حسین شریعتمداری
در کلام خدای سبحان از جماعتی یاد شده است که در سختی ها و به هنگامه کارزار از حضور در جمع مومنان و مقابله با دشمنان طفره می رفتند و درحالی که به زعم خود، جان خویش از معرکه و میدان خطر دور کرده بودند، به انتظار نتیجه کار می نشستند و در پایان کارزار، اگر سپاهیان اسلام با شکست روبرو شده و کسانی از آنها زخم برداشته یا به دیدار یار رفته بودند، جماعت مورد اشاره به تیزهوشی! و فراست! خود می بالیدند که نتیجه را از قبل پیش بینی کرده بودند و زبان به ملامت مؤمنان و مسلمانان پا در رکاب می گشودند و اما، چنانچه سپاهیان اسلام به فتح و پیروزی رسیده و امتیازها و غنیمت هایی به دست آورده بودند، همان جماعت بی آن که به فرار خود از جنگ اشاره ای کنند، اصرار داشتند که از غنایم بهره ای گرفته و در افتخارات به دست آمده سهیم باشند و...
این روزها، ماجرای هسته ای کشورمان به نقطه حساس و سرنوشت سازی رسیده است، دست اندرکاران -چه قبلی ها و چه بعدی ها- تحت تصمیم و اراده ای مشترک و فراگیر، آنچه در توان داشتند را برای پیشبرد امور و در همان حال، برای اعتمادسازی جهانی نسبت به صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای کشورمان، به میدان آورده اند ولی دشمن -آنگونه که تمامی شواهد و اسناد نشان می دهد- در پی بهانه جویی است و به چیزی کمتر از محرومیت ایران اسلامی از حق قانونی و طبیعی خود، راضی نمی شود. بنابراین تنها دو راه پیش روی ماست؛ تن دادن به ذلت و تسلیم در برابر زورگویی نظام سلطه جهانی که نه فقط با مبانی اسلام و انقلاب ناسازگار است و بر باد دادن حق مردم را به دنبال دارد، بلکه با فطرت حق جویی انسان ها -که آن نیز برخاسته از نفحه الهی است- در تعارض است. و راه دوم، اصرار بر حق مردم است که در بستری کاملا قانونی تعریف شده و مسئولان نظام در این راستا، همه تدبیرها را به کار بسته و از هیچ کوششی برای دستیابی به این حق قانونی دست برنداشته اند.
با این توضیح، اگر امروزه با تهدیدی روبرو شده ایم، این تهدید ناشی از باج خواهی دشمنان است و مسئولان نظام -چه در گذشته و چه حال- راه قانونی و طبیعی خود را رفته اند و اکنون نیز غیر از دو راهی که از آن یاد شد، راه سومی وجود ندارد.
و اما، این روزها، برخی از افراد و گروهها، چشم بر واقعیت ها بسته و به جای آن که به قول امام راحلمان(ره)، هرچه فریاد دارند بر سر آمریکا بکشند، شرایط کنونی را نتیجه مواضع دولت جدید می دانند که ابتدا باید پرسید، طی 27 سال گذشته در کدام مقطع زمانی آمریکا و متحدانش در تخاصم با ایران اسلامی نبوده اند که تخاصم امروز را به حساب دولت جدید می نویسند؟ وانگهی؛ مگر آقایان نمی دانند که تصمیم در چالش هسته ای صرفاً در اختیار دولت نبوده و یک اراده جمعی بر آن حاکم بوده و هست؟ بنابراین چرا به پهلوی دولت جدید خنجر می زنید؟ چگونه است وقتی سخن از دستاورد هسته ای در میان است، گله می کنید که چرا به سهم دولت های قبلی اشاره ای نمی شود -که گلایه بر حقی نیز هست- ولی هنگامی که دشمن به خاطر همین دست آورد علیه ملت ایران رجز می خواند، دولت جدید را سپر بلا می کنید؟!
... کودکی از پدر خویش گلایه می کرد که؛ هر وقت کار شایسته ای انجام می دهم پدرم با افتخار می گوید، نتیجه لقمه حلالی است که به او داده ام و هرگاه کار ناشایسته ای می کنم، فریاد برمی آورد؛ این اثر شیری است که مادرش به او نوشانده است!...
بالاخره، باید خطاب به این دوستان خواب آلوده و برخی از نادوستان که خود را به خواب زده اند گفت؛ چرا سخن در لفافه می گویید؟... دو راه بیشتر پیش روی نیست. مقاومت که به یقین و با توجه به شرایط کنونی، شکست دشمن را در پی دارد. و راه دیگر، تن دادن به ذلت است که ننگ همیشگی و بازخواست نسل های آینده نتیجه آن خواهد بود. لطفا طفره نروید. اگر اهل مقاومت هستید -که هستید و باید باشید- مردانه بایستید و اگر اهل ذلت هستید -که نیستید و خدا نکند که باشید- ذلت پذیری خود را در پوشش بهانه هایی نظیر تندروی دولت کنونی و... پنهان نفرمایید.