محمدمهدی شیرمحمدی
یکم) طرح یک مساله
این روزها مساله حجاب و نحوه برخورد با پدیده بدحجابی و مدزدگی در پوشش جوانان مسالهای اجتماعی و سیاسی شده است.
با اینکه همه اذعان دارند باید این مساله فارغ از سیاستزدگی و کشمکشهای بیسرانجام سیاسی مورد توجه قرار گیرد اما خروج از این مساله نیز نمیتواند به آسانی صورت گیرد چه آنکه مساله حجاب در ایران معاصر از اساس با یک توطئه سیاسی پدید آمد. اما میتوان با هوشمندی و تدبیر عاقلانه و پرهیز از غوغاسازی با این پدیده به عنوان یک مساله فرهنگی- اجتماعی برخورد کرد و راهی برای گذر از آن جستجو کرد.
دوم) مد از کجا پیدا شد
نوع پوششی که امروز مد نامیده میشود همراه با تعمیق مدرنیته و تجددگرایی در متن جامعه ایرانی، رایج شد.
هنگامی که رضاخان با قلدری و با پشتیبانی عوامل استعمار در ایران یک «دولت شبه مدرن» بنا کرد. از سوی یک محفل روشنفکری هشت نفره که اتاق فکری رژیم رضاخانی را تشکیل میداد مامور شد تا با «سنتزدایی» تجددگرایی را از طبقات اشراف به طبقات زیرین جامعه تحمیل کند.
از این میان پیشنهاد لباس متحدالشکل و کشف حجاب به «یحیی دولتآبادی» بازمیگشت. او از بهائیان فراماسونر بود و با طرح این پیشنهاد برای رضاخان عملا مبارزه با شئون ظاهری انسان مسلمان به مبارزه برخواست. و خود با کشف حجاب از همسر و دخترانش در مجامع عمومی پیشگام این پدیده شوم شد.
پس از رضاخان از برخوردهای جبارانه برای اجرای پروژه سنتزدایی و تجددآفرینی کاسته شد. و مبارزه با فرهنگ ایرانی- اسلامی با اقدامات نرمافزاری و خزنده ادامه دادند یعنی نوع مواجهه ظرفیتتر بود.
زینت جهانشاه، دختر سرهنگ حبیبالله فرود بود صاحب اولین کانون مدسازی در ایران بود. او که تحصیلات خود را در مدرسه دخترانه «لته فراین» آلمان در پاریس نیز نزد «پیر بالمن» از معروفترین خیاطان اروپا آموزش دیده بود. وی در سال 1321 ه.ش نخستین کارگاه و نمایشگاه لباس مد و فرنگی را در ایران دایر کرد. این کارگاه اندک مدتی بعد به بزرگترین و مشهورترین کارگاه و نمایشگاه لباس مد برای زنان دربار و اشراف تبدیل شد.
سوم) ضرورت پاسخگویی به نوخواهی
مد در لغت به معنی سلیقه تازه و روش جدید است اما در اصطلاح به تغییر سلیقه ناگهانی گروهی از افراد گفته میشود که منجر به گرایش به انجام رفتاری خاص یا مصرف کالای به خصوصی یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی میشود.
وقتی خواص و روشنفکران جامعه در جستجوی امر نو و بدیع هستند توقع نابهجایی است که از جوان بخواهیم تمنای امر نو را نداشته باشند. آدمی فطرتا موجودی کمالطلب است و تمنای امر نو و پدیده جدید را اگر با دیگر کمالات انسانی مغایر نباشد در راستای همان کمالخواهی میبیند.
مقام معظم رهبری در این خصوص در دیداری که مرداد ماه 1381 جمعی از جوانان همدان با ایشان داشتند، تصریح میکنند: «مدگرایی و نوگرایی اگر افراطی نباشد، اگر روی چشم و همچشمی رقابتهای کودکانه نباشد، عیبی ندارد اما مواظب باشید قبلهنمای این مدگرایی به سمت اروپا نباشد.»
بنابراین استقبال از کالای نو برای عامه به خودی خود نه تنها مذموم نیست بلکه مطلوب و منطبق با کمالخواهی آدمی است. مبارزه با نوخواهی نه تنها بیفایده و در تعارض با فطرت انسانی است بلکه امری مذموم و ضدفرهنگی است.
چهارم) حسرت و عفت
اما اکنون با پدیدهای در جامعه مواجه هستیم که از ظواهر برخی جوانان جامعه ما صورتی ناپسند و نامطلوب ایجاد کرده است.
این امر ناشی از «عدم پاسخگویی» نهادهای متولی فرهنگ عمومی به نوخواهی و نوجویی جوانان از یک سو و «پاسخگویی» مثبت مراکز و نهادهایی دیگر به این نیاز فطری است. این مراکز و نهادهای دیگر که یا با فرهنگ اسلامی- ایرانی آشنا نیستند و یا اساسا با آن تعارض دارند و در خدمت غرب و دشمنان اسلام هستند میکوشند با جلوهگری مداوم به نیاز فطری نوخواهی جامعه پاسخ مثبت بدهند. بدیهی است که جوان به ویژه اگر دارای ضعف هویتی بوده و تعلق عمیقی به فرهنگ ایرانی- اسلامی نداشته باشد در این میان به پذیرش محصولات مراکز مدآفرین میپردازند. در این میان آنهایی که به هویت و تعلقات فرهنگی خود پایبند هستند در حسرت محصولات نو میمانند و برای عفیف و نجیب بودن فطرت نوخواهی خود را در این بعد سرکوب میکنند.
مدسازی و مدآفرینی برای پوشش و آرایش ظاهر باید ضمن زیبایی واجد نیازها و مطلوبیتهای جامعه ایرانی باشد و با فرهنگ اسلامی و حفظ شئون حجاب اسلامی سازگار باشد.
یادمان نرود که نوع پوشش افراد یک جامعه مهمترین شاخص فرهنگی آن جامعه است و اگر برای عرضه لباس زیبا، فاخر و در عین حال بهنجار اقدام نکنیم دیگران برای نسلهای بعدی ما چنین خواهند کرد.