تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۸  ، 
کد خبر : ۸۰۸۹۸

بدحجابی و ساختارهای اجتماعی


دکتر محمدجواد جاوید
پدیده ای به نام "بد حجابی" از معضلات امروز جامعه ایرانی است. اینکه وضع حاضر در ایران با کدام یک از تئوریهای علوم اجتماعی قابل تحلیل است، مجال و مقال مفصلی می طلبد. اما اینکه چگونه می توان نقش نهادها و ساختارهای اجتماعی را در راستای کنترل این پدیده به خدمت گرفت و یا اینکه اساساً آیا امکان چنین کنترلی هست و اگر هست آیا مطلوب نیز هست یا خیر، از جمله مباحثی است که می توان آن را در قالب نظریه "نهادها در عصر سنت و مدرنیته"، مورد مطالعه قرار داد.
یکی از پرسشهای اساسی در فلسفه نهادها و ساختارهای اجتماعی موجود معطوف به میزان نقش آنها در هدایت، آموزش، مقید کردن و یا دربند کشیدن انسانهاست. به عبارت دیگر، باید پرسید: آیا ساختارها و نهادهای جدید عصر ما چون مدرسه، بیمارستان، زندان، دانشگاه، کارخانه، اداره و ...سعی در آن دارند که ما را به بند بکشند یا نظام مند نمایند؟
بسیاری بر این باورند که توسعه در جامعه مدرن که عملاً از قرن هجده میلادی آغاز گردید، تلاش کرده تا بشر را در قالبهایی به اسم "نهاد" سازماندهی کند و بر تک تک افراد نظارت ویژه داشته باشد. در واقع، در این عصر هر چند پای ساختاری چون کلیسا از دنیا و از عرصه خصوصی مردم بیرون کشیده شد، اما در عمل ساختارها و نهادهای مدنی به بهانه های مختلف از جمله امنیت، با توسعه شبکه ای از مکانیسمها بر روی جامعه، فرد را محبوس ساخته اند، حبسی که از آن به "نظم" یاد می کنند. به تعبیر "میشل فوکو" این نهادها بدون آنکه شهروندان متوجه شوند، همان ابزارهای نظارت قدرت حاکمه بر افراد جامعه هستند.
به عنوان مثال، در عصر سنت قدرتهای حاکم با تنظیم مقرراتی خاطیان را تنبیه و در ملأعام اعدام می کردند. در عصر جدید، با توسعه مفاهیمی چون حقوق بشر، دولتها تصمیم گرفتند تا به جای تنبیه از حربه نظارت دقیق سود جویند. در اینجا بود که تربیت و آموزشهای اصلاحی برای مجرمان و بزهکاران در دستور کار قرار گرفت.
اما "فوکو" قائل است که این حرکت انقلابی قدرت سیاسی را شامل نشده است. چون سلطه "از بالا" و مستقیم که در گذشته عمدتاً توسط حکومتهای سلطنتی اعمال می شد، اکنون "از درون" و مخفیانه و به بهانه گسترش حیطه نظارت قدرت حاکم صورت می گیرد؛ نظارتی که هدف از آن کنترل تمام افراد جامعه است. لذا با کنار زدن تنبیهات ظاهری و مجازات بدنی در جامعه، در عمل استبدادی مدرن جایگزین شده که قصد دارد همه جا نقش برادر بزرگی را بازی کند که گریزی از نگاه و نظارت او نیست. در نتیجه، وضع مدرن معاصر با کمک نهادهای حقوقی، آموزشی، اقتصادی و ... ما را بیش از گذشته به بند کشیده است.
در مقابل، عده ای براین باورند که اساساً هدف حکومت از به خدمت گرفتن نهادها و ساختارها، زیر نظر داشتن افراد نیست بلکه هدف، پاسداری از افراد جامعه و آموزش و بازآموزی آنهاست. در مثال مسائل قضایی هم می بینیم که هدف از تأسیس زندان و مراکز تربیتی، جامعه پذیری و تسهیل وحدت و همنوایی در جامعه است و نه اسارت و نظارت. غایت این امور هم رعایت توازن جامعه است تا در ورطه افراط و تفریط نیفتد. این، در واقع رها نکردن افراد به خود است تا منجر به "وضع طبیعی" هابزی نشود. به همین خاطر است که روسو نیز معتقد است نهاد خوب آن نهادی است که بهتر می تواند با تحول در طبیعت خودخواهانه فردی، آن را به نفع جمع بازسازی کند. در نتیجه، می‌توان گفت که نهادها برگرفته از آرمان بشری در راستای تکامل اجتماعی و توسعه انسانی هستند.
با نگاهی به نظریه های فوق و پدیده بد حجابی فعلی در ایران، می توان به دو نکته دست یافت: اول آنکه نهادهای فعلی مرتبط با مقوله بد حجابی در ایران در راستای مقابله با آن کمتر از شیوه های مدرن بهره می جویند. در نتیجه، با تلقی بد حجابی به عنوان جرم مشهود، مکانیسمهای کنترلی آن هم عمدتاً تنبیهی در نظر گرفته شده است. بنا بر تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی، زنانی که بدون پوشش اسلامی یا "حجاب شرعی" در انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و یا جریمه نقدی محکوم می شوند. اما تعریف دقیق و مدونی از آنچه "بد حجابی" و یا حتی "بی حجابی" می توان نامید، ارائه نمی گردد. دوم آنکه به نظر می رسد هیچ برنامه مدونی برای آموزش همگانی نمونه های حجاب مطلوب شرعی و موارد نامطلوب حجاب وجود ندارد. در حالی که در سال 2004 پس از تصویب قانون ممنوعیت حجاب در مدارس فرانسه، به مدت بیش از یک ماه نمونه پوششهای غیرقابل قبول یا مورد قبول مدارس و مراکز دولتی در سطحی وسیع از سوی رسانه های جمعی دولتی و غیردولتی -از جمله تلویزیون- به نمایش گذاشته شد. در کنار این سهل انگاری رسانه ای در جامعه ما، گفتمان ناظر به فلسفه حجاب و مسأله حجاب نیز نسبت به گذشته از افول چشم گیری برخوردار بوده است. با محرز تلقی شدن گفتمان دینی، تاریخی و فلسفی حجاب در ایران امروز و فرض فهم همگان بدان، عملاً دولت نقش آموزش در موارد فوق را به خانواده و والدین (حوزه خصوصی) سپرده است، در حالی که متقابلاً والدین تعلیم و تربیت دینی را از وظایف اولیه حکومت اسلامی (حوزه عمومی) می‌دانند.
انتظارهای متقابل حکومت و مردم در مقوله تربیت اسلامی و بخصوص حجاب، اسباب ظهور خلأیی شده است که در آن، بسیاری بدحجابی را نادانسته نوعی حجاب اسلامی می پندارند، بسیاری به دلایل صرفه اقتصادی و فقر آن را ناخواسته انتخاب می کنند، برخی به دنبال تنوع، شادی و یا سلیقه روز و... ناگزیر به سراغ بد حجابی می روند. اساساً بدحجابی در جامعه ما پدیده ای صد در صد ارادی نیست و ساختارها و نهادهای اجتماعی در تولید و بازتولید آن بی تقصیر و بی تأثیر نیستند.
بسیاری از صاحبان حجاب برتر (چادر) از حدود شرعی و واقعی آن بی اطلاعند، و عده ای با متزین بودن بدان در عمل، چارچوب مورد انتظار شرع را رعایت نمی کنند. در نهایت اینکه، عدم شفافیت و آموزش لازم در تعریف همگانی حجاب اسلامی می تواند اسباب سوء تفاهمهای بسیاری شود که هر نوع اقدام خشن و ناسنجیده در مقابله با آن در نهایت ممکن است به پیامدهای روانی و اجتماعی و حتی سیاسی بالایی برای جامعه اسلامی منجر شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات