تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۱  ، 
کد خبر : ۸۰۹۱۸

مساله «فلسطین» مساله ماست


احسان صالحی طالقانی
اگرچه تاریخ نشانه‌هایی از تقابل یهودیت ـ مسیحیت را به ثبت رسانیده است لیکن با نگاه به تحولات چند دهه اخیر می‌توان نوعی چرخش آشکار دیدگاهی ـ عملیاتی در حوزه روابط مبنایی، فرهنگی و تمدن این دو مشاهده نمود. سیر آشکار این تحولات با اسکان یهودیان در سرزمین فلسطین توسط غرب مقارنست. اگر چه برخی بر این باورند که اسکان یهودیان در خاورمیانه ـ و نه در اروپا یا آمریکا ـ نه به جهت رهایی از عذاب وجدان حاصل از تقابل تاریخی بلکه به سبب دفع شر یهود از سر مسیحیان بوده است اما حتی اگر این فرض را در آن مقطع زمانی صحیح بپنداریم، توجه به زیرساختهای عقیدتی دولتمردان غربی در دو، سه دهه اخیر گویای تغییر در آن هدف ابتدایی است. در این سالها تفکر ایدئولوژیک در حال رشد در میان سیاستمداران غرب، حاصل تلفیقی ناهمگون از مسیحیت و صهیونیست به سود گزینه دوم بوده است. امری که از آن به "مسیحیت صهیونیسم" تعبیر شده است. مسیحیت صهیونیسم در عین باور به مناسک فردی مسیحی، در سیاست‌ورزی و رهیافت به حوزه حکومتی از صورت عرفی خارج شده و رخت صهیونیست بر تن می‌نماید. باور به رویارویی و نبردهایی (آرماگدون) و اعتقاد به ظهور منجی از قوم "یهود"، غرب را سراسر به پایگاه سیاسی ـ اقتصادی صهیونیست تبدیل نموده است و سرزمین فلسطین یا همان مکانی که صهیونیسم بر آن نام "ارض موعود" نهاده است نیز با همین نگرش در اختیار یهودیان مهاجر قرار داده شده است.
پذیرش عقلانی جدا کردن بخشی از خاک یک کشور که متعلق به مردمان همان خاک است و سپس فراخوانی از سراسر جهان به منظور گردآوری قومی دیگر در این خاک آن هم بدون اذن صاحبان اصلی آن، آنچنان دشوار است که جز با ارائه دلایل متقن و یا بکارگیری ابزار "زور" ممکن نیست. در این میان غرب که در توجیه اقدام به دور از عقلانیت خود عاجز از ارائه دلیلی متقن بود، در برابر فلسطینیان از ابزار زور و نیرنگ و در مقابل افکار عمومی جهان از صحنه سازی و افسانه پردازی بهره جست. اما خانه تزویری که غرب بر آب بنا نهاده بود چنان سست بنیاد بود که با کوچکترین تلنگری فرو می‌ریخت و نابود می‌گشت لذا باید با ایجاد حصاری امن، امکان تعرض و حتی نزدیک شدن به آن را از اذهان کنجکاو می‌ستاند و در حالی که فراگیری ارتباطات و اطلاعات بروز پرسشهایی ویرانگر را محتمل می‌ساخت بایستی به موازات رشد و فراگیری ارتباطات بر شدت این حصار امنیتی افزوده می‌شد و بدین ترتیب بود که هر گونه پرسش و تحقیق در این مورد به مثابه ورود به منطقه ممنوعه تلقی شد. برگزاری دادگاه‌های تداعی‌گر دادگاههای تفتیش عقاید قرون وسطی در محاکمه پژوهشگران و دانشمندانی که به این منطقه ممنوعه ورود داشته‌اند نهایت آزادی بیان و حقوق بشر را در غرب به نمایش گذاشت. (آخرین نمونه: دیویدایروینگ محقق انگلیسی که در ماه گذشته میلادی به جرم انکار هولوکاست به 3 سال زندان محکوم شد).
در این بین اما، ایران اسلامی که همواره الهام بخش تفکر انقلابی و مبارزه با ظلم بوده است، با قدم نهادن در این منطقه ممنوعه پرسشگری، تابوی مقدس! غرب و صهیونیست‌ها را شکست. پرسشی که واکاوی پاسخ آن علاوه بر به چالش کشیدن مشروعیت رژیم اشغالگر، غرب را در برابر دروغ تاریخی‌اش رسوا می‌نمود.
مداقه در شدت اقداماتی که یکی از اهداف آنها فرافکنی افکار عمومی دنیا و جهان اسلام از این پرسش اساسی بود ـ کاریکاتورهای اهانت‌آمیز و به دنبال آن جسارت به حرم مطهر عسکریین علیهماالسلام ـ مبین اوج حساسیت و آسیب‌پذیری غرب و صهیونیست در خصوص این موضوع است.
پرسش منطقی رییس‌جمهور در مواجه با پاشنه آشیل غرب و صهیونیست‌ها ـ افسانه هولوکاست ـ در داخل با استقبال اصولگرایان و جامعه پذیری عمومی همراه شد، اما در روزهای اخیر زمزمه‌هایی در دفاع از این افسانه تحت پرسش مخالفت با یهودی ستیزی در میان جریانهای شکست خورده از اراده مردم به گوش می‌رسد.
به راستی امروز چه کسی از جانب "اسلام" و چه کسی از جانب "غرب" سخن می‌گوید؟ آیا کسی که تلویحا بر افسانه سلطه جویانه ساخته و پرداخته غرب صحه می‌نهد، سخنگوی "اسلام" است؟
"خطر تدریجی تقدیس هولوکاست" در رسانه‌های این جریان نیز در حال شکل‌گیری است. به طوری که در سرمقاله یکی از این روزنامه‌ها با کنار هم نهادن عناصرغیر مرتبط ـ از زاویه منطقی ـ و سعی وافر در مربوط نشان دادن این اجزا و موجه جلوه دادن این ترکیب ناهمگون، در نهایت اینگونه نتیجه‌گیری شده است که این مساله، مساله ما نیست و ادامه پرسشگری درباره ماهیت نامشروع رژیم اشغالگر مطابق با خواست صهیونیست‌ها در نمایش تقابل اسلام و یهود است!
تعریف مسلمانی چیست؟ ویژگی‌های یک مسلمان عدالتخواه کدام است؟
وجه اشتراک میان ملت ایران و مردم فلسطین مذهب است و حتی اگر همین نبود بنا به آموزه‌های اسلامی، اجابت ندای مظلوم در هر کجای این عالم واجب می‌بود و چه زیبا فرمود پیامبر عظیم‌الشان اسلام که "من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس مسلم."
بار دیگر این سوال مجال طرح می‌یابد که امروز چه کسی از جانب اسلام و چه کسی از جانب غرب سخن می‌گوید؟
گزارش‌های بعثه مقام معظم رهبری از حج ابراهیمی امسال و استقبال گسترده مسلمین از دیدگاهها و نظریات رییس جمهور ایران گویای پاسخ پرسش فوق است . نگارنده علاقه‌ای به منحصر نمودن صفت سخنگویی در یک فرد واحد ندارد اما آنچه مسلم است این است که صاحبان رویکردهای منفعلانه سالهای گذشته که همواره به معجونی از اسلام و تمدن‌های رو به سقوط بشری می‌اندیشند، توانایی سخنگویی اسلام را ندارند و اگر هم ناسزاوارانه و در اثر توهمی خود ساخته بر این مصدر تکیه زنند اسلام ترسیم شده توسط آنان فرسنگ‌ها با اسلام ناب محمدی(ص) فاصله دارد.
در طی این سالها بارها این جمله را از زبان مدعی سخنگویی از جانب اسلام شنیدیم که: "اگر دین به رای مردم تمکین نکنند به همراه منادیانش در صحنه تنها خواهد ماند" و شاید به همین دلیل است که به قتل عام هزاران یهودی به جهت فرار از تنهایی ! گواهی می‌دهند.
اجابت فریاد مظلومان فلسطین؛ عراق؛ افغانستان رسالت جهانی و وظیفه تاریخی ما برای صدور پیام انقلاب اسلامی است و انجام این رسالت بزرگ با شناخت نقاط ضعف و ضربه‌پذیر ظالم شدنی است. افسانه هولوکاست همان نقطه است و جزع و فزع امپریالیسم جهانی از انگشت نهادن بر این موضوع، نمایانگر صحت این استراتژیست. روح و تفکر انقلاب اسلامی محدود به مرزهای جغرافیایی نیست و دفاع از مظلوم و ریشه کن شدن ظلم با ظهور منجی نهایی بشریت از آرمانهای انقلابی ماست، لذا بنا بر آن وظیفه و چشم دوختن به این آرمان آزادی قدس شریف و رهایی مسلمین دغدغه ما و مساله فلسطین مساله ماست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات