تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۴  ، 
کد خبر : ۸۰۹۸۷

رادیکالیسم ایدئولوژیک و مدیریت اجتماعى


دکتر حسین دهشیار
نتایج انتخابات ایتالیا که نشانگر رقابت شانه به شانه احزاب ائتلافى چپ و راست به رهبرى رومانو پرودى و سیلویو برلوسکونى براى کسب قدرت سیاسى بود بیش از اینکه بازتاب واقعیات حاکم بر جامعه ایتالیا باشد نماد سمت و سویى است که جهان در برابر خود مى یابد. هر چند که باید این نکته باریک را در نظر داشت که طلوع این افق در کشورهاى اروپایى از مدت ها قبل آغاز شده بود و پذیرش هنجارى تحقق یافته است درحالى که در بسیارى از کشورهاى خارج از اروپا نگاهى به شدت خصمانه به این چشم انداز وجود دارد. عصر قطب بندى هاى ایدئولوژیک در اروپا پایان یافته است. آنچه را که آمریکا هیچ گاه تجربه نکرد و همیشه متفکرین آمریکایى در قلمرو اندیشه ورزى آن را بازتاب تاریخ طبقاتى و در نتیجه از نظر تئوریک آن را ذاتاً و طبیعتاً اقتدارگرایانه تصویر کردند، ماهیت جهانى پیدا کرده است. تلألو «بین المللى شدن فقر ایدئولوژى» را در اروپا به نظاره نشسته ایم و به تبع آن در دهه هاى آینده در دیگر جغرافیاهاى گیتى آن را شاهد خواهیم بود. این فرآیند بازتاب واقعیات اقتصادى است که گریزى از آن نیست. نضج گرفتن اقتصاد اطلاعاتى که از اوایل دهه 70 حضور پرتوافکن خود را به صحنه آورد، ضرورت حذف درک ایدئولوژیک و فهم طبقاتى از واقعیات اجتماعى را به سرازیرى تکامل تاریخى سوق داد و انقلاب صنعتى، به ضرورت فهم ایدئولوژیک از شرایط اجتماعى را که ماهیت طبقاتى دارد به ارمغان آورد. مارکس فرزند انقلاب صنعتى و تعریف جامعه با تکیه بر ایدئولوژى مبتنى بر آگاهى طبقاتى میراث اوست.
اما امروزه دوران پساصنعتى و به عبارت دیگر عصر انقلاب اطلاعاتى را نظاره گر هستیم. طبقات معناى ایدئولوژیک خود را از دست داده اند. آنچه در سال 1960 تحت عنوان «مرگ ایدئولوژى» به وسیله دانیل بل در آمریکا مطرح شد در واقع پیش بینى چشم اندازى بود که در برابر است. آنچه را که آمریکاییان در آخرین سال هاى دهه 1950 به تاکید به آن پرداختند امروزه در سرتاسر اروپا شاهد هستیم. تعارض ایدئولوژیک که وجه ممیزه احزاب چپ نماینده طبقه کارگر صنعتى و احزاب راست نماینده طبقه بورژوا قلمداد مى شد منجر به این شده بود که تعریف طبقاتى از شرایط اجتماعى صورت بگیرد. به همین روى پایگاه طبقاتى احزاب کاملاً مشخص و تعیین کننده بود. با توجه به اینکه راى دهندگان معیار را براى انتخاب حزب ایدئولوژى و ماهیت طبقاتى آن محسوب مى ساختند میزان راى حزب برنده از حزب بازنده از درصد بالایى برخوردار بود. چون جایگاه ها براساس ایدئولوژى تعریف شده بود، درصد کمترى از راى دهندگان بى طرف و درصد بسیار کمترى از راى دهندگان که از یک انتخابات به انتخابات بعدى تغییر جناح بدهند وجود داشت. احزاب اروپایى در حال از دست دادن کامل خصلت طبقاتى خود هستند و به همین روى دیگر درک ایدئولوژى از شرایط و پدیده ها را مناسب نمى یابند.
اگر کارل مارکس به عنوان سمبل اقتصاد صنعتى و مشروعیت بخش فهم ایدئولوژیک از شرایط اقتصادى در نظر گرفته شود رابرت نوزیک فیلسوف آمریکایى را باید سمبل اقتصاد اطلاعاتى و طلایه دار حاکمیت فقر ایدئولوژى براى شکل دادن به رفتار افراد دانست. ایدئولوژى جاى خود را به عنوان شاخص شکل دهنده نگرش راى دهندگان از دست داده است چرا که طبقات در اروپا دیگر قالب هاى جهت دهنده رفتارها نیستند. چون طبقات در تعریف مارکسیستى آن دیگر اعتبار اولیه را در اروپا از دست داده اند. همان طور که از آغاز ایجاد کشور آمریکا در آن سرزمین، براى حیات دادن به نگرش حزبى افراد از دست داده بودند، آراى احزاب چپ و راست به هم نزدیک شده اند و به همین روى درصد پیروزى و شکست آنها در تقابل با یکدیگر به کمترین حد ممکن رسیده است. «رادیکالیسم ایدئولوژى» دیگر وسیله اى نیست که با توسل به آن بتوان آراى شهروندان را به دست آورد. پس احزاب چه راست و چه چپ به سوى مرکز ثقل سیاسى حرکت کرده اند. احزاب امروزه براى کسب راى بایستى به راى دهندگان نشان دهند که در حل و فصل معضلات و مشکلات اجتماعى، سیاسى و اقتصادى از توانمندى برخوردار هستند. آنها به جاى اینکه تمایز و تفاوت ایدئولوژیک را به راى دهندگان ارائه کنند، باید وجه تمایز را میزان «کارایى» خود معرفى کنند.
راى دهندگان، چپ و راست را نه بر اساس ماهیت و گرایش ایدئولوژیک آنها بلکه بر پایه میزان «کارایى» آنان در حل مشکلات جامعه به مقایسه مى گیرند. رادیکالیسم ایدئولوژیک جاى خود را به مدیریت اجتماعى داده است. حزبى پیروز است که کارآمدتر و موثرتر است. آمریکایى شدن احزاب اروپایى یعنى از دست دادن شفافیت و تمایز ایدئولوژیک منجر به این شده است که دگرگونى احزاب در قدرت سبب ساز تغییرات بنیادى و جهت گیرى هاى متفاوت در حیطه اقتصاد و سیاست نشود. اروپا از بار ایدئولوژیک تهى شده است و این همان چیزى است که آمریکا از ابتداى تاسیس خود آن را نهادینه ساخت. فقر ایدئولوژى از آمریکا به اروپا سرایت کرده است و نتایج انتخابات در اروپا در سال هاى اخیر نشان داده است که تفاوت چندانى نمى کند کدامین حزب به قدرت برسد چرا که درک ایدئولوژیک پایان یافته است. سیاست هاى تونى بلر رهبر حزب کارگر و نزدیکى شدید آن با سیاست هاى اقتصادى سلف خود مارگارت تاچر رهبر حزب محافظه کار سمبل این واقعیات است. نزدیکى آراى دوسوى طیف سیاسى در ایتالیا نمایشگر نهادینه ساختن بین المللى شدن فقر ایدئولوژى در قاره اروپا است که بازتاب تفوق و پیروزى تفکر ایدئولوژیک ستیز و عمل گراى فرهنگ آنگلوساکسون باید قلمداد شود. آنچه که در1960تحت عنوان پایان ایدئولوژى در آمریکا مطرح شد بعد از بیش از چهار دهه به یک ارزش اروپایى تبدیل شده است که نتایج انتخابات ایتالیا آن را نمایش مى دهد و محققاً در کمتر از چهار دهه آینده در فراى مرز هاى اروپا آن را نظاره گر خواهیم بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات