اگر چه کشور نپال پیش از این به خاطر دربرداشتن قله معروف « اورست » و رشته کوه « هیمالیا » شهرت داشت ولی در چند سال اخیر به خصوص در روزهای اخیر , این , بحران سیاسی است که نام این کشور را در مرکز توجه ودرصدر عناوین رسانه های جهان قرار داده است .باتوجه به اوجگیری روز افزون اعتراض ها به حکومت , به نظر می رسد نظام شاهی در این کشور به روزهای پایانی عمر خود رسیده است .اعتراض های همگانی که پیشتر محدود به شورشیان مائوئیست و طرفداران احزاب بود اکنون تقریبا همه اقشار را فراگرفته است . این موج اعتراض ها , « گیانندرا » , شاه نپال را به عقب نشینی گام به گام مجبور ساخته است . گیانندرا در تلاش برای تسلط بر اوضاع , روز 25 فروردین دستور برگزاری انتخابات سراسری را صادر کرد . با اینحال این تدبیر شاه رو به زوال موثر واقع نشد و با تشدید اعتراض , وی اعلام کرد صدای اعتراض مردم را شنیده و آماده است از قدرت کناره گیری نموده و فقط سلطنت کند.
مخالفان این اقدام شاه را یک حربه تاکتیکی توصیف کرده و بر ادامه اعتراضات تا برچیده شدن نظام شاهی تاکید کرده اند.در این میان , تحولات نپال کشورهای غربی را بر سر یک دوراهی دشوار قرار داده است . غربیها که مدام از مردم سالاری و حاکمیت آرای مردمی دم زده اند اکنون نمی توانند بسادگی از حکومت « گیانندرا » , شاه دیکتاتور چشم بپوشند زیرا نظام شاهی تا به حال مدافع منافع غرب در این کشور و بلکه منطقه بوده است .
از جانب دیگر , در صورت سقوط رژیم شاه , گروههایی به قدرت خواهند رسید که در خوش بین ترین حالت برای غرب , از چپ گرایان میانه خواهند بود این در حالی است که امکان به قدرت رسیدن کمونیستهای مائوئیست که مدت 10 سال است با رژیم شاه مبارزه می کنند و یک گروه مسلح و شورشی منسجم هستند , زیاد است . این گروه سابقه 10 سال مبارزه علیه شاه , با 6 گروه سیاسی دیگر متحد شده ودر همین راستا نیز برای مهیا شدن زمینه های خیزش مردمی , عملیات مسلحانه رانیز موقتا متوقف ساخته است . با اینحال , این امکان نیز وجود دارد در صورت سقوط شاه , این گروه مائوئیست با پشتوانه چند هزار جنگجوی مسلح , اوضاع را به نفع خود سوق دهد و در واقع سوار بر موج شود.
در این میان نقش دو همسایه قدرتمند نپال یعنی هند و چین را نیز نباید از نظر دور داشت . هندیها به سبب اینکه شاه این کشور یک هندو است چندان مایل نیستند که چارچوب نظام به هم ریخته شود و ترجیح می دهند اصلاحاتی در قالب حکومت فعلی صورت گرفته و اوضاع به سوی قدرت گرفتن مائوئیستها نرود. در این حال , چینی ها نیز اگر چه موضع روشنی تاکنون در باره تحولات نپال اتخاذ نکرده اند ولی شاید چندان هم بی میل نباشند که مائوئیستها قدرت بگیرند.در هر حال هر چند اوضاع در مورد شکل ساختارقدرت آینده این کشور مبهم به نظر می رسد ولی یک نکته تقریبا غیر قابل تردید است و آن این است که نظام شاهی به پایان خط رسیده است . این واقعیت تقریبا از یک سال قبل که شاه در یک اقدام سرکوبگرانه , دولت را منحل و پست نخست وزیری را حذف کرد و قدرت را به بهانه بی کفایتی نخست وزیر کاملا در قبضه گرفت , مسجل گردید. از آن زمان , این اقدام شاه نه تنها کمکی به تقویت پایه های تحت شاهی وی نکرده بلکه بر وخامت اوضاع و لرزان تر شدن مسند پادشاهی افزوده است .