تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۸  ، 
کد خبر : ۸۱۰۴۴

کالبد شکافی یک شکست سخت


حنیف غفاری
گروه دیپلماتیک: مساله آخری که لازم است در خصوص شکست نخست‌وزیر سابق ایتالیا نسبت به آن توجه اساسی نمود «پیام‌های شکست برلوسکونی» است. مسلما هر گونه شکست یا پیروزی که در بستر نظام بین‌الملل رخ می‌دهد بنا بر نوع اهمیت آن تاثیری وضعی بر دیگر جریانهای تعریف شده در بستر جهان می‌گذارد. حال ممکن است وزن یک رخداد یا واقعه به اندازه‌ای باشد که تاثیرگذاری آن محدود به داخل مرزهای جغرافیایی یک کشور شود و از سوی دیگر ممکن است وزن و اهمیت آن رخداد به اندازه‌ای باشد که بتواند دیگر جریانها را نیز به نحوی تحت تاثیر خود قرار دهد.
شکست «سیلویوبرلوسکونی» از نوع دوم است. به عبارت دیگر نمی‌توان ابعاد، جوانب و زویای [زوایای] چنین شکستی را تنها در بستر ایتالیا بررسی کرد. نخست وزیر ایتالیا یکی از عناصر پیونددهنده شبکه جمهوری‌خواهان بود. شبکه ترسیم شده از سوی جمهوری‌خواهان کاخ سفید همانند تارهای عنکبوت بسیار شکننده و ظریف است. به عبارت دیگر نقاط پیونددهنده این شبکه که همان متحدان واشنگتن هستند باید ضمن بقای خود در سیستم سیاسی کشورهایشان با گام برداشتن در راستای اهداف ترسیم شده کاخ سفید شکل کلی شبکه را حفظ نمایند. حذف یکی از این متحدان به معنای ایجاد گسست در یک نقطه پیونددهنده است. بر اثر چنین گسستی شبکه سست و بعدها متلاشی خواهد شد. قبلا به دلیل گسترش مخالفت‌ها با بوش پسر، گسترش اسلام‌گرایی در خاورمیانه، افزایش مخالفت‌ها با کاخ سفید در آمریکای لاتین و … کلین شبکه بسیار سست و از هم گسیخته جلوه پیدا کرد. در چنین شرایطی حذف یکی از متحدان آمریکا از معادلات سیاسی نظام بین‌الملل بدترین و شدیدترین ضربه‌ای بود که می‌توانست کاخ سفید را مورد هدف قرار دهد.
این شکست در نوع خود دارای پیام برای نظام بین‌الملل بود.
1- همکاری با واشنگتن مترادف با حذف زود‌هنگام یا انزوا در نظام بین‌الملل است.
نخستین پیام شکست برلوسکونی بسیار مشخص است. مخاطبین این پیام در حال حاضر افرادی مانند «تونی بلر»،‌ «جان هاوارد»،‌ «کویزومی» و «آنجلا مرکل» هستند. همراهی با سیاست‌های ایالات متحده آمریکا مساوی با حذف از معادلات جهان است. «خوزه ماریانا اسنار» و «سیلویو برلوسکونی» تابلوهای این عبرت به شمار می‌آیند. در روندی کاملا قابل مشاهده مخالفت با سیاست‌های کاخ سفید در حال افزایش است. حرکت «اسلام‌گرایی»‌ در خاورمیانه به سوی نابودی واشنگتن و تل‌آویو لحظه‌ای متوقف نمی‌شوند. در آمریکای لاتین افرادی مانند کاسترو و چاوز در راستای مقابله با هر گونه نفوذ آمریکا از هیچ گونه اقدامی فروگذاری نمی‌کنند. در خاور دور مخالفت‌ها با جمهوری‌خواهان آمریکا رو به افزایش است و حتی در اروپا نیز شاهد انزوای شدید هواداران بوش هستیم. نظرسنجی‌های صورت گرفته حاکی از افول شدید موقعیت «بلر» در انگلستان است.
در هر صورت نخستین پیام شکست «برلوسکونی» ضربه سختی بود که به هواداران سیاست‌های آمریکا در اروپا و دیگر نقاط جهان وارد شد. در این برهه از حیات سیاسی جهان عدم بازگشت چنین افرادی از سیاست‌های غلط و کورکورانه خود در آینده‌ای نه چندان دور آنها را نیز به آینه عبرتی برای دیگران تبدیل خواهد ساخت.
از این گذشته نباید فراموش کرد که «شکست برلوسکونی» نتیجه مستقیم عملکرد در راستای ایجاد رابطه با کاخ سفید بود. بنابراین هزینه‌های هواداری از جنگ و اشغال برای متحدان آمریکا نیز بسیار سنگین خواهد بود.
2- کاخ سفید همچنان سست بنیان است.
شکست برلوسکونی مصادف با شکست جمهوری‌خواهان بود. همان‌طور که اشاره شد نومحافظه‌کاران جنگ‌طلب کاخ سفید جهت نیل به اهداف خود شبکه سست بنیانی را ترسیم کردند. به علت اطمینان کاذب و بیش از حد واشنگتن نسبت به این شبکه بسیاری از تئوریسین‌های حزب حاکم بر آمریکا احتمال فروپاشی چنین شبکه‌ای را منتفی می‌دانستند. با گذشت زمان و به وقوع پیوستن حوادث مختلف آنها مشاهده کردند که شبکه هر لحظه به نقطه سقوط نزدیکتر می‌شود.
کاخ سفید همچنان سست بنیان است و جمهوری خواهان جاده سقوط را با سرعت بسیار زیادی طی می‌کنند. «جرج واکربوش»‌در حالی که به علت پیروزی «لوکاشنکو» در انتخابات بلاروس به شدت عصبانی بود با شوک بسیار بزرگ‌تری مواجه شد. وی عامل اصلی شکست برلوسکونی در ایتالیا بود. به علت روابط پشت پرده رم، واشنگتن در راستای حمایت از اشغال و جنگ،‌ شکست برلوسکونی هیچ تفاوتی با شکست بوش ندارد.
مطابق اظهارات اولیه «رومانوپرودی» سربازان ایتالیایی به زودی از عراق به «رم» باز می‌گردند. هزینه‌ها، عواقب و تبعات چنین خروج غیر قابل انتظاری گریبانگیر نومحافظه‌کاران خواهد شد.
«دیک چنی» ،‌ «رامسفلد» و «رایس» در قبال انتخابات ایتالیا و نتایج آن سکوتی آمیخته با ترس را پیشه کرده‌اند، از دست رفتن متحدان و نزدیک شدن به نقطه وداع با قدرت برای جمهوری‌خواهان غیر قابل باور است.
3- مخالفان اشغال و جنگ در نهایت پیروز هستند.
همانگونه که شکست «برلوسکونی» پیامهای سختی را برای موافقان کاخ سفید و نومحافظه‌کاران آمریکا داشت دارای پیامهای امیدوارکننده‌ای برای مخالفان واشنگتن بود. شکست نخست‌وزیر سابق ایتالیا را می‌توان در قالب گسترش مخالفت جهانی با سیاست‌های آمریکا ترسیم کرد. چنین چارچوبی در حال تبدیل شدن به قالب اصلی نظام بین‌الملل است. مطابق چنین قالبی جریان‌های مخالف سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا و متحدان آن در صحنه معادلات جهانی پیروز میدان هستند و موافقان بوش نیز باید چشم به فرجامی سخت و دشوار به دور زند.
هم‌اکنون مشاهده می‌شود که در انتخابات بولیوی، هاییتی، ایتالیا، بلاروس، فلسطین، عراق و … مخالفان آمریکا توانسته‌اند قدرت را در دست گیرند. هم دست شدن نظام بین‌الملل در راستای مقابله با آمریکا در حال تحقق یافته است. مسلما جریانهایی که نتوانند و یا نخواهند قالب موجود را بپذیرند محکوم به شکست خواهند بود.
آمریکا ستیزی در جهان در حال تبدیل شدن به یک روند است. چنین روندی محصول اراده عمومی ملتهای جهان در راستای حذف طرفداران اشغال است. سیاستهای غلط کاخ سفید و هواداران آنها نیز چنین مخالفتهایی را در سطح جهان تشدید می‌کند…
"سیلویوبرلوسکونی" از معادلات رم کنار رفت. وی هم‌اکنون به روزهای قدرت فکر می‌کند. روزهایی که می‌توانستند به فرجامی بهتر برای او ختم شوند. "اتحاد با آمریکا" نخست‌وزیر ثروتمند ایتالیا را در مقابل رقیب خود بر زمین زد. ابزار ثروت و استناد به روش‌هایی مانند جراحی پلاستیک و خواندن آوازهای عاشقانه در مصاف با خشم شهروندان ایتالیایی از پیوند رم- واشنگتن نتیجه‌ای نداد و وی مجبور شد تا پای خود را از چکمه اروپا بیرون کشد.
برلوسکونی هم‌اکنون غرق در دنیای حسرت است. وی آرزو داشت که در زمان جنگ عراق چشم طمع به خاک این کشور ندوزد. او آرزو می‌کرد که اکنون عقربه‌های زمان به عقب باز می‌گشتند تا خبر قطع روابط رم- واشنگتن در پی کشته شدن مامور امنیتی ایتالیا اعلام شود.
شکست اخیر برلوسکونی برای وی و متحدانش بسیار سنگین بود. ترس و وحشتی که پس از شکست "اسنار" در میان هواداران آمریکا می‌رفت به فراموشی سپرده شود این بار با شدت بیشتری بازگشته است. "برلوسکونی" از "عالم انزوا" منتفر است.
وی دغدغه ثروت نداشت و تنها به قدرت فکر می‌کرد. اما "قدرت" به گونه‌ای ناباورانه از میان دستان او به دستان "رومانوپرودی" منتقل شد.
در زمان حضور همه برلوسکونی در راس معادلات ایتالیا، نام "پرودی" برای وی به این شدت آزاردهنده نبود.
«برلوسکونی» به سرنوشت " اسنار" دچار شد شکست وی برای هواداران آمریکا عبرتی بزررگ به شمار می‌رود.
در هر حال نگاه غم‌امگیز و حسرت‌بار "سیلویود برلوسکونی" به گذشته سوری به حال وی نخواهد داشت.
مسلما نگاه نخست‌وزیر سابق ایتالیا به صورت حساب کاستی که برای تبلیغات انتخاباتی خود خوانده است بسیار دیدنی خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات