حنیف غفاری
گروه سیاسی
"زبیگنیو برژینسکی" مشاور سابق امنیت ملی آمریکا در زمان ریاست جمهوری "جیمی کارتر" در اظهارات اخیر خود عمق چالشی که جمهوریخواهان کاخ سفید با آن دست به گریبان هستند را در ابعاد مختلف ترسیم کرده است. وی در خصوص تهدیدات بوش علیه ایران گفته است: ما از یک سو از ایران میخواهیم از فعالیتهای هستهای خود دست بردارد و در همان حال این کشور را به حمله پیشگیرانه تهدید میکنیم. این نشان میدهد ما برای آنچه میگوییم توجیه نداریم.
جمع میان نقیضین در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی "جرج واکر بوش" در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 به نقطه اوج خود رسیده است. مصداق بارز جمع میان اضداد را میتوان در سخنان و رفتارهای مقامات ارشد نومحافظهکاران واشنگتن یافت. حتی در بسیاری موارد میان سخنان سردمداران جمهوریخواه در یک مقطع زمانی تفاوتی کامل وجود داشته است.
جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت 27 سال از انقلاب شکوهمند اسلامی حکم یک قدرت را در خاورمیانه پیدا کرده است. بر این اساس بازی با کلمات و به کارگیری جملات ضد و نقیض در قبال یک قدرت در نظام بین الملل نتیجهای جز نیل به نقطه صفر ندارد. "جرج بوش" حتی نسبت به این فرمول شناخته شده در طول تاریخ روابط بین الملل ناآگاه است.
«برژینسکی» در ادامه سخنان خود ایده "ملتسازی آمریکا" را غلط می داند. وی در این باره میگوید: "آمریکا سابقه خوبی در ملت سازی نداشته است. حتی در مناطق کاراییب هم ما نتوانستهایم ملت سازی کنیم. ملت سازی امری نیست که ما مهندسان آمریکایی را بفرستیم و آنها یک ملت را تغییر دهند. لازمه ملت سازی آشنایی کامل به فرهنگ و اساس یک ملت است."
جمهوری خواهان ایالات متحده آمریکا در ترسیم جامع خود از نظام بین الملل و شناخت دوستان و دشمنان خود کاملا دچار اشتباه شدهاند. وزن جریانها و اشخاص و حوادث در ذهن افرادی مانند رایس یا رامسفلد معمولا با وزن واقعی آنها فاصله زیادی دارد. این فاصله ها از طریق رفتارهای نومحافظه کاران در تعامل یا تقابل با یک کشور یا جریان قابل محاسبه هستند.
مطابق آن چه تجربه نشان داده است و افرادی مانند "برژینسکی" نیز بر آن مهر تایید نواختهاند "واشنگتن" در ملت سازی همواره با مشکلات عدیده ای رو به رو بوده است. در هر نقطه ای که تئوریسینهای افراطی کاخ سفید توانستهاند "ملتسازی" را از روی صفحههای کاغذ به عرصه عمل انتقال دهند با موانعی غیر قابل حل برخورد نمودهاند و در نهایت "شکست" را تجربه کردهاند.
در زمان ریاست جمهوری بوش پسر ایدهآل گرایان بر دستگاه سیاست خارجی آمریکا تسلط یافته اند. افرادی که در درون آنها تناقض و جمع میان ناممکن ها بیداد میکند. این افراد در برخورد با عالم بیرون سعی دارند عین درون خود را عرضه نمایند و در این راه دست به اقداماتی پر هزینه میزنند. آن چه میتوان از اظهارات برژینسکی نتیجه گرفت نهایت و فرجام سختی است که در انتظار جمهوریخواهان خواهد بود. فرجامی که مسبب اصلی آن بازهای ایدهآل گرای واشنگتن و سیاستهای غلط آنهاست.