عبدالقیوم شکاری
کشورهای غربی و علی الخصوص ایالات متحده آمریکا در طول سال های اخیر با درپیش گرفتن سناریوی انقلاب های رنگین، درصدد جابجایی آرام رهبران حاکم برجمهوری های سابق شوروی با نخبگان جدید بوده اند. این سیاست به دو علت اساسی دنبال شده است:
1- احساس تعلق غالب رهبران حاکم بر جمهوری های سابق شوروی به روسیه
غالب رهبران حاکم بر جمهوری های سابق شوروی، به جز کشورهای قرقیزستان، گرجستان و اوکراین، همان رهبران سابق حزب کمونیست در جمهوری های خود بوده و احساس تعلق فکری، روحی و سیاسی فراوانی نیز نسبت به جانشین اصلی شوروی یعنی روسیه داشته اند. این وضعیت در سال های اخیر باعث ایجاد نگرانی هایی دربین مقامات آمریکایی شده بود.
با توجه به رقابت دیرینه آمریکا و روسیه، دولتمردان واشنگتن درصدد تلاش برای تغییر رهبران این جمهوری ها برآمدند و با استفاده از سناریوی انقلاب های رنگین، می خواستند تحولات موردنظر خود را تحقق بخشند.
2- تلاش درجهت حاکم کردن نسل جدیدی از رهبران و نخبگان لیبرال وابسته به غرب دراین کشورها
جایگزین کردن رهبران در جمهوری های سابق شوروی از دیگر اهداف آمریکا دراین کشورها بود و می خواست از طریق انقلاب های رنگین این اهداف را تحقق بخشد. دراین راستا، دولت ایالات متحده با حمایت های وسیع رسانه ای، سیاسی و مالی از برخی از نخبگان وابسته به غرب، درصدد حاکم کردن این افراد در آسیای میانه و قفقاز و به طور کل، کشورهای مجزا شده از شوروی سابق بوده است. این سناریو در اوکراین، گرجستان و قرقیزستان با موفقیت اجرا شد، اما اجرای آن در ازبکستان و بلاروس با شکست روبرو شد. دراین نوشتار با نگاهی به انتخابات اخیر ریاست جمهوری بلاروس، دلایل شکست سناریوی انقلاب رنگین را مورد بررسی قرار می دهیم.
انتخابات بلاروس و بازتابهای آن
انتخابات ریاست جمهوری بلاروس در روز یکشنبه 19 مارس (28 اسفندماه) برگزار شد. براساس اعلام کمیسیون مرکزی انتخابات بلاروس، «الکساندر لوکاشنکو» برای سومین بار پیاپی به مقام ریاست جمهوری رسید، براساس اعلام کمیسیون مذکور، درانتخابات مذکور لوکاشنکو از مجموع آراء با کسب83 درصد آن به پیروزی رسید. آمارهای رسمی هم حاکی بود، بیش از 92 درصد مردم بلاروس دراین انتخابات شرکت کردند.
براساس گزارش های منتشر شده، دولت ایالات متحده آمریکا بلافاصله به نتایج فوق عکس العمل نشان داده و خواستار برگزاری انتخابات مجدد دراین کشور شد. اتحادیه اروپا هم با صدور بیانیه ای این انتخابات را برخلاف معیارهای دموکراسی و غیرقابل قبول دانست!
در قبال این موضع گیری ها، دولت روسیه شدیداً عکس العمل نشان داده و غرب را به حمایت از اغتشاش گران بلاروس متهم کرد. دراین رابطه، «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهوری روسیه، با ارسال پیام تبریکی برای «الکساندرلو کاشنکو»، پیروزی وی درانتخابات را کاملا قانونی و در چارچوب معیارهای پذیرفته شده بین المللی دانسته و به شدت از عکس العمل اروپا و آمریکا دراین رابطه انتقاد کرد.
لوکاشنکو که درسال 1994 برای نخستین بار به عنوان رئیس جمهور بلاروس انتخاب شده بود، باعث استقلال کامل سیاسی این کشور از روسیه شد. وی علی رغم اینکه در سال های ابتدایی به قدرت رسیدن خود تلاش هایی را در جهت کاهش نفوذ مسکو درکشورش انجام داد، اما به تدریج به مهمترین و نزدیکترین متحد روسیه تبدیل شد. پیروزی لوکاشنکو در انتخابات اخیر بلاروس در شرایطی روی داد که غرب و علی الخصوص ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا از مدت ها قبل با برنامه ریزی مدون و با حمایت از «الکساندر میلنیکوویچ»، رهبر مخالف دولت بلاروس، درصدد براندازی آرام دولت لوکاشنکو بودند. شکست سناریوی تنظیم شده توسط غرب در قبال بلاروس، دومین شکست این استراتژی طی یک سال اخیر می باشد، مورد قبلی این شکست مربوط به ازبکستان می شد، که طی آن غرب درسال 2005 با تحریک آشوب گران این کشور در جهت ساقط کردن دولت «اسلام کریم اف» برآمدند. اما هوشیاری دولت ازبکستان و موضع گیری و حمایت قاطع روسیه، باعث شد که سناریوی گرجستان، اوکراین و قرقیزستان در ازبکستان تکرار نگردد.طی یک ماه ونیم اخیر جوسازی محافل سیاسی و خبری غرب در قبال انتخابات بلاروس در شرایطی صورت می پذیرد که براساس آمار اعلام شده توسط مراجع رسمی دولتی، کاندیدای مورد حمایت آمریکا و اروپا در انتخابات اخیر تنها موفق به کسب 6درصد از مجموع آراء ماخوذه شد.
تقابل غرب و روسیه در انتخابات بلاروس
انتخابات ریاست جمهوری بلاروس با اظهار نظرات متناقض از جانب طرف های درگیر همراه بود. همانطور که گفته شد دولت ایالات متحده این انتخابات را نادرست دانسته و خواهان برگزاری مجدد آن شده است.
رئیس جمهور بلاروس هم با رد ادعای مخالفان مبنی بر تقلب در انتخابات ریاست جمهوری گفت، انقلابی که بسیاری از افراد از آن سخن می گفتند و بسیاری نیز خود را برای آن آماده می کردند، ناکام مانده است. سپس دومای روسیه ضمن حمایت از این انتخابات، توطئه های آمریکا علیه بلاروس را محکوم کرد. نمایندگان دوما طی بیانیه ای که در روز 21مارس 6002 (اول فروردین امسال) صادر شد، عدم به رسمیت شناختن انتخابات بلاروس توسط آمریکا و غرب را نشانه شکست سیاسی و اخلاقی و ناکام ماندن سیاست آمریکا در جمهوری های سابق شوروی دانستند. نمایندگان دوما همچنین از شفاف دانستن انتخابات بلاروس در رابطه با گسترش هرچه بیشتر روابط دوکشور در سال های آتی ابراز امیدواری کردند.
یکی از رخدادهای منحصر به فرد انتخابات اخیر ریاست جمهوری بلاروس، دخالت مشهود سفیران کشورهای مستقر در مینسک (پایتخت بلاروس) در جهت حمایت از مخالفان دولت بود. براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، در تجمعات برگزارشده توسط مخالفان دولت در مینسک، «استفان شیملفسکی» سفیر فرانسه و «مایرا مورا» سفیر لتونی در مینسک هم حضور داشتند.
«میلینکوویچ» رهبر مخالف بلاروس نیز با رد نتایج اعلام شده انتخابات، خواهان تشکیل یک ائتلاف دموکراتیک بر علیه دولت بلاروس شد. وی در عین حال با درخواست تجدید برگزاری انتخابات، احتمال سقوط دولت بلاروس از طریق برگزاری راهپیمایی و تجمعات مردمی را غیرممکن دانست.
میلینکوویچ علاوه بر این، از دولت های غرب خواست در واکنش به انتخابات و عدم پذیرش برگزاری انتخابات مجدد از طرف دولت این کشور، بلاروس را تحریم اقتصادی نمایند. وی در این رابطه گفت که آمریکا و اتحادیه اروپا باید سطح کنونی ممنوعیت سفر برای لوکاشنکو و همراهان نزدیک وی را به همه اعضای کادر رهبری بلاروس، که به اصطلاح در تقلب انتخابات دخالت داشته اند، گسترش دهند. میلینکوویچ همچنین خواستار مسدودشدن حساب های بانکی خارجی دولت بلاروس شد. براساس آخرین اخبار ارسالی از بلاروس، در شرایطی که مخالفان دولت در روزهای بعد از برگزاری انتخابات، با حضور مداوم در خیابان های مینسک اعتراض خود را به انتخابات نشان داده اند، پلیس بلاروس کنترل کاملی بر اوضاع داشته است.
دلایل شکست
همانگونه که قبلاً ذکر شد، یکی از راهبردهای اساسی ایالات متحده آمریکا در جمهوری های شوروی سابق در طول سال های پس از فروپاشی، تلاش در جهت جایگزینی نسل جدیدی از رهبران در این منطقه به جای سیاستمداران باقی مانده از دوران شوروی سابق بوده و می باشد. آمریکا همچنین در چارچوب این استراتژی، جهت مهار مخاطرات ناشی از غیر قابل پیش بینی بودن تحولات بنیادین و شورش های عمومی و وقوع انقلاب های واقعی، سناریویی را تحت عنوان انقلاب های رنگین در کشورهای این منطقه به اجرا گذاشته است.
براساس این سناریو، آمریکا و غرب با حمایت از عناصر غرب گرا در دوران انتخابات، سعی در کسب آراء مردم به سمت اینگونه افراد داشته و از طریق برگزاری راهپیمایی ها و تظاهرات آرام نیز دولتمردان منطقه را وادار به استعفا و کناره گیری مسالمت آمیز می کنند. این سناریو با موفقیت در کشورهایی چون اوکراین، گرجستان و قرقیزستان اجرا شد. اما در کشورهایی چون قزاقستان، ازبکستان و بلاروس به نتیجه نرسید. مهمترین دلایل عدم کارایی این سناریو در بلاروس عبارتند از:
1- خروج روسیه از دوران رخوت در سیاست خارجی
دولت روسیه در سال های پس از فروپاشی شوروی، به علت درگیری در مسایل و مشکلات داخلی، علی الخصوص مشکلات اقتصادی این کشور، توانایی مداخله و تاکید بر اجرای خواست های خود را نداشته است. در این دوره که تا حدود یک دهه به طول کشید، جمهوری های سابق شوروی به عرصه یکه تازی ایالات متحده تبدیل شدند. اما این روند از آغاز قرن بیست و یکم قدری تغییر پیدا کرده و روسیه درصدد باز پس گیری جایگاه سنتی خود در کشورهای هم جوار برآمد. همین مسئله یکی از موانع اصلی ناکامی های اخیر آمریکا در سطح منطقه بوده است.
کسب تجربه دیگر کشورهای منطقه
2- تجربه انقلاب های اوکراین، گرجستان و قرقیزستان برای دولتمردان سایر جمهوری های تازه استقلال یافته تجربه ای بسیار گرانبها بود که با استفاده از آن، نطفه های اولیه تشکیل حرکت های اعتراض را شناسایی و خنثی می کردند. این تجربه باعث هوشیاری بیشتر دولت ازبکستان در وقایع اندیجان و بلاروس در وقایع ماه مارس جاری شد. در این رابطه، اظهارات رئیس جمهور مخلوع قرقیزستان در این زمینه نشان دهنده عمق این تجربه می باشد.
«عسگر آقایف» رئیس جمهور مخلوع قرقیزستان اخیراً در مصاحبه با روزنامه ریانووستی روسیه، با تشریح اهداف حمایت آمریکا از انقلاب های رنگین، تکرار تجربه های مشابه قرقیزستان در سایر کشورها را غیرممکن می داند. وی اعتقاد دارد که مهمترین هدف آمریکا در جهت حمایت از انقلاب های رنگین، جایگزینی نخبگان نسل جدید به جای نسل قدیمی این کشورها و کاهش نفوذ سنتی روسیه در این مناطق می باشد.
در یک جمع بندی کلی، به نظر می رسد در شرایط فعلی با توجه به هوشیاری بیشتر دولت های حاکم بر جمهوری های سابق شوروی و حمایت قاطع روسیه از وضع موجود این کشورها، تداوم موفقیت آمیز سناریوی انقلاب های رنگین در آینده در هاله ای از ابهام باشد.