مهدی عامری
بیتردید مهمترین رویداد کشور در سال 1384 پیروزی نسل جدید سیاستمداران در انتخابات ریاست جمهوری و ظهور گفتمان مبارک عدالتخواهی بود که "ملت" در میان خیل فراوان تبلیغات رنگارنگ احزاب و گروههای سیاسی و موج ناجوانمردانه تهمتها و تخریبها علیه جریان عدالت طلب، با طیب خاطر ، آن را بر گزید.
دولت اسلامی، در پاسخ به اعتماد مردم، "عملگرایی" را به عنوان راهبرد اساسی خویش انتخاب کرد و بیش از آنکه به شعار و حرف بسنده کند، در میدان خدمتگزاری با تمام قوا حاضر شده است.
بازگشت به ارزشهای فراموش شده انقلابی از دیگر راهکارهای دولت برای نیل به هدف بزرگ خود ـ یعنی برقراری عدالت ـ است؛ ارزشهایی که مردم به خاطر آنها انقلاب کرده و خون دادند و متاسفانه در هیاهوی مباحث پوچ حزبی و جناحی با بی توجهی و کم لطفی مواجه شده بودند که ایستادگی و عدم انفعال در برابر مستکبرین و زورمداران جهان از آن جمله است. سیاست شجاعانه و فعال دولت اسلامی در عرصه خارجی، بار دیگر، ایران را به جایگاه واقعی خویش در میان مستضعفین جهان بازگردانده و امید را برای آنان به ارمغان آورده است.
در همین جا به بررسی سخنان عضو شورای مرکزی حزب مشارکت میپردازیم که با اشاره به سیاستهای اتخاذ شده دولت در روابط خارجی بیان داشته است؛ "با توجه به بحث هستهای… مقدمات خوبی برای سال آینده فراهم نشده … اگر با اصلاح روندهای گذشته حرکتها ادامه پیدا کند نباید از آینده نگران بود، ولی اگر با اصرار بر سیاستهای گذشته حرکت شود، چشمانداز خوبی نخواهیم داشت"(1).
آقای داود سلیمانی، "سیاستهای دولت را تا بدینجا" اشتباه و برای کشور، نگرانکننده دانسته است. اما به روشنی بیان نداشته است که کدامین سیاست دولت، ناروان بوده است و در ضمن، راهکار ایشان برای خروج از این نگرانی چیست؟ ظاهراً منظور ایشان، موضعگیریهای عزتمندانه ریاست جمهوری است که غربیها را ناخشنود کرده است!
و اگر چنین است باید گفت که در طول این سالها به روشنی نمایان شده است که غرب در زیادهخواهیهای خود حد و مرز نمیشناسد و به چیزی کمتر از نابودی حکومت اسلامی قانع نمیشود و در تحقق این مهم از هیچ آزار و حرکت بازدارندهای دریغ نکرده است. در جریان 3 ساله پرونده هستهای، منعطفترین سیاستها از سوی ایران، هم مانع از سنگاندازی غریبان برای احقاق حقوق ملت ایران نشد و تنشزدایی افراطی و اعتمادسازیهای بیمورد هم جوابی نداد. به علاوه "دشمنی دشمن" امری قابل پیشبینی و برای دولت و ملت ایران، عادی شده است و در طول سالهای سپری شده از انقلاب اسلامی بینتیجه بودن تهدیدها و تحریمها حتی برای خود آنان به اثبات رسیده است. از این رو ملت و دولت احساس نگرانی نمیکنند و آقای سلیمانی و دوستان ایشان در حزب مشارکت باید علت نگرانی خویش را در جایی دیگر جستجو کنند!
هم ایشان در قسمتی دیگر از سخنان خود، وضعیت اقتصادی کشور در سال 85 را هم "نگرانکننده" میداند و با تاکید بر اینکه "در سال 85 با تورم جدی مواجهیم" ادامه میدهد: "نوعی عدم تعهد به چشم انداز 20 ساله و برنامه 5 ساله را در بودجهریزی شاهد بودیم و صندوق ذخیره ما روز به روز … خالی میشود...". "کلیگویی" و «ابهام» مغالطاتی است که جهت فرار از اثبات مطلب، گاه به کار گرفته میشود! آقای سلیمانی، به جای انتقاد صحیح از دولت ، فقط به بیان کلی امور. بدون استناد به مصادیقی روشن میپردازد، کاری که از تازه کاران علم سیاست هم بر میآید! این کلی گویی، مانع از آن میشود که سخن مورد نقد قرار گیرد. به واقع، کدام تصمیم در بودجه سال 85 مخالف روح کلی چشم انداز است؟ اگر مقصود، انتقادی است که در مورد افزایش بودجه پروژههای عمرانی و تورم احتمالی منتج از آن صورت گرفته است، باید متذکر شد که اگر پروژههای عمرانی با نظارت دقیق و با جلوگیری از حیف و میل هزینههای صوری و غیر واقعی انجام شود، موجب اشتغالزایی بسیار شده، مانع از تورم خواهد شد. در واقع، هزینه تزریق شده به بخش عمرانی، موجب افزایش نقدینگی نشده، با افزایش تولید ، چرخه صحیحی در اقتصاد ایجاد خواهد نمود.
این عضو جبهه مشارکت، در بخشی دیگر از گفتار خود با تکرار اتهاماتی علیه اصولگرایان نظیر "نفی جمهوریت و شبهه در نتایج مرحله اول انتخابات" قصد دارد کارنامه درخشان ـ اگرچه مدت کوتاهمدت ـ دولت را در اذهان خدشهدار نماید، لیکن مشخص است که تکرار مکرر چنین اتهامات سخیفی ـ که بارها و بارها جواب داده شده است ـ برای نقد کارشناسانه و سازنده نیست. اگر اصولگرایان مخالف جمهوریت هستند، چرا خود، بر حضور پر شور مردم در انتخابات و لزوم صیانت از آرای مردم تاکید میورزند؟!