تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۵  ، 
کد خبر : ۸۱۱۹۴

نگاهی به سیاست فرهنگی رژیم شاه از دیدگاه امام خمینی


ترویج فرهنگ اجنبی و فرهنگ استعماری , از سیاست های بنیادی رژیم شاه در عرصه فرهنگ بود. رژیم شاه به عنوان عامل استعماری می کوشید تا آنجا که می تواند فرهنگ استعماری غرب را در ایران رواج بدهد و به تدریج , فرهنگ دینی و بومی مردم را براندازد و فرهنگ غربی را حاکم نماید. امام خمینی درباره سیاست فرهنگی رژیم شاه , سخنان فراوان دارند و ابعاد مختلف آن را به خوبی برملا می کنند. امام خمینی سیاست فرهنگی رژیم شاه را ام الامراض آن زمان می داند و در این باره چنین می‌فرماید :
آنچه می توان گفت ام الامراض است , رواج روزافزون فرهنگ اجنبی استعماری است که در سالهای بسی طولانی جوانان ما را با افکار مسموم پرورش داده و عمال داخلی استعمار بر آن دامن زده اند و از یک فرهنگ فاسد استعماری جز کارمند و کارفرمای استعمارزده حاصل نمی شود. باید کوشش کنید مفاسد فرهنگ حاضر را بررسی کرده و به اطلاع ملتها برسانید و با خواست خداوند متعال آن را عقب زده و به جای آن فرهنگ اسلامی ـ ]و[انسانی را جایگزین کنید تا نسلهای آینده با روش آن که انسانسازی عدل پروری است تربیت شوند . (1 )
اگر عدالت در بین زمامداران نباشد , این مفاسدی است که دارید می بینید , اسلحه دست اشخاص عیرصالح , اسلحه دست اشخاص ناصالح , اشخاص بی انصاف , بی عدالت . اینها از این طرف آدمکشی می کنند , از آن طرف « عدالت اجتماعی , عدالت اجتماعی » از آن طرف فشار می آورند به زنها که باید بی حجاب بشوید , از آن طرف « آزادی نسوان , آزادی نسوان » اینها مضحکه است , آزادی نیست. (2 )
امام خمینی در سخن دیگری در نقد سیاست فرهنگی و علمی زمان رژیم شاه , چنین می فرماید :
در ایران بنا براین بوده است که یک فرهنگ وابسته , فرهنگ وابسته به معنای اینکه , یک فرهنگی داشته باشیم ما , دانشگاه داشته باشیم , نگویند دانشگاه نداریم , دانشکده , دانشگاه , دانشسرا همه این الفاظ موافق با فرم تمدن , الفاظش را داشته باشیم , لکن محتوا نداشته باشد که صورت , شبیه تمدن ولی توخالی . از اولی که مدارس در ایران , مدرسه ای که می خواسته که یک رشدی بکند , در ایران تاسیس شده , از اول اینطور بوده منتها به این فساد نبوده , از اول این طور بوده که , بنا براین بوده است که نگذارند یک فرهنگ حقیقی و واقعی و یک تحصیلکرده های صحیح در ایران پیدا بشود , مزاحمت خواهند کرد. با مقاصدی که آنها دارند و با منافع آنها که منافعشان چپاول کردن مال این ملت است , مزاحمت دارد. اینها از اول نقشه را جوری کشیدند که این فرهنگ , یک فرهنگی که قابل این باشد که این جوانهای ما را ترقی بدهد و یک جوان فرهنگی صحیح بار بیاورد , از این مانع شدند و حالا دیگر به آن شکوفایی مسئله ای که آنها خواستند درآمده که اصلش هیچ فرهنگ ما صورت فرهنگ به معنای واقعی ندارد و جوانهای ما را عمرهایشان را دارند ضایع می کنند , یعنی رفتن در این دانشکده و در این دانشگاهها جز تضییع عمر معلم و متعلم چیزی نیست . معلمها این را می دانند , متعلمها هم این را می دانند , همه می دانند لکن وضع اینطوری است . ما که می گوییم باید این ورق برگردد , پیچیده بشود تمام این نقشه هایی که خارجیها به دست این عمال خبیثشان در ایران پیاده کرده اند , باید اینها برداشته بشود , برای این است که ما می بینیم که هر جا دست بگذاریم فاسد است , اگر ما یک مدرسه و دانشگاه به معنای حقیقی داشتیم , چطور وقتی که ثروتمندهای ما , خود عالیجناب وقتی یک کسالت پیدا می کنند , باید از خارج یا بیاورند , یا اینها را منتقل کنند به خارج , باید بروند لندن خودشان را معالجه کنند! چطور از لندن هیچ وقت نمی آیند تهران خودشان را معالجه کنند , یا جای دیگر بروند , باید از اینجا برویم , از ایران باید بروند به لندن برای معالجه , این دلیل بر این است که ما طبیب نداریم به معنای حقیقی , طبیب داریم , طبیب ـ چیز هم گرفته ـ تصدیق هم گرفته , دیپلم هم دارد , همه چیز دارد , پروفسور هم به او می گویند , اما به معنای واقعی ندارد , محتوا ندارد , صورت است , یک چیزی که نه , منظورم این است که تغییر کرده , از همان لغات است که تغییر کرده است , پروفسور هم هست ; یعنی این لفظ را گذاشته اند روی یک معنایی که آن معنا ندارد , محتوا ندارد و لهذا وقتی که یکی مریض می شود می گویند نه , باید برود لندن , خود طبیبها , به طبیب هم که آمده , می گویند اینجا , اینجا دیگر معذوریم بروند آنجا , ایشان بروند لندن !. این فقر ماست در فرهنگ , فقر ماست در دانشگاهها , در دانشکده ها و اینها می خواهند ما فقیر باشیم , برای چه ما طبیب داشته باشیم باید یک قدری از این ملت احتیاج داشته باشد , به , وابسته باشد , ملت هم می خواهند وابسته باشد به این دولتهای دیگر و به ملتهای دیگر. (3 )
امام خمینی معتقد بودند , رژیم شاه نه تنها فرهنگ ایران را عقب نگه داشت و مسیر علمی ایران را نیز متوقف کرد بلکه نیروی انسانی لازم را در این زمینه از بین برد. امام خمینی در این باره می‌فرماید :
فرهنگ ما را یک فرهنگ عقب نگه داشته درست کرده است , فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری که آلان جوانهای ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتی در اینجا یک نیمه تحصیلی کردند , آن هم با این مصیبتها آن هم با این چیزها , باید بروند در خارج تحصیل بکنند , ما پنجاه سال است , بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است که این دانشگاه را داریم , لکن چون خیانت شده است به ما , از این جهت رشد نکرده , رشد انسانی ندارد , تمام انسانها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم . (4 )
مملکت ما را با اسم تمدن بزرگ , همه چیزش را به عقب زدند , فرهنگ ما یک فرهنگ استعماری است که نمی گذارد بچه های ما تربیت و رشد پیدا کنند , بعد از تقریبا هفتاد سال مدرسه داشتن و سی و چند سال یا بیشتر , دانشگاه داشتن , مع ذلک اگر یک لوزه ای را بخواهند عمل بکنند , می گویند که باید برود به لندن عمل بکند , اگر یک کسی سینه اش مثلا درد داشته باشد یا یک مرض چه , باید برود به خارج , برای اینکه نگذاشته اند نیروی جوانهای ما رشد و تربیت پیدا بکند . (5 )
زیان های سیاست فرهنگی رژیم شاه , تنها محدود به همان عصر نمی شد , بلکه شاه قصد داشت ملت ایران را با تاریخ که پشتوانه قوی فرهنگی هر ملتی است , بیگانه نماید. امام خمینی در این باره نیز می فرماید :
اگر مهلت پیدا می کرد این رژیم غیرانسانی , اسلام را از محتوای خودش بکلی خالی می کرد و یک صورت بی محتوا حتی صورت را هم نمی گذاشت حفظ بشود. فجایعی که در زمان او واقع شد , تاریخ امید است که ثبت کند و متفکران و متوجهان به مسائل بنویسند و باشد در مخزنها تا ببینند اشخاصی که بعدها می آیند. بنابراین بود که اصل اسلام در اینجا محو بشود , شروع کردند تاریخ اسلام را تغییر دادند و شروع کردند و جوانهای ما را از اسلام می خواستند جدا کنند , موادمخدره و موادی که انسان کش است , در اینجا به دست همین خاندان پهلوی خریده می شد و پخش می شد. این نه برای این بود که فقط منافع مادی می خواستند , برای این بود که اطاعت امر آنها را بکنند که باید ایران عقب مانده بماند و یک عده افیونی و هروئینی و عیاش نمی توانند کشور خودشان را حفظ کنند, آنها بنشینند و چرت بزنند و آنها مخازن آنها را خالی کنند. (6 )
از بین بردن ارزش ها و نهادهای دینی و ارزش ها نهادهایی که پشتوانه فرهنگ دینی هستند , از سیاست های دیگر رژیم پهلوی بود. امام خمینی در این باره می‌فرماید:
از نقشه های شیطانی قدرتهای بزرگ استعمار و استثمارگر , که سالهای طولانی در دست اجراست و در کشور ایران از زمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمدرضا با روشهای مختلف دنباله گیری شد , به انزوا کشاندن روحانیت است که در زمان رضاخان با فشار و سرکوبی و خلع لباس و حبس و تبعید و هتک حرمات و اعدام و امثال آن و در زمان محمدرضا با نقشه و روشهای دیگر که یکی از آنها ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیان بود , که تبلیغات وسیعی در این زمینه شد و مع الاسف به واسطه بی خبری هر دو قشر از توطئه شیطانی ابرقدرتها نتیجه چشمگیری گرفته شد. از یک طرف از دبستانها تا دانشگاهها کوشش شد که معلمان و دبیران و اساتید وروسای دانشگاهها از بین غربزدگان یا شرقزدگان و منحرفان ازاسلام و سایر ادیان انتخاب و به کار گماشته شوند و متعهدان مومن در اقلیت قرار گیرند که قشر موثر را , که در آتیه حکومت را به دست می گیرند , از کودکی تا نوجوانی و تا جوانی طوری تربیت کنند که از ادیان مطلقا و اسلام بخصوص و از وابستگان به ادیان خصوصا روحانیون و مبلغان متنفر باشند , و اینان را عمال انگلیس در آن زمان و طرفدار سرمایه داران و زمینخواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالی در بعد از آن معرفی می نمودند. و از طرف دیگر با تبلیغات سو , روحانیون و مبلغان و متدینان را از دانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بدبینی و بی بند و باری و مخالفت با مظاهر اسلام و ادیان متهم می نمودند. نتیجه آن که دولتمردان مخالف ادیان و اسلام و روحانیون و متدینان باشند; و توده های مردم که علاقه به دین و روحانی دارند مخالف دولت و حکومت و هرچه متعلق به آن است باشند و اختلاف عمیق بین دولت و ملت و دانشگاهی و روحانی راه را برای چپاولگران آنچنان بازکند که تمام شئون کشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخایر ملت در جیب آنان سرازیر شود , چنانچه دیدید به سر این ملت مظلوم چه آمد و می رفت که چه آید. (7 )
خلاصه اینکه سیاست فرهنگی رژیم شاه از نظر امام خمینی , چیزی غیر از این نبود که تلاش می شد فرهنگ دینی و فرهنگ اصیل این مرز وبوم نابود شود و به جای فرهنگ و آداب غربی جایگزین گردد. به همین دلیل بود که مبارزه با دین در صدر برنامه ها و سیاست های فرهنگی رژیم شاه قرار گرفت و دست اندرکاران فرهنگی رژیم شاه در همه ابعاد آنچه مورد توجه قرار می دادند , نفی و طرد ارزش های دینی بود. اساسا یکی از مهم ترین انگیزه های قیام امام خمینی که منجر به شکل گیری انقلاب اسلامی شد , این بود که امام خمینی می خواست در برابر سیاست های فرهنگی رژیم شاه که تماما بر ضد اسلام و فرهنگ اسلامی بود , بایستد و اجازه ندهد رژیم شاه و حامیان استکباری او در محو ارزش های دینی موفق شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات