بسم الله الرحمن الرحیم
درست همان روز که وزیر کشور از بهبود امنیت در شرق کشور خبر داد , عده ای از اشرار در جاده « بم ـ کرمان » جنایت جدیدی آفریدند و 12 نفر از هموطنان بی گناه را به قتل رساندند و اتومبیل های آنها را به آتش کشیدند.
از یادآوری این همزمانی , نتایج متعددی میتوان گرفت ولی هدف ما در اینجا اینست که به مسئولین امنیت جامعه از جمله وزیر محترم کشور که ریاست شورای امنیت را نیز برعهده دارد تاکید نمائیم بهتر است بجای حرف زدن به عمل روی آور شوند. بپذیریم که در شرق کشور , مردم امنیت کافی ندارند و منطقه سیستان و بلوچستان اکنون محل تاخت و تاز اشرار است و جنایت جاده « بم ـ کرمان » خبر از اراده اشرار برای گسترش منطقه شرارت بسوی مناطق مرکزی دارد.
بسیار روشن است که وقایع تروریستی جاده « بم ـ کرمان » و جاده « زابل زاهدان » و امثال این جنایات , فاقد جنبه نظامی هستند و بهیچوجه نشان دهنده قدرت اشرار و معاندان نیستند , اما از آنجا که نتیجه این جنایات , ناامنی است و جامعه را دچار نگرانی می کند , باید مسئولان با عزمی جدی به مقابله با آن بپردازند و تا رسیدن به امنیت کامل منطقه , این مقوله همچنان در اولویت قرار داشته باشد. نیروهای مسلح ما قبلا نیز نشان داده اند که به راحتی میتوانند با چنین پدیده هائی مقابله و عوامل آنرا سرکوب و ریشه کن نمایند. در این واقعیت , کمترین تردیدی وجود ندارد لکن شرایط کنونی ایجاب می کند این کار با سرعت و قاطعیت بیشتر انجام شود و مسئولان مربوطه توجه داشته باشند که حتی یک لحظه درنگ در این اقدام , برای کشور زیانبار است .
آنچه در ماه های اخیر در شرق کشور رخ داده , تحقق بخشی از طرحی است که دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران برای براندازی این نظام یا تسلیم شدن مسئولان آن در برابر خواسته های استعماری , تهیه کرده اند. این طرح جامع , مجموعه ایست از موضوعاتی از قبیل انرژی اتمی , حقوق بشر , فشارهای سیاسی , تحریم های اقتصادی , تلاشهای تفرقه افکنانه , آشوب های قومی , شرارت , تبلیغات مسموم , جنگ روانی , تهاجم فرهنگی و ایجاد درگیری های فرقه ای .
قوه عاقله نظام , باید برای مقابله با این توطئه جامع , بصورت جدی و همه جانبه وارد عمل شود. جدا دانستن شرارت های شرق کشور از فشارهای بین المللی که آمریکا به ایران به بهانه هائی از قبیل انرژی اتمی و حقوق بشر وارد می کند , یک ساده لوحی محض است . طشت رسوائی غربی ها مدتهاست که از بام حقوق بشر ادعائی شان به زمین افتاده است . آنها برای یک جاسوس که دستگیر می شود و به همه چیز اعتراف می کند در بوق و کرنا میدمند و جهان را از فریادهای حقوق بشری پر می کنند ولی از صادر کردن حتی یک اعلامیه یک جمله ای در محکومیت قتل عام مردم عادی و مسافران عبوری توسط جنایتکاران خودداری مینمایند. آیا دلیلی روشن تر از این برای وابستگی عاملان این جنایات به همین مدعیان حقوق بشر میتوان یافت !
قطعا بی تدبیری های چند سال گذشته در پیدایش و رشد شرارت ها در مناطق مرزی از جمله شرق کشور موثر بوده است . این خسارت را فقط تدبیری که از قوه عاقله کشور برمیآید میتواند جبران کند و آب رفته را به جوی برگرداند.
منظور این نیست که برای ریشه کن ساختن فتنه , نباید از قدرت نیروهای مسلح استفاده کرد , حرف اصلی را در مقابله با شرارت باید نیروهای مسلح بزنند. در عین حال , برای ریشه کن ساختن فتنه باید جامع تر فکر کرد و تدبیر را باید اساس قرار داد. برنامه ریزی های خارجی , کمک های آنسوی مرز , حمایت های داخلی و عوامل و عناصر عقیده ساز را باید در کنار همدیگر قرار داد و با یک نگاه همه جانبه , درصدد طراحی تدبیر برآمد.
فتنه گران همواره فاقد ریشه هستند بویژه آنها که با خارج از مرزها سروسری دارند. مردم بشدت از فتنه و فتنه گران متنفرند و حامیان اصلی دولت برای برقراری امنیت و آرامش می باشند. با در اختیار دا شتن این همه امکانات و در راس آنها حمایت مردمی , اگر مختصر اراده ای در کار باشد , چشم فتنه کور خواهد شد.