تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۲  ، 
کد خبر : ۸۱۰۷۲

کالبدشکافی یک شکست سخت

حنیف غفاری اشاره: سیلویوبرلوسکونی، نخست‌وزیر سابق ایتالیا و یکی از هواداران اصلی بوش پسر در اروپا در رقابتی نزدیک با «رومانوپرودی» از رقیب انتخاباتی خود شکست خورد تا «واشنگتن» یکی دیگر از متحدان خود در نظام بین‌الملل را از دست بدهد. در بررسی موضوع شکست «برلوسکونی» باید به چند سوال اساسی پاسخ داد:

اول این که دلایل شکست برلوسکونی چه بود؟ دوم آن که پیامهای این شکست برای اتحادیه اروپا و کاخ سفید چه بود و در آخر نیز باید پیامدهای شکست برلوسکونی را در نظام بین‌الملل امروز بررسی کرد. بدون مقدمه وارد بحث اصلی می‌شویم: دلایل شکست «سیلویوبرلوسکونی» در رقابت با «رومانوپرودی» چه بود؟
برلوسکونی یکی از ثروتمندترین سیاستمداران اروپاست. ثروت ده میلیون دلاری نخست وزیر سابق ایتالیا و لابی گسترده وی با شبکه‌های زیرین قدرت در رم و دیگر شهرهای کشورش احتمال هرگونه شکست و سقوط قدرت را در قبال وی کاهش می‌داد. برلوسکونی در جریان انتخابات گذشته ایتالیا با «جراحی پلاستیک» بر روی صورت خود سعی کرد تا توجه شهروندان ایتالیایی را نسبت به خود جلب نماید. وی در این راه تا حدودی موفق بود.
بسیاری از افرادی که در آن زمان به برلوسکونی رای دادند از آینده‌ای که می‌توانست در انتظار «رم» باشد بی‌خبر بودند. پس از حضور «برلوسکونی» در عرصه قدرت وی با حالتی غرورآمیز و غافل از فضای موجود در نظام بین‌المللی دست دوستی به سوی نومحافظه‌کاران کاخ سفید دراز کرد. «جرج واکر بوش» و همراهان وی بر اساس آن چه در ایتالیا می‌گذشت هرگز تصور شکست برلوسکونی را در انتخابات بعدی نمی‌کردند. در هر صورت پس از آغاز جنگ عراق و اشغال این کشور عربی توسط نظامیان وابسته به واشنگتن نیاز شدیدی از سوی نومحافظه‌کاران نسبت به حمایت مقامات اروپایی به وجود آمد. پس از وقوع انفجارهای 11 مارس در اسپانیا و سقوط مفتضحانه «خوزه ماریانا اسنار» متحد امریکا در «مادرید» از معادلات اروپا، فرصتی برای برلوسکونی و دیگر متحدان آمریکا به وجود آمد تا با توجه به آن چه در اسپانیا رخ داد نسبت به حمایت خود از سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری‌خواهان دست بردارند. اما این فرصت با گذشت زمان و اصرار افرادی مانند «تونلی بلر» و «سیلویوبرلوسکونی» نسبت به سیاست‌های غلط خود بر باد رفت. سقوط اسنار می‌توانست نقطه بازگشتی مناسب برای بروسکونی از سیاست‌های خود به شمار آید و چشمانش را به سوی واقعیات بسته بود.
«رایس»، «چنی» و «رامسفلد» نیز در معاملات پشت پرده خود با افرادی مانند «برلوسکونی» سعی در تزریق ایده‌آل‌گرایی خود بر پیکره متحدان اروپایی واشنگتن داشتند. در چنین فضای گنگ و آلوده‌‌ای نخست‌وزیران وقت ایتالیا و اسپانیا قربانی حرکت غلط و لرزان خود به سوی ایده‌آلیسم شدند.
پس از آنکه حذف اسنار از عرصه «قدرت» نتوانست «برلوسکونی» را از بیراهه‌ای که در پیش گرفته بود منصرف سازد کاخ سفید و افرادی مانند  «خاویر سولانا» سعی کردند تا نقش برلوسکونی را بر معادلات اروپا پر‌رنگ‌تر سازند. تمام این تحولات در حالی صورت می‌پذیرفتند که در روندی خودکار بر تعداد مخالفان برلوسکونی در ایتالیا افزوده می‌شد. دخالت نخست‌وزیر ایتالیا در اشغال عراق و اعزام تعداد زیادی سرباز به خاک این کشور به هیچ عنوان از سوی شهروندان این کشور پذیرفته شده نبود. پایین آمدن محبوبیت برلوسکونی در نظر سنجی‌های مختلف موید این حقیقت بود. که برلوسکونی هیچ‌گاه نخواست نسبت به آن آگاهی پیدا کند.
پس از پیروزی مجدد «جرج‌واکربوش» در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا «برلوسکونی» در ذهن خود حاشیه امن کاذبی جهت بقا در راس قدرت «رم» ترسیم کرد. مطابق این ترسیم غلط «برلوسکونی» سرنوشت خود را پیروزمندانه تصور می‌کرد. تصوری که در آینده‌ای نه چندان دور نخست‌وزیر سابق ایتالیا نسبت به آن آگاه شد ولی دیگر برای جبران و بازگشت بسیار دیر بود.
طی دو سال اخیر موضوع جالب توجه باعث شد تا محبوبیت برلوسکونی تا اندازه‌ای بسیار زیاد در میان هوادارانش تنزل پیدا کند. «گروگانگیری خبرنگار ایتالیایی در عراق» و انتظار روزافزون شهروندان ایتالیایی از دولت رم جهت آزادی وی مدت‌ها گریبانگیر برلوسکونی شد. وی جهت تحقق این درخواست و جلوگیری از گسترش خشم مردم ماموران امنیتی «رم» را مسئول آزادی این خبرنگار ساخت.
هنگامی که پس از پیگیری‌های بسیار زیاد دو مامور امنیتی ایتالیا نسبت به آزادی خبرنگار کشورشان در خاک عراق اقدام کردند و مشغول حرکت به سوی مرز عراق جهت بازگشت به ایتالیا بودند با آتش‌بازی سربازان آمریکایی مواجه شدند. شلیک گلوله‌های تفنگ به سوی خودروی حامل آنها باعث کشته و مجروح شدن افراد داخل خودرو شد. پس از این حادثه دردناک واشنگتن با حالتی کاملا غرورآمیز این موضوع را صرفا اشتباهی طبیعی خواند.
شهروندان ایتالیایی پس از مشاهده وضعیت ایجاد شده برخورد تحقیرآمیز کاخ سفید «برلوسکونی» و دولت ایتالیا را مسئول ایجاد چنین فاجعه‌ای دانستند. حتی مردم ایتالیا پس از برپایی تظاهراتی گسترده خواهان بازگشت سربازان خود از عراق و قطع روابط رم- واشنگتن شدند. از همان برهه بود که زمزمه لزوم برکناری برلوسکونی از معادلات رم در میان ساکنان چکمه اروپا شدت گرفت.
فارغ از آن چه اشاره شد نخست‌وزیر سابق ایتالیا در طول مدت حضور خود در «رم» نتوانست جایگاه کشورش را در نظام بین‌الملل به صورتی دقیق تعریف کند. در حقیقت فضای گنگی که «برلوسکونی» خود را در قالب آن توجیه کرده بود قدرت هرگونه مانور موثر را از سوی وی سلب می‌کرد.
شکست برلوسکونی مرهون جمع عوامل مختلفی بود که در کنار یکدیگر معنا پیدا کردند. وزن این عوامل به اندازه‌ای بود که باعث شد «ثروت» و «عوام‌فریبی» در برابر آن تسلیم شوند. برلوسکونی جهت پیروزی بر «رومانوپرودی» بر ثروت خود بسیار متکی بود. وی همچنین با خواندن آوازی درباره «عشق» و دوران جوانی خود سعی کرد حمایت شهروندان ایتالیایی را کاملا جلب نماید.
هم‌اکنون برلوسکونی جهت فرار از شکستی که متحمل شده است سعی دارد با ایجاد جنگ‌روانی علیه «رومانوپرودی» وی را در خصوص تقلب در انتخابات اخیر متهم سازد. البته وزارت کشور ایتالیا شمارش آرا، و نحوه برگزاری انتخابات پارلمانی این کشور را مورد تایید کامل قرار داده است.
هم‌اکنون بوش، بلر و دیگر هواداران ایجاد جنگ در نظام بین‌الملل با چهره‌ای درهم و نگران شاهد حذف یکی دیگر از مهره‌های خود در اروپا هستند. پس از حذف نام اسپانیا از جرگه متحدان بوش ‌پسر به دنبال سقوط «اسنار»، رخداد اخیر در ایتالیا کمر جمهوری‌خواهان را شکست. هم‌چنین «انزوای بلر» در اروپا با تحقق شکست برلوسکونی پر‌رنگ‌تر شده است.
پس از بررسی کلی عوامل شکست برلوسکونی می‌توان زمینه‌ای فرموله در این خصوص تاکید کرد: حرکت به سوی نومحافظه‌کاران آمریکایی و فاصله گرفتن از قالب و فضای طبیعی ایتالیا در نهایت فرجامی سخت را برای نخست‌وزیر سابق ایتالیا رقم زد.
پیامدهای شکست برلوسکونی برای اتحادیه اروپا و کاخ سفید
پیامدهای شکست «برلوسکونی» برای واشنگتن و اتحادیه اروپا بسیار سنگین است. حرکت به سوی عقب و چرخش به سوی قدرت حداقلی در معادلات نظام بین‌الملل از جمله چنین پیامدهایی است. کاخ سفید پس از شکست اسنار در اسپانیا و پیروزی «خوزه رودریگرز زاپاتاته‌روا» در این کشور انرژی سیاسی فراوانی را صرف کرد تا ترس ایجاد شده در میان متحدانش را از بین برود. در آن زمان فرضیه «سقوط در صورت پیروی از واشنگتن» در میان سران کشورهای اروپای قوتی فوق‌العاده یافت. در هر صورت نومحافظه‌کاران سعی کردند با قول حمایت کامل و همه‌جانبه‌ی متحدان اروپایی خود بار دیگر آن‌ها را در راستای اهداف خود فریب دهند.
شکست برلوسکونی و پیروزی «رومانوپرودی» باعث شد تا بار دیگر چالشی عمیق میان کاخ سفید و متحدان آن صورت پذیرد. جرج بوش در پی شکست «برلوسکونی» یکی از متحدان خود را در نظام بین‌الملل از دست داد. «رومانوپرودی» که قصد دارد سربازان ایتالیایی را از عراق بازگرداند، به هیچ عنوان عقاید، افکار و رویکردی یکسان یا مشابه با «برلوسکونی» ندارد. همین امر باعث خواهد شد تا تیرگی روابط میان رم – واشنگتن طی سال‌های آینده عینیتی کامل یابد.
پیامدهای شکست برلوسکونی را می‌توان در سطح کلان سیاست خارجی کاخ سفید نیز بررسی نمود. تئوریسین‌های واشنگتن جهت تکمیل پازل «جهان‌گرایی» و تسلط بر معادلات نظام بین‌الملل اجزا و ارکان به هم پیوسته‌ای را ترسیم کردند. در بسیاری از موارد «افراد» به عنوان اجزای کامل‌ کننده چنین پازلی محسوب می‌شدند. برلوسکونی نخست وزیر سابق ایتالیا نیز مشمول چنین قاعده‌ای می‌شد. حذف برلوسکونی از معادلات رم به معنای از بین رفتن یکی از حلقه‌ها یا قطعات پیوند میان اجزای یونیورسالیسم ترسیم شده از سوی واشنگتن بود. باز سوی دیگر به علت گرفتاری روزافزون کاخ سفید در عراق، افغانستان و دست و پا زدن بوش، چنی و رایس در شرایط داخلی نابسامان جامعه آمریکا، نومحافظه‌کاران هم اکنون قدرت پر کردن این جای خالی بزرگ را ندارند.
اما پیامدهای شکست برلوسکونی تنها در موارد فوق خلاصه نمی‌شود. کاهش وزن متحدان آمریکا در نظام بین‌الملل و تقویت جایگاه مخالفان کاخ سفید در جهان پس از هزاره سوم باعث شده است تا معادلات موجود به سود جریان ضد جمهوری‌خواهان در جهان سنگین شود. مقابله با چنین شرایطی برای ایده‌‌آل‌گرایان ایالات متحده آمریکا بسیار دشوار خواهد بود.
سکوت جمهوری‌خواهان در قبال شکست برلوسکونی نیز نشان‌دهنده چنین حقیقتی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات