جواد درساز
طبس براى مردم ایران فراتر از نام بیابانى در دوردست است. طبس براى مردم ایران یک خاطره است. خاطره اى از محافظت طبیعت از سرزمین و مردمى که به هیچ وجه نمى توانند زور و زورگویان را تحمل کنند. شاید از همین رو هم باشد که خاطره پنجم اردیبهشت سال 1359 براى مردم ایران فراموش نشدنى و به یاد ماندنى است. 24سال پیش در چنین روزى حمله نظامى آمریکا به صحراى طبس، با دخالت عوامل غیر انسانى به شکست آنان منتهى شد. و اهمیت این روز براى مردم ایران همین مسأله نابودى و ناکامى یکى از پیچیده ترین عملیاتهاى نظامى آمریکا است که علت شکست آن حادثه اى بود که هرگز کسى آنرا پیش بینى نمى کرد. در این عملیات نیروهاى آموزش دیده آمریکایى با132 تفنگدار، هشت بالگرد و شش هواپیماى بارى به صحراى طبس وارد شدند. آمریکایى ها در ظاهر به بهانه آزادسازى و نجات گروگانهاى خود به کشورمان آمده بودندو تنها چیزى که پیش بینى نکرده بودند طوفان شنى بود که گریبان آنها را گرفت و آنها در وسیع ترین بیابان ایران زمینگیر کرد.
عملیات طبس در بالاترین سطح و با استفاده از زبده ترین کارشناسان و متخصصان جنگى آمریکا طراحى شده بود و به استناد مدارک قرار بود این عملیات به عنوان ضرب شستى به انقلابیون جوان براى آزاد سازى گروگانها به کار آید و بهانه اى باشد براى گسترش ناآرامى هاى داخلى، حرکتهاى تجزیه طلبانه در داخل کشور و حتى بسیارى از تحلیلگران معتقدند که هدف اصلى ماجرایى که منجر به حادثه طبس شد اقدام به کودتا و باز گرداندن قدرت به خاندان پهلوى بود. این در حالى بود که نیروهاى جمهورى اسلامى ایران درخصوص این عملیات هیچگونه آمادگى و اطلاعى نداشتند و تا پس از فاجعه از جریان بى اطلاع بودند. با این حال طوفان شن در کویر ایران به عنوان مخفى ترین سلاح طبیعى که از چشم کارشناسان آمریکایى پنهان مانده بود کار خودش را کرد و چریکى ترین عملیات نظامى ارتش آمریکا در خاک ایران را خنثى کرد و حکومت نوپاى جمهورى اسلامى با کمترین تلفات و تنها با دادن یک کشته - شهید محمد منتظر قائم - شکست تلخى را براى خبرگان نظامى آمریکا رقم زد.
طبس کجاست؟
طبس با 4/3 میلیون هکتار عرصه هاى بیابانى پهناورترین شهرستان بیابانى کشور است. ده درصد اراضى بیابانى کشور در طبس قرار داردو این بیابان مرموزدر شمال شرقى مرکز استان یزد واقع شده است. در بیابان طبس شرایط ویژه اى وجود دارد که با سایر مناطق بیابانى ایران قابل مقایسه نیست. غلظت املاح و نمکهاى موجود در خاک، وجود شترهاى سرگردان، شدت گرماى هوا و وجود ضعف هاى اقتصادى و پراکندگى سکونت گاههاى انسانى در منطقه، کار در عرصه هاى بیابانى طبس را با دشوارى مضاعفى مواجه ساخته است.
از طرف دیگر وزش بادهاى غالب همراه با ذرات شن و ماسه همواره مشکلات فراوانى را براى اراضى کشاورزى، مناطق مسکونى، تأسیسات اقتصادى و راههاى مواصلاتى به وجود مى آورد و بسیارى از آبادى ها در دل همین بیابان به کویر تبدیل شده اند. با این همه طبس را بیابان نشین اطراف آن قطره زلال کویر مىنامند.
طبس، دهمین شهرستان استان یزد محسوب مى شود و منطقه اى است محدود در دل دشتهاى کویر مرکزى و لوت با وسعتى حدود 55هزار کیلومترمربع که از دیر باز حضور و مقبولیتى براى یزد و یزدیان داشته است. سبک معمارى، حضور فرهنگى و محورهاى خوب رفتارى مردم این دومنطقه وحدت و همپارچگى ریشه اى بین آنان را حکایت مىکند.
«طبس » روى نقشه
این شهرستان از شمال و شرق به استان خراسان، از شمال غرب به استان سمنان، از غرب به استان اصفهان و از جنوب به استان کرمان محدودمى شود. «طبس» در 55 درجه و 20 دقیقه تا 58 درجه و 15 دقیقه طول شرقى و 29 درجه و 6 دقیقه تا 35 درجه و 8 دقیقه عرض جغرافیایى واقع شده است. متوسط ارتفاع آن از سطح دریا 690 متر واز مهمترین ارتفاعات آن ارتفاعات «شترى» است که درمشرق شهرستان امتداد یافته است. بلندترین قله این ارتفاعات 2900 متر ارتفاع دارد. وسعت این شهرستان 55 هزار و 463 کیلومترمربع است که 95 درصد از کل مساحت شهرستان، شامل عرصه هاى منابع طبیعى است. آب وهواى این شهرستان، گرم وخشک و کویرى و در بعضى نقاط کوهستانى و سرد است. طبس، حدود 60 هزارنفر جمعیت دارد.
