تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۸۰۹۳۳

یاد استاد


على مطهرى
ویژگى خاص رفتارى استاد شهید، خلوص و کار براى خدا بود، به همین جهت نام و آثار ایشان براى همیشه زنده است و خداوند اعمال ایشان را ضایع نمى‌کند.
استاد شهید براى خدا کار مى کردند. آنجا که حق را تشخیص مى دادند ملاحظه احدى حتى دوستان را نمى کردند. لذا در مقابل جوّهاى فکرى و اجتماعى مقاوم بودند. در سالهاى 50 تا 54 که بسیارى از انقلابیون مسلمان و برخى افراد موجّه گرایشاتى به «سازمان مجاهدین خلق» پیدا کردند، ایشان یک تنه ایستادند که ما باید از هم اکنون راهمان را از اینها جدا کنیم. استاد مى گفتند سران اینها مارکسیست ها هستند و از آیات قرآن و روایات اسلامى به عنوان ابزار استفاده مى کنند. به همین جهت طرفداران آن سازمان، تبلیغات زیاد و ناجوانمردانه اى علیه استاد به راه انداختند. ولى استاد چون به راه خود ایمان داشت و براى خدا کار مى کرد اهمیتى به آن تبلیغات نمى داد و مى فرمود بعداً این جوانها مى فهمند که من امروز چه مى گفتم؛ و همین طور هم شد.
به طور کلى استاد شهید از تعینات آزاد بود. در حالى که از نظر تحصیلات حوزوى در مظانّ مرجعیت و در دانشگاه یک استاد برجسته بود، هیچ تعینى در او نمى دیدى. راحت سخن مى گفت و در مجالس خصوصى مزّاح و نکته پرداز بود. راحت راه مى رفت و راحت لباس مى پوشید و به طور خلاصه سبکبال بود و از قید تعینات آزاد. گاه سوار اتوبوس شرکت واحد مى شد و کسانى که ایشان را مى شناختند تعجب مى کردند. اما در عین اینکه ساده زیست و بى تعین بود داراى هیبت بود و این هیبتى نبود مگر هیبت تقوا، چنانکه مولایش امیرالمؤمنین على علیه السلام توسط دوستانش چنین توصیف شده است که با ما بسیار خودمانى و بى تکلف و مزّاح بود اما در عین حال ما هیبتى از او در دل داشتیم و این هیبت همان هیبت تقوا بود.
همه اعضاى خانواده اعم از همسر و فرزندان به استاد به چشم یک مراد نگاه مى کردند. ما مرید بودیم و ایشان مراد. اهل حقیقت بودن و صداقت و خلوص و در یک کلام براى خدا کار کردن ایشان و اینکه از فردیت خود خارج شده بود و چیزى را براى خود نمى خواست، هر چه مى خواست براى خدا و اسلام مى خواست، اینها باعث شده بود که هر کس که با ایشان مأنوس بود شیفته ایشان بشود. او روح بزرگى داشت. با آنکه به گفته همه دست اندرکاران انقلاب، شخص دوم انقلاب اسلامى بود، برخى افراد به دلیل موضعگیرى ایشان علیه مجاهدین خلق و دیگران مى گفتند او انقلابى نیست و تبلیغات زیادى علیه ایشان مى کردند. ولى او مانند یک کوه راسخ، همه این موجها را باز مى گرداند و آن تبلیغات تأثیرى در روحش نداشت. زبان حالش این بود که انسان باید براى خدا کار کند، خواه مردم بفهمند و خواه نفهمند.
اصولاً اگر اعضاى خانواده شخصى شیفته آن شخص باشند و او را به درستى و صداقت بشناسند، این امر بهترین دلیل بر درستى و صداقت اوست، زیرا اعضاى خانواده یک شخص بهتر از دیگران به نقاط قوّت و نقاط ضعف او آگاهند و اگر نقاط ضعفى داشته باشد طبعاً از ارادت آنها به او کاسته مى شود.رفتار ایشان با همسرشان بسیار محبت آمیز و توأم با احترام بود. اگر همسرشان به مسافرت مى رفتند، هنگام بازگشت ایشان، به ما فرزندان توصیه مى کردند به استقبالشان برویم و چاى و میوه آماده کنیم. رفتارشان با ما فرزندان به گونه اى بود که در مورد هیچ کارى زور و اجبار به کار نمى بردند بلکه مى خواستند خودمان به درستى یا نادرستى یک کار برسیم. در مورد انجام فرایض بر ما نظارت داشتند و بر نماز اول وقت و با وضو بودن تأکید داشتند.اگر ایشان در قید حیات بودند در تک تک حوادث انقلاب اسلامى از تدوین قانون اساسى گرفته تا ماجراهاى بنى صدر و جنگ تحمیلى و سرنوشت آیت الله منتظرى و غیره تأثیر فراوان داشتند و به عقیده اینجانب شکل بسیارى از قضایا عوض مى شد. همچنین قطعاً در رد بسیارى از شبهاتى که امروز توسط روشنفکران مطرح مى شود و در نزدیک کردن تفکر گروههاى خودى، نقش اساسى داشتند و از همه مهمتر در ایجاد تحول در حوزه علمیه قم نقش بسیار مهمى ایفا مى کردند. اصولاً امام خمینى در سالهاى آخر حیات استاد، ایشان را ترغیب به حضور در قم مى کردند و قطعاً پیشرفت حوزه به وسیله استاد مطهرى از اهداف حضرت امام بوده است. به هر حال اگر ایشان شهید نمى شدند، تأثیر ویژه اى بر حوادث انقلاب داشتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات