال خودشان- برتر دنیا که گوش شیطان کر قرار بود بروند و از جایگاه شورای امنیت یک «پیام محکم» برای ایران بفرستند، حالا اصل قصه را به کناری نهاده اند و تازه یادشان افتاده یک سری خرده حساب عقب افتاده دارند که باید با هم تصفیه کنند. در حکایات عامه است که حاضران در یک ایستگاه قطار ناگاه دیدند چند مسافر به سرعت در حال دویدن به دنبال قطاری تازه به راه افتاده هستند. از آن میان یکی عقب ماند و الباقی نفس زنان به هر مصیبتی بود خود را به قطار رساندند و از آن آویختند. مسافر جامانده ایستاده بود و فکورانه صحنه را می نگریست. پرسیدند: به چه می اندیشی؟ گفت: هیچ، این بندگان خدا به بدرقه من آمده بودند!
شورای امنیت اکنون بیش از آنکه محلی برای تأدیب ایران باشد، جایی است که کشورهای پدرخوانده فرصت را در آن مغتنم شمرده و به کم کردن روی هم مشغولند. زمانی محافل غیررسمی و مقامات غیرمسئول در غرب می گفتند اما حالا دیپلمات های صاحب منصب می گویند که از دیگ شورای امنیت برای اقدام علیه ایران بخاری برنخواهد خاست. اتفاق نظر در تصویب یک بیانیه غیرالزام آور درباره ایران خیلی ها را در داخل و خارج به این توهم انداخت که اجماعی پولادین علیه ایران شکل گرفته و آمریکایی ها با تکیه بر آن انتقام 27ساله خود را از ایران خواهند گرفت. همان ایام بارها گفتیم و نوشتیم که این اجماع بسیار شکننده است و همین که آمریکایی ها اقدامات شدیدتری مانند صدور قطعنامه، تحریم یا حمله نظامی را در دستور کار خود قرار بدهند، از هم خواهد پاشید. اکنون روس ها آشکارا می گویند تا زمانی که ادعاهای ایالات متحده درباره مقاصد تسلیحاتی ایران از فعالیت هسته ای ثابت نشود، حتی حاضر به بحث درباره تحریم ایران هم نخواهند بود. چینی ها در این مورد موضعی دارند حتی سرسختانه تر از روس ها. چین نه فقط با تحریم بلکه با اصل طرح پرونده ایران در شورای امنیت مخالف است. اروپایی ها هم اگرچه به آمریکا نزدیک ترند اما به دلیل انبوهی از منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک و همچنین به دلیل بی اعتمادی تاریخی به آمریکا در انجام هرگونه اقدام تند و تیز علیه ایران تردید خواهند کرد. ضمن اینکه باید به یاد داشت ساخت سیاسی اروپا در حال تغییر به سود چپ گرایان ضد آمریکایی است که پیروزی رومانو پرودی در ایتالیا آخرین و مهم ترین نمونه آن بود. پیش از پرودی در اسپانیا هم زاپاترو ضد آمریکایی جایگزین سلف آمریکادوست خود شده بود و اینها همه به این معناست که دنباله روی از آمریکا در فضای فعلی اروپا هزینه های گزاف سیاسی به دنبال خواهد داشت.
طنز قضیه آشکارتر می شود اگر دقت کنیم که تندروهای کاخ سفید نه فقط در اروپا یا آسیا، بلکه حتی در خاک خود هم در حال منزوی شدن هستند. جمهوری خواهان به یمن بی خردی های بوش، چنی و رامسفلد اکنون در افتضاح ترین موقعیت خود طی چند سال اخیر از حیث جلب محبوبیت افکار عمومی هستند. مردم آمریکا می بینند هنوز دولتشان به ایران چپ هم نگاه نکرده، نفت را باید 75دلار بخرند، وای به روزی که برخوردی هم رخ بدهد. برای مرد و زن راحت طلب آمریکایی هیچ چیز مهم تر از این نیست که به بنزین ارزان قیمت دسترسی داشته باشد. اما اینگونه که اوضاع پیش می رود به قول «جوزف استیگلیتز» برنده اسبق جایزه نوبل، آمریکایی های محترم به تدریج باید میان گرم کردن خانه هایشان یا پیاده رفتن به سر کار یکی را انتخاب کنند.
ایران با اعلام خبر تسلط کامل بر فناوری غنی سازی اورانیوم لااقل 3پیام را به طور روشن برای غرب فرستاد. اول، این نکته را به خوبی روشن کرد که زبان زور و تهدید در مقابل ایران جواب نمی دهد. زبان اروپایی ها امروز به روی همکاران آمریکایی خود گشاده است که تا وقتی کار به دست ما بود لااقل یک تعلیق نصفه و نیمه از ایران گرفته بودیم؛ اما از روزی که شما محور دیپلماسی علیه ایران شده اید بهره غرب جز خسران و آبروریزی نبوده است. ایران نه تنها از تمامی تعلیق هایی که به طور داوطلبانه پذیرفته بود خارج شده بلکه ابعاد کار فنی خود را تا حد غیرمنتظره ای توسعه داده است. دوم، اعلام خبر خوش هسته ای از جانب ایران نشان داد ایران جامعه فنی توانمندی دارد که هر لحظه می تواند یک شگفتی جدید خلق کند. کسی در غرب- و از جمله بازرسان آژانس- باور نداشت ایران بتواند سالن های آبشار را با این سرعت (در زمانی کمتر از 5/2ماه) و با خطای ناچیز مهندسی راه اندازی نماید و سوم، شاید مهم ترین پیام اعلام رسمی پیوستن ایران به باشگاه هسته ای این بود که ایران بازدارندگی منطقه ای را که پیش از این با استفاده از تسلیحات متعارف برای خود به وجود آورده و تثبیت کرده بود، اکنون بدل به نوعی بازدارندگی فرامنطقه ای کرده است. تسلط بر کاربردهای فناوری هسته ای شرایطی به وجود آورده است که می توان انتظار داشت دیگر هیچ نوع تهدید جدی از درون منطقه خاورمیانه یا خارج از آن، علیه ایران شکل نخواهد گرفت.
این پیام‌های 3گانه را که جملگی حاکی از قدرتمند شدن روزافزون ایران است در کنار تحلیل بخش نخست این یادداشت درباره بن بست دیپلماسی ارعاب و شکست ائتلاف علیه ایران در شورای امنیت بگذارید؛ نتیجه چه خواهد شد؟ با ایران چه باید کرد؟ آیا راهی جز تمرین به زندگی با چنین کشوری باقی می‌ماند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات