تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۳  ، 
کد خبر : ۸۰۹۴۶
گفت‌و‌گو با حمیدرضا ترقی:

مردم فکر می‌کردند خاتمی، «آزادی منهای دین» می‌خواهد

سهیل آصفی/soheil.asefi@gmail.com مقدمه: حمیدرضا ترقی، عضو شورای رهبری حزب مؤتلفهء اسلامی مهمان امروز «گپ آخر» شد تا از دریچه‌ای دیگر با او سخن بگوییم:

*چرا حمیدرضا ترقی محافظه‌کار است؟
**محافظه کار نیستم.
*چرا؟
**برای این‌که نوگرایی بهتر از محافظه‌کاری است.
*محافظه‌کاری یعنی چه؟
**یعنی درجا زدن.
*اصول و آرمان‌‌های انقلاب پویا است یا نه؟
**اصول کلی مثل اصول دین است. در اصل آن‌ها تغییری ایجاد نمی‌شود اما در شکل برداشت و استفاده از آن‌ها با شرایط روز و مقتضیات زمان طبیعتائ پویایی، نوگرایی و اجتهاد مستمر وجود دارد.
*چرا بعضی‌ها می‌گویند «متحجر»؟
**برای این که متحجرین حاضر به پذیرش هیچ برداشت جدیدی از موضوعات گذشته نیستند، زیپ دهن خود را بسته‌اند و حاضر به دریافت‌ها و پویایی نیستند.
*پدیدهء «خاتمی» را در تاریخ سیاسی بعد از انقلاب چطور تعریف می‌کنید؟
**چی خاتمی را؟
*پدیدهء خاتمی؟
**پدیدهء خاتمی به مثابهء تحول و ارتقای بینش سیاسی و رشد سیاسی در جامعهء ما و به روی کار آمدن نسل دوم و سوم انقلاب اسلامی در صحنهء سیاسی کشورمان بود.
*با حضور خاتمی، گفتمان جدیدی شکل گرفت؟ نه؟
**طبیعتائ حضور خاتمی توانست گفتمان جدیدی را وارد ادبیات سیاسی کشور کند.
*به نظر شما دانشجویان یا جوانان در مقطع دوم خرداد 76 و هشت سال بعد از آن چه می‌خواستند؟
**جوانان در سال‌های اول ریاست جمهوری خاتمی جوانی می‌خواستند و در سال‌های آخر به نیاز‌های واقعی خودشان و به آینده‌شان فکر می‌کردند.
*آیا مردم خصوصائ نسل جوان از خاتمی دلسرد شدند؟
**نه. به نظر می‌رسد جوانان احساس کردند آنچه را که در ذهن خودشان از خاتمی فراتر از واقعیت بر اساس بزرگ بینی ترسیم کرده بودند با واقعیت تفاوت دارد.
*یعنی آن‌ها از خاتمی چیزی می‌خواستند که در او نبود؟
**آن‌ها تصور می‌کردند که خاتمی، آزادی منهای دین را دنبال می‌کند، تصور می‌کردند که‌ خاتمی به دموکراسی منهای دین اعتقاد دارد، تصور می‌کردند که آقای خاتمی می‌تواند خارج از چارچوب اصول و معیار‌های انقلاب حرکت کند.
*چرا جوانان نسل انقلاب با وجود حکومت دینی چنین کارکردی را برای نقش دین در جامعه متصور هستند؟
**علت آن وقایعی بود که در دوران سازندگی به‌وجود آمد. در ذائقه‌ها و در مشی زندگی مردم تغییر به‌وجود آمد. زندگی دوران جنگ تحمیلی یکباره وارد یک فضای مصرفی و سرشار از رفاه و راحتی شد. در این فضا و در قالب سازندگی ذائقه‌های نسل جوان اقتضا می‌کرد که به دنبال رفاه و خوشگذرانی و نشاط جوانانه و آزادی‌هایی باشند که فرهنگ ارزشی جدید به‌وجود آورد.
*این بچه‌ها در دههء 60 به مدرسه رفتند. زمانی که مدرسه و کوچه و خیابان پر بود از نمود‌های فرهنگ ارزشی مورد نظر شما. تاثیرگذاری این فرهنگ چه می‌شود؟
**متاسفانه آن فرهنگ ارزشی در دوران بعد از جنگ، بر اثر سیاست‌های فرهنگی که در کشور پدید آمد به مرور کمرنگ شد. «تهاجم فرهنگی» به مرور جای آن فرهنگ ارزشی را با ویدئو و ماهواره و فیلم‌های مختلفی که از خارج از کشور وارد می‌شد گرفت و متاسفانه در برابر آن، خاکریز‌های مقاومت فرهنگی و مصونیت بخشی فرهنگی ایجاد نشده بود.
*این «خاکریزها» به چه شکلی می‌توانست نقش سد را در برابر پدیدهء «تهاجم فرهنگی» ایفا کند؟
**این خاکریز‌ها همان مراکزی بودند که باید مسؤولیت فرهنگی خود را در جهت تقویت بنیهء فرهنگی و دینی مردم ایفا کرده و نسل جوان را با دین و با زبان جدید آشنا می‌کردند و جاذبه‌های مختلف دینی را با زبان و ادبیات روز، به نسل جوان منتقل می‌کردند.
جوانانی که در دورهء گذشته با بینش و اعتقاد عمیق دینی با رژیم گذشته مبارزه می‌کردند، خود را برای چنین شرایطی ساخته بودند. آن‌ها در فضایی خود را ساختند که تمام مبانی فرهنگی جامعه ضد‌اندیشه و تفکر دینی آن‌ها بود.
این موجب شده بود که آن‌ها استحکام کافی را در زیرساخت‌های فکری خود پدید بیاورند. اما بسیاری از جوانان بعد از انقلاب به علت این که نظام بعد از جنگ سرمایه گذاری لازم را جهت ارتقای سطح فرهنگی آن‌ها انجام نداد، در مقابل «تهاجم فرهنگی» نتوانستند خود را تقویت کنند.
*نقش «زن» در زندگی شما به چه شکل بوده؟
**نقش «زن» مکمل مبارزات من و پشتیبان تلاش‌های انقلابی‌ام بعد از انقلاب بوده است.
*چه زمانی با همسرتان آشنا شدید؟
**بعد از آزادی از زندان. قبل از انقلاب.
*چه زمانی ازدواج کردید؟
**بلافاصله بعد از آزادی از زندان
*چه سالی؟
**سال 55 ازدواج کردم. چهار فرزند دارم که دو تای آن‌ها زندگی مستقلی تشکیل دادند و بقیه در دبیرستان و دانشگاه مشغول تحصیل‌هستند.
*نظر شما درباره پوشش و وضعیت ظاهری فرزندانتان چیست؟
**اجباری نیست ولی آن‌ها خودشان شان خانوادگی ما و مبانی اعتقادی خانوادگی را هم درک کردند، هم باور کردند و هم عمل می‌کنند.
*سرمایه‌داری خوب است یا بد؟
**اگر سرمایه‌داری را در راه کمال انسانی و رشد سالم اجتماعی و خدمت به مردم و توسعهء کشور بتوانیم در خدمت بگیریم و حقوق مستضعفان، فقرا و نیازمندان در آن سرمایه نباشد که نادیده گرفته شده باشد، سرمایه‌داری بسیار ارزشمند و خوب است.
*مؤتلفه، قدرت پنهان است؟
**خیر.
*پس چرا برخی این گونه تصور می‌کنند؟
**به دلیل اینکه تحت تاثیر برخی از تبلیغات گروه‌های سیاسی رقیب مؤتلفه قرار گرفتند.
*مدرنیسم؟
**مدرنیسم اگر مبتنی بر پذیرش مقتضیات زمان باشد ولی در چارچوب حفظ اصول و معیار‌های ارزشی، مثبت است اما اگر مدرنیسم ما را از چارچوب و مبانی ارزشی و فکریمان دور کند و به بهانهء نوگرایی و متناسب سازی با روز و زمان، طبیعتائ ما را از مسیر کمال الهی دور خواهد کرد.
*مخالف سیاسی به چه کسی گفته می‌شود؟
**به کسی که معتقد به حاکمیت دین در جامعه و قانون اساسی که مورد قبول عامهء مردم است نباشد.
*روابط دختر و پسر؟
**با حفظ حدود اسلامی و به دور از قصد ریبه و مفسده می‌تواند در جامعه وجود داشته باشد.
*روشنفکری که می‌گوید مدرنیسم و دموکراسی; به نظر شما چه جور روشنفکری است؟
**روشنفکری که از دموکراسی و مدرنیسم صحبت می‌کند تحت تاثیر فرهنگ غرب و دموکراسی غربی قرار گرفته است. او تصور می‌کند بهترین راه تحول بشر همان راهی است که غربی‌ها طی کرده‌اند. در حالی که راه سعادت واقعی را باید در مردم‌سالاری دینی و پویایی در مسیر کمال جست‌وجو کرد.
*«مردم‌سالاری دینی» یعنی چه؟
**یعنی مردمند که انتخاب می‌کنند. مردمند که در سرنوشت خودشان دخالت می‌کنند اما بر اساس مبانی دینی و اسلامی. ما به قانون اساسی رای دادیم که مسیر و حرکت جامعه را در جهت ارزش‌ها و مبانی دینی قبول دارد و نمی‌گذارد جامعه در مسیری غیر از رشد و کمال و تعالی دینی حرکت کند.
*اسلحه خوب است یا بد؟
**اسلحه یک ابزار است. بستگی به نوع استفاده از آن دارد.
*در خبرها آمده بود شما یک‌بار در مشهد تیر‌اندازی کرده‌اید.
**خب به هر حال هر کسی برای حفاظت از خودش از ابزاری استفاده می‌کند. در صورتی که نیاز باشد.
*آخرین باری که از اسلحه استفاده کردید کی بود؟
**آخرین بار در جریان دستگیری سارقی بود که شیشهء اتومبیل همسایهء ما را شکسته بود و می‌خواست ضبط آن را بدزدد.
*شما چه کار کردید؟
**از پنجرهء اتاق خودمان متوجه صدا شدیم و بلافاصله او را تهدید کردیم تا پلیس رسید و او را دستگیر کرد.
*تیراندازی کردید؟
**خیر. فقط تهدید بود.
*تا به حال عاشق شدید؟
**نه.
*چرا نه؟
**اگر عشق‌های معمول و عرفی را بخواهیم مد نظر داشته باشیم، اقتضای فکر و نوع مبارزاتی که داشتم نگذاشته به فکر این‌گونه مسایل باشم. عشق اصلی ما تلاش برای استقرار یک نظام اسلامی و تبعیت از ولایت و جلب رضایت ولی فقیه بوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات