تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۸  ، 
کد خبر : ۸۱۰۴۳
گفت‌وگو با دکتر مجیدصفا تاج، کارشناس مسایل خاورمیانه

حماس در فلسطین و مهاجرت معکوس در رژیم صهیونیستی

علی همایونفر اشاره: ادعای دروغین غرب در التزام آن به دموکراسی با گذشت زمان آشکارتر می‌شود. پیروزی جنبش حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین با انتخاباتی دموکراتیک و آزادانه در حالی با خشم آمریکا و اروپا رو به رو شد که طناب ادعای دموکراسی گردن سیاست‌های آمریکا و انگلیس و فرانسه را در نظام بین‌المللی می‌فشرد. آنچه واضح است هیچ گاه یک جریان ضداستکباری و ضدغاصبانه با هزینه مستکبران به ثمر ننشسته و نمی‌نشیند، اما بایستی دید که ملت‌های زخم‌خورده آزادیخواه و مسلمان چگونه به یاری پاره دردناک جهان اسلام یعنی فلسطین می‌پردازند. گفتگویی با دکتر مجید صفا تاج ترتیب دادیم تا به بررسی انگیزه‌های افزایش فشارهای مالی و سیاسی بر تشکیلات خودگران بپردازیم.

*آیا موضع‌گیری دو گانه غرب و اروپا ضد دولت جدید خودگردان قابل پیش‌بینی بود؟
** غربی‌ها علی‌رغم همه شعارهایی که در مورد مردم‌سالاری دموکراسی و حقوق بشر سرداده‌اند هر کجا که فرایند دموکراسی‌سازی منجر به روی کار آمدن جریانی در تقابل با منافع آنها شده است. با این روند و نتیجه آن به مخالفت پرداخته‌اند.
در نقطه مقابل نیز هر گاه که نظام‌های دیکتاتور و اقتدارگرایی، سرسپردگی و وابستگی خودشان را به غرب اعلام کردند و حساسیت‌های غرب را در نظر گرفته و منافع آنها را تامین کردند، حتی اگر در چارچوب و فرایند دموکراتیک روی کار نباشند. (از راه تقلب و راه‌های غیر دموکراتیک روی کار آمده باشند)، آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها بلافاصله این جریان‌ها را به رسمیت می‌شناسند و به آنها کمک می‌کنند.
در قضیه فلسطین نیز چنین تناقضی مشهود است. بر خلاف آن چیزی که غربی‌ها و آمریکایی‌ها اعلام می‌کردند فرآیند انتخابات در فلسطین به گونه‌ای بود که حتی ناظران بین‌المللی بر صحت این انتخابات صحه گذاشتند و نمایندگانی که برگزیده شدند به طور کامل مبتنی بر اراده و انتخاب مردم فلسطین بودند.
اما به این دلیل اکثر نمایندگان از جنبش اسلامگرای حماس بودند و آن جنبش مبارزه علیه رژیم صهیونیستی را سرلوحه برنامه‌های خود قرار داده است. از سوی مقامات کاخ سفید، رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا به رسمیت شناخته نمی‌شوند. علی‌رغم کسب حدود 70 درصد کرسی‌های پارلمان توسط این جنبش و توانایی این جنبش برای تشکیل دولت بدون ائتلاف با جریان‌های دیگر و حتی جریان‌های مستقل ، غربی‌ها ضمن اعلام مخالفت با این دولت، تهدید کردند که کمک‌های اقتصادی خودشان را قطع می‌کنند و کردند. این حرکت نقاب از چهره مزدورانه غرب برداشت و به جهانیان ثابت کرد که دموکراسی مورد ادعای غرب فقط جریان‌ها و حرکت‌هایی را شامل می‌شود که منجر به تامین منافع غرب، آمریکا و رژیم صهیونیستی شود و هر حرکتی هر چند کاملا سالم و دموکراتیک، خلاف منافع و مصالح آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد بلافاصله با آن مخالفت می‌کنند.
* قطع کمک‌های مالی اروپا و آمریکا تا چه میزان در عملکرد و توان دولت خودگران فلسطین موثر است؟
** با وجود اینکه احتمال قطع کمکهای مالی غرب کمتر پیش‌بینی می‌شد، اما نهایتا عملی شد. مردم مسلمان فلسطین آماج حملات وحشیانه صهیونیستی قرار گرفتند و حتی نخست‌وزیر قانونی تشکیلات خودگران فلسطین (اسماعیل هنیه) تهدید به ترور از سوی رژیم صهیونیستی شده است.
شاهد هستیم که مجامع بین‌المللی و به ویژه سازمان ملل متحد در مقابل این جنایات رژیم صهیونیستی سکوت می‌کند و از سوی دیگر اتحادیه اروپا کمکهای اقتصادی خود را به تشکیلاتی قطع می‌کند که صرفا برآمده از اراده ملی مردم مسلمان فلسطین است.
البته کمکهایی که اتحادیه اروپا قبلا انجام می‌داد و اکنون قطع شده‌اند کمکهای چندان موثری نبوده است اما به هر حال با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه فلسطینی، این کمکها تا حدودی موثر بود.
اما باید در نظر داشت که تشکیلات خودگردان فلسطین تنها متکی به کمکهای اقتصادی اتحادیه اروپا نبوده است و از طرف برخی از کشورهای عربی به این جنبش کمک شده است. جنبش حماس نیز کمکهای مالی خود را از سراسر مردم مسلمان دنیا به ویژه فلسطینی‌هایی که در سایر کشورهای جهان و کشورهای عربی که در حاشیه خلیج‌فارس قرار دارند تامین می‌کند. لذا قطع کمک‌های غرب هر چند ممکن است در ابتدای امر شوکی بر اقتصاد فلسطین وارد کند اما قطعا در درازمدت تشکیلات خودگران و دولت فلسطین به ریاست اسماعیل هنیه می‌تواند بر این مشکلات فائق بیاید. چرا که قطع کمکهای غرب باعث خواهد شد تا مردم مسلمان جهان با اتحاد و انسجام بیشتر، به تشکیلات خودگران و دولت جدید فلسطینی کمک کنند.
در اظهارات مقامات مختلف کشورمان مثل بیانات مقام معظم رهبری و دیگر شخصیتها و جریانهای سیاسی موثر در منطقه تاکید به این بوده است که مردم مسلمان منطقه به ویژه اعراب بایستی کمک کنند تا جنبش حماس بتواند از وضعیت موجود خود رها کند. وضعیت فعلی حماس به گونه‌ای است که تمامی خزانه مالی تشکیلات خودگردان از قبل خالی شده و حتی این دولت بدهکار نیز هست.
عمده واکنش انجام شده صرفا در جهت انتقام‌گیری از مردم مسلمان فلسطین بوده است به عبارت دیگر غرب از این عمل دو هدف دارد. اول انتقام از مردم مسلمان فلسطین که افرادی را انتخاب کردند که با غرب همسو نبوده و نیستند.
هدف دوم اینکه به هر نحو ممکن با اعمال فشار بر تشکیلات خودگران، این تشکیلات را وادار به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی کند.
طبیعتا مواضع اسماعیل هنیه و مقامات جنبش حماس مبین این است که رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی‌شناسند و این رژیم را غاصب و توسعه‌طلب می‌دانند و حتی اعلام کرده‌اند به منظور اثبات حس نیت صهیونیست‌ها بایستی اشغالگران از اراضی 1967 که در قطعنامه‌های سازمان ملل متحد نیز به آن تصریح شده است عقب نشینی کند، اما با توجه به خوی سلطه‌گری رژیم صهیونیستی و سیاست‌های ددمنشانه آن، طبیعی است که این رژیم نمی‌پذیرد و اقدامات سرکوب‌گرایانه خود را تشدید کرده است تا همراه و همگام با اتحادیه اروپا و آمریکا که فشارهای اقتصادی را بر دولت تازه تاسیس حماس آورده‌اند بتوانند زودتر این دولت را با بن‌بست مواجه کرده و ساقط کنند.
* علت تشدید فشارها و سرکوبگری در اراضی اشغالی و نوار غزه را چگونه ارزیابی می‌کند، آیا صرفا واکنشی منفعلانه است یا هدفمند صورت می‌گیرد؟
** با توفیق جنبش حماس در کسب بیشتر کرسی‌های مجلس ملی فلسطین، زمزمه‌هایی بین صهیونیست‌ها شروع شد. این موضع‌گیری بیشتر از سوی جریان‌های راستگرای افراطی رژیم صهیونیستی مثل لیکود و برخی از احزاب مذهبی آنها آغاز شد، مبنی بر اینکه نتیجه این انتخابات به دلیل عقب‌نشینی بوده است لذا شارون مقصر وضع فعلی است.
پیروزی حماس در انتخابات علاوه بر آن که موفقیتی برای مردم مسلمان فلسطین بود و وحدت و انسجام درونی و گرایش به اندیشه سیاسی اسلام‌گرایانه را بیشتر کسب کرد موجب یاس و ناامیدی رژیم صهیونیستی و حتی موجب تشدید نگرانی در مورد آینده این رژیم شد.
صهیونیستها حس کردند با تشکیل دولت فلسطینی‌ در غزه، موضوع به همین جا ختم نخواهد شد و فلسطینی‌ها خواستار آزادی اراضی بیشتری می‌شوند همانگونه که فلسطینی‌ها کرانه باختری رود اردن را نیز خواهند گرفت.
رژیم صهیونیستی در چنین شرایطی برای آن که بتواند خلاء روحی و روانی حاکم بر خود را رد کند به این اقدامات وحشیانه دست زد تا ظاهر اعلام کند که مثل گذشته هر گاه که اراده کند می‌تواند دست به سرکوب فلسطینی‌ها بزند و حتی مناطق تحت اختیار فلسطینی‌ها را اشغال کند استنباط نکته دیگری که از حملات صهیونیست‌ها می‌شود، انتقامی است که رژیم صهیونیستی به واسطه این حملات از مردم فلسطین می‌گیرد.
مردمی که در این انتخابات نشان دادند از جریان‌های سیاسی تشکیلات خودگردان فلسطینی که اهل صلح و سازش با رژیم صهیونیستی بودند قطع امید کردند، به چشم خود دیدند که در طول 10 سال مذاکره‌ای که فلسطینی‌ها با صهیونیست‌ها کردند سرابی از صلح نصیبشان نشده است.
یاسر عرفات وعده داده بود که در سال 2000 میلادی دولت مستقل فلسطینی را به پایتختی قدس اعلام می‌کند، اما شاهد بودیم که نه تنها چنین چیزی محقق نشد بلکه به جز مناطقی که شبیه جزایر از هم دور افتاده و گسسته است چیزی به دست فلسطینی‌ها نیفتاده و صهیونیست‌ها به طور کامل بر این مناطق سلطه داشتند.
لذا مردم فلسطین ناامید از روند سازش و گروه‌هایی که به گونه‌ای وارد فاز مذاکره با رژیم صهیونیستی شده بودند . به نقطه مقابل این گزارشات روی آوردند. یعنی به جنبش‌ حماسی که شعارها، برنامه‌ها، سیاست‌ها و اهدافش آزادسازی سرزمین فلسطین و احقاق حقوق مردم مسلمان فلسطین و رفع اشغالگری بود، رای دادند.
طبیعی است که رژیم صهیونیستی تلاش کند. تا هزینه این انتخابات را برای فلسطینی‌ها بالا ببرد و این افزایش هزینه سرکوب‌ها و بمباران‌هایی است که الان در اراضی اشغالی صورت می‌گیرد.
یعنی رژیم صهیونیستی با این اقدامات سرکوب‌گرایانه و تروریستی به مردم فلسطین اعلام کند که این پاداش برای انتخاب فلسطینی‌هاست. و هر حرکتی از سوی فلسطینی‌ها که مغایر با امنیت و منافع صهیونیست‌ها باشد بلافاصله با جواب قاطع و محکم رژیم صهیونیستی مواجه می‌شود.
نکته قابل ذکر بعدی این است که رژیم صهیونیستی که دولت خودگران فلسطینی را به رسمیت نشناخته و حتی روابط بانکی با نهاد خودگردان را قطع کرده است و معابر ورود و خروج کالاها را در گذرگاه‌های ورودی به نوار غزه مسدود کرده و اجازه نداده است که حتی مایحتاج و ارزاق و معیشت مردم به نوار غزه برسد که در اختیار تشکیلات خودگردان است.
در واقع رژیم صهیونیستی سه هدف را دنبال کرده است:
اول: پر کردن خلاء روحی و روانی ناشی از عقب‌نشینی صهیونیست‌ها از غزه و تشکیل دولت فلسطینی به رهبری جنبش حماس.
دوم: گرفتن انتقام از مردم مسلمان فلسطین.
سوم: فلج کردن تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری اسماعیل هنیه تا این که دولت از نگاه رژیم صهیونیستی ساقط شود.
* علت عدم استقبال «تل‌آویو» از انتخابات اخیر رژیم صهیونیستی را با وجود شرایط موجود چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** جامعه رژیم صهیونیستی با توجه به شکاف‌هایی که دارد اغلب مردم مهاجر هستند و دارای دو پاسپورت و شناسنامه هستند و برای باقی ماندن در اراضی اشغالی به امنیت و آرامش نیازمندند. رژیم صهیونیستی اگر قادر باشد امنیت را برای آنها فراهم کند باقی می‌ماند و اگر نتواند بدون شک آنها به کشور خود باز می‌گردند. چرا که انگیزه‌ای برای حضور مردم مهاجر در مناطق اشغالی وجود ندارد.
نکته دیگر اینکه پس از مرگ سیاسی شارون دسته‌بندی‌های داخلی رژیم صهیونیستی بیشتر شد به گونه‌ای که اگر تا قبل از مرگ سیاسی شارون فقط دو حزب عمده لیکود و کارگر بودند اکنون حزب کادیما نیز به رهبری یهود اولمرت اعلام موجودیت کرده است.
نوع نگاه‌های متفاوتی که به تقابل با فلسطینی‌ها داشته‌اند سبب شد تا اختلافات به جامعه صهیونیستی سرایت کند و نوعی یاس و ناامیدی در جامعه رژیم صهیونیستی به وجود بیاید لذا عملا بخشی از صهیونیست‌ها پای صندوق‌های رای نیامدند و رای ندادند و آنهایی نیز که رای دادند عمدتا به سه جریان احزاب کادیما، لیکود و کارگر رای دادند که هر کدام از این جریان‌ها قصد تشکیل دولت داشته باشند.
بایستی با دیگر جریان‌ها ائتلاف کنند و یا وجود اختلافات هر نوع ائتلاف حزب کادیما با داشتن بیشترین آراء 33 درصد، (با یکی از دو حزب لیکود و یا کارگر و احزاب مستقل) ائتلاف شکننده‌ای خواهد بود. و آینده خوبی برای جامعه صهیونیست‌ها را نمی‌تواند رقم بزند چرا که جامعه صهیونیستی نمی‌تواند آینده را به گونه‌ای برای فرزندان خودسر سامان دهد که دویست هزار مهاجر در اراضی اشغالی می‌باشند.
در حال حاضر بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر از اسراییلی‌ها که دارای شناسنامه اسراییلی هستند خارج از سرزمین‌های فلسطینی زندگی می‌کنند.
و تداوم چند دستگی‌ها در عرصه سیاسی روند مهاجرت معکوس را افزایش داده و ناامیدی را تشدید خواهد کرد.
* با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید
** بنده هم از شما تشکر می‌کنم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات