اگر دیروز دیپلماسى منبع ارتزاق جامعه شش میلیونى اردن بود، اکنون سیاست خارجى به میدان زورآزمایى سیاسى تبدیل شده است. جاى آن رجال عملگراى ایام جنگ سرد را سیاستمدارانى جوان گرفته اند که آرزوهاى خود را درالگوى نو ظهورى از ایدئولوژى پان عربیسم مى جویند. حاکمان جدید بر اندام آن حکومت سکولار لباسى از ایدئولوژى عروبت پوشانده اند، شاهزاده جوان پرچم اتحاد اعراب رابر افراشته است و اعراب سنى را به جبهه آرایى در برابر شیعیان فرا مى خواند، پرچمى که سالهاست در جنبش محافظه کارى عرب به دست شاه حسین و سلاطین سکولار عرب بر افتاده است.
به هر تقدیر نسل جدید حکمرانان امان سیر و سلوکى متفاوت پیش گرفته اند. عبدالله دوم بویژه در سه سال اخیر که خاورمیانه به آزمایشگاه اراده سیاستمداران عرب تبدیل شده در نقش حاکمى تکرو و جنجالى ظاهر شده است. حاکمى که بر خلاف ذائقه امروز عرب سوداى آن داردکه دیپلماسى راباچاشنى نزاع وکشمکش پیش برد. چندانکه امروزپاى اردن را به چندین محور نزاع کشانده است.
روزى اورا در نقش مخالف سرسخت جریان مقاومت اسلامى مى بینیم و روزى دیگر در کسوت همسایه اى جاه طلب که به تقابل با برادران عرب خود در غزه وبغداد رفته است. گاهى دست در دست قدرتهاى فرامنطقه اى به مقابله ایران وسوریه مى آید وگاهى دیگر لباس منجیان رابه تن مى کند و در نقش میانجیگران دعواهاى بزرگ، تهران و واشنگتن را به پاى میز مذاکره فرا میخواند.
این چنین است که سیاست ودیپلماسى در امان امروز تعریف و منطقى متفاوت از ریاض، دمشق و قاهره دارد. رفتارهاى عبدالله دوم آهنگى مجزا از ارکستر سیاسى اعراب دارد. شمایل سیاسى این حاکم جوان با لژیونهاى دهه 50و60عرب بیشتر همخوانى داردتا رجال محافظه کارعرب در قرن21.
در ایامى که رهبران عرب در مسیر کاستن از دخالت آمریکا در خاورمیانه گام بر مى دارند او از گلوگاه اردن براى نظامیان آمریکایى راه مى گشاید تا جایى که بنا به دستوراو مجلس سفلاى پارلمان اردن پیش نویس موافقتنامه اى جنجالى را تصویب مى کند که بر اساس آن شهروندان آمریکایى از تعقیب قضایى براى جنایات جنگى مصون شوند.
عبدالله دوم حتى از این ابایى ندارد که بر خلاف سنت امروز اعراب دروازه هاى بندر عقبه را به روى تروریستهاو گروههاى مطرود منطقه بگشاید، چنانکه روزى میزبان فراریان منافقین مى شود وبه استقبال خواننده مخصوص رجوى مى رود و روزى دیگرکمر به اخراج فرزندان اصلى اردن _فلسطینیان _ ازخانه ودیارشان مى بندد. یا با پا گذاشتن بر احساسات اعراب موافقت مى کند به دو دختر صدام و 9 فرزند آنها اجازه دهد تحت حفاظت دولت به این کشور بازگردند.
به این ترتیب اندیشه هاى بلند پروازانه عبدالله دوم جامعه فقیر اردن رادر خاورمیانه جدید با رشته انبوهى ازمناقشات سیاسى دست به گریبان کرده است.
براستى آیا رشته زمامدارى در سومین بازمانده خاندان هاشمى با خطراز هم گسیختگى روبرواست؟ این سؤال بسیارى از سیاستورزان هوشیار عرب است که موج تحولات اردن پس از مرگ شاه حسین رابا اضطراب دنبال مى کنند. آرام ترین پایتخت جهان عرب در پس جنگهاى چهارگانه اکنون در آسمان خودتوده اى از ابرهاى تیره را مى بیند.
اردن دوران ملک عبدالله که از 1999 بر تخت قدرت تکیه زد،شاید در میان جوامع عربى مبهم ترین چشم انداز رادارد. تنها دستاورد او از همپیمانى پر دردسربا نو محافظه کاران واشنگتن این بوده که اردن در سال 2000 میلادى در سازمان تجارت جهانى پذیرفته شد.
دولت عبدلله دوم در ششمین سال خود اکنون با چالشهاى چند سویه اى مواجه است که در این مجال برخى از مهمترین مسائل گریبانگیر او را از نگاه مىگذرانیم:
جبهه مخالفان داخلى
عبدالله دوم در عرصه داخل با دو رشته از مخالفتها ومخالفان روبرواست: گروهى که براى آزادى سیاسى و اصلاح در نظام پلیسى امان مبارزه مى کنند و خواهان تغییر اساسى در سیاستهاى داخلى وخارجى او هستندوگروهى دیگر که همنوا با بنیادگرایان، حکومت امان را در لیست سیاه خود و در ردیف نظامهاى نامشروع قرارداده است. اینان ازافراط حکومت امان در همپیمانى با آمریکا و رژیم صهیونیستى عاصى هستند و امان را پایگاه اصلى ستیز با اسلام گرایان مىشناسند.
در حالى که دسته اول احزابى دیرپا ونام آشنا در عرصه خاورمیانه است وفعالیتى علنى وقانونى داردجریان دوم نیرویى نوپدید،مسلحانه ومخفى است. نمودهاى مبارزات گروه اول اجتماعات قانونى و حرکتهایى است که در دانشگاهها، خیابانها و پارلمان اردن جریان دارد ومصادیق حرکت گروه دوم حملات مسلحانه به مراکز ومقامات است که بزرگترین آن در نهم نوامبر دیده شد. (شامگاه چهارشنبه، 9نوامبر، در برابر سه هتل هایت، رادیسون و دیز این در امان، که از مراکز اقامات جهانگردان خارجى است، انفجارهاى شدیدى روى داد که در نتیجه آن، تاکنون کشته شدن شصت و هفت نفر و زخمى شدن حدود سیصد نفر گزارش شده و به ساختمان هتل ها خسارات گسترده اى وارد آمد.)
به هر حال در میان دولتهاى عرب، حاکمان اردن یکى از فعالترین و قویترین جبهه اپوزیسیونى را پیش رو دارند. دو شاخه بزرگ عمل اسلامى واخوان المسلمین پس از پیروزیهاى همکیشان خود در انتخابات هاى مصروفلسطین بانیرویى تازه سیاستهاى دولت رابه چالش مى کشند. عمل اسلامى در پارلمان اردن سکوى جدید براى تقابل با قدرت فراهم کرده است وتوانسته جمع زیادى از مردم ناراضى رابه سطح خیابانها بکشاند.
اما دردسر تازه حکومت امان تهدیدات فزاینده اى است که گروههاى شبه نظامى و شاخه هاى القاعده متوجه او کرده اند. این واقعیت به اندازه کافى خوفناک است که القاعده هنگ بزرگى از سربازان انتحارى خود را از میان شهروندان ناراضى ملک عبدالله برگزیده است و در مرحله جدید عملیات خونین این جریان تنها نام یک اردنى به گوش مى رسد: ابومصعب زرقاوى، فردى که گفته مى شود اسامه بن لادن پرچم رهبرى این جریان رادردست او سپرده است.
اردنیهایى که اکنون رشته فرماندهى القاعده رادردست گرفته اند در هرفرصتى پیامى از هشدار ونفرین به امان مخابره کرده اند. عملیات نهم نوامبر نخستین نشانه آشکار از حرکت القاعده براى کشاندن دامنه عملیات به درون خاک اردن بود.
اما هراس از آینده آنگاه در چشمان شهروندان اردنى مى نشیند که حکومت اردن بر خلاف همه حکومت هاى عرب هیچ گامى براى فرونشاندن آتش نارضایتى ها برنمى داردکه حتى در مسیر تیز کردن چاقوى آنها حرکت مىکند.
همه سیاستهاى امان در قبال فلسطین - عراق وجهان اسلام آهنگى از مقابله لجبازانه با احساسات مسلمانان داردواینکه حکومت عبدالله، اردن را به جزیره امن ومرکز لجستیک آمریکاییها براى پیشبرد عملیاتهاى نامشروع در آورده است.
از این روست که ناظران واقع بین عرب ارتباطى عمیق میان سیاستهاى ستیزه آمیز امان با اقدامات گروه زرقاوى قائل هستند، چندانکه پس از عملیات انتحارى نهم نوامبر اردن این تحلیل بر پیشانى جراید عرب نشست که: چه وجه اشتراکى میان عبدالله دوم شاه اردن و ابومصعب الزرقاوى همشهرى اش وجود دارد؟ آیا یک معرکه و هدف مشترک آنها را متحد کرده است ؟ آیا این دویک دیدگاه درباره اوضاع عربى وچالش هاى پیش رو دارند؟ آیا زبان سیاسى و مفاهیمى که به آن استناد مى کنند، همسو و نزدیک به هم است؟ روزنامه السفیر آن روزها نوشت: به نظر مى رسد اینها سؤالات عجیبى باشند اما پیش ازهرگونه نتیجه گیرى یادآورى گفته هاى شاه اردن به روزنامه نیویورک تایمز خالى از لطف نیست، شاه اردن از آنچه ظهور هلال شیعه درامتداد ایران تا عراق، سوریه و لبنان نامیده، هشدار داده است و گفته است این هلال موازنه ژئواستراتژیک را میان شیعه و سنى برهم خواهد زد و منافع آمریکا و هم پیمانانش را تهدید خواهد کرد. این تحلیلگر عرب یادآورشد: از زمان اشغال عراق توسط نیروهاى ائتلاف به رهبرى آمریکا، اردن به پایگاهى براى گسیل نیروهاى خارجى به عراق مبدل شده است که پس از پرواز به اردن از راه زمینى عازم عراق مىشوند.
به هر حال اکنون این نظریه در ذهن ناظران قوت گرفته است که عبدالله چالشى سخت ازناحیه لشگر اردنیهاى القاعده در پیش داردوبا استقرار دولت جدید وبرقرارى آرامش در عراق باید در انتظار کوچ نیروهاى القاعده به سمت امان نشست. درهمین باره گروه بحران هاى بین المللى (آى سى جى) نوشت: «براى تقلیل قطعى خطر حملات تروریستى در آینده که از جوشش نارضایتى هاى مردم قوت مى گیرد اردن باید به وعده هاى اصلاحات سیاسى که از مدت ها پیش داده شده عمل کند. »
اما ملک عبدالله حتى به توصیه هاى دوستان خود نیز اعتنا نکرد و دستور دادمبارزه قاطعى بر علیه مخالفانش آغاز شود.
وى در پیامى خطاب به معروف البخیت، نخست وزیر تازه اردن، نوشت حملات اخیر عزم اردن براى اعمال مقابله با افراطیون را راسخ تر کرده است.
او رشته این مبارزه را که خود نام اصلاحات برآن نهاده است به جنجالى ترین فرد خاندان حکومت سپرده است. بخیت،58 ساله، تا چندى پیش که به عنوان مشاور امنیت ملى به امان فراخوانده شد، سفیر اردن در اسرائیل بود. وى سه سال نیز سفیر اردن در ترکیه بوده است.
او سرلشگر بازنشسته ارتش اردن است و بر امضاى پیمان صلح اسرئیل و اردن در سال 1994 نظارت داشته است. وهمین انتصاب نیز موج اعتراضها رادو چندان گسترش داد.
بازى با آتش در فلسطین
اما رشته هاى پیچیده وخطرساز چالش عبدالله در بافت چند گانه اجتماع اردن پنهان است، آنجا که 80 درصد جامعه پنج ونیم میلیونى اردن را فلسطینیان تشکیل مى دهند. به باور قاطبه ناظران کانون اصلى شکاف آینده حکومت وجامعه اردن ازاین نقطه عبور مىکند.
جامعه اردن در خط مقدم بحران فلسطین است و هر فعل وانفعالى در آنسوى کرانه باخترى نخستین بازتاب خود رادر امان آشکار مى سازد. از همین روست که کارشناسان خاورمیانه از فرداى پیروزى حماس وشکست دوستان عبدالله در غزه خبر از حوادث بزرگ در درون جامعه اردن داده اند و اعلام کرده اند او اکنون پس از اسرائیل به دومین اهرم فشار و تحریم فلسطینیان تبدیل شده است در وضعیتى که حتى محافظه کارترین دولتهاى عربى تصمیم به همراهى حماس گرفته اند اردن از کابینه حماس خواست طرح صلح اعراب را که بر اساس آن به ازاى به رسمیت شناخته شدن اسرائیل، نیروهاى صهیونیستى از مناطق اشغالى سالهاى 1967 و 1973 در زمان جنگ اسرائیل با اعراب خارج خواهد شد، بپذیرد.
امان به این نیز بسنده نکرد. دولت اردن اعلام کرد سفر وزیر امورخارجه تشکیلات خودگردان فلسطین به این کشور را لغو مىکند.
«ناصر جوده»، سخنگوى دولت اردن گفت: «سفر محمود الزهار که قرار بود برگزار شود تا اطلاع ثانوى لغو شده است».
امان مدعى شد برخى از اعضاى حماس به قاچاق اسلحه به داخل اردن مشغول هستند.
تصمیم عبدالله درباره حماس که ریشه آشکار در مطالبات آمریکا واسرائیل داشت به این صورت بزرگترین پل پشت سر امان را تخریب کرد. حماسیها با این حرکت غریب امان مدارا کردند، اما آتش اختلاف همچنان در خاکستر پنهان مانده است. در پاسخ این بى مهریها تنها «محمود الزهار» وزیر امورخارجه فلسطین گفت که جنبش مقاومت اسلامى (حماس) هیچ ارتباطى با مشکلات امنیتى اردن و انبار سلاح و مهماتى که دولت اردن از کشف آن خبر داده است ندارد.
وى با رد ادعاى دولت اردن در ارتباط دادن عوامل خرابکار این کشور با جنبش حماس، گفت: این ادعا سراسر کذب است و صحت ندارد. ابوزهرى نیز گفت: ما از شیوه اى که دولت اردن براى توجیه لغو سفر محمود زهار، وزیر امورخارجه فلسطین، استفاده کرد، متأسفیم.
چنگ نزاع به چهره قدرتهاى منطقه
اما رشته دیگر منازعات را عبدالله در روابط با سه کشور ایران، عراق وسوریه سازمان داده است.
امان که در حوادث عراق خودرا بازنده دید فرداى پیروزى شیعیان دست اتحاد به دشمنان تهران ودمشق داد. لذا همنوا با کاخ سفیدشاهد اتهام بى سابقه ملک عبدالله دوم شاه اردن علیه ایران و سوریه بودیم، مبنى بر دخالت این کشور در امور عراق که طى آن از تلاش ایران براى تشکیل یک هلال شیعى متشکل از عراق، سوریه، لبنان سخن رانده و اعلام کرد که تشکیل این هلال ثبات کشورهاى خلیج (فارس) را که اقلیت ساکنان این کشورها را شیعه تشکیل مى دهند، با تهدید روبرو مى کند و به دنبال اوهانى الملقى، وزیر خارجه اردن، ایران را متهم به تلاش براى خراب کردن روابط اردن و عراق کرد. حاصل این سیاست امان موجى ازتنش بود که روابط اردن با همسایگان و دولتهاى منطقه را فراگرفت تا حدى که دولتهاى عراق و اردن 19مارس با بالا گرفتن تنش در روابط این دو همسایه، سفراى خود را از کشور یکدیگر فراخواندند. گروهى از شیعیان عراقى، مقابل سفارت اردن در بغداد دست به تظاهرات زدند و پرچم اردن را به آتش کشیدند تهران و دمشق نیز به تجدید نظر اساسى در مراودات خود با امان دست زدند و به این ترتیب امان در مسیرى گام نهاد که ویژگى آن چالش، نزاع وخصومت است.