تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۰  ، 
کد خبر : ۸۱۰۰۵

اپوزیسیون بودن یا پوزیسیون بودن


گروه سیاسى، حسین رضوى: «خاتمى مى گوید خدا کند در آینده در مورد من قضاوت کنند که بى عرضه بودم، اما نگویند که به مردم جفا کردم.» این قولى است که مشاور سیاسى رئیس جمهورى سابق از وى نقل مى کند. او اعتقاد دارد روندى که در اصلاحات طى شد، فضایى در اعتماد میان اصلاح طلبان و شهروندان به وجود آورد که اندک افرادى از چهره هاى دوره قبل مى توانند حاملان آینده اصلاحات باشند و خاتمى با وجود چنین تردیدى یکى از آنها است. تاجیک که سه شنبه شب در اولین جلسه از سلسله جلسات «چه باید کرد؟» به میزبانى حوزه شمال تهران جبهه مشارکت در محل دفتر مرکزى این حزب سخن مى گفت، در سخنانش به تشریح این مدعا پرداخت که «پروژه ناتمام اصلاحات باید تداوم یابد اما عاملان آن نمى توانند همان کسانى باشند که در گذشته بوده اند.» او صریح تر از این گفت: «باید از افراد پیشین عبور کرد.»
از این رو تاجیک افزود: «معتقدم باید به دنبال عاملان جوان با اندیشه هایى نو گشت که دچار آفاتى که بسیارى از اصلاح طلبان را فراگرفته است نشده باشند و بتوانند این گفتمان را به سرانجام برسانند چون اصلاحات تنها آلترناتیو ایران است.»گرچه تاجیک در این زمینه به صراحت و با نوعى از بى رحمى، فعالان اصلاح طلب در 8 سال گذشته را مى نواخت، اما شناخته شده ترین اصلاح طلبان یعنى «سیدمحمد خاتمى» را مستثنى مى کرد: «ارزیابى من از شخصى مثل خاتمى با توجه به شناختى که از شخصیت هاى کشورمان دارم، بسیار مثبت است.»مشاور خاتمى در این زمینه خاطره اى گفت: «در دوره دوم ریاست جمهورى آقاى خاتمى، وزارت آموزش و پرورش تصمیم به انتشار کتاب هایى در مورد اندیشه ایشان و جامعه مدنى گرفت که آقاى خاتمى با این امر مخالفت کرد و گفت که آیا فکر نمى کنید شما هم مثل تاریخ گذشته با این کار یک فرد را قهرمان و استبداد را بازتولید مى کنید، به جاى این کار مردم را متوجه قهرمانى ها و اقتدار خودشان بکنید.»
وى افزود: «خاتمى توانست فضاى مثبتى را ایجاد کند و حتى در چند ماه گذشته طبق آمار، مقبول ترین شخصیت ایران بود و در حال حاضر نیز این مقبولیت افزایش یافته است و البته این نشان نمى دهد که نوع ارتباط ایشان با مردم بدون ضعف بوده است.»وى با بیان اینکه خاتمى مى گوید «خدا کند آینده در مورد من قضاوت کند که بى عرضه بودم اما این طور قضاوت نکند که به مردم جفا کردم» افزود: امیدواریم تاریخ در مورد خاتمى خوب قضاوت کند و معتقدم در شرایط کنونى جامعه شخصیتى مثل ایشان مى‌تواند گره‌گشا باشد.
گفتمان اصلاحات و مسلط شدن
اما سخن گفتن از خاتمى، حاشیه اى بر متن اصلى سخنان تاجیک بود. او درباره «چه باید کرد؟» که آن را پرسشى اندیشه ساز و اندیشه سوز مى نامید، چنین سخن گفت: «در آغاز سالى دیگر، تمام دغدغه هاى بازیگران سیاسى این است که ببینند در گذشته چه کرده اند، تکلیف شان در شرایط حال چیست و چه گفتمانى در آینده مى تواند به عنوان گفتمان مسلط مطرح شود. طبیعتاً عبور از روزنه هاى تاریک در جامعه ما روایت دیرینه دارد. انسان ایرانى در آغاز آشنایى با فرهنگ غرب و مدرنیته تلاش کرد به نوعى راه برون رفت از حصار و بن بست هاى معرفتى، فکرى و فرهنگى خود را پیدا کند، اما چون گفتمان خاصى مسلط نبود، با آموزه هاى خود هیچ گاه نتوانست موفق شود. تاریخ ما پر از گسست هاى بسیار جدى است که اجازه نداده انباشت معرفتى صورت بگیرد و با توجه به شرایط خاص جامعه مسلط باقى بماند و به رفتار و کردار انسان ایرانى سامان دهد، از این رو انسان ایرانى هیچ گاه نتوانسته در گذرگاه هاى تنگ تاریخ خود با توسل به یک گفتمان راهبردى راهش را براى آینده بهتر هموار کند و در صد سال گذشته گرهى از مشکلات ما بگشاید.
