ناصر بهرامیراد
روح بلند و لطیف جامعه ایرانی که با آموزه های فطری دینی صیقل خورده، در قرون متمادی توانسته امواج بنیان برافکنی از معضلات و خطرات را در ظرفیت و سینه گشاده خود هضم و آرام کند، و در مقاطعی خاص از تاریخ درخشانش، چنان شگفتی بیافریند که برای جوامع دیگر حتی اگر دست یافتنی باشد، در نهایت سختی میسر خواهد بود.
هنوز یکی دو نسل از حضور مغولانی که برای کندن ریشه ایران و ایرانی هجوم آورده بودند، در این آب و خاک نمی گذشت که نه فقط در بطن جامعه دیندار ایرانی آرام گرفتند، بلکه با بهره گیری از فرهنگ ملت بظاهر مغلوب بسیاری از آنان، خود به کارگزاران بی مزد و منت اندیشه متعالی دینی تبدیل شدند.
روح ایرانی زمانی که بسترهای مساعد را فراهم دید با خیزش عظیم خود در دهه چهل و پنجاه شمسی، رستاخیز «انقلاب اسلامی» را آفرید که امروزه به روشنی هویت و شناسنامه جمعیت میلیاردی جهان اسلام و نیز بخش غالب بشریت متکی بر فطرت خداجو را تشکیل داده است. گنجایش و تحمل بی پایان ایرانی طی سه دهه هر دشمنی و نارسایی را از سر راه بالیدن و نهادینه شدن نهضت بزرگ دینی کنار زده و با متانت در حال گستردن شاخ و برگ آن در خاورمیانه و جهان پیرامون است. دولت های نظام جمهوری اسلامی بر بستر این روح زلال بود که توفیقات غیرقابل شمارش را در عمر کوتاه آن کسب کردند و معضلات سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی بسیار را از سر راه برداشتند.
تعالی، متانت و طهارت اخلاقی جامعه ایرانی، تاب تحمل معضلات اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی از نوعی که بسیاری از بشریت امروز را رنج می دهد، ندارد و گاه احساس خطر در این زمینه، گام های مطمئن را برای اصلاح کژی ها برمی دارد، کما این که در روزهای گذشته توجه جدی به عوامل و زمینه های برخی ناهنجاری های رفتاری و تلاش در جهت رفع و اصلاح آنها، خود را در قالب مطالبه عمومی جامعه ایرانی از مسئولان و کارگزاران نظام نشان داده و تکلیفی سنگین و حساس را برابر دستگاه های مسئول قرار داده که گریزی از لبیک گفتن به این خواسته عمومی و تلاش هرچه بیشتر برای ادای هرچه بهتر وظیفه باقی نگذارده است.
مسئولانی که در دولت، مجلس، قوه قضائیه، نیروی انتظامی، دستگاه های آموزشی و نهادهای فرهنگی مخاطب مطالبه جامعه ایرانی در زمینه اصلاح برخی ناهنجاری های رفتاری و اخلاقی هستند، ملاحظاتی را پیش رو دارند که انجام هرچه بهتر وظیفه را برایشان مقدور میسازد.
1- حکومت دینی و دولت اسلامی به همان اندازه حکومت های عرفی و لائیک در برابر آبادانی کشور و معاش آبرومندانه شهروندان خود مسئولیت دارد، و بلکه فراتر از آن موظف است با پیگیری مجدانه برای برقراری عدالت در تمام صحنه ها، زمینه شکوفایی استعدادهای ذاتی آنان را فراهم سازد. اما همچون دولت های عرفی در برابر فرهنگ و اخلاق و معنویت جامعه، لااقتضا و فاقد مسئولیت نیست. دولت اسلامی اقتدار خود را وامدار همه عواطف جامعه دیندار ایرانی است و در برابر تمام نیازهای مادی و معنوی زن و مرد و پیر و جوان، مسئولیتی تعطیل ناپذیر دارد. اگر در مقاطعی برخی دولتمردان دچار سوءتعبیر از حدود مسئولیت های خود بوده اند و غافل از اراده دشمنان فضیلت های ایرانی، شانه از زیر بار وظیفه خالی کرده اند، به معنای نداشتن تکلیف نزد خدا و خلق نیست، و شأن هدایتگری حکومت دینی را نفی نمیکند.
2- معضلات اجتماعی و فرهنگی از سویی ماهیت ویژه خود را دارند و از سویی در زمان های نسبتا طولانی شکل می گیرند و ریشه می دوانند. بر همین سیاق رفع و اصلاح آن نیز از سویی تنها با مکانیسم های اجتماعی شدنی است. و از سوی دیگر به حوصله، شناخت، تدبیر و برنامه نیاز دارد. نحوه شکل گیری هر ناهنجاری و نارسایی اجتماعی در شرایط مختلف سیاسی- اقتصادی متفاوت است و اقدامات اصلاحی نیز باید در همان بستر و با مطالعه و تأنی بسیار طراحی شوند و به مرحله اجرا درآیند. به عنوان مثال فرهنگ زیبایی که در دوران دفاع مقدس فضای حاکم بر جامعه ایرانی را تشکیل می داد، بستری کاملا مهیا برای پیشگیری از برخی نارسایی های دیروز و امروز را فراهم ساخته بود که اگر مسئولان مربوطه می توانستند آن فضای معنوی را حفظ کنند، گام های پیشرفت مادی و معنوی جامعه ایرانی یقینا از آنچه امروز هست، بسیار بلندتر و سریع تر پیموده میشد.
توجیه بعضی نقص های موجود در دستگاه های متولی نظام آموزشی و بعضی ضعف ها در نگرش و عملکرد نهادهای مسئول ترویج فرهنگ دینی، و رشد تبلیغات مصرف گرایانه، موانع اعتلای سریع تر جامعه بودهاند.
3- نگاه و برخورد سطحی در مقولات فرهنگی و اجتماعی نه تنها از عهده اقناع جامعه ایرانی برنمی آید، بلکه خود آفریننده مشکلات بسیار خواهد بود. شان و احترام مرد و زن و پیر و جوان ایرانی - حتی افراد و اقشار کم شماری که آسیب دیدگان تهاجم فرهنگی دشمن محسوب می شوند- و استعدادهای بی کران این جامعه حتما باید در برنامه ریزی و اجرا عمیقا ملحوظ شود. برخوردهای نسنجیده و غیرعالمانه هم می تواند تبعات منفی داشته باشد و هم اسباب سوءاستفاده برخی گروه های سیاسی را که بعضی شان از حداقل برخوردهای صادقانه بی بهره اند، فراهم سازد.
4- مسئولان در همان حال که سرگرم تلاش برای استفاده و هدایت ظرفیت بی کران مردم برای اصلاح نارسایی های فرهنگی و اجتماعی در محیطی امن و آرام هستند، باید بدانند بخشی از معضلات فرهنگی از جمله در زمینه نحوه پوشش و آرایش، ناشی از برنامه ریزی های توطئه گرانه دشمنان خارجی و احیانا سودپرستی حقیرانه اشخاص و گروه هایی در داخل است. برخلاف مردم که تکیه گاه و حامی دستگاه های مسئول در مواجهه متین و منطقی با ناهنجاری ها هستند و شاهد اعتماد و رعایت حرمت خود در برخوردها خواهند بود، توطئه گران و سوداگران حتما می بایست در معرض برخورد امنیتی و انتظامی در چارچوب مقررات و قوانین قرار گیرند.
روح لطیف جامعه دیندار ایرانی امروز مطالبه فرهنگی و اخلاقی از دولت و مسئولان منتخب خود را بیان می کند، و فردا در مقام مواجهه با معضلات فرهنگی، همراه و همدل با مسئولان، زیباترین جلوه های همدلی و وفاق اجتماعی را در کنار موجی از آفرینش ها و ابداعات فرهنگی و هنری به معرض نمایش میگذارد.