تا پیش از پیروزى انقلاب تعداد فعالان سیاسى که میانسالى را پشت سر گذاشته و به سنین سالمندى وارد مى شدند، اندک شمار بودند زیرا اغلب فعالان سیاسى در اوان جوانى یا راه مبارزه مسلحانه را در پیش مى گرفتند و پس از آن میانگین عمر سیاسى اغلب آنان از چند ماه تجاوز نمى کرده یا دوره پرشور جوانى را پشت سر مى گذاشتند و با قدم گذاشتن در میانسالى، یا ازدواج و تشکیل خانواده، راه سیاست را رها مى کردند. در این میان معدود کسانى بودند که به دلایلى توانستند پا به سن گذاشته، سیاست ورزى کنند، حفظ اصول و موازین سیاسى را رها نکنند و خط پیوسته اى از فعالیت سیاسى را با نیک نامى استمرار دهند.
زنده یاد دکتر سحابى از این معدود افراد بود. فضیلت مرحوم دکتر یدالله سحابى که موجب شده تا نام او در فهرست مردان پاک نام اثرگذار بر تحولات سیاسى نیم قرن اخیر پیش و پس از فقدانش ثبت شود، بیش از هرچیز متاثر از منش او در ارجحیت دادن خیر عمومى بر منافع شخصى است. این فضیلت، متضاد فساد است و نیاز مبرم جامعه امروز ایران تلاش پیوسته سحابى براى تحقق آزادى و دموکراسى و روح حاکم برزندگى فردى و اجتماعى او، هیچ سنخیتى با فردگرایى منفعت طلبانه نداشت. درست به همین دلیل او بیش از آنکه مستحق قرار گرفتن در فهرست مردان لیبرال باشد باید در ردیف مردان دموکرات قرار گیرد.فضیلت در عهد باستان حاکى از کیفیاتى بود که سربازان شایسته و قشون حزب را مى ساخت: یعنى شجاعت، جان سختى، وفادارى و همبستگى. این مفهوم در ذهنیت کلاسیک قویاً با ساده زیستن پیوسته بود، و در تقابل با «فساد»ى که ثروت به بار مى آورد، قرار داده مى شد.
(دایره المعارف دموکراسى، 1383) فضیلت سحابى در آن بود که فعالیت اقتصادى را در خدمت سیاست قرار داده بود و نه برعکس- آنچنانکه امروز کمابیش شاهد هستیم- درست به همین دلیل پس از پیروزى انقلاب و در حالى که مى توانست با سکوت یا بى تفاوتى (همچون بسیارى دیگر) مقام و منصب را حفظ کند، به سرعت فعالیت هاى پیش از انقلاب خود را احیا کرد و به اداره نهادهایى که خود بانى تاسیس آنها بود- مثل دبیرستان، هنرستان و انجمن خیریه- همت گماشت.سحابى اهل معلمى و آموزش بود، زیرا اعتقاد داشت فضیلت به طور طبیعى زاده نمى شود و کسى وارث آن نیست.
از این رو در طول زندگى اش همان گونه که در حوزه زندگى شخصى نگرش ها، عادات و رفتار یک آزادیخواه را داشت، در زندگى سیاسى نیز تعلیم و آموزش همین فضیلت ها را تجربه مى کرد. در دوره هاى متوالى زندان یکى از فعالیت هاى او آموزش دیگر زندانیان بود.
مرحوم دکتر یدالله سحابى هم عامل و هم آمر به فضیلت مدنى بود. او همچون «دو توکویل» از آن بیم داشت که «فردگرایى» لذت طلبانه و فرصت طلب به تجزیه جامعه و در نتیجه ناتوانى آن از تاثیرگذارى منجر شود و در آن هر کس مستغرق امور شخصى و منافع فردى سر خویش گیرد و خیر عمومى را زیرپاى مطامع فردى نابود کند. شاید به همین دلیل تمامى عمر خویش را مصروف فعالیت هاى سیاسى و اجتماعى داوطلبانه کرد و همگان را نیز به این امور تشویق نمود. در زندگى او پرداختن به امور اجتماعى نه راهى براى گریز از بن بست هاى زندگى سیاسى بود و نه جایگزینى براى آن. از این رو امتداد زندگى سیاسى، اجتماعى و حتى علمى او همچون خطوطى موازى در متن حیات پربارش ترسیم شده است.
نگاه «دین مهر» مرحوم سحابى به هستى علاوه بر آنکه در متن زندگى علمى، اجتماعى و سیاسى اش نمودها و اثرات مشخصى داشت، هیچ گاه باعث نشد تا چشم بر دستاوردهاى بشرى ببندد و یا راه معنویت را بازگشت به گذشته هاى دور بداند، زیرا به خوبى مى دانست «آنان که با دنیاى ثروت هاى مادى قطع رابطه مى کنند و براى دست یافتن به معنویات به آغوش طبیعت پناه مى برند، ممکن است ساعت هاى خود را به همراه نبرند، ولى کتاب ها، عینک، لباس هاى ساخت کارخانه هاى کنونى و گاه دستگاه هاى ضبط و پخش صوت خود را به همراه مى برند و علاوه بر اینها آنقدر اطلاعات دارند که به هنگام ضرورت بتوانند از کمک هاى پزشکى بهره مند گردند.»
(دیوید لندز، 1384)مرحوم دکتر سحابى در سیر زندگى پرفراز و نشیب خود خصوصاً تجربه سال هاى پس از انقلاب نشان داد که در زندگى سیاسى «بازنشستگى» اساساً موضوعیت خود را از دست مى دهد، زیرا افرادى که بر پایه آرمان ها و ایده آل هاى مشخص- و نه ارضاى خودخواهى هاى جاه طلبانه- به زندگى سیاسى وارد مى شوند، تا آخرین لحظات عمر مى توانند به منظور تحقق آن موازین تلاش مستمرى داشته باشند. او نشان داد آنچه زندگى سیاسى را در نوجوانى، جوانى، میانسالى و کهنسالى متمایز مى کند، حاصل سیاست و سیاست ورزى نیست، بلکه سطح، کارکرد و گستره سیاست ورزى است.
مرحوم سحابى در سال هاى پایانى عمر در حالى که از ضعف جسمى به شدت رنج مى برد، اگرچه ناچار بود مسئولیت هایى را به میانسالان بسپرد اما همچنان نسبت به مسائل ملى حساسیت داشت و در مواقع مقتضى به صراحت اعلام موضع و نظر مى کرد.برخلاف گذشته امروز تعداد فعالان سیاسى پا به سن گذاشته کم نیستند، از آن جمله هستند هم رزمان مرحوم سحابى در جنبش ملى- مذهبى ایران، جمع قابل توجهى از روحانیون پرسابقه سیاسى، گروهى از فعالان چپ و برخى از فعالان اصلاح طلب. فارغ از همه تفاوت هاى فکرى و سیاسى، این گروه از شیوخ سیاسى مى توانند سرمایه ملى بالقوه اى در خدمت منافع ملى محسوب شوند، مشروط بر آنکه بتوانند همچون زنده یاد دکتر سحابى مستقل از مواضع و دیدگاه هاى شفاف و صریح سیاسى با کسب فضیلت مدنى و درک منش و روش او اعتماد جامعه مدنى و فعالان سیاسى و اجتماعى با نظرات و دیدگاه هاى متفاوت و گاه متعارض را جلب کنند. بى شک مرحوم سحابى الگوى مناسبى براى این گروه از فعالان سیاسى است.
گفته شده سالمندى در مطلوب ترین وضعیت نوعى زندگى کیفى با دیدگاه وسیع تر مستلزم قبول نقش اجتماعى جدید و فرآیندى سازگار با شرایط تازه فردى و اجتماعى بوده، دوران معنادار کردن بازخوردهاى زندگى و فصل تکامل و تعامل اجتماعى و روانى زندگى است. اگرچه زندگى مرحوم دکتر سحابى سرشار از درس و تجربه براى همه نسل هاى فعالان سیاسى است اما شاید واپسین سال هاى عمر او بخش منحصر به فرد زندگى اش محسوب شود. مردمانى هستند که گرفتن را آسان تر و مطبوع تر از ساختن مى دانند. این وسوسه در تمام جوامع و در همه دوران زندگى وجود دارد. شاید فقط با آموزش مستمر و بازبینى تجربه زندگى شخصیت هایى همچون خالق «خلقت انسان» بتوان این وسوسه را مهار کرد.