بعد از انقلاب نیز دچار و در معرض بسته گفتمان هاى گوناگونى هستیم. نمى گویم گفتمان چون گفتمان از شأن خاصى برخوردار است. گفتمان باید مجموعه اى معنایى باشد و مشکلى را از مشکلات حل کند، نه این که خودش جزیى از مشکل شود. در حالى که در چندین دهه گذشته گفتمان ها جزیى از مشکل بوده اند، نه جزیى از راه حل مشکل؛ از این رو ما به گفتمان هایى نیاز داریم که خود جزء راه حل باشند. متاسفانه گفتمان ها به شکلى در جامعه بروز کرده اند که جنگ همه علیه همه ایجاد کرده و موجب شکاف شده اند، از آن عبور کرده اند و نگذاشته اند رسوب کنند و اجتماعى شوند. ما در شرایط کنونى، نیازمند نقد شالوده شکنانه از گذشته و تحلیل مشخص از شرایط مشخص هستیم، به قول چپى هاى مارکسیست که به ما مى گفتند ذهن شما علامه اى است، نباید این گونه باشیم. ما راجع به همه چیز سخن مى گوییم، اما هیچ گاه نتوانسته ایم فضاى گفتمانى را سامان دهیم.
ما نیاز داریم تاریخ حال را بنویسیم و نیازمند ترسیم سیاست معطوف به زندگى روزمره هستیم، نه سیاست هاى اسطوره اى. بازیگر سیاسى باید بتواند تاریخ حال و معطوف به زندگى روزمره مردم را تدوین و نقش کلید را ایفا کند؛ نه آن که به صورت فزاینده اى به شکل قفل ظاهر شود. ما در طراحى گفتمان و بازى سیاسى باید متوجه عادات و رسوم مردم نیز باشیم. کنش و واکنش هاى آنها را مورد توجه قرار دهیم. متاسفانه ما همواره دوست داریم به جاى مردم و براى مردم سخن بگوییم، هیچ گاه به دنبال آن نبوده ایم که به مردم اجازه دهیم براى خود و براى بیان خود سخن بگویند؛ از این رو دیدیم جامعه به سمت دیگرى حرکت کرد و فضا متفاوت شد. بعد از آن هم به اقتضاى شرایط، گفتمان، استراتژى ها و تاکتیک ها را باید تغییر مى دادیم، اما این استراتژى ها ماندند و جامعه حرکت کرد و شکافى ایجاد شد و چون زمان کم بود، نتوانستیم شیارها را پر کنیم. همواره گناه به گردن کسانى است که در بزنگاه تاریخ خود غایبند؛ یعنى حضور گفتمانى ندارند. متاسفانه اصلاحات را انقلابى مى پسندیم و دوست داریم زود به سرمنزل مقصود برسیم، اگر نرسیدیم عبور مى کنیم و سریع تیشه نفت به دست مى گیریم و گاه به ریشه خودمان مى‌زنیم.
زمانى که به بیست میلیون نفر نیاز داشتیم حتى نتوانستیم عده اى را در ورزشگاه جمع کنیم و کاندیدایمان را در شوراى شهر بگنجانیم. متاسفانه شرایطى را در تاریخ نداریم که آهسته و پیوسته رفته باشیم. مانند مشروطه، نهضت ملى شدن نفت و شرایطى که بعد از انقلاب داشتیم؛ از این رو اکنون نیازمندیم تا بر مبناى یک نگاه نقادانه بر گذشته، تحلیل شرایط مشخص و تخمین آینده، عمارتى از نوع گفتمانى ایجاد کنیم. فصل گفتمان هاى زیبا سرآمده است. گفتمان هایى را باید ایجاد کنیم که علاوه بر هژمونیک بودن، فراگیر نیز باشند و بتوانند گفتمان هاى متکثر را ذیل خود سامان دهند.»
پوزیسیون یا اپوزیسیون
تاجیک در ادامه این پرسش را پیش آورد که «آیا با توجه به شرایطى که پشت سر گذاشتیم، به عنوان یک نیروى اجتماعى باید نقش هویت مقاومت را ایفا کنیم یا در یک قالب پوزیسیونى خود را نشان دهیم؟» او در پاسخ گفت: «به هر حال نقش پوزیسیونى راحت تر است. ما ایرانى ها نشسته ایم تا دیگران بیندیشند و هر کس مى گوید گفتمانى خوب است، آن را مصادره به مطلوب مى کنیم. مثلاً تا اسمى از آزادى مى آید آن را به کوروش کبیر نسبت مى دهیم.»
تاجیک اظهار داشت: «آیا ما پیرامون مسائل اجتماعى کماکان به دنبال شخصیت ها و نخبگان هستیم و هرچه آنها بگویند مانیفست ماست؟ آیا به دنبال آن هستیم که هویت ها چسبندگى داشته باشند یا مجزا باشند؟ آیا اگر خط قرمز نداریم باید خط تاریخى داشته باشیم یا نه؟ آیا مى پسندیم که حول یک نقطه گره اى جمع شویم؟ به قول بزرگى روایت جنبش ها از آغاز تا پیروزى، یک روایت و از پیروزى به بعد روایت دیگر است. ما باید ابتدا تعیین کنیم که مى خواهیم در قدرت بمانیم و پوزیسیون باشیم و یا به مقاومت بپیوندیم و اپوزیسیون شویم. ما قبلاً جامه پوزیسیون را پوشیدیم اما نقش اپوزیسیون را بازى کردیم. ولى اکنون اگر فضاى پوزیسیونى را انتخاب کردیم باید به فکر گفتمانى براى رسوب کردن و اجتماعى شدن باشیم. اما اگر خواستیم اپوزیسیون شویم باید به فکر تولید پادگفتمان باشیم تا گفتمان مسلط را به چالش بکشیم. ما باید تعیین کنیم که مى خواهیم چه هویتى داشته باشیم. هویتى سالاد گونه یا آش شله قلم کار. آیا با هر کسى مى توان وارد اتحاد جبهه اى شد؟ آیا جبهه با هویت یک ظرف سالاد خوب است که خرده هویت‌هایى دارد یا ظرفى با هویت آش که خرده هویتى ندارد؟»
وى سپس در مقام پیشنهاد به اصلاح‌طلبان در سازماندهى آتى نیرو هاى خود گفت: «اگر در تشکیل جبهه خط قرمز نداریم، لااقل خط نارنجى داشته باشیم. همان طور که «دلوز» مى گوید ما همه گروهکیم و تنها آن چیزى بزرگ است که جنبش است.»وى افزود: «گاهى حول یک نقطه گرهى منفى جمع مى شویم، اما بعد از پیروزى و از بین رفتن این نقطه گرهى منفى، چون به نقطه گرهى مثبت نیندیشیده ایم، انقلاب، فرزندان خود را مى خورد و کسانى که دیروز حول یک نقطه گرهى منفى دست در دست هم داشتند، امروز مقابل هم مى ایستند و شروع مى کنند به خوردن هم.»تاجیک با بیان این پرسش که «آیا مى خواهیم جبهه اى ایجاد کنیم به وسعت ایران، اما پیرامون یک نقطه گرهى منفى» گفت: «ممکن است این نقطه دو سال ادامه داشته باشد، یا عمرش به عمر دوران ریاست جمهورى خلاصه شود، اما پس از آن چه؟ در فرداى انتخابات چه خواهیم کرد. آنجایى که این دفتر را در اختیار ما خواهند گذاشت براى تقریر چه مى‌کنیم.»
وى همچنین پرسش دیگرى را با این عنوان که «ما در شرایط فعلى باید گفتمان موجود را بازسازى کنیم یا به بى‌قرار کردن آن بپردازیم» مطرح کرد و گفت: «آیا باید جنبش دوم خرداد را بازسازى کنیم و دژ هاى محکمى را ساماندهى و در قالب آن نقش آفرینى کنیم؟ آیا سیاست را در قالب رقابت معنا مى کنیم یا ضدیت؟» تاجیک همچنین اظهار داشت: «آیا باید به یک نهضت بدون تشکل بیندیشیم و مانیفستى داشته باشیم و به دنبال این نباشیم که آوانگاردى داشته باشیم؟ فصل روشنفکرانى که به مثابه سالار مردم عمل مى کنند به سر آمده است. روشنفکران باید گام به گام عمل کنند. مردم نمى‌توانند مانند روشنفکران کتاب بنویسند، اما ایده‌هایشان به مثابه حوادث جلوه مى‌کند. باید تلاش کنیم با مردم باشیم و از آنکه مارک پوپولیسم به ما بزنند نهراسیم. در واقع بار منفى که ما به مفاهیم مى‌دهیم، جفایى است که در حق این مفاهیم مى‌کنیم.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات