* به عنوان یک پژوهشگر آمریکایى از سفر خود به ایران آن هم در این برهه حساس پرونده هسته اى و در دوره اى که خصومت میان ایران و آمریکا بالا گرفته است، چه احساسى دارید؟
** اول باید بگویم که من یک دانشگاهى هستم و براى دولت آمریکا کار نمى کنم و ارتباطى با دولت آمریکا ندارم. مدتها بود قصد سفر به ایران را داشتم، براى این که نسل در حال ظهور آمریکا تقریباً هیچ درکى از نگاه ایران به جهان ندارد، بنابراین بسیار خوشحالم که این فرصت در جریان کنفرانس بین المللى سیاستهاى هسته اى ایران براى من پیش آمد. بسیار مهم است تا بدانیم شهروندان ایرانى از اقشار مختلف چه درکى از اختلافات سیاسى حال حاضر میان ایران و آمریکا و همچنین میان ایران و اروپا دارند.
* عنوان مقاله ارائه شده شما به کنفرانس رفتارهاى آمریکا در قبال ایران و راههاى بهبود است. اصلى ترین راهکار و روشهاى مورد نظر شما براى این بهبود چیست؟
** مدتهاست مایلم در این زمینه راهکارهایى را پیدا کنم، نه صرفاً براى مقامات ارشد سیاسى دو طرف و نه حتى براى مقامات بازنشسته دولتى و دیپلماتهایى که در متن یا حاشیه قضایا قرار دارند، من در جست و جوى فرصتهایى براى نسل یا حتى نسلهاى آتى رهبران آمریکا و ایران هستم. تلاش و توصیه من این است که از طرق مختلف مثل اینترنت یا ملاقاتهاى بیشتر راهکارهایى براى نسل جدید و رهبران و تصمیم گیرندگان جدید هر دو کشور یافت شود تا دیالوگ و درک بیشتر و بهترى از همدیگر داشته باشند. طى 20 سال آینده در ایران و آمریکا نسل جدیدى قدرت پیدا خواهند کرد که لازم است همدیگر را شناخته باشند، پایه و مبناى روابط آینده باید بر شناخت و درک درست یکدیگر استوار باشد.
* آرایش گروهها و جناحهاى سیاسى در آمریکا در مقوله نگاه به ایران در حال حاضر چگونه است؟ کدام محافل و دستجات خصومت بیشترى با ایران مى ورزند و کدام یک در پى نزدیکى و شناخت بیشتر هستند؟
** ببینید، امروز همه چیز در آمریکا از دریچه امنیت نگریسته مى شود، در شرایط امروز جمهوریخواهان از دموکراتها پیش هستند، دموکراتها هم در پى جلب نظر آمریکایى هاى نگران از مقوله امنیت هستند، از این رو آنها به بحث ایران به عنوان یک فرصت نگاه مى کنند، مقوله ایران در جامعه آمریکا تا حد زیادى با امنیت پیوند خورده است (حداقل در سطح رسانه ها)، از این رو بعضى از دموکراتها هستند که نسبت به ایران از جمهوریخواهان هم سختگیرانه تر عمل کرده و حرف مى زنند، برنامه هسته اى ایران به تنور رقابت امنیتى جمهوریخواهان و دموکراتها دمیده شده است و از این رو حرکت به سمت ایران در جامعه آمریکا بى هزینه نیست. با این وجود، لا اقل در سطح افراد تحصیلکرده این درک وجود دارد که ایران آن چیزى نیست که اکثر آمریکاییها آن را در تلویزیون دیده و باور کرده اند، طى سالهاى اخیر در محافل آکادمیک وجود منافع مشترک ایران و آمریکا مطرح شده است، اما در این میان سؤالهایى هم وجود دارد، مثل اینکه پرزیدنت احمدى نژاد مى خواهد با مناقشه هسته اى چه کند؟ سؤال مهم دیگر این است که آیا ایران قدرتى خواهد بود مطابق با اصول و موازین جهانى یا یکسره برخلاف و در مقابل آن؟ روشن است که برخى پاسخها به این سؤال در آمریکا به گونه اى است که مشکلات زیادى را به وجود آورده است.
* این طور که گفتید، انگار همه محافل سیاسى در آمریکا مخالف ارتباط با ایران هستند، درحالى که مى دانیم برخى مثل همان تحصیلکردگان که گفتید، چنین نمى اندیشند، این طور نیست؟
**بین دو حزب بزرگ آمریکا به لحاظ سیاسى و ایدئولوژیک رقابتهایى وجود دارد، اما نمى توان از اختلاف بزرگ آنها درباره ایران صحبت کرد، یک نوع سردرگمى و زرنگى و استفاده از کارت ایران براى رقابت بین آنها وجود دارد. از جهت عقیدتى، دموکراتها بیشتر مایل به شرکت در ایده گفت و گویى بین تمدنها که رئیس جمهورى سابق مطرح کرد، هستند، اما پس از 11 سپتامبر مرزهاى عقیدتى هم دچار تغییراتى شده است، در هر حال جمهوریخواهان بیشتر به فکر دیکته نظرات آمریکا به دیگر کشورها هستند، از نظر جمهوریخواهان سلطه آمریکا در جهان علیه تهدیدات واقعى اعمال مى شود و از نظر دموکراتها این واقع گرایى با شک و تردیدهاى جدى روبرو است، در این کشاکش فعلاً کسى نمى داند رئیس جمهورى آینده از کدام حزب خواهد بود.
* فکر مى کنید دولت آمریکا قادر به ایجاد تغییر رفتارى که مقامات ایران از آمریکا مى خواهند، خواهد بود؟
** مشکل ما این است که نمى دانیم توقعات دولت ایران از آمریکا چیست؟ شاید در این مورد ایرانى ها هم شبیه ما باشند، ما از روند تصمیم گیرى در ایران و این که واقعاً چه مى خواهند و ما چه باید بکنیم، چندان اطلاع نداریم. من فکر مى کنم در درازمدت فرصتهاى بهبود وضعیت وجود دارد، اما الآن پتانسیل تیره شدن بیشتر روابط آن هم به سرعت وجود دارد، این را به خاطر فعالیتهاى ایران در سایت هسته اى نطنز نمى گویم، بلکه بدین خاطر مى گویم که اگر ما مسیر فعلى را تغییر ندهیم، شاهد روابطى حتى منفى تر از مقطع کنونى خواهیم بود. البته در این وضع روشن است که رهبران ایران بر این نظرند که به دست آوردن قابلیتهاى خاص هسته اى در ماهیت روابط مؤثر خواهد بود.
* به نظر شما عراق در آینده بیشتر نقطه افتراق ایران و آمریکا خواهد بود یا نقطه اشتراک آنها؟
** مى تواند هر دو اینها باشد، همیشه این خطر وجود دارد که عدم ثبات در عراق هم به آمریکا و هم به ایران ارتباط پیدا کرده و موجب آسیب آنها شود. به نظر من تاکنون هر دو طرف سعى کرده اند از چنین وضعى اجتناب کنند. تصور من این است که روابط ما در عراق به روابط دیگرمان ارتباط دارد. اگر موضوع هسته اى بحرانى شود، مردم آمریکا فکر مى کنند، ایران مى تواند شرایط در عراق را براى آمریکا سخت کند، برعکس اگر در مسأله هسته اى راه حلى پیدا شود، ایران و آمریکا مى توانند براى ایجاد ثبات در عراق تلاش کنند، گمان مى کنم اولویت اول آمریکا در عراق تأمین ثبات است و موضوع مهم براى رئیس جمهورى آمریکا این است که راهکارى پیدا کند تا نیروهاى آمریکایى را نه به صورت فورى، بلکه در طول زمان از عراق خارج کند. بدین معنا براى ایران و آمریکا در مورد عراق فرصتى وجود دارد تا ارتباط برقرار کنند، چون ایران هم خواهان خروج نیروهاى آمریکایى از عراق است و مى تواند راهکار خود را به آمریکا ارائه دهد، مى دانید که ملاقاتهایى بین سفیران آمریکا و عراق و همتاى ایرانى او در راه است که براى رسیدن به این مرحله هنوز باید قدرى صبر کرد، اما گفته شده که این مذاکرات انجام خواهد شد.
* نگاه شما به مناقشه هسته اى ایران و آمریکا چیست؟ آیا بحث هسته اى چالشى غیر قابل حل باقى خواهد ماند؟
** موضوع هسته اى بزرگترین مشکل در روابط ایران و آمریکا است. آمریکاییها قانع شده اند که ایران به دنبال فناورى هسته اى براى تولید بمب اتم است.
پرزیدنت بوش به این موضوع معتقد است و مردم آمریکا به طور کلى بر این عقیده اند که موضوع تولید بمب اتم، انگیزه ایران براى دنبال کردن فناورى هسته اى است، گرچه هیچ مدرکى در این مورد وجود ندارد و چیزى ثابت نشده است.
مسأله اصلى براى رهبریت ایران و آمریکا این است که فضاى مانور سیاسى داشته باشند. حس من این است که این فضا بیشتر براى ایران مهیاست تا آمریکا. آمریکا گفته غیر قابل قبول است که ایران قابلیت هسته اى داشته باشد، اما رهبران ایران مى توانند بگویند که ما تصمیم گرفته ایم که به دنبال کسب راکتورهاى هسته اى باشیم و اینکه ما یک حد اولیه از فناورى غنى سازى را نگاه خواهیم داشت، اما لازم نیست که حتماً خودمان در حال حاضر آن را انجام دهیم. این مقدارى فضا (براى مانور سیاسى) به دو طرف مى دهد، اما ما قابلیت مشابه نداریم که به رهبران سیاسى در ایران کمک کنیم و در حال حاضر هیچ علاقه اى هم براى کمک کردن به رهبران سیاسى ایران در آمریکا وجود ندارد. این حس وجود دارد که این جعبه اى است که ایران باید خودش از آن خارج شود.
لذا فکر مى کنم که بحران هسته اى واقعى و رو به رشد است. در این وضعیت اگر به تمام عوامل بنگرید و قابلیت ایران براى ابراز واکنش در عراق و دنیاى اسلام را در نظر بگیرید، همه چیز دال بر این است که حمله نظامى توسط آمریکا یک گزینه بد است، اما فکر نمى کنم این خط فکرى عامل عمده تصمیم گیرى پرزیدنت بوش باشد. او همچنان به نظرات شخصى خود تمایل دارد و موضوع مسؤولیت پذیرى را پیش مى کشد، از این رو آنچه قرار است اتفاق بیفتد، قابل پیش بینى نیست، درحالى که در هر دو کشور افرادى هستند که در مورد راه حلها اختلاف دارند، به نظر من در هر دو کشور ترجیح اکثریت آن است که باید راه حل واقعى و دیپلماتیک پیدا شود.
* دیوار بى اعتمادى میان دو کشور هر روز بلندتر مى شود، فکر مى کنید ایجاد رخنه در این دیوار چگونه میسر است؟ چه مسؤولیتهایى متوجه حکومت آمریکاست؟
**فکر مى کنم آن چیزى که هر دو کشور به آن نیاز دارند، زمان است. اگر فشار موضوع هسته اى برطرف شود، راهکارهایى که مؤثر باشند به ما کمک خواهند کرد، اما در حال حاضر زمان به سرعت در مورد مقوله هسته اى از دست مى رود. لذا بر این باورم که این موضوع تنها به عهده ایران است که زمان مورد نیاز را به وجود بیاورد. امیدوارم ایرانیان علامت واقعى نشان دهند که مایلند راه حل دیپلماتیک را دنبال کنند، در این صورت اروپا و آمریکا مجبور به پیروى خواهند بود. عده آنها که خواهان برخورد با ایران در هر وضع و با هر رفتارى هستند، زیاد نیست. اگر بوش راه حل دیپلماتیک را دنبال کند، در داخل دولت و در سطح افکار عمومى مورد حمایت قرار خواهد گرفت. به همین خاطر است که او از پیشنهاد روسیه به ایران براى غنى سازى در خاک آن کشور حمایت کرد، او از مذاکرات اروپاییان با ایران نیز حمایت کرد، چون چاره دیگرى نداشت.
این که گفته مى شود هر کشورى به قابلیت غنى سازى اورانیوم برسد، مى تواند بمب اتم بسازد، به این علت در آمریکا مورد توجه قرار مى گیرد که جامعه در وضعیت بحران زده و ترسیده پس از واقعه 11 سپتامبر قرار دارد. من بر این باورم که در نهایت آمریکا در میان فشار ناشى از ترس امنیتى و واقعیات جهان مجبور خواهد بود برخوردارى ایران از قدرت اولیه و کنترل شده هسته اى را بپذیرد.
همچنین فکر مى کنم در بلندمدت که قابلیت کامل غنى سازى در ایران به وجود آید، نهایتاً آمریکا و اروپا راهى را خواهند یافت که به پذیرش ایران به عنوان کشورى که مى تواند به صورت مستقل نیازهاى انرژى خود را تأمین کند، منتهى خواهد شد، البته هنوز با این مرحله بسیار فاصله داریم.