تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۸  ، 
کد خبر : ۸۰۹۲۳

پیامبر اعظم(ص) سرمشق نیکویی‌ها


محمد غلام‌پور
از آن جایی که امسال به نام مبارک پیامبر اعظم(ص) مزین شده، شایسته است زندگی این انسان بزرگ را مورد بررسی قرار دهیم. بشر پس از گذشت قرن‌ها از درخشش این خورشید فروزان و جاودان هنوز در شگفتی به سر می‌برد و نتوانسته است ابعاد وجودی آن را درست بشناسد و بشناساند.
1. ضرورت الگوگیری و اصل تناسب
خداوند متعال در سوره احزاب آیه 21 می‌فرماید: به راستی که برای شما و کسی که به خداوند و روز بازپسین امید [و ایمان] دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند در پیامبر خدا سرمشقی نیکو هست.
واژه اسوه سه بار در قرآن مجید به کار رفته است: یک بار در حق حضرت ابراهیم علیه السلام (سوره ممتحنه آیه 4) و دو بار درباره حضرت محمد صلی الله علیه و آله.
از سخنان پیشوایان دینی بر می‌آید که مسلمانان نیازمند الگو هستند تا بتوانند به حس فطری کمال جویی پاسخ دهند.
البته این ویژگی مخصوص انسان‌های مسلمان با این اوصاف نیست بلکه هر انسان در درون و وجدان خود ضرورت این الگوگیری را می‌یابد و به خوبی درک می‌کند. نمی‌توان انسانی را یافت که از تأثیر الگوگیری بی‌بهره باشد؛ خواه در جهت مثبت و الاهی و خواه در جهت منفی و مادی.
پاسخ به دو اشکال
الف) همان طور که گفته شد، خداوند می‌فرماید: "به راستی برای شما و کسی که به خداوند و روز بازپسین امید [و ایمان] دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند در پیامبر خدا سرمشقی نیکو هست". ممکن است این پرسش برای خوانندگان پیش آید که چرا پروردگار می‌فرماید: پیامبر گرامی اسلام برای کسانی که به خدای متعال امید و به روز بازپسین باور دارند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند سرمشقی نیکو است؟ هدف از آوردن این قیدها و وصف‌ها چه بوده است؟
در پاسخ باید گفت: هر انسان دیدگاه و بینش ویژه‌ای‌ دارد و باید به دنبال الگوی متناسب با خویش باشد و خود را با آن وفق دهد. البته بیش‌تر آدمیان در این‌ باره به اشتباه می‌افتند و کسانی را الگو قرار می‌دهند که نه تنها در آن اصل تناسب رعایت نشده بلکه خود نیز شأنیتی برای الگو شدن ندارند. آری! خداوند متعال نیز هنگامی که شخصیت بزرگ حضرت ابراهیم (علیه السلام) و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) را معرفی می‌کند، می‌فرماید: این دو شخصیت بزرگ و گران‌قدر الگوی کسانی هستند که اولاً به [رحمت] خداوند متعال امید داشته باشند، ثانیا به روز واپسین [معاد] باور داشته باشند و ثالثاً خداوند متعال را نیز بسیار یاد کنند؛ در این صورت این دو شخصیت بزرگ می‌توانند سرمشقی نیکو باشند.
ب) ممکن است این پرسش طرح شود که در قرآن و روایات، تقلید و الگوگیری به گونه‌ای طرد و نفی شده است؛ ولی خداوند متعال در آیه فوق‌الذکر دستور می‌دهد از حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله تقلید و پیروی کنید و ایشان را الگو قرار دهید، چگونه است که خداوند در قرآن از سویی ریشه بسیاری از مشکلات را تقلید و الگوگیری معرفی می‌کند و از سوی دیگر الگوگیری و تقلید را در این مورد از سوی دیگر پسندیده می‌داند؟
در پاسخ باید گفت: در آموزه‌های قرآن و پیشوایان دین، تنها تقلید و پیروی کورکورانه نکوهش شده است و مطلق تقلید را شامل نمی‌شود. استاد مطهری در این باره می‌گوید: مسأله تقلید را زیاد شنیده‌اید. قرآن با این مسأله به اصطلاح امروز «سنت‌گرایی» یعنی پذیرفتن آنچه که در گذشته بوده است با این حالت گوسفند صفتی در انسان و با پیروی کورکورانه از آباء و اسلاف و نیاکان فقط به دلیل این که آن‌ها آباء و نیاکان هستند سخت مبارزه کرده است. ... مثلاً توحید از امور مثبتی است که هر پیغمبری آن را طرح می‌کرده‌ است. یکی از چیزهایی که مشترک بوده و هر پیغمبری آن را مطرح کرده و معلوم می‌شود همه ملت‌ها گرفتار آن بوده‌اند، پیروی از اسلاف است که می‌گفتند: ما حرف تو را قبول نمی‌کنیم چون حرف تو تازه است و ما نسل گذشته و پدرانمان را بر راه دیگری دیده‌ایم و راه پدران خود را می‌رویم. این حالت تسلیم در مقابل گذشتگان یک حالت ضد عقل است. (1)
قرآن می‌خواهد که انسان راه خودش را به حکم عقل انتخاب کند؛ پس مبارزه آن با تقلید کورکورانه و به اصطلاح سنت‌گرایی در جهت حمایت از عقل صورت می‌گیرد؛ بنابراین اگر پیروی با بینش و آگاهی همراه باشد نه تنها نکوهیده نیست بلکه بایستی آن را ستود.
ویژگی‌های اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و آله
خداوند متعال در بیان شخصیت تابناک حضرت محمد صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «انک لعلی خُلُق عظیم»؛ تو دارای اخلاق بسیار بزرگوارانه هستی. پیامبر گرامی خوی کریمانه‌ای داشت، چنانکه بارها درباره آن می‌فرمودند این نعمت موهبتی است که از جانب خداوند متعال به من اهدا شده و همواره از آن یاد کرده، شکر و سپاس حق تعالی را به جای می‌آوردند.
از پیامبر اعظم نقل شده است که فرمودند: ای مردم! من در حقیقت رحمتی‌ اهدا شده (از جانب خدا) هستم. و یا در بیانی دیگر فرمودند: من (همان) دعای ابراهیم هستم که هنگام ساختن پایه‌های کعبه گفت: پروردگارا! از ایشان در میانشان پیامبری برانگیز (2) شکی نیست که همه این اوصاف کریمانه و خوی نیک از جانب خداوند متعال به ایشان عطا گردیده است، اما نباید این مطلب را از نظر دور بداریم که همه فیض و کمالات را با در نظرگرفتن ظرف وجودی و استعداد گیرنده آن عطا می‌کند که این خود اوج وسعت روحی پیغمبر بزرگ اسلام را نشان می‌دهد که پیش از برانگیخته شدن دارای این همه سعه وجودی بوده است، چنانکه نمونه‌های آن را می‌توان در رفتار حضرت مشاهده کرد:
در احوال زندگانی پیامبر گرامی آمده است: هنگامی که ابوطالب عموی بزرگوار محمد صلی الله علیه و آله ایشان را برای بازرگانی به مقصد شام همراه خود می‌برد از رفتار و کردار برادرزاده خویش شگفت‌زده می‌شد؛ چرا که رفتار این کودک هیچ شباهتی به کودکان دیگر نداشت. همچون هم سالانش نسبت به غذا حرص و آزمندی نشان نمی‌داد، به اندک غذایی بسنده می‌کرد و از پرخوری پرهیز داشت و نیز برخلاف همه هم‌سالانش سر و موی خویش را مرتب می‌کرد. ابوطالب می‌گوید: من هرگز از او دروغ نشنیده و کارهای ناشایسته و خنده‌های بیجا ندیده و به بازی‌های بچه‌ها رغبت نمی‌کرد، تنهایی و خلوت را دوست می‌داشت و در همه حال متواضع بود.
تنفر از بیکاری
رسول خدا از بیکاری و بطالت متنفر بودند و می‌گفتند خدایا! از کسالت و بی‌نشاطی، از سستی و تنبلی و از ناتوانی و زبونی به تو پناه می‌برم. مسلمانان را به کار کردن تشویق می‌کرد و می‌گفت: عبادت هفتاد جزء دارد و بهترین جزء آن کسب حلال است.
عدالت محور و دادگر
از امام صادق علیه السلام روایت شده است: پیامبر گرامی اسلام نگاه‌های خود را میان یارانش تقسیم می‌کرد و به این و آن یکسان می‌نگریست. (3)
و به راستی چه اعجازی از این بالاتر که در میان اعراب وحشی و گمراه چنین شخصیتی رشد کرده و عدالت را به معنای واقعی اجرا کرده است. پیامبری که حاضر نیست حتی در نگاه کردن بی‌عدالتی داشته باشد، بی‌گمان در نگاه کلان و توسعه (اجتماعی و حکومتی) نیز این چنین رفتار خواهد کرد. این مسأله می‌تواند درس خوبی برای مسؤولان نظام ما باشد؛ آن‌ها باید پیامبر گونه با مردم برخورد کنند تا در راه تحقق اهداف اصلی همه پیامبران و مصلحان جامعه بشری که از جمله آن‌ها برقراری عدالت است، گام‌های چشمگیری بردارند.
گذشت و سکوت هنگام پایمال شدن حقوقش
در کتاب المناقب ابن شهر آشوب (ره) نقل شده است: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای پروردگارش خشم می‌گرفت ولی برای خودش نه. و نیز نقل شده است: رسول خدا صلی الله علیه و آله هیچ گاه با دست خود کسی را نزد نه زنی را و نه خدمتکاری را، مگر هنگامی که در راه خدا می‌جنگید. هرگز به سبب امور شخصی از کسی انتقام جویی نکرد مگر در مواردی که محارم الاهی هتک می‌شد که در این صورت به خاطر خداوند متعال انتقام می‌گرفت(4)
ایشان هیچ‌گاه به سبب پایمال شدن حق شخصی خود کینه‌ای به دل نمی‌گرفت و در اندیشه انتقام‌جویی نبود و این خود نشان‌دهنده کرامت اخلاقی آن بزرگوار است. علمای اخلاق می‌گویند: بی‌گمان انسان کامل، مظهری از مظاهر رحمانی حق است و ذات حق در او متجلی می‌گردد و چون او آیینه تمام نمای خالق است مانند صاحبش دارای صفت رحمانی می‌گردد. خداوند متعال درباره مؤمنان می‌گوید: مؤمنان در میان خویش به رحمانیت رفتار می‌کنند. البته این که انسان از حق خود بگذرد نیاز به مراحلی همچون ریاضت نفس دارد تا انسان این صفت روحانی را زنده کند. در خبری نقل شده است که جوانی نزد پیامبر اعظم آمد و گفت: آیا به من اجازه می‌دهی تا زنا کنم؟ یاران پیامبر فریاد برآوردند اما پیامبر با کمال خونسردی به آن جوان فرمود: نزدیک من آی. آن جوان نزدیک شد و آن‌گاه فرمود: آیا دوست داری کسی دیگر با مادر یا دختر و یا با یکی از بستگان تو این عمل ناپسند را انجام دهد؟! آن جوان عرض کرد: خیر. آن گاه پیامبر اعظم فرمود: همه بندگان خدا چنین حالتی دارند [و نسبت به بستگان خود غیرت دارند.] پیامبر گرامی دست مبارکشان را بر سینه جوان گذاشتند و این دعا را خواندند: خدایا گناهش را ببخشای و دلش را پاکیزه گردان و به او دامنی در گونه عطا کن [تا به دنبال این گناهان نرود]. پس از این دعا آن جوان دیگر دنبال هیچ زن بیگانه‌ای دیده نشد (5)؛
ابعاد و اوصاف اخلاقی پیامبر اعظم بی‌اندازه و غیر قابل شمارش است و لذا هر انسانی می‌تواند به اندازه ظرفیت و استعداد وجودی خود از این منبع الهی استفاده کند و در جهت هماهنگی روح خویش با روح نورانی پیامبر اعظم تلاشی ارزنده داشته باشد. امیدواریم جامعه مسلمان در سراسر جهان بتواند از الگوی کاملی چون پیغمبر مکرم اسلام بهره‌ها ببرد که قطعاً این بهره‌گیری در جهان امروز بسیار ارزنده و مفید خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات