علی اصغر رمضانی
رخدادهای موجود بین کشورهای غربی و ایران بر سر دانشهای جدید و پیشرفته به ویژه انرژی هستهای و تأکیدهای مقام معظم رهبری بر نفی هرگونه عمل نژادپرستانه و آپارتاید گونه بر ضد ایران اسلامی، ما را بر آن داشت تا در این باره به بررسی بپردازیم و ریشههای تفکرات مرتبط را در تاریخ جامعه بینالملل مورد کاوش علمی قرار دهیم.
1. نگاهی به معنا و ریشه آپارتاید
َ"APART" در لغت به معنای جدا، کنار، به یک سو، علیهده و اختصاصاً آمده و کلمه آپارتاید APARTHEID از این واژه گرفته شده است.
APARTHEID به عنوان نخستین بروز حکومتی و همه جانبه، در کشور آفریقای جنوبی، به صورت یک سیاست تبعیضآمیز نژادی از جانب سفید پوستان علیه سیاه پوستان نمود یافت.
نژادگرایی علیه سیاهان همراه با بردگی آفریقاییان فزونی گرفت و برای آبادانی مستعمرههای آمریکا به کار گرفته شد. ایالات متحده پنجاه میلیون انسان را از آن سوی آبها به خاک خود انتقال داد که هنگام مسافرت بیست و پنج میلیون نفر از آنها جان خود را از دست دادند. حتی کشیشهای انگلستان به ویژه کشیش تومسون (THOMSON) از این نژادگرایی دفاع کرد. وی در سال 1772 میلادی گفت: «بازرگانی بردههای سیاه در سواحل آفریقا، اصول انسانیت و قوانین دین مبین را محترم میشمارد.»
با وجود این، نظریه نژادگرایی در قرن نوزده با جنگهای استعماری و گسترش فتوحات و نیز در قرن بیستم ظهور دوبارهای یافت. تاکنون چهره و روشهای این تفکر مطرود با وجود صعود و سقوطهایش در کالبد و جان آنان به صورت یک باور درآمده و در این میان توسعه ابرازها و فنآوری بر این باور آنان صحه گذاشته است.
به طور کلی، نژادگرایی برای توجیه یک تسلط و یا استثمار به کار میآید. و نژادپرستی به معنای لغوی آن- نه به صورت مصطلح- در ابعاد گوناگون یعنی آپارتاید از نوع اقتصادی، سیاسی و علمی برگرفته شده از همان تفکر وجود دارد و تنها چهره عوض کرده است و اکنون در غرب با چهره و زبان دیگر نمود دارد.
مایکل مور مستندساز معاصر آمریکایی میگوید: ما روشن ساختیم که اگر سفید پوست نیستی، حقوق کمتری میگیری... و یا این که بازیگر سیاه پوست پس از آن که مردم برایش روی صحنه هورا میکشند نمیتواند تاکسیای بگیرد و به خانهاش برود. وی همچنین میافزاید: حدود 20% جوانان سیاه پوست 16 تا 24 ساله آمریکایی نه به مدرسه میروند و نه کار میکنند در حالی که این رقم در میان سفید پوستان 6% است.
این مستندساز آمریکایی در کتاب سفیدپوستان ابله نوشته است: قدرت ابتکار سفیدپوستها! را ببینید. ما یک مشت آدم کودن هستیم و درست مثل آدمهای کودن هم افکار نژاد پرستانهمان را همه جا عیان ساختیم. ... مثلاً تابلویی بر در توالتهای عمومی گذاشتیم با مضمون «فقط سفیدپوستها».
به هر حال این تفکر به صورت یک باور مورد پذیرش قرار گرفته است. آپارتاید سیاسی هم از این تفکر نژادپرستانه سرچشمه میگیرد: برخی معقتدند نژادهای برتری هستند که برای تسلط جویی آفریده شدهاند و نژادهای فروتری وجود دارند که توانایی رسیدن به تمدن را ندارند مگر با واسطه افراد نخستین، ولی از قبول این واقعیت سرباز میزنند. آزادی طلبان، این گونه اندیشهها را در باب نابرابریهای طبیعی میان گروههای اجتماعی و نژادی رد میکنند.
2. آپارتاید علمی
در جهان امروز همان معادلات برای دور نگه داشتن کشورهای دیگر به ویژه جهان سومی از فنآوریهای برتر و نوین در فهرست برنامهها و تفکرات نژادپرستانه غربیها قرار دارد. البته این ایده نژادپرستانه عمومیت بیشتری یافته و از رنگ پوست به تفاوتهای دیگر از جمله آسیایی و جهان سومی بودن و ... گسترش پیدا کرده و همزمان نوع رفتار هم رنگ و لعاب ویژهای به خود گرفته است.
3. آپارتاید علمی در سرزمین دانش و تمدن
مقام معظم رهبری در دیدار با مهندسان و دانشگاهیان فرمودند بعد از آن که از سد دز بازدید کردم. ... در مورد سد گزارش دادند که در دوره پهلوی بعد از آن که شرکتهای خارجی قسمتی از سد دز را ساختند برای مدت کوتاهی بهرهبرداری از نیروگاه آن را به یک شرکت داخلی ایرانی دادند. بعد میخواستند ظرفیت نیروگاه را دو برابر کنند. یک شرکت آمریکایی که متعهد شد بیاید ظرفیت نیروگاه را دو برابر کند، وقتی دید بهرهبردار ایرانی است، گفت: اینها باید بیرون بروند. بنابراین اجازه ندادند و دولت ایران بهرهبردار ایرانی را بیرون کرد و بهرهبرداری از نیروگاه دز را به یک شرکت ایتالیایی داد. ... بنابراین به ایرانی اصلاً اجازه نمیدادند حتی در زمینه بهرهبرداری به این فناوری و استقلال برسیم. ایشان در ادامه میفرمایند: آن روز به ما میگفتند شما بروید «لولهنگ» بسازید، آفتابههایی گلی که آن وقتها میساختند یعنی آفتابه حلبی هم نه!
بیگمان این گونه رفتارها در مورد جمهوری اسلامی ایران از تفکر آپارتایدی سرچشمه میگیرد. البته آنها برای اجرایی شدن این تفکر و جلوگیری از مقاومت ملتها فرهنگی نادرست را نیز زمینه چینی کرده بودند. حضرت آیت الله خامنهای، در این باره خاطرنشان میکنند: دوره جوانی و پرشوری ما بود و از وابستگی و تسلط بیگانگان و این گونه مطالب حرفهایی زدیم بیتوجه به این که این نماینده مجلس (ملی) است. ... ایشان در جواب من یک مقدار با تفرعن و تکبر و اخم و تخم حرفهایی زد از جمله این که گفت: شما چه میگویید و به چه چیزی اعتراض میکنید؟ امروز اروپاییها و غربیها مثل نوکر دارند برای ما کار میکنند. ما نفت داریم، پول داریم، پول میدهیم و آنها نوکر و کارگر مایند و مثل نوکر دارند برای ما کار میکنند! ... دوره انحطاط که میگویند، یعنی این. تفکر این بود که چرا ما تولید کنیم؟ چرا بسازیم؟ چرا یاد بگیریم؟... این منطق آن روز یک دولتمرد در سطح بالا بود. فرهنگ حاکم آن روز بر دستگاههای اداره کننده کشور همین بود.
رهبر عزیزمان پیشرفت علمی را رمز توسعه همه جانبه و موفقیت هر ملت در عرصههای گوناگون بر میشمرند و همه دستگاهها و مراکز ذیربط را به گسترش علم در کشور فرا میخوانند. ایشان با تأکید بر این مهم خاطرنشان میکنند: ایرانیها کاملاً با استعداد و همانگونه که در عرصههای مختلف علمی نشان دادند از توانایی دستیابی به قلههای رفیع دانش برخوردارند و همین واقعیت میتواند پایههای توسعه حقیقی کشور قرار گیرد. ... ما این توقع را از خودمان داریم، ما میخواهیم در زمینههای دانش و فنآوری به جایی برسیم که شأن ملت ایران است. این فقط یک نگاه غرورآمیز ملی نیست، این نژادپرستی نیست. این حتی یک نگاه انسانی عام به همه بشریت است. ... ما اگر دانش داشته باشیم به دیگران میدهیم. ... بنابراین، این که ما باید پیشرفت کنیم و مرزهای علم را بشکنیم و باز کنیم، این یک نگاه نژادپرستانه خودخواهانه نیست. ...
معظم له تأکید میکنند: برخی تلاشها برای انحصاری کردن علم محکوم به شکست هستند.
هدف غربیان از جنجال آفرینی درباره برنامههای اتمی تهران، انحصاری کردن مالکیت دانش هستهای و به گفته دکتر لاریجانی تشکیل یک اوپک اتمی است. آنها در صورت توفیق در تحقق این خواست شیطانی خود به چند هدف دست یافتهاند:
1. مانع دستیابی کشوری آزاداندیش و مخالف با انحصار و آپارتاید به انرژی هستهای شدهاند.
2. از تبدیل شدن ایران به کشوری قدرتمند و برجسته در جهان جلوگیری کردهاند.
3. منافع بلندمدت حاصل از این انرژی را در انحصار خویش نگه داشتهاند.