درکتاب نزهة القلوب درباره طبس نوشته شده: «طبس گیلکى شهرى است کوچک و از اقلیم سیم است، در هفت روزه راه یزد است و هوایش گرم است به غایت و خرما و ترنج بسیار است ودر خراسان غیر از آن جاى دیگر نیست و آبش از چشمه است مقدار دو آسیاگردان آب باشد، حصارى محکم دارد و در جوار آن علف نیست وچندپاره دیه از توابع آن است. »
طبس، قطره زلال کویر، باقدمتى سرزده به 2000 سال، حوادث تاریخى بسیارى به خود دیده است. طبس، در زمان عمربن خطاب، توسط سربازان اسلام، به صلح گشوده شد. این شهر، زمانى، در آغاز جهانگیرى ترکان سلجوقى، مطیع سلطان سنجر مى شود و زمانى در اواخر دوره تیموریان و نیز دوره صفویه موردحمله مکرر ازبکها قرار مى گیرد. در زمان قاجار و رضاشاه به صورت حاکم نشینى اداره مى شود و قلمرو آن گاه تا فراتر از کرمان را شامل مى شود. این شهر، درسال 57 به دست قهر طبیعت با زلزله اى به ویرانى کشیده مى شود و با ماجراى سقوط هلى کوپترهاى آمریکایى در سال 1359 این شهر به عنوان یکى از تاریخى ترین شهرهاى ایران در دوران معاصر نام خود را در ذهن انقلابیون جاودانه مىکند.
انگیزه هاى آمریکایى
در20 فروردین ،1359 آمریکا رابطه سیاسى خود با ایران را قطع کرد. این اقدام در شرایطى صورت مى گرفت که لغو طرح کاپیتولاسیون در 23 اردیبهشت58 به سال ها قدرت نامحدود آمریکا در ایران پایان داده بود. تسخیر سفارت آمریکا در 13آبان 58 و به دنبال آن افشاى اسناد دخالت هاى بیش از اندازه آمریکا در امور داخلى ایران و تلاش هاى این کشور براى شکست دادن انقلاب اسلامى نوپا نیز بر خشم انقلابیون علیه آمریکا افزوده بود و دیگر عملاً حضور این کشور در ایران منطقى محسوب نمىشد.
قطع رابطه سیاسى آمریکا با ایران، بر خلاف انتظار این کشور، مورد استقبال ایران واقع شد. بدین ترتیب بود که آمریکا تصمیم گرفت براى آزاد سازى گروگان هاى خود به جاى فشار سیاسى، دست به حمله نظامى مستقیم بزند. این اقدام فوق سرى آمریکا هم در 5اردیبهشت 59 با طوفان شن در صحراى طبس و از بین رفتن تجهیزات نظامى این کشور و بر جاى گذاشتن چند کشته ناکام ماند.
براى واکاوى علت حضور کماندوهاى آمریکایى در کویرى ترین صحراى ایران باید به تأثیرات به شدت منفى ماجراى اشغال سفارت آمریکا و گروگان گرفتن کارکنان این سفارت در سال 1358 بازگشت و اوضاع وخیمى که کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا براى شرکت در انتخابات ریاست جمهورى دچارش شده بود را مد نظر قرار داد. ناتوانى دولت کارتر در پایان دادن به ماجراى گروگانگیرى باعث شده بود تا او تمام راهها را براى بازگرداندن گروگانها و بالابردن شانس خود براى پیروزى در انتخابات در نظر بگیرد. در واقع عامل اصلى این ماجرا شکست کوششهاى دیپلماتیک و طرحهاى آمریکا جهت آزادسازى گروگانهاى خود بود.
آنچه آمریکایى ها را به پیروزى و موفقیت نقشه شان امیدوار مى کرد اوضاع نا آرام داخلى به دلیل درگیرى هاى پس از انقلاب میان نیروهاى انقلابى و ماجراى آشوب و بحرانهاى ناشى از این موضوع بود. ضمن آنکه آتش افروزیهاى رژیم بعث عراق در مرزهاى خود با ایران و غائله کردستان نیز مزید بر علت شده بود تا آمریکایى ها خود را برنده انجام یک عملیات کماندویى توسط نیروهاى موسوم به دلتا فورس بدانند و در واقع هم اگر نبود طوفان غافلگیر کننده صحراى طبس معلوم نبود پایان این عملیات کاملاً سرى به کجا ختم شود. جالب اینجاست که دولت کارتربراى انجام موفقیت آمیز چنین مأموریتى متجاوز از 5 ماه تمام در صحراهاى آریزونا (جایى که تقریباً شرایط کویر ایران را داراست) تعلیمات پیچیده و فشرده اى را به کماندوهاى خود داده بود و از پیچیده ترین تکنیکهاى نظامى اعم از تسلیحات نظامى و دفاعى تا صنایع مدرن هواپیمایى استفاده کرده و بودجه نامحدودى را براى این عملیات اختصاص داده بود. همچنین سازمان هواشناسى آمریکا وضع جوى ایران بخصوص منطقه فرود در صحراى طبس را کاملاً مورد پیش بینى علمى قرار داده بود و به علت این که هواى آن شب مهتابى بود، ورود هر نوع هواى غیر مطلوب و وقوع طوفان بعید به نظر مى رسیده است.
نکات برجسته دیگرى که دراین ماجرا قابل ذکرند عبارتند از :
1-آمریکا در واقعه طبس از آخرین امکانات نظامى و تکنیکهاى جنگى استفاده کرد، به طورى که براى یک چنین عملیاتى از طرف کنگره آمریکا بودجه هنگفتى در نظر گرفته شده بود.
2-بالگردهایى که براى آزادى گروگان هاى آمریکایى در نظر گرفته شده بودند، طبق ارزیابى متخصصان آمریکایى از بهترین نوع هلى کوپترها و از آخرین مدل آنهابود. بنابراین، مسأله از کار افتادن آنها در جریان عملیات، کاملاً دور از انتظار بوده است.
3-شبى که عملیات نجات درآن به وقوع پیوست مهتابى بود ومعمولاً دراین شبها ازطوفان و بادهاى تند خبرى نیست، علاوه بر این، بر اساس پیش بینى هاى علمى اداره هواشناسى آمریکا، در شب عملیات، هواى کویر طوفانى نبوده است.
4-بر اساس ارزیابى کارشناسان، احتمال پیروزى این طرح از نود درصد به بالا پیش بینى شده بود.
5- تهیه کننده وسایل نقلیه اى که مى باید آمریکایى ها را از اطراف تهران به لانه جاسوسى جابه جا کند، فردى بود به نام على اسلامى وابسته به حزب منحله خلق مسلمان.
6- با توجه به حساسیت شوروى سابق درباره تحرکات آمریکایى ها و زیر نظرداشتن دائم آنها،بعید نیست که این عملیات با توافق و هماهنگى شوروى سابق انجام شده باشد.
7-جهت فرود اضطرارى بالگردها و هواپیماهاى 130 - C، 14 منطقه در تهران و حوالى آن در نظر گرفته شده بود.
8-در شب حادثه طبس، چراغهاى ورزشگاه شهید شیرودى روشن بوده است.
9- على اسلامى تهیه کننده اصلى کامیون ها براى حمل آمریکایى ها به تهران، قبل از اشغال لانه جاسوسى در خصوص به راه اندازى تظاهرات علیه امام (ره) وانقلاب اسلامى با سفارت آمریکا همکارى نزدیک داشته است.
10-بنا به اسناد به دست آمده جاسوسان زبده اسرائیلى ( موساد ) در جریان طراحى حمله به طبس نقش بسیار فعالى داشته اند؛ به طورى که از تجربیات طراحان نقشه حمله به فرودگاه «انتبه» در اوگاندا از جمله «شیمون پرز»، استفاده فراوانى شده بود.
با این همه شکست بدون جنگ در ایران براى کشورى که همواره بر اقتدار ناشى از تجهیزات نظامى و توان اطلاعاتى خود مى بالید، قابل تحمل نبود. به همین دلیل در نخستین روز خرداد 59آمریکا و بازار مشترک اروپا ایران را مورد تحریم اقتصادى قرار دادند. اقدامى که با مسدود کردن دارایى هاى ایران در 14 تیر 59 ادامه یافت.
یک هفته بعد و در 21 تیر، کودتاى نوژه کشف و یک روز قبل از اجرا، خنثى شد. در این کودتا قرار بود تعدادى از خلبانان نیروى هوایى ارتش در حرکتى هماهنگ اقدام به بمباران چند منطقه استراتژیک تهران بکنند و بلافاصله برخى دیگر از سران ارتش با در دست گرفتن حکومت، انقلاب اسلامى را در آغاز راه خود نابود کنند. یکى از مهمترین اهداف این کودتاى آمریکایى، بمباران جماران بود که امام خمینى (ره) 2 ماه قبل (28 اردیبهشت) از قم به آنجا نقل مکان کرده بود.
شکست کودتاى نوژه هم پایان اقدامات آمریکا علیه ایران نبود. 2 ماه پس از این واقعه و در آخرین روز از شهریور ،59 عراق به ایران حمله کرد و جنگى 8 ساله را بنا نهاد. جنگى که سال ها بعد از آن بر همگان معلوم شد که ادعاى ایران در مورد حمایت مستقیم آمریکا از آن حقیقت داشته است. 8 سال حمایت آمریکا از عراق در جنگ، به کسى اجازه نمى داد که صحبت از برقرارى رابطه مجدد با آمریکا بکند.