تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۹  ، 
کد خبر : ۸۰۹۸۹

مسئله عراق و مذاکرات ایران و آمریکا


مرتضى شربیانى
در آخرین روزهاى سال 1384 و در حالى که افکار عمومى و جامعه سیاسى خود را براى سکوت و تجدید قواى نوروزى آماده مى کرد، اظهارات دبیر شوراى عالى امنیت ملى و پاسخ مثبت وى به درخواست شخصیت هاى معتبر و متنفذ عراقى درباره مذاکره مستقیم با آمریکا، واکنش هاى مختلفى را برانگیخت. از یک سو بخش بزرگى از صاحب نظران و کارشناسان بین الملل از شکستن تابوى «مذاکره ایران و آمریکا» اظهار خوشحالى کرده، تداوم آن را در جهت منافع ملى دانستند و از طرف دیگر برخى در هر دو کشور با اظهارات و عکس العمل هاى منفى در این زمینه تلاش گسترده اى را در جهت عظیم کردن روند آغاز شده به عمل آوردند. این در حالى است که اظهارات مقامات سیاسى بلندپایه ایران و آمریکا به رغم لحنى تند و گزنده، نشان از اراده موجود در دو طرف بر آغاز فرآیند تنش زدایى و ادامه آن البته در صورت فراهم بودن زمینه و موجود بودن نقاط مشترک کافى در آینده بود.
در این میان آ نچه به نظر مى رسد که مورد توجه کافى قرار نگرفته و در مورد آن بحث و بررسى لازم صورت نپذیرفته است همانا نقطه آغاز و بهانه اصلى براى این موضوع یعنى موضوع درگیرى آمریکا در عراق و منافع غیرقابل چشم پوشى ایران (و سایر کشورهاى منطقه) در عراق بود، چرا که کارشناسان عموماً موضوع را از دریچه رابطه ایران و آمریکا مورد بحث و کنکاش قرار دادند ضمن اینکه اهمیت این جنبه موضوع و ارزش تبلیغاتى فراوان آن، موجبات غفلت از روى دیگر و جنبه حتى چه بسا مهمتر قضیه یعنى مسئله عراق شده است. در واقع به نظر مى رسد اهمیت موضوع عراق و ارزش تلاش براى حل مسائل و مشکلات متعدد این کشور که از یک حکومت (بسیار بد) و یک حمله (بسیار ناشیانه) ناشى شده و عراق را در آستانه یک بحران فراگیر قرار داده است از آن پایه از اهمیت و ارزش برخوردار است که به خودى خود و بدون توجه به سایر زمینه ها، ارزش رودررو شدن با آمریکا و تعامل با این کشور را براى پایان دادن به این بحران داشته باشد. به بیان دیگر عراق براى ایران و ایالات متحده آمریکا به طور همزمان از ارزش هاى فوق العاده اى برخوردار است. البته این ارزش ها در شرایطى است که دو کشور از پیوندها و چشم اندازهاى متفاوتى در عراق برخوردارند.
براى توضیح این پیوندها و چشم اندازهاى متفاوت البته باید به تفاوت هاى مفهومى و لفظى بین دو کلمه دولت و حکومت توجه کرد. در علم سیاست دولت (که عموماً دولت _ ملت و یا در لفظ رایج کشور خوانده مى شود) یک تمامیت ارضى و یا یک محدوده مشخصى است که حکومت یکى از اجزاى آن به شمار مى رود. هر فرد به محض تولد یک عضو دولت به شمار مى آید، دولتى که یک نهاد دائمى، مستقل و تفکیک ناپذیر است. اما حکومت یکى از اجزاى تشکیل دهنده دولت و در واقع نهاد اجرایى آن است. به معناى دیگر دولت تمامیتى ارضى و ملى است که توسط حکومت ساماندهى و اداره مى شود. حال با توجه به این تعریف مى توان وضعیت فعلى و نوع رابطه دولت و حکومت ایران و آمریکا را با عراق تشریح کرد. حکومت آمریکا که توسط محافظه کاران افراطى هدایت مى شود طى اقدامى شتابزده، بى برنامه و با فشار نظامى حکومت صدام حسین را در عراق سرنگون کرد و این کشور را به تصرف درآورد. فقدان برنامه ریزى نیروهاى آمریکایى و بى توجهى آنان به تعاملات داخلى نیروهاى عراقى و تضاد بین اقوام در این کشور به همراه خشونت لجام گسیخته عناصر بعثى و تروریست هاى القاعده شرایطى بحرانى را براى عراق در پى آورده و این کشور را در آستانه جنگ داخلى و فروپاشى کامل قرار داده است.
بدیهى است وضعیت نامطلوب عراق شرایط بدى را براى دولت نومحافظه کار جورج بوش فراهم آورده و او را به شدت به علت تصمیم گیرى عجولانه و بى دلیل براى هجوم به عراق تحت فشار قرار داده است. در واقع اعتبار سیاسى حاکمیت محافظه کار در نظام سیاسى آمریکا و آینده حزب جمهورى خواه در این کشور به طور اجتناب ناپذیرى با وضعیت عراق گره خورده است و حاکمان ایالات متحده را به تکاپو واداشته تا مفرى براى آن بجویند. به بیان دیگر سیاستمداران نومحافظه کار آمریکایى که در این ورطه گرفتار آمده اند براى خلاصى از آن تلاش دارند که با حمایت ایران و با استفاده از اعتبار و نفوذ ایران در گروه هاى عراقى، بخش بیشترى از نیروهاى سیاسى عراق را به خود جلب کرده و در استقرار آرامش در این کشور بکوشند. در این مسیر حاکمیت آمریکا تلاش دارد تا از نفوذ حکومت ایران در عراق براى استقرار آرامش در این کشور و پایان درگیرى ها استفاده کند.
در این شرایط حاکمیت سیاسى ایران با قرار گرفتن در وضعیتى متفاوت، نگاه و احساسى دیگر به شرایط امروز عراق دارد. حکومت ایران با عدم دخالت مستقیم در بحران عراق و انتقاد لفظى از آمریکا به جهت حمله به عراق، در کنار روابط سنتى و دائمى خود با اغلب گروه هاى معارض عراقى، از موقعیت سیاسى و استراتژیک بسیار مطلوبى در صحنه سیاسى عراق برخوردار است. در واقع ایران تا اینجا مهمترین برنده هجوم آمریکا به عراق به شمار مى رود چرا که در این هجوم، بدون پرداخت شدن هر هزینه اى از سوى ایران، مهمترین و خطرناک ترین دشمن ایران در مرزهاى غربى از بین رفته و جاى آن را عناصرى همراه و متحد با ایران و در بدترین حالت بى طرف گرفته است. این در حالى است که ایالات متحده آمریکا به عنوان کشور مهم مخالف و متخاصم ایران در عرصه بین المللى و در شرایطى که تلاش دارد با تمسک به ادعاهاى مختلف پرونده هسته اى ایران را به چالش بکشاند، با گرفتار شدن در بحران عراق به محدودیت هاى متعددى برخورد کرده است. لذا بدیهى است حکومت ایران که خود با چالش هاى متعددى روبه رو است، مسئله عراق را در صدر برنامه هاى خود قرار نداده و از اوضاع آن در شرایط فعلى احساس رضایت کند. در واقع وقتى از نگاه حاکمیت هاى سیاسى ایران و آمریکا با دیدى کوتاه بینانه به موضوع عراق نگریسته شود مى توان تلاش براى همکارى با آمریکا در جهت حل مشکلات عراق را عقب نشینى در برابر آمریکا و امتیاز دادن به این کشور دانسته، به راحتى آن را رد کرد.
اما موضوع وقتى جنبه دیگرى به خود مى گیرد که بحران عراق نه از دید حکومت هاى امروز ایران و آمریکا که از منظر «دولت هاى» ایران و آمریکا و با نگاهى عمیق تر و آینده نگرتر بررسى شود. نباید تردید داشت که بحرانى تر شدن اوضاع در عراق منافع سیاسى و اقتصادى دولت آمریکا را در منطقه با چالش مواجه مى کند و آسیبى که از این طریق بر صلح و امنیت منطقه وارد مى شود، موجبات بى نظمى هایى در اقتصاد منطقه اى و جهانى خواهد بود که قطعاً مطلوبیتى براى آمریکا نخواهد داشت. اما آیا خطرات افزایش بحران در عراق و تنش فزاینده در این کشور براى آینده ایران (دولت ایران) کمتر از آمریکاست؟ اصلاً این خطرات قابل محاسبه است؟ آیا خطراتى که تجزیه احتمالى عراق متوجه امنیت منطقه خاورمیانه و ایران مى کند قابل تصور است؟ در واقع اگر افق دید را کمى وسیع تر به پرواز درآوریم و آینده را کمى دورتر بنگریم باید معترف بود که صلح و ثبات در عراق بیشتر از ایالات متحده، براى ایران و کشورهاى منطقه مهم و تضمین کننده خواهد بود. اصولاً اگر با دیدى بدبینانه حداکثرها را در نظر آوریم، آیا جز این است که سقف تغییرى که در دولت آمریکا و در صورت افزایش بحران در عراق روى خواهد داد، تغییر حکومت در آن کشور و برخى تنش هاى اقتصادى خواهد بود. فرض که بر اثر بحرانى تر شدن وضعیت عراق مهره هاى سیاسى حکومت ایالات متحده عوض شده، جمهورى خواهان تفوق خود را در صحنه سیاسى این کشور از دست بدهند، بعد چه خواهد شد؟ چه کسى به میزان بیشترى از وجود بحران در منطقه متضرر خواهد شد؟ آیا هجوم افکار واگرایانه به داخل ایران اجتناب پذیر خواهد بود؟ یا بحران به داخل ایران و سایر کشورهاى منطقه منتقل شده، هزینه هاى غیرقابل محاسبه اى را به این دولت ها تحمیل خواهد کرد؟
اصولاً سیاستمداران موظفند که در هر تصمیم و جهت هر راهبرد به ویژه در سیاست خارجى افق هاى مختلف و چشم اندازهاى نزدیک و دور را مورد ملاحظه قرار داده، تصمیمى اتخاذ کنند که منافع کوتاه مدت و بلندمدت را به طور همزمان و تا حد امکان پوشش دهد. اگر نگاهى به تاریخ معاصر روابط خارجى ایران بیندازیم و با در نظر داشتن آن شرایط غرب کشور را در دهه هاى گذشته مورد ملاحظه قرار دهیم، خواهیم دید که در تمام دولت ها و نظام هاى سیاسى در نیم قرن اخیر، نگرانى از همسایه غربى و عدم اطمینان نسبت به امنیت سرمایه گذارى هاى انجام شده در مناطق غربى کشور، این سرزمین هاى وسیع و زرخیز ایران را از توسعه مطلوب بازداشته، موجبات عدم تناسب بیشتر را در میزان توسعه یافتگى مناطق مختلف ایران فراهم آورده است. در واقع مى توان گفت حمله ایران به عراق موجبات قدرت گرفتن عناصرى شده که براى اولین بار از تاریخ تاسیس جمهورى عراق در نیم قرن گذشته، حاکمان این کشور تعامل، همراهى و توسعه مناسبات با همه همسایگان را مدنظر قرار داده و از نظرگاه هاى عملى و نظرى هرگونه توسعه طلبى و تنش آفرینى را مردود مى شمارند و بدیهى است استمرار حضور این گروه از سیاستگزاران در سازمان هاى سیاسى عراق، شرایط را در جهت توسعه هر چه بیشتر عراق و همه همسایگانش از جمله ایران تامین خواهد کرد. اگر در نظر داشته باشیم که تمام این شرایط مطلوب در دو سال گذشته با همت ملت عراق و با وجود عدم تعامل ایران با آمریکا تحقق یافته باید مطمئن بود که همراهى ایران با ایالات متحده قطعاً منافع ایران، عراق و کل منطقه را هرچه بیشتر تامین خواهد کرد و این وظیفه ماست که هر اقدام ممکن را در جهت تثبیت حکومت عراق و استقرار نظام مورد نظر مردم این کشور به عمل آوریم حتى اگر این اقدامات در نظرگاه ما چندان خوشایند نباشد. در این مسیر اگر هم مذاکرات وعده داده شده ایران و آمریکا تنها محدود به عراق و چگونگى تعامل ایران با آمریکا در این زمینه باشد، نظام سیاسى ایران وظیفه دارد که تمام تلاش خود را در جهت سامان یافتن و موفقیت آن انجام دهد چرا که در صورت استقرار و فعالیت مطلوب نظام سیاسى برگزیده ملت عراق، مردم عراق و سیاستمداران این کشور در یک شرایط آرام و مطمئن اقدام لازم را در جهت منافع خود و منطقه به عمل خواهند آورد و این نهایت برد براى ما در این فرآیند خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات